۱۳۸۸ اسفند ۲۶, چهارشنبه

دولت الکترونیک از وعده تا عمل

امروز بعد از ظهر از محل کارم که خارج شدم جهت تهیه بلیت اتوبوس برای شهر گلپایگان به ترمینال جنوب رفتم با توجه به اینکه سالهای گذشته چند روز پیش از عید جهت مسافرت بلیط رزرو می کردم ولی امسال مدرسه دخترم اعلام کرده بود که تا روز پنج شنبه مدرسه باز است و تاکید کرده بودند که روز پنج شنبه دانش آموزان امتحان دارند لذا ما سر در گریبان بودیم و نمی دانستیم جهت تهیه بلیط چکار کنیم ؟ تا اینکه اطلاع یافتیم که مدرسه پنج شنبه تعطیل کرده است . با توجه به اینکه در ترمینال جنوب چند دستگاه باجه خودپرداز بانکی وجود دارد همچنین کلیه تعاونی نیز خود دستگاه کارت خوان دارند بنده هم با جیب خالی به آنجا رفتم . به ترمینال که رسیدم از مسئول باجه بلیط در خواست بلیط کردم و پیش خودم فکر می کردم که حال می گوید تا اول نوروز بلیط نداریم ولی بر عکس افکارم ؛ ایشان گفت برای فردا ساعت 6 بعد ازظهر هشت جا داریم و گفتم پس برایم چهار بلیط بدهید و پس از صدور بلیط در هنگام دریافت پول مسئول باجه گفت شبکه قطع است . برای همین اول در صف عابر بانک ملی ایستادم پس از بیست دقیقه که نوبت من شد دستگاه اعلام کرد که این کارت اعتبار ندارد در صف دستگاه خود پرداز بانک اقتصاد نوین ایستادم همان داستان دستگاه بانک ملی تکرار شد به پیش مسئول صدور بلیط رفتم و گفتم اگر امکان دارد من فردا صبح بیایم بلیط بگیرم ایشان گفت امکان آن نیست اگر تا نیم ساعت دیگر پول بلیط را ندهی بلیط شما به شخص دیگری داده خواهد شد و تا روز دوم عید نیز بلیط ها رزرو شده است لذا از ترمینال خارج شدم و در کوچه های پس کوچه های خزانه به دنبال عابر بانک سپه می گشتم خلاصه پس از نیم ساعت جستجو بانک سپه شعبه خزانه را در فلکه سوم خزانه پیدا کردم و آنجا نیز صف طولانی داشت و یکی از کسانیکه در صف ایستاده بود گفت این عابر بانک به بعضی از کارتها بانک سپه پول می دهد و به بعضی پول نمی دهد من نیز مجبور بودم شانس مرا امتحان کنم . درصف ایستادم تا نوبت شد ولی شانس من دستگاه به بنده پول داد پس از گرفتن پول آمدم با تاکسی به سمت ترمینال بیایم که اصلا" تاکسی نبود و از طرفی یک سری خدا بی خبر با انداختن ترقه و نارنجک اعصابم را خرابه کرده بودند بلاخره پای پیاده به ترمینال برگشتم مسئول باجه صدور بلیط رفته بود. دیگر نامید شدم داشتم از ساختمان ترمینال خارج می شود صدای شنیدم که می گفت آقای عبیری ؛ برگشتم دیدم مسئول باجه صدور بلیط بود به سمت ایشان رفتم ایشان بلیط را به من داد و گفت چون مسئول صندوق داشت می رفت من از خودم پول بلیط شما را دادم وقتی پول بلیط را دادم دیدم نسبت به سال گذشته بلیط ها 20 در صد گران شده است . از داستان بالا به چند تا نتیجه رسیدم :
1–کارمندان  سال گذشته 10 در افزایش حقوق داشتند ولی قیمت همه چیزها بین 20 الی 50 درصد افزایش یافته است لذا افزایش حقوق ها منصفانه نبوده است .

2– در ترمینال کار سی ثانیه بنده به دو ساعت زمان انجامید که باعث تلف شدن وقت و هزینه های دیگر شد. پس اینکه می گویند دولت الکترونیک و ده ها مورد دیگر در خدمت مردم ؛ این حرف ها در هنگام گرفتار شدند؛ انسان احساس می کند که این حرف ها چه سخنان بیهوده ای است و این سخنان وقتی عملی می شود که زیر ساخت ها درست شود و در سراسر ایران کسی برای یک ثانیه نیز معطل این قبیل مسائل نشود و این همه حمل و نقل بی خودی و تلف شدن وقت و اعصاب خورد کنی برای چیست ؟ ( بعضی از سربازهای که به سختی مرخصی گرفته بودند و در ترمینال علاف بودند به علت خرابی شبکه شتاب و نداشتن پول بسیار عصبی بودند )
3 – بانکها با سود پولهای عابر بانک و قرض الحسنه برای کارمندانشان چه امکاناتی که تهیه نکردند ولی برایشان مهم نیست که بر سر مشتری بدبخت چه خواهد آمد و اگر خدای نکرده کسی مریض باشد و یا در فرودگاه گرفتار باشد و به امید عابر بانک رفته باشد چه گرفتاری که نخواهد کشید ؟ شاید شما هم شعارهای حق با مشتری است را در بانکها دیده باشید .
4 - سخن پایانی اینکه در چند وقت اخیر خیلی از وقتها که از عابر بانک به عنوان پایه دولت سبز یاد می شود یعنی به جای حمل پول نقد و یا رفتن به شعبه اصلی در آن طرف شهر جهت گرفتن و یا پرداخت پول از طریق خودپرداز داخل مغازه یا موبایل و کامپیوتر کارهای مالی خود را انجام دهید ولی وقتی این شبکه قطع باشد الکترونیک سبز به سیاه تبدیل می شود .

۱۳۸۸ اسفند ۲۵, سه‌شنبه

چهارشنبه سوری آیین ملی ولی با رویکرد ضد محیط زیست در چند سال اخیر

در این لحظه که این مطالب را می نویسم صدای انفجارهای حاصل از مواد منفجره لحظه ای قطع نمی شود و بوی مواد منفجره نیز همه جا را فرا گرفت .
چهارشنبه سوری یک آیین ملی برای ایرانیان می باشد که این ایین قرنها در ایران برگزار می شود  و ریشه تاریخی در این سر زمین دارد و از طرفی دوتا نظریه در مورد چهارشنبه سوری وجود دارد که عبارتند از :


الف -  روایت است وقتی مختارثقفی می خواست قیام کند آتش افروخت که مصادف شب چهارشنبهً آخر سال، يا چهارشنبه آخر صفر را، برخي به قيام مختار نسبت مي دهند : مختار سردار معروف عرب وقتي از زندان خلاصي يافت و به خونخواهي شهيدان کربلا قيام کرد، براي اين که موافق و مخالف را از هم تميز دهد و بر کفار بتازد، دستور داد شيعيان بر بام خانه خود آتش روشن کنند و اين شب مصادف با شب چهارشنبه آخر سال بود. و از آن به بعد مرسوم شد.


ب - نظریه دوم این است که چهارشنبه سوری یکی از آیین دین مقدس زرتشت است که چون زرتشتیان به آتش احترام می گذاشتن لذا هر سال در یک روز خاص مراسم جشنی که با روشن کردن آتش همراه بوده و با پریدن از روی آتش پیروان دین زرتشت از اهورامزدا می خواستن تا همه بیماری ها جسمی و روحی  انسان را به وسیله آتش بسوزند و حتی وقتی از روی آتش می پریدند با گفتن این جمله" زردی من از تو و سرخی تو از من" این مراسم را برگزار می کردند .
در سالهای نه چندان دور در شب چهارشنبه سوری مردم از بیابانهای اطراف شهر و روستا بوته خار می کندن و در شب چهار شنبه سوری با آتش زدن این بوته و پریدن از روی آتش ؛ این مراسم را گرامی می داشتند که در کنار این مراسم می توان به سنت های دیگری مانند قاشق زنی و فال گرفتن و خوردن آجیل شب چها رشنبه سوری اشاره کرد که هنوز هم در خیلی از نقاط کشور این مراسم زنده نگه داشته می شود .
ولی متاسفانه در چند سال اخیر با جایگزینی بدعت های دیگری به جای مراسم اصلی چهار شنبه سوری که توسط بعضی از افراد سودجو جهت در آمدهای اقتصادی انجام می شود  . باعث شده است شب چهارشنبه سوری به میدان جنگ و کارزار در محلات تبدیل شود و از چند روز مانده به چهار شنبه آخر سال زندگی را به مردم سخت می کنند و امیدوارم در سالهای آینده با فرهنگ سازی صحیح در آیین ملی چهارشنبه از استفاده از مواد منفجره که بسیار ضد محیط زیست می باشند ( هم به خاطر آلودگی هوا و هم آلودگی صوتی و دیگر آلودگی ها ) و هم به خاطر صدمات جانی و اقتصادی به هموطنان دوباره به روشهای سنتی قدیم بگردیم.

۱۳۸۸ اسفند ۲۴, دوشنبه

خاطرت زیست محیطی : صعود به قله توچال در یک ربع قرن (16)


در سال 1362 به خدمت سربازی اعزام شدم ؛ خوشبختانه محل پادگان آموزشی که به آن اعزام شدم پادگان دژبان مرکز تهران در خیابان فاطمی بود در آن سال در حین خدمت دو تا اتفاق  برایم افتاد که خاطرات آن شنیدنی است .
1 – با توجه به اینکه بنده از شهرستان گلپایگان به خدمت سربازی اعزام شده بودم و شهر تهران را نمی شناختم و تازه با سربازان دیگر دوست شده بودم ؛ یک روز یکی از هم دوره هایم گفت : که پیش از خدمت سربازی کوهنوردی می کردم و حال اگر مرخصی بدهند می خواهم قله توچال را صعود کنم .
من از ایشان خواستم که اگر امکان دارد مرا باخودش به کوه ببرد که ایشان قبول کرد و با توجه به اینکه شب های جمعه همه سرباز به مرخصی می رفتند مگر کسانیکه نگهبان بودند و بچه های شهرستانی (چون من شب های جمعه در آسایشگاه می ماندم) ولی دوست سرباز من مرخصی گرفت رفت و او گفت صبح جمعه منتظر من باش تا بیایم درب پادگان و شما را با خودم به قله توچال ببرم. لذا صبح جمعه سرد زمستانی من در جلوی پادگان هرچه منتظر او ماندم ایشان نیامد. دیگر نامید شدم و خودم رفتم میدان توحید و از آنجا با اتوبوسهای شرکت واحد به تجریش رفتم چون مسیر نمی دانستم از دیگران سوال می کردم تا به دربند و میدان مجسم رسیدم .
وای چه خبر بود این همه آدم داشتن کوه می رفتند تا کوهنوردی کنند  اصلا" باور کردنی نبود . من هم با لباس سربازی به راه افتادم اولین بار بود تله سی یژ می دیدم من به جای کسانیکه سوار بودند می ترسیدم . بلاخره با اولین گروه که داشتن بالا می رفتند همکلام شودم از آنها در باره مسیر و قله توچال سوال کردم آنان مقداری راه را با من همراه بودند تا اینکه قصد خوردن صبحانه و برگشت را کردند و مقداری مواد غذائی به من دادند و من به راه ام ادامه دادم به پناهگاه شیرپلا رسیدم قصد برگشتن داشتم که دیدم خسته نیستم ؛ دو باره به راه افتادم و مسیر قله توجال را سوال کردم دوباره با یک گروه دیگر هم کلام شدم آنان نیز از من پذیرائی کردند ( در آن زمان با توجه به جنگ و همچنین روحیه انقلابی مردم سربازان در میان مردم مورد احترام خاص بود ) هر چه بالاتر می رفتم عظمت شهر تهران نمایانتر می شد . این گروه نیز در میانه راه مانند و من به گروه بعدی محلق شدم و خوبی این گروهها در این بود که به گروه بعدی سفارش می کردند که مرا تا قله همراهی کنند تا اینکه به گروه آخر برخوردم آنها از من پرسیدند که شب را چگونه بودن وسیله در کوه گذراندم؟ که گفتم ساعت هفت صبح شروع به کوهنوردی کردم آنان تعجب می کردند با توجه اینکه مسیر برفی بود و با توجه به اینکه حدود 25 اسفندماه بود که من قله را فتح می کردم ولی گاهی برف به درون پوتین هایم می رفت و آنان با وسایل خود این مشکل مرا رفع کردند ولی خیلی سرد بود و اگر کسانیکه جلوتر مسیر را پاکوب نکرده بودند کوهنوردی برایم نا ممکن بود و از طرفی رسیدن به قله توچال مرا دیوانه کرده بود تا اینکه ساعت حدود یک بعد از ظهربه نوک قله رسیدم همه کسانیکه در نوک قله بودند با من سلام علیک کردند و هرکس دوست داشت مقداری خوردنی به من بدهد ولی همه کسانیکه به قله رسیده بودند خسته و کوفته بودند ولی بنده اصلا" احساس خسته بودند نمی کردم شخصی در نوک قله داشت عکس می گرفت که من از او خواستم که از من نیز عکسی بگیرد و اونیز عکس مرا گرفت .

یادش بخیر آن نوک قله چه خبری بود؟ بنده شما را به سال 1362 و به قله توچال بردم که بدانید در آن سالها تهران پر از دار و درخت بود و اکثر خانه در میان درختان گم بودند تنها ساختمانهای بلند تهران ساختمانهای اسکان بود که ابتدای میرداماد می باشد از نوک قله توچال باغهای شهریار و قسمتی از شهر کرج نمایان بود پرواز هواپیما و پرندگان کاملا" در فضای شهر تهران مشخص بود. درختان خیابان شریعتی و ولی عصر مانند دو تا مار در میان شهر پیچ خورده بودند و به سمت جنوب می رفتند . باغهای شمیرانات ؛ قلهک ؛ عباس آباد؛ قسمتی از فرحزاد و تهرانپارس کاملا" نمایان بود .
آن روز ها من اصلا" چیزی به نام محیط زیست نمی دانستم ولی تمیزی هوای شهر و سرسبزی شهر برایم خیلی مهم بود بلاخره از قله برگشتم و حدود ساعت هفت بعد از ظهر به پادگان دژبان مرکز باز گشتم ولی به هر بچه تهرانی می گفتم به قله توچال رفتم باورش نمی شد و همه مسخره می کردند تا یک اتفاق جالب افتاد .
بعد از عید یک روز که از درب دژبانی تردد می کردم در زیر شیشه سرگروهبان چشم به چند عکس افتاد که خیلی آشنا بود خواستم به میز نزدیکتر شوم که سرباز دژبان نگذاشت وقتی گفتم این عکاس مال کیست ؟ سرباز دژبان با عصبانیت گفت یک شخص آمده گفته این عکس یکی از سربازان شماست و فامیلش ابیری ما همه قسمت ها را زنگ زدیم آنان گفته اند ما سربازی به این نام نداریم ولی به خاطر اینکه آرم لباسش مال دژبان است سرگروهبان آنها را گذاشته زیر شیشه میزش شاید صاحب این عکسها پیدا شود. من گفتم این عکس ها مال بنده می باشد نگاه به نوشته روی لباسم کرد گفت شما عبیری هستید ولی آن ابیری است بعد گفت راست گفتی آون آقا فامیل شما را اشتباه گفته ؛ سرگرهبان دژبان را خبر کردند و وقتی مرا دید گفت شما کجائید که همه را به دردسر انداختی و این باعث دوستی من و سرگروهبان شد. وقتی به آسایشگاه رفتم و قرار بود روز بعد تقسیم شویم به سرباز گفتم بچه من یک سند دارم که قله توچال را صعود کردم همه زدند زیر خنده ولی با دیدن عکسها خنده از روی لبها پرید و همه باور کردند که من در یک روز سرد زمستان و بدون وسیله قله توچال را صعود کردم .

در سال 1387 به مناسبت ربع قرن کوهنوردی در کوههای البرز دو باره به قله توچال رفتم .

شاید اگر بنده در تهران زندگی نمی کردم و در این ساله ها چندین بار قله توچال صعود نکرده بودم و پس از 25 سال دوباره به قله توچال می رفتم شاید فکر می کردم کوه را اشتباه صعود کردم چون از آن تهران هیچ خبری نبود . آلودگی هوا اجازه نمی داد که فاصله دور را ببینم دیگر درختی در شهر نبود که روی ساختمانها را پوشانده باشد ساختمانهای اسکان در برابر برج میلاد و برج بلند تهران فرو ریخته بود دیگر میدان آزادی ؛ سمبل دوران انقلاب دیده نمی شود ولی برج میلاد سمبل جدید تهران در میان مه و آلودگی به سختی دیده می شود . فقط دو تا مار ( خیابانهای شریعتی و ولعصر ) هنوز وجود داشتن ؛ صدای هواپیما می آمد ولی از خودش خبری نبود و پرنده وجود نداشت .
به راستی در عرض بیست و پنج سال بر سر پایتخت کشور عزیزمان ایران چه آمده است ؟
خاطره دوم در قسمت بعد می نویسم .

۱۳۸۸ اسفند ۲۳, یکشنبه

کاشت500 میلیون نهال در یکسال اجرا شدنی نیست/ مسئولان جنگلها را دریابند

خبرنگار محیط زیست خبرگزاری مهر چند روز پیش با بنده مصاحبه در مورد فعالیتهای تشکلهای زیست محیطی در هفته منابع انجام داد که روز گذشته این مطالب در خبرگزاری منتشر شده است که مطالب آن  در ذیل این نوشته آمده است .
کارشناسان در گفتگو با مهر:

متخصصان و فعالان محیط زیست دستور کاشت 500 میلیون نهال ظرف یکسال آینده در مناطق مختلف کشور را تصمیمی غیر قابل اجرا دانسته و معتقدند متولیان به جای اعلام چنین طرحهایی که اجرای آن عملی به نظر نمی رسد از تخریب گسترده جنگلهای کشور جلوگیری کنند.
به گزارش خبرنگار مهر، خبر کاشت 500 میلیون نهال در یکسال در حالی از سوی رئیس جمهور به مقامات مسئول امور جنگلهای کشور ابلاغ شده است که حفاظت از جنگلهای دو و نیم میلیون ساله هیرکانی در دامنه های شمالی البرز و جنگلهای کهنسال حواشی رشته کوه زاگرس و دیگر مناطق جنگل خیز ایران به فراموشی سپرده شده و هر ساله از وسعت سایه سبز جنگلها بر خاک کویری ایران کاسته می شود.

با این همه و به استناد آمارهای منتشر شده از سوی سازمان جغرافیایی کشور 706 هزار و 672 کیلومتر مربع (معادل 42.88 درصد) از وسعت ایران را بیابانهای اقلیم شناسی تشکیل می دهند که این بیابانها شامل 61 درصد اراضی بیابانی و کویری، 24 درصد شن‌‏زارها و 15 درصد تپه‌‏های شنی است.

در همین مورد متخصصان محیط زیست و منابع طبیعی ایران تصمیم کاشت 500 میلیون نهال در یکسال را " فاقد هرگونه نگرش کارشناسانه" ارزیابی می کنند و معتقدند کار حفاظت از جنگلها و مهار بیابانها آسانتر از کاشت نهالهای موجود است.

دکتر اسماعیل کهرم متخصص محیط زیست به خبرنگار مهر گفت: تجربه ثابت کرده با رعایت تمامی استانداردهای حفاظتی تنها 20 درصد نهالهای کاشته شده در طول یکسال زنده می مانند و قابیلت پرورش دارند. با این حال همین مقدار هم در وضعیتی ناگوار رها می شوند.
این استاد دانشگاه، وجهه تبلیغاتی این خبر را برجسته تر دانست و افزود: این تصمیم به نظر می رسد رفتاری شتابزده و بدون هرگونه نگرش کارشناسانه است. با این حال برای پذیرش این گونه تصمیمات باید به عناصر متفاوتی توجه کرد. برای نمونه باید پرسید این درختان در کجا کاشته می شوند؟ درهر منطقه چه تعداد کاشته خواهد شد؟ چه نوع نهالی قرار است کاشته شود؟ چگونه از این نهالها حفاظت می شود؟ و پرسشهای زیاد دیگری که می توانند بی پاسخ بمانند.
کهرم تاکید کرد: سه سال پیش تهران دمایی زیر 17 درجه را تجربه کرد. در همین فاصله چهار میلیون اصله درخت در تمامی پهنه تهران بزرگ خشکید. چه کسی پرسید چرا خشکیدند و چه کسی برای نجاتشان اقدامی انجام داد؟
این کارشناس مسائل زیست محیطی با اشاره به مساحت یک میلیون و 648 هزار و 195 کیلومتر مربعی ایران اضافه کرد: در این گونه تصمیمات ظرفیت سنجی انجام نمی شود. بخش بزرگی از کشور را کویرهای داغناک تشکیل می دهند، بخشی از کشور شیبهای تند و غیرقابل استفاده دارند در حالی که برای کاشت 500 میلیون نهال باید به مساحت کشور، کوهها، دریاچه ها اراضی شیب دار، ارتفاعات و مناطق حفاظت شده و حتی مسکونی را اضافه کرد.
کهرم فاصله کاشت درختان از هم را متفاوت دانست و تاکید کرد: گونه های مختلف با هم فرق می کنند. درختان مثمر باید با فاصله از هم کاشته شوند. تاکستانها چنین وضعیتی دارند و حداقل چهار متر مربع برای هر نهال باید زمین اختصاص داد. با این حال و با رعایت تمامی جوانب مساحت باقی مانده و مستعد کشور ظرفیت این همه نهال با این سلیقه و روش را ندارد.
این متخصص محیط زیست با انتقاد از شیوه حفاظتی جنگلهای کشور گفت: چرا به جای ارائه چنین طرحهای هزینه زا و ناکارآمد، مراقب کهنترین جنگلهای دنیا در شمال (هیرکانی) و دیگر مناطق ایران نیستیم و هر روز شاهد جاده سازی، تخریب و گذر لوله های نفت و گاز و یا قاچاق چوب و ذغال آنها هستیم؟ چرا جلوی جاده سازی و تخریب در جنگل ابر و پارک ملی و مناطق زاگرسی دنا و کوهرنگ گرفته نمی شود.
همچنین یک فعال محیط زیست در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره اینکه 50 هزار هکتار از خاک کشور باید برای کاشت 500 میلیون نهال مهیا شود گفت: این رقم بسیار چشمگیر است و به نظر می رسد این تصمیم قابلیت اجرایی شدن نداشته باشد.
حسین عبیری گلپایگانی همچنین به رعایت نشدن استانداردهای طبیعی کاشت درخت در برخی مناطق کشور به عنوان معظلی جدی نام برد و افزود: کارشناسان به کاشت درخت در اطراف تهران اعتراض داشتند چرا که معتقد بودند کاشت برخی درختان اسیدی باعث تخریب خاک در این منطقه خواهد شد. بنابراین باید به نوع و جنس درخت در مناطق مختلف توجه کرد.
عضو ستاد هماهنگی تشکلهای غیر دولتی زیست محیطی اضافه کرد: درخت کاج که در تهران کاشته می شود بومی نیست و خاک تهران را اسیدی و نابود می کند. از سوی دیگر درختان نیازمند آبیاری هستند و درختانی که در تهران و دیگر شهرها کاشته می شوند با بحران آبیاری مواجه اند. به جز چند روز اول درختان به حال خود رها می شوند و عمدتا از تشنگی می میرند.
از دیگر سو، جنگلهای شمال ایران که به جنگلهای رویشی هیرکانی یا خزری مشهورند در استانهای گیلان، مازندران و گلستان قرار دارند. این جنگلها که به خاطر رطوبت دریای خزر رشد و تکامل یافته اند به صورت نواری با طول تقریبی 800 کیلومتر و عرض 20 تا 70 کیلومتر و با مساحتی حدود 1.84 میلیون هکتار، نیمرخ شمالی البرز از آستارا تا گلیداغی را در بر می گیرند.
توجه سطحی به وضعیت تخریب جنگلهای ایران و همین طور رشد بیابانها در سالهای اخیر به خودی خود نشان می دهد نگاه مدیران در این مسیر بازدارنده و حفاظتی نیست بلکه آنچه اهمیت دارد توسعه فاقد پایداری و نظارت است. با این همه 20 درصد از برنامه چهارم توسعه تدوین شده در سالهای قبل به محیط زیست اختصاص داشت اما به هیچوجه این برنامه مورد توجه دولت قرار نگرفت و روند تخریب محیط زیست و اراضی جنگلی ادامه پیدا کرد و مهمتر از آن در برنامه پنجم توسعه، کاملا به این مسئله بی توجهی شده است.

-----------------

گزارش: جواد حیدریان



خاطرات سبز : یادی از قطع درختان جنگلهای لویزان (15)




قرار است امسال در سراسر ایران 500میلیون درخت کاشته شود با خواندن این خبر ها به یاد چند سال پیش افتادم که وقتی نیمه های شب خبر قطع درختان پارک جنگلی لویزان به گوش فعالین محیط زیست رسید . در نیمه های شب در عرض یک ساعت پس از اطلاع رسانی پارک لویزان پر از فعالین محیط زیست بود و در کنار فعالین محیط زیست مدیر کل وقت منابع طبیعی استان تهران آقای مهندس کولانی و تعداد زیادی از همکاران ایشان در اداره کل منابع طبیعی استان نیز در منطقه قطع درختان  حضور داشتند. در آن شب درحضور فعالان محیط زیست بولدوزها در حال کندن درختان پارک جنگلی لویزان بودند و هیچکس نمی توانست کاری بکند .




واقعا"برای فعالین محیط زیست  شبی سخت بود زیرا در برابر چشم آنان محیط زیست را تخریب می کردند ؛ آنان شاهد تخریب محیط زیست و قطع درختانی  بودند که مانند فرزندان خود دوست داشتن و از اینکه در آن نیمه های شب جهت قطع درختان از دست آنان کاری بر نمی آمد از خود احساس تنفر می کردند ؛ آن شب هر کس شماره تلفنی از مسئولین داشتند با آنان تماس  می گرفتیم (مخصوصا" ریاست ؛ معاون و مشاوران  سازمان حفاظت محیط زیست ) با هر شخصیتی که تماس می گرفتیم تلفن همراهش خاموش بود و انگار آن خانم منشی تلفن همراه شماره تلفنهای فعالین محیط زیست را می شناخت و با گفتن جمله " تلفن مورد نظر خاموش است و یا در دسترس نمی باشد " همه را عصبانی می کرد. در آن شب سرد دو سه نفر از خانم های مسن جمعیت مبارزه با آلودگی محیط زیست از جمله خانم دکتر ملاح (بانوی طبیعت ایران ) و بقیه بانوان عضو جمعیت که در پارک جنگلی لویزان حضور داشتن گریه می کردند و مرحوم ابوالحسنی که سالها درخت می کاشت نیز حضور داشت .
 آن شب برای فعالین محیط زیست تهران "به علت قطع درختانی که سالها جهت به ثمر رسیدن آن زحمت کشیده بودند" شبی فراموش نشدنی بود. در آن زمان من به یاد قیافیه کودکانی افتادم که همه ساله در روزهای 15 الی 21 اسفند برای حفاظت از محیط زیست شهری در کنار بقیه مردم درخت می کاشتن ومی خواستن آینده محیط زیستی خود را با کاشت درخت تضمین نمایند .
چی می شد در آن شب سرد زمستانی ؛ یکی از مسئولین  در آن نیمه های شب از خیر خواب خوش شبانه اش می گذشت و یکی از تلفن ها را جواب می داد  ( همین مسئولین وقتی با ما فعالین محیط زیست کار دارند حتی نیمه های شب نیزفعالین محیط زیست را از خواب بیدار می کنند و با آنان تماس می گیرند)و می آمد پا در میانی می کرد و ادامه  قطع درختان پارک لویزان در نیمه های شب را متوقف می کرد تا صبح روز بعد ما فرصت می یافتیم تا از قطع بقیه درختان پارک لویزان جلوگیری کنیم.
 آری در یک شب سرد زمستانی  درختان  مرکز کشور ایران که آلودگی هوای در آن  بی داد می کند قطع می شود و هیچ فریاد رسی وجود ندارد.  آن شب درس خوبی آموختم که دیگر روی شماره تلفن مسئولین کشوری حسابی باز نکنم چون اگر قرار باشد این تلفنها در موقع کمک خواستن خاموش باشد پس داشتن شماره تلفن آنان ارزشی ندارند .
فردای صبح آن روز آقای حیدر زاده مشاور شهردار تهران در امور محیط زیست در پارک جنگلی لویزان حضور یافت ولی ایشان خیلی دیر رسیده بود چون کارمندان شهرداری حتی تنه درختان را نیز در میان خاکها دفن کرده بودند.



۱۳۸۸ اسفند ۲۲, شنبه

خاطرات سبز : پاکسازی رودخانه کرج سال 1378اولین فعالیت زیست محیطی (14)

با توجه به اینکه هفته قبل به مناسبت هفته منابع طبیعی مجبور شدم فقط خاطرات زیست محیطیم را به مناسبت هفته منابع طبیعی بنویسم و این خاطرات فقط در مورد مراسم های درختکاری در سالهای مختلف بود ولی تصمیم دارم از این به بعد این خاطرات را به مناسبت های مختلف بنویسم و طرفی از بعضی از این فعالیتها عکسی در اختیارم ندارم در صورتیکه که عکس های از این فعالیت های زیست محیطی به موقع توسط دوستان در اختیارم قرار بگیرید شاید بتوانم همه مطالبم را همراه با عکس منتشر کنم که بسیار جالب خواهد بود .
اولین فعالیت زیست محیطی
پس از آشنای بنده با جبهه سبز ایران در نمایشگاه جشنواره مطبوعات در بهار سال 1378 که باعث شد پریسا دخترم به عضویت جبهه سبز ایران در بیاید و در اولین جلسه توجیهی اعضای تازه وارد به جبهه سبز شرکت کردیم که این جلسه در روزهای دوشنبه اول هر ماه در دفتر جبهه سبز با حضور مدیر عامل جبهه سبز آقای دکتر معطری در پارک آزادگان برگزار می شود که ما در اولین دوشنبه خرداد در این جلسه توجیهی شرکت کردیم لذا اولین فعالیت زیست محیطی که بنده و خانواده ام در آن شرکت کردیم پاکسازی رودخانه کرج در مورخه 21 /3/1378 بود که به مناسبت هفته محیط زیست بود که توسط جبهه سبز ایران برگزار شد.
 در آن سال با توجه به اینکه ما تازه به شهر جدید هشتگرد جهت زندگی رفته بودیم ( به علت بیماری فرزندم پریسا) لذا ما از اتوبوس های که در کرج مستقر بودند جهت شرکت در مراسم استفاده کردیم و به قسمت پل خواب رودخانه کرج اعزام شدیم . چون اولین برنامه زیست محیطی بود که ما در آن شرکت می کردیم با توجه به اینکه این نوع فعالیتهای (پاکسازیهای نمادین ) تازه داشت باب می شد و همچنین این فعالیتها حرکتهای تازه و نوظهور در شرایط آن زمان بود لذا تعداد زیادی از اعضای جبهه سبز در این برنامه حضور داشتند در آن برنامه برای اولین بار با شخصی به نام ایرج معمار آشنا شدیم که که بعدها به یک دوستی جدی تبدیل شد. در آن برنامه به علت بالا بودند نفرات شرکت کننده مقدار زیادی زباله از داخل رودخانه کرج جمع آوری شد که یک کوهی زباله در درون رودخانه جمع آوری شد . داستان جالبی آنجا برای ما اتفاق افتاد. چون همه افراد حاضر در مراسم در طول رودخانه پراکنده بودند و هرکسی به جمع آوری زباله قسمتی از رودخانه مشغول بود ما هم خانوادگی داشتیم فعالیت می کردیم و چند بار با کیسه های پر از زباله از جلوی خانواده ای (که درآن محل در حال تفریح کردند بودند) گذشتیم فکر می کنم برای ششمین بار بود که از آنجا می گذشتیم که یک آقای مسن مارا صدا کرد و ما که به آنان نزدیک شدم خانم خانواده مقداری شیرین به ما تعارف کرد و مرد خانواده به من گفت شما جای مشغول به کار نیستی و بیکارید؟ بنده گفتم نه من مهندس متالورژی دارم و در ادارهای شاغل هستم دوباره پرسید پس چرا صبح جمعه خودت و خانواده ات را برای جمع کردن آشغال خراب کردید تازه فهمیدم که او فکر می کند ما به علت درآمد داریم این کار را انجام می دهیم و وقتی گفتم ما فعال محیط زیست هستیم و این کار یک فعالیت فرهنگی است و به صورت نمادین برگزار می شود تا درس عبرتی برای دیگران باشد آن آقا تازه فهمید موضوع چیست؟ برای چند لحظه ای به فکر فرو رفت و بعد از چند دقیقه گفت خدای من از صبح تا به حال می بینم که این خانم ها و آقایان شیک پوش دارند زباله از رودخانه جمع می کند پیش خودم گفتم نکند این زباله گران قیمت است و یا شاید خیلی مهم و قیمتی باشند که آنان با این سر وضع دارند زباله جمع می کنند.
بلاخره مراسم اختتامیه پاکسازی نمادین رودخانه کرج ساعت دوازده برگزار شد و حدود ساعت یک نیم بعد از ظهر ما به تهران باز گشتیم .
آن روز داستان جدید در زندگی ما رقم خورد و جرقه ای بود برای فردای فعالیت های اجتماعی ما که راه جدید بود .ولی در چند روز اول که به هر کسی می گفتیم ما زباله جمع کردیم همه مسخره می کردند مخصوصا" خیلی از کسانیکه سواد خواندن و نوشتن نمی دانستند و وقتی اینان مرا مسخره می کردند برای خیلی گران تمام می شود لذا این فعالیت نمادین با این فعالیت انجام شد .

۱۳۸۸ اسفند ۲۱, جمعه

حسن ختام برای خاطرات سبزم در هفته منابع طبیعی امسال ؛ من تحریم نمی شناسم

یکی از دوستان که مطالب بنده را از طریق وبلاگم پی گیری می کند . برایم  یاداشتی گذشته است که بنا به امانت داری مطلب ایشان بدون هیچگونه دخل و تصرفی در این نوشته چاپ شده است  ولی بنده حاشیه بر این مطالب نوشتم . ولی  ابتدا پیش از جواب گویی به مطالب ایشان لطیفه ای را برایتان تعریف می کنم .
یک فردی که در ماه رمضان سحر از خواب بیدار می شده  و سحره را مفصل نوشجان می کرده و دوباره می خوابید و صبح که از خواب بیدار می شده نیز صبحانه می خورده  و با زبان بی زبانی ؛ ایشان روزه نمی گرفته. تا اینکه یکی از بستگانش به او اعتراض می کند که این چه کاری می کنید تو که روزه نمی گیری چرا سحر از خواب بیدار می شوی و خوابت خراب می کنی و خودت را اذیت می کنی  پس شب را راحت به خواب و صبح هم صحبانه بخور دیگر سحره خوردنت برای چیست ؟ طرف جواب می دهد من که نماز نمی خوانم ؛ روزه که نمی گیریم اگر سحرپا نشوم و سحره نخورم که کافر مطلق می شوم .حال سر گذشت امروز ما این داستان می باشد.
دوست گرامی شاید مطلب که شما در مورد جنگلهای لویزان و پارک ملی گلستان گفته اید را فقط شنیده  یا خوانده باشید ولی بنده به عنوان یک فعال محیط زیست ؛ که در اکثر صحنه های زیست محیطی این کشور حضور داشته ام مخصوصا" در دو جای که شما مثال زدی حضور چشمگیری داشتم و در شبی که جنگل لویزان توسط عوامل شهرداری قتل عام می شد  بنده در کنار فعالان محیط زیست ؛ مدیر کل منابع طبیعی و کارمندان آن اداره از ساعت 10 شب تا ساعت چهار صبح فردا در جنگل های لویزان با عوامل شهرداری جهت جلوگیری از قطع درختان مذاکره می کردیم تا قانع شوند و از ادامه تخریب جنگلهای لویزان دست بکشند و فردا آن روز از محل کارم مرخصی گرفتم و در جنگلهای لویزان حضور داشتم  و یا در روز 29 بهمن امسال ساعت چهار صبح جهت ملاقات با استاندار گلستان به شهر گرگان رفتم در استانداری مازندران در کنار فعالان محیط زیست حضور داشتم .
ولی چند نکته گفته اید که عبارتند از :
1- شما گفتید برای شمایی که اینقدر سنگ این طبیعت و خاطرات را به سینه می زنید! باید عرض کنم جناب گلپیگانی عزیز روز درختکاری در ایران فقط یک حرکت نمادین است که شرکت در آننیز حماقتی بیش نیست"
بنده جواب می دهم  که چیزی حدود نود در صد از فعالیت های که من و شما برگزار می کنیم نمادین است از برگزاری جشن نوروز تا سالگرد تولد و غیره همه نمادین است و اگر حماقت است پس عمری است که داریم حماقت می کنیم.

2– شما گفتید در کشوری که جایی درختی می کارند و سال بعد به بهانه هایی همان درخت را قطع می کنند برا یچه باسد رفت در این حرکت همراه شد؟ مگر نمی دانید به خاطر همین دلیل و دلیل دیگر کاشت درختان غیر بومی در تهران بیشتر تشکل های غیر دولتی این حرکت بی اثر را تحریم کرده اند و شرکت نخواهند کرد؟ مگر تشییع درخت توسط جبهه سبز را به خاطر ندارید؟
بنده جواب می دهم در جلسات شواری هماهنگی تشکلهای زیست محیطی در هفته منابع طبیعی تمام این مسائل مطرح شد ولی کارشناسی نیامد محکم و استوار از این مورد دفاع کند همچنین بنده با تمام تشکل زیست محیطی که می شناختم صحبت کردم ولی کسی جشن روز درختکاری را تحریم نکرده است ولی تشکلهای قدیمی زیست محیطی که امروزه وجود خارجی ندارند شاید هنوز افرادی از آن تشکلها وجود داشته باشند که علت عدم فعالیت و به خاطر ژست روشنفکرانه کلماتی مانند تحریم را به کار ببرند و از طرفی در سال 1384 تشیع جنازه درخت توسط اعضای جبهه سبز انجام شود که بنده به صورت کامل گزارشی از را در وبلاگ نوشتم ( که هنوز هم به عضویتم در جبهه سبز افتخار می کنم ) همان اعضای سابق جبهه سبز که تازگی نام خود را داوطلبان سبز گذشتن همین امروز در منطقه تلو درخت کاشتن خبرش در سبز پرس موجود است .
3 – شما گفتید مگر همان طور که گفتید بسیج و مساجد در این روز همراه دولت شوند!!!!!!!!!!
جواب بنده این است که اگر قرار باشد کشوری ایران ساخته شود توسط همین مردم ساخته می شود بنده هیچ امیدی به بیگانگان ندارم که کشور ایران را بسازند و باید از توان همین بسیج ها و مسجدها در ساختن  کشور کمک گرفت چون هر ایرانی افکار و عقایدش برای خودش محترم و ساخت میهن با حضور همه افکار انجام می شود.

4– شما گفتید همین اقای قالیباف بود بود که در زمان قطع درختان لویزان گفت این درختان دست کاشت هستند و قطع آنها اهمیت ندارد!!!!!!!!!! همین درختانی که شما الان م یکارید روزی قطع خواهند شد! ! چرا دلتان بیخودی خوش است؟!
جواب بنده در داستان شب بیداری در جنگل  لویزان دلیل بر اعلام محکویت این فعالیت  ها بوده است.

5 – شما گفتید پارک ملی گلستان را ببینید : درختان کهنسال قطع می شوند آنوقت چرا امیدوار باشیم درختان دست ککاشت ما قطع نشوند!!!!!
جواب بنده اینست لااقل در 29 بهمن در مسافرت به استان گلستان با ما همراه می شدید و در استانداری  گلستان همچون دکتر بسکین ؛ مهندس درویش ؛ عباس محمدی ؛ مژگان جمشیدی ؛ افراد جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیطی زیستی و دیگران از درختان کهنسال دفاع می کردید.
6 – شما گفتید این روز تحریم است و شرکت در روز درختکاری با دولت سبز ستیز خیانت است
بنده می گوئیم هر کجا که ما عقب نشستیم دیگران پیشروی کردند.  لطفا" شما بیاید تعداد زیادی کارشناس و فعال محیط زیست را به بنده نشان بدهید  که این روز را تحریم کردند مثلا" این افراد با حضور در عرصه درختکاری در این روز از کاشت نهال در عرصه خود داری کنند و دلیل این کار را با مسئولین وزارت کشاورزی در میان بگزارند .
و پایان سخن اینکه  اگر بنده یک ایرانی باشم ؛ به کشورم عشق بورزم ؛ سلامتی کودکانم برایم مهم باشد و دولت نیز با همه توان به تخریب محیط زیست به پردازد و همه دریچه های دفاع از منابع طبیعی و محیط زیست را  بر من ببند و اگر تنها جای که می توانم فقط به مردم ثابت کنم  که  محیط زیست و منابع طبیعی را دوست دارم  روز درختکاری و روزهای نمادین  باشد که در این روزها  می توانم تعدادی از هموطنان را با خود همراه کنم و فرهنگ صحیح استفاده از محیط زیست را به آنان آموزش دهم  و اگر این روزها را نیز تحریم کنم  پس من چه فعال محیط زیست هستم ؟

خاطرات سبز : روز جشن درختکاری امسال (13)





امروز  آخرین روز هفته منابع طبیعی بود و به نام " روز منابع طبیعی ؛ سازمانهای مردم نهاد و آموزه های دین " که به جشن درختکاری نیز مشهور است؛ طی مراسمی در منطقه جنگل کاری سوهانک با کاشت درخت توسط دوستان منابع طبیعی این روز گرامی داشته شد . در این مراسم که تعداد زیادی از تشکلهای زیست محیطی ؛ سازمان دانش آموزی ؛ سازمان بسیج سازندگی و همچنین کارکنان شرکتهای خودرو سازی حضور داشتن بیش از هزاران نهال در منطقه سوهانک کاشته شد در این مراسم انجمن همسفران ؛ سازمان بسیج سازندگی و سازمان دانش آموزی با برنامه سازمان یافته و بیشترین تعدادحضور ؛بیشترین فعالیت را در کاشت درخت داشتن .
اینجانب که هماهنگ کننده تشکلهای زیست محیطی در منطقه 15 جهت کاشت درخت توسط فعالین محیط زیست  بودم در ساعت هفت صبح در برابر خانه سلامت افسریه حضور داشتم و متاسفانه به علت نیامدن یکی از اتوبوس درخواستی ؛ مجبور شدیم که همه افراد شرکت کننده در مراسم را با دو دستگاه اتوبوس به منطقه سوهانک اعزام کنیم و حدود ساعت 9 صبح با حضور در منطقه جنگل کاری سوهانک ؛ همگام با دیگر تشکلها  در آن منطقه درخت کاشتیم .
ولی امسال فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای زیست محیطی در هفته منابع طبیعی جهت برگزاری مراسم امروز به قرار ذیل بود:
طبق دعوت ستاد برگزاری هفته منابع طبیعی استان تهران جهت برگزاری جشن درختکاری امسال جلسه در اوایل بهمن ماه در اداره کل منابع طبیعی استان تهران برگزار شد در این جلسه تعدادی از نمایندگان تشکلهای زیست محیطی شرکت داشتن در آن جلسه به غیر از نمایندگان تشکلهای زیست محیطی نمایندگان سازمان دانش آموزی ؛ سازمان بسیج سازندگی و نمایندگان شرکت های خودرو سازی حضور داشتن . در ان جلسه چند پیشنهاد که عبارتند از :
1 - اولین پیشنهادی که در آن جلسه از طرف تشکلهای زیست محیطی به ستاد برگزاری هفته منابع طبیعی ارائه شد با توجه به فوت مرحوم حسین ابوالحسنی و به پاس خدمات صادقانه آن مرحوم که در سالهای حیات خود نسبت به کاشت درخت حساسیت خاصی داشت و همه ساله در مراسم جشن درختکاری شرکت می کرد لذا امسال خواستیم از آن مرحوم درمراسم جشن درختکاری تجلیل شود و یاد ایشان گرامیداشت شود که متاسفانه در این مورد از طرف ستاد هفته منابع هیچ اقدامی انجام نشد ولی به همت جناب آقای ترکمان مدیر عامل انجمن همسفران لوحی با متن زیبا که از طرف سه تشکل زیست محیطی تهیه گردید ( تشکلهای انجمن همسفران ؛ انجمن کوهنوردان و موسسه کوهستان سبز ) که به سرکار خانم دکتر ملاح مدیر عامل جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست اهدا شود که به علت کسالت خانم ملاح که ایشان نتوانسته در جشن درختکاری امسال شرکت کند لذا لوح به نماینده جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست اهدا شد .

2 – دومین پیشنهاد از طرف فعالین محیط  برگزاری نمایشگاه عکس از چندین سال کاشت درخت در روز جشن درختکاری و همچنین نمایش عکسهای از قطع درختان در مناطق مختلف در مراسم امسال برگزار شود که متاسفانه این هم انجام نشد .
3 – از ستاد هفته منابع طبیعی در خواست شد که عرصه های که قرار است درختکاری درآنها انجام شود پیش از برگزاری این روز توسط نمایندگان تشکلهای زیست محیطی بازدید شود که متناسب با آن مکان حاضرین در مراسم توجیهی شوند که متاسفانه تا دو روز ماننده به مراسم هیچ اطلاع رسانی انجام نشد.

امسال بر عکس سالهای پیش که برنامه پایانی مراسم کاشت درخت با اختتامیه همراه بود و وزیر کشاورزی یا معاون ایشان و رئیس سازمان از حاضرین قدردانی و تشکر می شود امسال از برنامه اختتامیه خبری نبود .
امسال به غیر از دکتر شریفی ریاست سازمان ؛ دکتر شامخی ریاست انجمن جنگلبانی ؛ دکتر رزاقی معاونت آموزش سازمان جنگلها و تعدادی از کارکنان اداره کل محیط زیست استان تهران ولی از حضور دیگر مسئولین وزارت جهاد کشاورزی در این برنامه خبری نبود و حتی آقای مهندس خاکی مدیرکل منابع طبیعی در مراسم حضور نداشتن .
استقبال کاشت درخت از طرف حاضرین به قدری زیاد بود که در پایان مراسم فعالین محیط زیست با کمبود چاله کاشت درخت روبروی شدند .

۱۳۸۸ اسفند ۲۰, پنجشنبه

خاطرات سبز : شروع فعالیتهای فرهنگی جهت حفظ منابع طبیعی (12)

از سال 1378 که اینجانب در جشن روز درختکاری شرکت می کنم ابتدا بیشتر کسانیکه که در این جشن شرکت می کردند افراد بزرگ سال بودند و به همراه سرپرست خانواده کودکان آنان نیز در روزهای جشن درختکاری در عرصه های درختکاری حضور داشتن ولی از سال 1380 با هماهنگی مدارس دانش آموزان نیز در این برنامه حضور فعال داشتن از جمله به یاد دارم که در سال 1382 از مدرسه راهنمائی دخترانه بنکدار در باقر شهر (از جنوبی ترین نقطه شهر تهران و ضعیف ترین مدارس تهران از نظر امکانات آموزشی ) دو تا اتوبوس دانش آموز در مراسم شرکت کردند. ابتدا قرار بود ستاد هفته منابع طبیعی جهت اعزام دو دستگاه اتوبوس با فعالین محیط زیست برای آن مدرسه همکاری کند ولی 24 ساعت قبل از مراسم اعلام کردند که امکان آمدن دانش آموز به عرصه درختکاری وجود ندارد و بنده هم هماهنگی کرده بودم و مدرسه از اولیائی تعداد 100 دانش آموز اجازه گرفته بود که در برنامه درختکار شرکت کنند و من در سر دو راهی مانده بودم نزدیک عید بود و به علت کارمند بودن یک پس انداز صد هزار تومانی داشتم لذا با خانم دکتر توسلی صحبت کردم که دانش آموزان را در برنامه شرکت دهیم و اگر سازمان جنگلها و ستاد هفته منابع طبیعی پول کرایه اتوبوسها را داد که هیچ ولی اگر نداد من و سرکار خانم توسلی هر کدام نصف کرایه اتوبوسها که پنجاه هزار تومان بود از جیب مبارک خود پرداخت نمائیم  لذا مدرسه دانش آموزان و یک فاکتور پنجاه هزار تومانی برای بنده در روز جشن درختکاری سال 1382 ارسال کرد ( در آن سال آقای احمدی نژاد که شهردار تهران بود در برنامه روز جشن درختکاری شرکت کردند )

لذا در هنگام برگزاری برنامه فاکتور را پیش آقای دکتر شاعری دبیر ستاد هفته منابع طبیعی و مدیر دفتر مشارکتها و ترویج بردم ایشان اول با جدیت گفت که امکان پرداخت این فاکتور وجود ندارد بنده تا آن روز با آقای مهندس عبدی نژاد مستقیم کار نکرده بودم که در حضور آقای عبدی نژاد و چند نفر دیگر با حالت عصبانیت به دکتر شاعری گفتم چه را از روز اول از حضور دانش آموزان حمایت کردید و در آخرین لحظات بد قولی کردید که دکتر شاعری گفت من اصلا" شما را نمی شناسم و چند سخن دیگر که بنده گفتم آقای دکتر شما مرا کاملا" می شناسی و داشتم فاکتور پاره می کردم که آقای عبدی نژاد فاکتور را از بنده گرفت و گفت من این فاکتور را تا چند روز دیگر پرداخت می کنم و ایشان گفت من امروز در میان دانش آموزان که شما به درختکاری آوردید حضور داشتم آنان در کاشت درخت با تمام وجود تلاش می کردند و از این کارهای فرهنگی حمایت می کنم .


روز بعد مبلغ فاکتور اتوبوس را از حقوق مبارک به حساب بانک مدرسه واریز کردم و وقتی قرار بود برای خرید شب عید با همسر خرید برویم به ایشان گفتم که مبلغ پنچاه هزار تومان به کسی قرض داده ام و او شاید تا دو ماه دیگر نتواند بدهی خود را پرداخت کند (بیچاره خانم من چون از بنده در این مورد کارها زیاد دیده بود فقط سکوت کرد ) از طرفی روز بعد از درختکاری آقای دکتر شاعری شهردار منطقه 22 شد آقای عبدی نژاد از مدیر کلی منابع طبیعی استان تهران به مدیریت دفتر مشارکتها و ترویج سازمان جنگلها جانشین آقای دکتر شاعری شد ( در آن زمان دفتر مشارکتهای مستقل از معاونت آموزش سازمان بود ) و فاکتور مظلوم بنده پس از چهار ماه پرداخت گردید آن هم مبلغ چهل هزار تومانش به دست بنده رسید ( سازمان فاکتور را کامل پرداخت کرد ولی دفتر شبکه تشکلهای زیست محیطی مقداری خرج کرده بود که ده هزار تومان از این مبلغ خرج آنجا شد)

در ضمن با حضور مهندس عبدی نژاد به دفتر مشارکت ها وترویج .. خدمات بزرگی به فعالیتهای سازمانهای مردم نهاد در منابع طبیعی در دوره ایشان انجام شد واگر قرار باشد روزی به خادمین واقعی محیط زیست و منابع طبیعی در ایران مدالی اهدا کنند اولین شخصی که باید مدال بگیرد ایشان است .



و این هم یکی دیگر از فعالیتهای فرهنگی بنده در هفته منابع طبیعی می باشد .


۱۳۸۸ اسفند ۱۹, چهارشنبه

جمعه روز جشن درختکاری در سوهانک همه با هم درخت بکاریم

دیگران کاشتند و ما خوردیم      ما بکاریم تا دیگران بخورند
طبق برنامه هر ساله هر روز جمعه ای که در هفته منابع طبیعی قرار دارد به نام "روز منابع طبیعی ؛ سازمانهای مردم نهاد و آموزه های دینی نام گزاری شده است . در آن روز همه دوستداران منابع طبیعی با کاشت درخت روز جشن درختکاری را گرامی می دارند .
امسال در روز جمعه مورخه 21/12/1388 از ساعات 8—11 روز جشن درختکاری می باشد و قرار است امسال مراسم جشن درختکاری و کاشت درخت در منطقه سوهانک انجام شود.
لذا همه دوستداران منابع طبیعی ؛ پیشکسوتان محیط زیست و کوهنوردی ؛ کوهنوردان ؛ فعالین محیط زست ؛ بسیجیان ؛ سازمانهای مردم نهاد زیست محیطی ؛ جانبازان ؛ هنرمندان ؛ دانش آموزان ؛ دانشجویان ؛ اساتید ؛ خبرنگاران ؛ گروههای کوهنوردی کارگری ؛ پایگاههای بسیج ؛ پایگاههای همیاران سلامت ؛ کانون های جهاندیدگان و بقیه اقشار مردم در جشن درختکاری شرکت کنند .
انشاء الله همگی جهت کاشت درخت در روزجمعه در منطقه جنگلکاری سوهانک همدیگر را ملاقات می کنیم و همه باهم در کنار هم برای سلامتی فرزندان و آیندگان خود درخت می کاریم .
آدرس مکان درختکاری شرق بزرگراه بابائی بعد از شهرک امید به طرف لشگرک و شمال پل لشگرک سمت چپ سه راهی گردنه قوچک به طرف سوهانک جنگلکاری سوهانک می باشد .









خاطرات سبز : درختکاری در قتلگاه بیش از 20 کودک ایرانی که به دست بیجه به قتل رسیدند (11)




عرصه محل کاشت درخت در روز جشن درختکاری در سال 1387 شهرستان پاکدشت و در بالای روستای حصار امیری در ده امام بود. شاید این محل حضور معرف دوستان باشد . وقتی که اتوبوس حامل فعالین محیط زیست از کنار کوره پزخانه های قیامیدشت می گذشت و به ده حصار امیر رسیدم ؛ بنده  به بقیه دوستان درون اتوبوس گفتم که در این مکان بیش از 20 کودک به دست بیجه کشته شدند همه شوک شدند و زمانیکه  اتوبوس مسافرین را پیاده می کرد  آقای مهندس طاهری به استقبال ما آمد از خنده هایش فهمیدم انگار چیزی می خواهد بگوئید لذا بنده پیشدستی کردم و به آقای طاهری گفتم امسال مراسم درختکاری را در قتلگاه بیجه برگزار کردید که ایشان گفت پس تو هم می دانی ؟ گفتم بلی
محمد بیجه کیست و چه سر نوشتی داشت؟
محمد بسیجه معروف به محمد بیجه (متولد 1361 در قوچان ) متهم اصلی جنایات پاکدشت بود. وی کارگر کوره‌پزخانه‌ای در همان منطقه بود که به تجاوز و قتل بیش از ۱۷ کودک و ۳ بزرگسال اعتراف کرد. ماجرای قتل کودکان در اطراف تهران، به عنوان بزرگ‌ترین پرونده جنایی چند سال اخیر در ایران شناخته شد و بشدت افکار عمومی را در کشور تحت تأثیر قرار داد.  
بیجه یک شهروند این کشور بود که در یک از مناطق حاشیه ای پایتخت زندگی می کرد (  مناطق حاشیه ای شهرهای بزرگ که معضلات اجتماعی مخصوص به خود را دارند و گاهی این مناطق می توانند برای یک شهر بسیار خطرناک باشند همیشه در معضلات شهر نشینی مطرح است ) در دوران کودکی خود گرفتار یک سری از خشونت جامعه می شود و این خشونت ها در دلش ماندگار می شود و به یک عقده روانی تبدیل می شود و در بزرگسالی خود عامل خشونت به دیگران می شود . او اعتراف کرده خود در کودکی مورد تجاوز قرار گرفته بوده و قصد انتقام‌گیری از جامعه را داشته و از مرگ زودهنگام مادرش و کمبود محبت ناشی از آن در کودکی رنج می‌برده است. بیجه درباره‌ انگیزه‌ اصلی‌اش برای ارتکاب قتل گفت: من از بچگی تحت ظلم بودم و وقتی زندگی‌ام را با دیگران مقایسه می‌کردم، ناچار دست به چنین اعمالی زدم. از طرفی افرادی که فرزندان دلبندشان در دام محمد بیجه گرفتار می شوند آنان نیز حاشیه نشین بودند و شاید از حق حقوق اجتماعی هیچ اطلاعی نداشتن و آنقدر در این جامعه مظلوم واقع شده بودند که فریادشان به هیچ کجا نمی رسیده است.

وقتی بیجه چهارده یا پانزدهمین قتل خود را مرتکب شده بود بنده در اتوبوس مامازند از یکی از مسافران شنیدم که می گفت که می خواسته است فرزندش را در یکی از کوره پزخانه های حصار امیر مشغول به کار کند که صاحب کوره پزخانه به این شخص می گوئید به علت اینکه بیش از پانزده کودک در این اطراف کشته یا مفقود شدند و من نمی توانم سلامت کودک شما را تضمین کنم لذا از به کار گرفتن کودک شما در اینجا معذورم.بیجه آنقدر آدم کشت که نوبت به بردارش که رسید توسط برادرش لو رفت ( چون در آخرین قتل که انجام داد دوست بردار خود را به قتل رسانده که برادرش به معمای قتل بیش از 20 نفر پی می برد و بیجه احساس خطر می کند ولی برادرش پیش دستی کرده و همانروز اول را لو می دهد ).
در مورد حوادث بیجه ؛ حرف حدیث بسیار بود ولی بیجه شهروندی بود که به علت نبود عدالت اجتماعی در جامعه ؛ خود قربانی شد ولی پیش از قربانی شدن بیش از 20 نفر انسان دیگررا قربانی کرد ( بعضی اعتقاد دارند اکثر مقتولین بیجه افغانی بودندو به دلیل اینکه غیر قانونی در ایران زندگی می کردند پس از قتل فرزندان خود جرات شکایت نداشتن ولی این سوال مطرح می شودفرق بین انسان با انسان در چیزیست ؟ آنان حتی اگر تبعه ایران هم نبودند ولی در سایه حکومت اسلامی زندگی می کردند و مسلمان بودند و از همه مهمتر انسان بودند ) و در جامعه رعب وحشتی حاکم کرد که ماه ها و سالها افراد زیادی را هشیار کرد تا مواظب اطفال خود باشند و بعضی را آنچنان داغ دار کرد که تا زنده اند غم از دست دادن فرزند ؛ برادر ؛ خواهر ؛ دوست و هموطن خود را از یاد نمی بردند .
درست است بیجه قاتل بود ولی هر کسی به سر نوشتی که او به آن دچار شد دلش می سوزد چون او مقصر صد در صد نبود و دیگران زیر پای او پوست خربزه گذاشتن ولی متاسفانه مجازات مسئولینی که در این قتلها کم کاری کردند و باعث شدند که این قتل ها به بالای 20 نفر برسد چه بود.

او در مورد حکم اعدام خود گفته بود: استحقاق حکم اعدام را ندارم. وی در ‪ ۱۵‬شهریور ‪ ۱۳۸۳‬دستگیر و در شعبه ‪ ۷۴‬کیفری استان تهران محاکمه و در تاریخ ‪ ۲۷‬آبانماه همان سال به ‪ ۱۶‬بار قصاص و یک بار اعدام، ‪ ۱۵‬سال حبس و ‪ ۱۰۰‬ تازیانه حد الهی محکوم شد. وی گفته بود اگر دستگیر نمی‌شد ۱۰۰ کودک را از بین می‌برد. نیروی انتظامی شانزده تن از مأموران و افسران خود را در رسیدگی به این پرونده «مقصر» دانست و قوه قضاییه نیز اعلام کرد که دادستان پاکدشت و همچنین دو بازپرس و یک دادیار دادسرای این شهرستان در رسیدگی به پرونده «کوتاهی» کرده‌بودند

راستی داستان درختکاری بود نمی دانم این بیجه از کجا پیداش شد.
ولی سال گذشته بنده و دوستان برای همه کودکانی که در آن قتلگاه کشته شدند درخت کاشتیم و حتی برای اینکه خداوند از سر تقصیرات بیجه بگذرد یک عدد درخت برایش کاشتیم چون می دانم که اگر کسی می توانست پیش آنکه بیجه یک قاتل حرفه ای بشود بر حقارتها ؛ ظلمها و درد دلهای بیجه ملهم شفابخش بگذارد او به این سر نوشت گرفتار نمی شد از طرفی خداوند بسیار بخشنده و مهربان می باشد.





۱۳۸۸ اسفند ۱۸, سه‌شنبه

خاطرات سبز: روز جشن درختکاری در شهرستانهای اطراف تهران (10)

در سالهای 1384 لغایت 1387 ستاد هفته منابع طبیعی از تشکلهای زیست محیطی خواست که روز جشن درختکاری را در عرصه های خارج از محدوده شهر تهران  برگزار کنند لذا در سال 1384 و 1385 عرصه کاشت درخت در منطقه ای از شهرستان شهریار انتخاب شد و محل انتخابی یک طرحی بیابان زدائی بود( جلو گیری از پیشروی بیابان ) که این طرح جهت جلوگیری از پیشروی بیابان به سمت استان تهران در حال اجرا بود و تشکلهای زیست محیطی در آن منطقه درخت کاشتن. که به علت فاصله زیاد آن عرصه نسبت به شهر تهران بیشتر وقت شرکت کنندگان در اتوبوس شرکت واحد گذشت زیرا زمان لازم برای رفت و برگشت چهار ساعت بود که فعالین محیط زیست در این عرصه مدت زمان کمی حضور داشتن و تعداد درختان کاشت شده در این روز برای شرکت کنندگان خیلی کم بود.
ولی در سال 1386 ستاد هفته منابع طبیعی از ستاد هماهنگی تشکلهای زیست محیطی در هفته منابع طبیعی خواست که فعالین محیط زیست جهت انتخاب عرصه با ستاد همکاری کنند وپیشنهاد شد که از چند عرصه کاشت درخت دیدن کنند لذا یک ماه قبل از برگزاری روز جشن درختکاری بنده و تعداد از فعالان محیط زیست جهت انتخاب عرصه ؛ یک روز صبح جمعه به شریف آباد رفتیم ( اولین مکان برای بازدید) با توجه به اینکه در هنگام ورود به اداره منابع طبیعی شریف آباد از ما استقبال گرمی شد و با دادن یک صبحانه ما را نمک گیر کردند و همچنین در هنگام بازدید از عرصه ای که نزدیک شهرک صنعتی آباد بود مدیر اداره منابع طبیعی شریف آباد از فعالین محیط زیست خواهش کرد که به احترام مردم شریف آباد روز جشن درختکاری در شریف آباد برگزار شود لذا با بازدید از اولین عرصه ؛ همان مکان در سال 1386 جهت برگزاری برنامه جشن درختکاری انتخاب شد



ولی از طرفی به علت اینکه روز جشن درختکاری آن سال با 27 ماه صفر مصادف شده بود خیلی از مسئولین می خواستن جشن درختکاری در آن سال برگزار نشود که بنده پیشنهاد دادم که برنامه جشن درختکاری در آن سال برگزار شود ولی پیش از برگزاری مراسم درختکاری افراد حاضر در برنامه در مراسمی دعا و نیاش شرکت کنند که با این پیشنهاد این برنامه برگزار شد.

ولی از اتفاقات ناخوشایند در آن برنامه تبلیغات زیاد کاندیدای مجلس بود که با پخش تراکت و بروشور در میان مردم و همچنین عدم برنامه ریزی در هنگام پخش ومصرف مواد پذیرای که بعضی ها بیش از سهم خود مواد پذیرای گرفتن و به برخی هیچ چیز نرسید و از همه بدتر ریختن برشورهای تبلیغاتی و زباله های مواد پذیرای در عرصه بود که سرکار خانم دکتر ملاح و دیگر فعلان را ناراحت کرد و ایشان گفت تا این زباله ها جمع آوری نشود حاضر به ترک عرصه کاشت درخت نخواهد شد که باعث پاکسازی عرصه شد .



۱۳۸۸ اسفند ۱۷, دوشنبه

درختکاری دانش آموزان شهر تهران در کنار آقای قالیباف



به دعوت سازمان پارکها و با همکاری فعالین محیط زیست در مورخه 17/12/1388 تعداد 240 نفر از دانش آموزان و فعالین محیط زیست شهر تهران در منطقه کن در کنار دکتر قالیباف درخت می کارند . این برنامه جهت فرهنگسازی و استفاده صحیح از محیط زیست و منابع طبیعی و همچنین بالابردن روحیه مشارکت پذیری دوستداران منابع طبیعی و محیط زیست و مسئولین برگزار می شود .

خاطرت زیست محیطی : درختکاری با شهردار تهران (9)

در سال 1386 در جلسات کمیته محیط زیست شورای شهر و در کارگروه باغات و فضای سبز شهری به آقای مهندس مختاری مدیر عامل سازمان پارکها و فضای سبز پیشنهاد شد در هفته منابع طبیعی تشکلهای زیست محیطی نیز در برنامه درختکاری با آقای قالیباف شهردار تهران حضور داشته باشند لذا اینجانب و سرکار خانم توسلی از این پیشنهاد حمایت کردیم و برای درختکاری در آن سال عرصه کهریزک از تشکلهای زیست محیطی خواستیم که در این برنامه شرکت کنند.

در آن سال حدود شش دستگاه اتوبوس از تشکلهای زیست محیطی و دو تا اتوبوس از کارمندان سازمان پارکها و تعداد زیادی خودروی شخصی در برنامه حضور داشتن ولی در آن سال چهار مشکل اساسی در برنامه وجود داشت که عبارتند از :
1 – نگاه به فعالیت تشکلهای زیست محیطی یک نگاه کارفرما ؛ کارگر بود یعنی مدیران فکر می کردند که فعالین محیط زیست باید مثل کارگران تابع دستورات مدیران باشند اگر آنان گفتن بیاید ما فعالین محیط زیست بگوئیم چشم و اگر گفتن برو ما دوباره بگوئیم چشم ؛ لذا آن سال در هنگام حضور ما در عرصه پس از یک ساعت شخصی آمد گفت که کار شما تمام شده است و می توانید بروید که مورد اعتراض فعالین محیط زیست قرار گرفت زیرا آنان می خواستن در کنار شهردار تهران درخت بکارند لذا افراد دو تا از اتوبوسها که با هماهنگی اینجانب در برنامه حضور داشتن به محل جایگاه که قرار بود آقای قالیباف در آنجا صحبت کند رفتیم و تازه فهمیدی یک جماعتی از یک ساعت قبل در آنجا حضور دارند و 90 درصد صندلی ها پر شده است لذا ما بنا به اعتراض به داخل چادر رفتیم ودر کنار مسئولین از جمله آقای حداد عادل ایستادیم و منتظر آمدن آقای شهردار شدیم که مسئولین سازمان پارکها وقتی دیدن که ما حاضر به ترک سالن (همان چادر ) نیستیم لذا چند تا صندلی آوردند و تعدادی از سالمند همراه ما روی صندلی ها نشستن .
2 – در سالنی که قبلا" با چادر بر پا شده بود به خاطر یک مراسم چند سعت هزینه زیادی شده بود.




3 - آقای قالیباف و دیگر مسئولین در یک جایگاه مخصوص درخت کاشتن و اجازه داده نشد مردم در کنار آنان درخت بکارند .




4 – در هنگام گفتگو با آقای قالیباف خبرنگاران اجازه نمی دادند که فعالین محیط زیست با ایشان صحبت کنند که بنده با صدای بلند از آقای قالیباف خواستم که اگر به خاطر درختکاری و هفته منابع طبیعی آمدن به جای پرداختن به مسائل سیاسی به مشکلات فعالان محیط زیست گوش فرا دهند چون اعتقاد داشتم روز درختکاری روز ما فعالان محیط زیست است . که بعدها آقای حیدرزاده گفت پس از آن گفتگو اینجانب با آقای قالیباف ؛ ایشان از ستاد محیط زیست و توسعه پایدار شهرداری و معاونت اجتماعی شهرداری خواسته بود که مشکلات تشکلهای زیست محیطی که در حوزه شهری کار می کنند را رفع نمایند.

در سال گذشته (1387) در روز درختکاری با شهردار تهران جهت حضور فعالین محیط زیست در برنامه درختکار بیشتر از دانش آموزان مدارس کمک گرفتیم زیرا اعتقاد داریم که با ید با فرهنگ سازی جهت حفاظت و صیانت (سیانت ) از منابع طبیعی در میان نوجوانان و جوانان تلاش کرد.

۱۳۸۸ اسفند ۱۵, شنبه

خاطرات زیست محیطی : سکه نیم بهار آزادی که روزی کودکان شیر خوارگاه آمنه شد(8)

در سال 1380 روز جشن درختکاری در مورخه 17/12/1380 در منطقه تلو برگزار شد. ( در هفته منابع طبیعی یک روز به نام " روز منابع طبیعی ؛ سازمانهای مردم نهاد و آموزه های دینی که به جشن درختکاری مشهور است ) بنده به همراه خانواده و با تشکلهای زیست محیطی در مراسم درختکاری در عرصه تلو در مسیر جاده لشگرک شرکت کردیم . طبق هر سال پس از حضور در عرصه با توجه به اینکه بنده در بخش هماهنگی تشکلهای زیست محیطی در ستاد هفته منابع طبیعی نیز حضور داشتم لذا پس از آنکه تشکلهای زیست محیطی را در مکانهای که قرار بود درخت بکارند مستقر شدند من به همراه دخترم و همسرم به کاشت درخت مشغول بودیم که ناگهان آقای دکتر حجتی وزیر کشاورزی وقت به عرصه کاشت درخت ما آمد با توجه به اینکه ایشان نیز می خواست نهالی نمادین بکارند با دیدن پریسا دخترم که با آب پاش و بیل مخصوص خودش در حال کاشت درخت بود به ما نزدیک شد




شد او ما با سلام و احوالپرسی کرد ایشان از پریسا خواست که جمله ای در باره درخت بگوید که دخترم جواب داد آقای وزیر نیز لطفی کردند و یک سکه نیم بهار آزادی به پریسا هدیه دادند با توجه به اینکه بنده نذر داشتم که به مناسبت فعالیتهای زیست محیطی از کسی چیزی قبول نکنم به یاد آمد که پریسا چند روز بود که دوست داشت برای جشن نیکو کاری هدیه بدهد و در آنجا نا خداگاه دخترم به آقای وزیر گفت من این سکه را به جشن نیکو کاری می دهم .لذا پس از پایان جشن درختکاری ما با اتوبوسهای ونک به میدان ونک رفتیم و ما (خانوادگی ) سکه نیم بهار آزادی را به شیر خوارگاه آمنه به نیابت از وزیر کشاورزی هدیه دادیم و رسیدی دریافت کردیم که تصویر آن در این نوشته موجود می باشد .
 با توجه به اینکه سالها مختلف بنده یا با خانواده و یا به تنهائی در فعالیتهای زیست محیطی شرکت می کنم ولی تاکنون ریالی بابت فعالیت زیست محیطی از کسی نگرفتم و اگر جای خیلی مجبور بودم که هزینه در اختیارم قرار گرفت از هزینه های که به بنده پرداخت شده است در زندگی شخصی خودم ریالی خرج نکرده ام و همیشه از نظر وقت گذاشتن یا برای فعالیت زیست محیطی مرخصی گرفته ام و یا در وقتهای آزادم فعالیت کردم و همچنین از نظر ایاب و ذهاب و غذا نیز ریالی از کسی نگرفتم مگر زمان های که گروهی با ماشین شرکتهای متولی برنامه های زیست محیطی جهت برگزاری همایش و یا تهیه گزارشی به جای اعزام شدم از این امکانات استفاده کردم همیشه این شعار من بود" در فعالیتهای زیست محیطی نه از کسی چیزی می گیرم و نه اگر کسی در فعالیتی به من کمک کرد به کسی چیزی می دهم " گاهی نیز اگر جای کسی برای پریسا کسی داده بنده معادل ریالی آن از جیبم هزینه کردم و یک موردی توسط یک تشکلی که به نام بنده هزینه ای دریافت کرد که متاسفانه آن تشکل از اعتماد من سوی استفاده کرد (که بعدا" در این مورد مطلبی می نویسم ) که آن تشکل امروزه دیگر وجود خارجی ندارد .



آخرین مورد فعالیتم در زمان ایام محرم امسال در طرح ساماندهی و حذف ظروف یکبار مصرف پلاستیکی بود که من فقط پی گیر بودم و شهرداری خوش خرج کرد








۱۳۸۸ اسفند ۱۴, جمعه

آقای وزیر کشاورزی با دفاع از منابع طبیعی نام خود را در تاریخ ماندگار کنید



آقای وزیر با توجه به اینکه در آستانه هفته منابع طبیعی و روز جشن درختکاری می باشیم و امسال همچون سالهای گذشته ازطرف ستاد هفته منابع طبیعی استان تهران از تشکلهای زیست محیطی دعوت شده است که آنان همچون سالهای گذشته در جلسات ستاد هماهنگی تشکلهای زیست محیطی هفته منابع طبیعی شرکت کنند و همچنین قرار است اعضای تشکلهای زیست محیطی دوباره در روز جمعه 21/12/1388 که درروز شمار هفته منابع طبیعی به نام" منابع طبیعی و سازمانهای مردم نهاد و آموزه های دینی " نام گذاری شده است جهت بسیج مردم برای کاشت درخت در یکی از عرصه های اطراف تهران با ستاد هفته منابع همکاری نمایند. ( که امسال در سوهانک می باشد)
ابتدا معرفی حضور
اینجانب یکی از داوطلبان و فعال محیط زیست هستم به مدت یازده سال است که به علت یک نذز زیست محیطی ؛ جهت رفع مشکلات زیست محیطی کشور عزیزمان ایران به صورت داوطلبانه تلاش می کنم و در این یازده سال در هفته منابع طبیعی جهت بالا بردن فرهنگ استفاده صحیح از منابع طبیعی در میان مردم مخصوصا" فرهنگسازی در میان کودک ؛ نوجوانان و جوانان جهت استفاده صحیح از منابع طبیعی بسیار تلاش کرده ام و به مدت 9 سال است که در ستاد هفته منابع طبیعی در بخش هماهنگی سازمانهای مردم نهاد با ستاد هفته منابع طبیعی همکاری می کنم و در سال 1380 در مورخه 17/12/1380 روز جشن درختکاری وقتی دختر اینجانب از دست وزیر کشاورزی وقت سکه نیم بهار آزادی هدیه گرفت ولی حدود ساعت یک بعد از ظهر همان روز ( درست سه ساعت بعد از اهدای سکه ) این سکه به نیابت وزیر به شیرخوارگاه آمنه هدیه شد که رسید اسکن شده آن در وبلاگ کوهستان سبز موجود می باشد و تاکنون ریالی از فعالیتهای زیست محیطی در زندگیم خرج نکرده ام و هدف از گفتن این مطالب این است که خدای نکرده فکر نشود این نامه بر اثر غرض نوشته شده است بلکه اینجانب بنا به وظیفه زیست محیطی و دفاع از منابع طبیعی این مطالب را می نویسم و در سال 1382 در روز جشن درختکاری که در منطقه خجیر با حضور آقای احمدی نژاد برگزار شد ( ایشان شهردار تهران بودند ) از ایشان خواستم که محیط زیست در اولویت یک کاری شهردار تهران باشد .
دو نکته مهم
در اینجا جا دارد به دو نکته "بابت نوشتن این نامه" اشاره کنم:
الف – به احترام به روح کهن مرد طبیعت ایران مرحوم حسین ابوالحسنی که یکی از عاشقان منابع طبیعی بود و تا بالای سن نود سالگی درخت می کاشت و که سه ماه است از میان ما رفته است و در جوار حضرت حق به آرامش رسیده است .
ب – طبق گفته های آقای رئیس جمهوری در کنفرانس کپنهاگ که درخواست کرد سال 2011 را به نام سال اصلاح الگوی مصرف در جهان نام گزاری نمایند چون یکی از خواسته های قلبی فعالین محیط زیست اصلاح الگوی مصرف می باشد چه در ایران و چه در جهان می باشد و همچنین گفتند ایشان در هفته هوای پاک خواسته بود که به افکار فعالین محیط زیست احترام به گزارند این مطالب نوشته شده است .
آقای وزیر آیا می دانید که ....
جناب وزیر نمی دانم در چند ماه گذشته که سکان وزرات کشاورزی به جنابعالی سپرده اند تا چه حد فرصت کرده اید صفحات محیط زیست یا منابع طبیعی روزنامه های مانند همشهری ؛ جام جم ؛ اطلاعات ؛ قدس ؛ جوان ؛ اعتماد ؛ آفتاب یزد ؛ جمهوری اسلامی و دیگر روزنامه و خبرگزاری را بخوانید.
آیا می دانید هم اکنون که وزیر کشاورزی هستید بر سر جنگلهای پارک ملی گلستان ؛ نهارخوران ؛ ارسباران؛ گیلان ؛ مازندران و جنگلهای زاگرسی چه می آید؟ متاسفانه اخباری که از این نقاط منتشر می شود اخبار خوشایندی نمی باشد و در همه این مناطق حرف حدیث های وجود دارد که جمعی برای منافع شخصی و دیگر قصد تجاوز به این مناطق را دارند .
آیا شما به آماری که توسط وزارت تحت امرشما در مورد کاهش در صد جنگلهای ایران در 50 سال اخیر اعتقاد دارید ؟ طبق گفته های ریاست سازمان حفاظت محیط زیست ( همین چند روز گذشته گفتن ) در صد زیادی از جنگلهای ایران در این چند دهه نابود شده است . ایشان پیش بینی کرده است که اگر این روال ادامه داشته باشد در چند سال آینده چیزی به نام جنگل در ایران وجود نخواهد داشت و همه جنگلها به کویر تبدیل می شوند .
آیا می دانید یکی از دلایل کاهش جنگلها در ایران فقر می باشد ؟ در مناطق جنگلی و یا حاشیه های جنگلها؛ افراد فقیر زندگی می کنند که آنان جهت امر معاش با مجوز و یا بدون مجوز به قاچاقچیان چوب کمک می کنند و یا خود جهت ادامه زندگی به تخریب جنگل می پردازند همچنین بعضی ازنقاط جنگلها شمال که افراد بومی در سالهای گذشته با نوشتن نامه و یا ملاقات با مسئولین وشخصیت های نظام ( به دلیل پایین بودن در آمد آنان و جهت امر معاش) در خواست عوض کردن وضعیت کاربری زمین جنگلی شده اند که با مجوز یا بدون مجوز ابتدا زمین های جنگلی را به زمین های شالی و یا کشاورزی تبدیل کرده اند و پس از چند سال بعد این زمینها به چنگال دلالان و آدمهای پول دار افتاد که با ساختن برج و ویلا باعث نابودی زمینهای کشاورزی نیز شدند و اگر در ایام تعطیلی مسیرتان به جاده های شمال بی افتد با راهبندانهای چند ساعته روبرو می شوید که نشان از وجود ویلاهای فراوانی در شمال است که این افراد حتی در ایام سرد سال به شمال مسافرت می کنند .

راستی این پولدارها و دلالان از جان مردم چه می خواهند. اینان همان کسانیکه نیستند که بهترین زمینهای کشاورزی مناطق ییلاقی اطراف تهران و شهرستانها را تصاحب کرده اند و همچنین حاشیه های رودخانه ها را ملک شخصی خود کرده اند و هیچ کس به آنان توان گفتن"اینکه چرا حریم رودخانه ها ساخت ساز می کنی؟ "را ندارد و باعث ده ها مشکل زیست محیطی برای این مناطق شده اند و امیال آنان با ویلاها و برجها که در ییلاقات تهران ساخته اند سیر نشده است که برای خوشگذرانی بیشتر بکرترین و بی نظیر ترین جنگلهای هیرکانی را در شمال کشور و بقیه جنگلهای مناطق دیگرکشور را برای چند روز خوش گذارنی تخریب می کنند.
آیا مسیرتان به کلارشت افتاده است ؟ همان کلاردشتی که روزگاری به بهشت ایران معرف بود و چنان دلالان بی خدا خبر این زمین ها را با بهانه مختلف از دست منابع طبیعی و یا کشاورزان مفت مجانی بیرون آوردند و همین امروز زمینهای کلاردشت در بنگاهای املاک تهران در هر شبانه روز چند بار خرید و فروش می شود و کلاه گشاد آن فقط سر کشاورزان و منابع طبیعی رفته است ؟ آیا می دانید این زمینها را بنگاه های املاک به چه ارزانی خریده اند؟ چوب حراج زمینهای شمال حتی به تبلیغات داخل مترو تهران نیز رسیده است اگر مسیرتان به مترو تهران افتاد حتما" چشم شما به تبلیغات داخل واگنها مترو برای فروش زمینهای شمال از متری 50 هزار تومان تا 85هزار تومان را خواهد افتاد.
با توجه به اینکه بیشتر وقت های یک وزیر با جلسات سپری می شود امیدواریم به اخبار صدا و سیما در مورد تجاوز به حریم منابع طبیعی دسترسی داشته باشید و وقتی خبر قلع وقمع درختان منطقه حفاظت شده دنا و یا خبر یورش لودر ها و بولدوزها به منطقه جنگلهای ابر را شنید چه واکنشی از خود نشان دادی؟ آیا می دانید چندین موارد تجاوزات دیگر به منابع طبیعی در دوران وزارت شما اتفاق افتاده است ؟
آقای وزیر از فعالین محیط زیست و دوستداران منابع طبیعی چگونه انتظار دارید که از منابع طبیعی و محیط زیست حمایت کنند ولی وزیر کشاورزی وقت و ریاست سازمان محیط زیست وقت در سفرهای استانی در جلسه هیئت دولت در هنگام جاده کشی در جنگلهای ابر که کاملا" با اهداف وزارت کشاورزی و سازمان محیط زیست مغایر است سکوت انتخاب کردند و حتی روی کلمه ارزیابی زیست محیط برای این پروژه تاکید نکردند .
مصوبه های استانی بدون ارزیابی زیست محیطی
جناب وزیر در تابستان گذشته که خبر جاده کشی در دماوند و علم کوه منتشر شود وقتی با مسئولین امر صحبت می شد آنان این جاده کشی را مربوط به مصوبه های سفر استانی هئیت دولت به مازندران می دانستند و وقتی خبر جاده کشی در جنگلهای ابر و پارک ملی گلستان منتشر شد دوباره نام مصوبه سفر استانی رئیس جمهور به استان گلستان یا سمنان مطرح شد و وقتی در مورد جاده کشی در کلاردشت به قزوین نیز صبحت شد دوباره مصوبه سفر استانی مطرح شد و تازگی یکی از مسئولین شهرک اسلامشهر تخریب درختان روستای احمد آباد مستوفی ( کنار گوش شهر آلوده تهران ) که متاسفانه پیمانکار اشتباها" درختان قطع کرد را نیز یکی مصوبه سفر استانی رئیس جمهور دانسته است .
آیا می دانید همین کشمکش های که بین مجریان طرح های عمرانی در مناطق بکرجنگلی از یک سوی و فعالان محیط زیست ؛ کارشناسان محیط زیست و منابع طبیعی ؛ اصحابه رسانه و دیگران از طرف دیگر باعث هدر رفتن وقت و سرمایه های ملی شده است و یک از مشکلات جدی مطرح شده است به طرح و پروژه های عمرانی که از دل مناطق جنگلی یا حفاظت شده می گذرد ( که از طرف استانداری و فرمانداری و ارگانهای عملیاتی مانند وزرات راه و یا وزرات صنایع و معادن و یا شرکت گاز که یک مصوبه ای را عملیاتی می کنند) این است که این مصوبه ها ارزیابی زیست محیطی ندارند و همینکه تعدادی درخت از ریشه کنده می شود و یا لودر ها و بیلهای مکانیکی شروع به ساخت جاده ای کردند اعتراض وزارت جهاد کشاورزی و سازمان حفاظت محیط زیست و ارباب رسانه بلند می شود و کار متوقف می شود و کشمکش ها شروع می شود در این میان پای نیروی انتظامی و قوه قضای به میان می آید
آیا راهی وجود ندارد که مصوبه های استانی در همان مرحله اول با حضور همه کارشناسان ارزیابی زیست محیط گردد؟ اگر آن مصوبه ضد محیط زیست و منابع طبیعی بود به رئیس جمهور اطلاع رسانی شود تا ایشان شخصا" مصوبه را پس بگیرند و بعدا" این همه بین سازمانها و وزارت خانه کشمکش در گیری پیش نیاید .
سخنی پایانی با مسئولین محلی
در مورخه 29/11/1388 با جمعی از فعالین محیط زیست و کارشناسان منابع طبیعی جهت ملاقات با آقای مهندس شهامت استاندار محترم استان گلستان و نماینده محترم رئیس جمهوردر پارک ملی گلستان رفتیم ولی متاسفانه ایشان را ملاقات نکردیم ولی با مشاور ارشد ایشان ملاقاتی داشتیم و بسیار از نقطه نظرات فعالین محیط زیست را با ایشان در میان گذاشتیم و از ایشان مجددا" در خواست کردیم برای ما با آقای استاندار وقت ملاقات بدهند ولی بعضی از مسئولین محلی با اعتراض به فعالین محیط زیست و رسانه ها نسبت به اینکه شما در تهران در بهترین امکانات زندگی می کنید ولی برای ما که با انواع و اقسام مشکلات دست پنجه نرم می کنیم تعیین تکلیف می کنید و حال اگر جنگل ابر بکر دست نخورده وجود نداشته باشد و یا جنگلهای ارسباران نابود شود و ده ها اما دیگر چه اتفاقی خواهد افتاد؟ باید به آنان گفت :
اگر برای تولید میزان اکسیژن که توسط یک درخت کهن سال در روز تولید می شود بخواهیم از روش آزمایشگاهی این اکسیژن را تولید کنیم چه میزان هزینه باید کرد اگر روزی خدای نکرده به مقداری هوای تازه احتیاج داشتیم ولی این هوای تازه وجود نداشت آن روز به ارزش نعمت های خدای پی خواهیم برد .
اگر مسئولین هرمنطقه و استان بخواهند در مورد استفاده از سرمایه های ملی و خدا دادی از قبیل مواد انرژی ؛ معدنی ؛ کانی و منابع طبیعی موجود در آن استان را خود تعیین تکلیف کنند و یا اینکه چگونه از آن استفاده شود دیگر کشوری به نام ایران بی مفهوم خواهد بود وقتی نفت جنوب که باعث به گردش در آوردند اقتصاد مملکت است و در سراسر ایران همه به یک مقدار از آن منفعت می برند پس جنگلهای شمال که آنها هم ملی هستند باید برای کاهش آلودگی استخراج و نفت جنوب باقی بمانند .
به خدا اگر روزی جنگلهای مناطق کشور نابود شود اولین کسانیکه زیان خواهند دید همان افراد بومی خواهند بود زیرا به هوای آلوده امروز شهر تهران بنگرید چه مقدار هزینه جهت رفع این آلودگی در حال تلف شدن است و چگونه مردم از کوچکترین تعطیلاتی جهت رفتن به طبیعت استفاده می کنند و همه افراد جامعه تهرانی حتی کسانیکه روزگاری باعث تولید این آلودگی بودند امروز دارند از این آلودگی ضرر می کنند .
جناب آقای وزیر در ابتدای نامه صحبت از نذر شد در سال 1375 صاحب اولادی شدم تا دو سال هفته ای یکبار این کودک را نزد پزشک می بردم چون مریضی آن نامشخص بود ولی وقتی فهمیدم که این بیماری به علت آلودگی هوا است و پزشکان از بنده خواستن که هرچه زودتر شهر تهران را ترک کنم و بنده با خانواده چند سالی در شهر جدید هشتگرد زندگی کردیم تا سلامتی به کودکم باز گشت در همان ایام نذر کردم که فرزندم سالم شود من بون هیچگونه چشم داشتی به محیط زیست خدمت کنم و امروز همان روز ادای نذر می باشد.
جناب وزیر اگر می خواهید آیندگان که وارثان واقعی این جهان هستند در مورد شما منصفانه قضاوت کنند از منابع طبیعی با چنگ دندان محافظت نمائید و فعالین محیط زیست از نیز کاملا" پشتبان شما هستند .

















۱۳۸۸ اسفند ۱۳, پنجشنبه

مرحوم دکتر تقی ابتکار تلاش گر عرضه محیط زیست در چهل سال اخیرکشور ایران

طبق دعوتنامه ارسالی باید در مورخه 11/12/1388 جهت شرکت در مراسم بزرگداشت مرحوم ابتکار شرکت می کردم .لذا روز سه شنبه بعد از اتمام کار روزانه از حدود ساعت پنج بعداز از میدان نوبنیاد به دنبال خیابان اقدسیه ؛ کوچه ناز و رستوران نرگس می گشتم تا آنجا را ا پیدا می کنم . حدود ساعت پنج و نیم وارد رستوران نرگس می شوم و اولین مهمانی هستم که وارد تالار می شوم در هنگام ورود خانمها ابتهاج ؛ سلامی ؛ خواجه وندی و جرنگی در تالار حضور دارند و مثل همیشه در حال تلاش و کوشش جهت آماده کردن سالن هستند. پس از گذشته 20 دقیقه مهمانان بعدی یکی یکی از راه می رسند در این حین یک خانم سالخورده در حال دوندگی است که تازه می فهم ایشان خانم برزگری همسر مرحوم دکتر تقی ابتکار می باشند با آن سن بالا ولی جهت برگزاری مراسم خیلی تلاش می کرد .
حدود ساعت شش سرکار خانم دکتر ابتکار ( خاتون سبز ایران ) از راه می رسد و مثل همیشه گرم و صمیمی با همه سلام و احوال پرسی می کند. منتظر برگزاری جشنواره می مانم یکی از خبرنگار محیط زیست از راه می رسد و بنده را به دوستانش معرفی می کند آنان پس از شنیدن نام بنده با من سلام علیک می کنند اکثر آنان را از طریق دنیای مجازی می شناسم یکی از آقایان به بنده اعتراض می کند و دلیل این اعتراض به سن بنده می باشد ایشان تا آن لحظه فکر می کرده بنده یک شخص مسن هستم ولی اینکه من 45 سن در حضورش ایستاده ام تعجب می کند .
مهمانان دیگر مانند جناب آقای دکتر نجفی عضو شورای شهرتهران ؛ خانم ببران ؛ خانم معروفی ؛ خانم لاهوتی و دیگران در سالن حضور دارند و ناگهان همه نگاه به سمت در ورودی تالار بر می گردد مهمان اصلی در حال پیاده شدن از ماشین می باشد ایشان سید خندانی است که در دو دوره ریاست جمهوریش به محیط زیست کمک های شایانی کرده است 
بله دکتر سید محمد خاتمی از راه می رسد
دور ایشان شلوغ می شود همه دوست دارند که با ایشان  احوالپرسی کنند و ایشان با کمال متانت با همه احوالپرسی می کند. ایشان را به سمت مبلی که برای ایشان از قبل مهیا شده است هدایت می کنند ولی ایشان از نشستن به روی مبل خود داری می کند و از در خواست خانم ابتکار و خانم برزگر برای نشستن بر روی مبل امتناع می کند و ایشان بر روی یک صندلی های معمولی که بقیه حاضرین استفاده می کنند می نشیند .  افراد حاضر در سالن به نوبت در کنار ایشان می نشیند و عکس یادگاری می گیرند.

تا اینکه قاری قرآن در پشت تربیون به قرائت قرآن مجید می پردازد و مراسم رسما" آغازشود بعد از تلاوتی چند از کلام خدا سرکار خانم ابتهاج در پشت تربیون قرار می گیرد و با خواندن اشعاری از حافظ و سهراب سهپری و خوشامد گوئی به مهمانان از سرکار خانم ابتکار دعوت می کند که جهت خیر مقدم گوئی و سخنرانی به جایگاه سخنرانی بروند که در همین زمان جناب آقای مصطفی محقق داماد وارد تالار می شود .




خانم ابتکار با قرار گرفتن در پشت تربیون و با خیر مقدم گوئی خدمت مهمانان از حضور آنان در مراسم اهدائی جوایز دکتر ابتکار تشکر می کند و سپس ایشان با بیان بعضی از خاطرات پدر مخصوصا" پی گیری جهت گنجاندن اصل 50 قانون اساسی و همچنین خاطرات 16 آذر ایشان می پردازد ایشان می گوید در سی سال پیش که اصل 50 قانون اساسی نوشته شد خیلی از کشورها از داشت قوانین زیست محیط در قانون اساسی محروم بودند و این قانون چنان جامع می باشد که پس از سی سال هنوز مترقی می باشد وايران جز اولين كشورهايي است كه در قانون اساسي خود اصل مترقي‌اي در رابطه با محيط زيست دارد.
پس جناب دکتر دبیری به نمایندگی از هئیت دوران طی سخنانی نتیجه رای هئیت دوران در سال 1388 اعلام نمود که از حوزه مطبوعات روزنامه اطلاعات‏‌، از حوزه خبرنگاران سه نفر از خبرنگاران فعال در حوزه محيط زيست ،‏ و از تشکلهای زیست محیطی يكي از روساي سازمان هاي مردم نهاد و دو تن از پژوهشگران فعال در عرصه محيط زيست تقدير شد.


سپس آقایان خاتمی و محقق داماد و خانمها برزگری (همسر مرحوم ابتکار ) و خانم ابتکار جهت اهدائی جوایز به جایگاه اهدائی جوایز رفتن. در مراسم امسال جايزه محمد تقي ابتكار روزنامه اطلاعات كه در زمينه اطلاع رساني زيست محيطي تلاش قابل توجه داشته و در عرض يك سال گذشته نزديك به هزار مقاله خبر و اطلاع رساني زيست محيطي به چاپ رسانده است شايسته دريافت لوح تقدير شد.
نگار حسيني‏‌ و مريم نظري خبرنگاران فعال در حوزه محيط زيست استان تهران و بهار فرجي خبرنگار فعال در حوزه محيط زيست استان سمنان كساني بودند كه امسال توسط مركز صلح و محيط زيست شايسته دريافت لوح تقدير و يك سكه بهار آزادي شناخته شدند.
در اين مراسم همچنين از دكترحسين كنعاني مقدم به دليل حضور مجدانه و طولاني در جبهه هاي دفاع مقدس با علاقه مندي به محيط زيست و تلاش و نوآوري كه در اين زمينه انجام داده اند تقدير شد.
جايزه دكتر تقي ابتكار امسال به پژوهشگر نمونه دكتر خسرو اشرفي عضو هيات علمي دانشكده محيط زيست دانشگاه تهران به خاطر فعاليت هاي علمي در زمينه كاهش الودگي هوا و به پژوهشگر نمونه دكتر حسن قهاري عضو هيات علمي دانشگاه آزاد اسلامي به خاطر پژوهش در زمينه تنوع زيستي اعطا شد.
اعضاي هيات داوران امسال جايزه دكتر تقي ابتكار حسن صدوق، فرهاد دبيري، علي مجتهد شبستري، يوسف حجت و دكتر صديقه ببران بودند كه در اين مراسم از آنها نيز تجليل شد.

سپس دکتر سید محمد خاتمی جهت سخنرانی به جایگاه سخنرانی رفتند و سخنان خود را با تشکر از برگزار کنندگان این برنامه شروع کردند ایشان طی سخنانی با بیان این جمله که دل انگیز ترین کلمه ؛ کلمه صلح می باشد ایشان با بیان اینکه محیط زیست یک موهبت الله است که باید جهت حفظ آن تلاش کنیم ایشان فراموش کردن خدا را مصیبتی بزرگ دانست
ایشان طی سخنانن با اشاره به روحیه انسان ها، به نظریات مکاتب مختلف فکری و فلسفی در این زمینه پرداخت و با اشاره به دیدگاههای اسلام و پیامبر اکرم (ص) بر جوهره حقیقت جویی و صلح طلبی انسان ها که در درون آدمی نهفته است اشاره کرد. او یادآور شد که این صلح چه در سطح ملی و چه در سطح جهانی از ضروریات رشد و پیشرفت بشری است. هم سلطه گران جهانی و هم کسانی که در سطح ملی به دنبال تشدید اختلاف و خشونت هستند هر دو در جهت خلاف سنت ها و عدل الهی حرکت می کنند آقای خاتمی یادآور شد که اهمیت صلح با طبیعت نیز کمتر از صلح با انسان ها نیست. جنگ با طبیعت، جنگی خانمانسوز و هستی برانداز است که متاسفانه در سال های اخیر رو به افزایش بوده است.
آقای خاتمی از مرحوم ابتکار به نیکی یاد کرد و گفت آنچه از ایشان در خاطر دارم اینست که دکتر تقی ابتکار قهرمان صلح با طبیعت بود.
با پایان سخنرانی مراسم نیز پایان یافت ولی سلام و احوال پرسی با آقای دکتر خاتمی و گرفتن عکس یادگاری با ایشان توسط کسانیکه دیری به مراسم رسیده بودند ادامه داشت و تا هنگام سوار شدند سید محمد خاتمی حاضرین مراسم آقای دکتر خاتمی را بدرقه می کنند و او خندان دوباره سوار ماشین می شود و می رود.
سپس خانم دکتر ابتکار و مادر گرامیشان در جلوی درب و در هنگام خروج مهمانان از زحمات حضور همه مهمانان نفر به نفر تشکر می کنند. در هنگام خروج از تالار از اینکه پس از چند سال این شب برایم خاطره انگیز شد خوشحال می باشم .
به گزارش وبلاگ خانم ابتکار از سال 1379 که پدر دنیا را بدرود گفت، مادر جایزه ای را به نام وی اختصاص داد. این جایزه در سال های نخست از سوی فرهنگستان علوم که پدر عضو پیوسته آن بود به کسانی که در زمینه محیط زیست فعالیت های شاخص داشتند اهدا شد و از سال 1384 با تاسیس مرکز صلح و محیط زیست، این کار را مرکز برعهده گرفت.
اكنون 10 سال است كه جايزه” تقي ابتكار” استادي كه سالها در جهت بهبود وضعيت محيط زيستي كشور تلاش كرد به فعالان حوزه محيط زيستي اعطا مي شود. فعاليت هایي که از طريق آن افراد می‌توانند در جایزه تقی ابتکار شرکت کنند، شامل ابداعات، اختراعات و طرح هايي است كه برای جلوگيري از آلودگي يا تخريب محيط زيست باشند، همچنین خلاقيت ها و ابتكاراتي كه با اجراي آن آلودگي و تخريب محيط زيست كاهش پيدا كند، به علاوه طرح هاي علمي كه موجب نجات گونه هاي كمياب و در معرض خطر انقراض گياهان و جانوران شود و در نهایت فعاليت هايي كه به سبب آن دانش زيست محيطي جامعه ارتقاء يافته و فرهنگ زيست محيطي در سطحي فراگير اشاعه يابد، فعاليت هايي است كه مي تواند منجر به دريافت جايزه تقي ابتكار شود.


خاطرات زیست محیطی : پوزش از انجمن حمایت از حیوانات به خاطر از قلم افتادن نام آنان (7)

دوست عزیزی به نام پیام. الف به بنده لطف کردند و با خواند مطالب وبلاگ کوهستان سبز یادداشتی با متن ذیل برایم ارسال نمودند .
امیدواریم با توجه به بی مهری هایی که در سالهای اخیر و اتفاقات جبران ناپذیری که در دوره ..... و در ادامه آن شاهد هستیم افتاده است، بر فعالیت تشکل های زیست محیطی واعضای آنها اضافه شود. راستی انجمن حمایت از حیوانات رو هم جا انداختید که از دهه ۷۰ آغاز به کار کرده و تشکل های فعال و تخصصی چون درنای سیبری و انجمن یوز از این انجمن شکل یافتند. این تشکل همچنین موفق به عضویت در گروه های حمایت از حیوانات جهانی شده و به ثبت رسیده است و کارنامه موفقی داشته است. هر چند طی سالهایی با فراز و نشیب های فراوانی همراه بوده.
بنده هر چه گشتم تا ایمیلی از این دوست عزیز پیدا کنم و مطالبم را به صورت خصوصی برای ایشان ارسال کنم ممکن نشد لذا لازم دیدم این مطالب با عذر خواهی رسمی از انجمن حمایت از حیوانات به خاطر افتادن اسم آنان در آن مطلب انجام شود .


ولی در اینجا لازم دو تا مسئله را ذکر کنم:
1 – تا آنجای که بنده اطلاع دارم انجمن حمایت از حیوانات یک تشکل است که در فعالیت گروهی و مشارکتی با دیگر تشکلها کمتر شرکت می کند ( این مسئله ساخته و پرداخته ذهن بنده می باشد و امیدوارم اشتباه باشد ) چون در فعالیتهای مثل درختکاری و مراسم نمادین پاکسازی ها کمتر شرکت می کردند. ولی در این چند سالی که بنده فعالیت زیست محیطی انجام می دهم فقط در دو تا از نمایشگاههای زیست محیطی دیدم که بچه های انجمن فعال می باشند که در هر دو تا نمایشگاه از ایده های استفاده کرده بودند که یکی آن کشیدن یک کایکاتور از سرکار خانم دکتر ابتکار رئیس وقت سازمان حافظت محیط زیست بود که خانم دکتر با حضور در غرفه و از فعالیت های انجمن حمایت از حیوانات قدر دانی کرد و در سال بعد با آوردن هندوانه و ترازو در غرفه انجمن به کار هندوانه فروشی مشغول بودند ( با توجه به اینکه امروزه اتفاقاتی زیادی که برای محیط زیست می افتد و فعالین محیط زیست قدرت انجام هیچگونه عکس العملی را ندارند و هندوانه فروشی حقیقتی است که نمی توان آن را پنهان کرد) همچنین دوستان انجمن حمایت از حیوانات در آن نمایشگاه یک بد قولی کردند و آنان قول دادند که آخر نمایشگاه هندوانه ها بین بازدید کنندگان ودیگر غرفه داران تقسیم کنند ولی در پایان نمایشگاه از تقسیم هندوانه هیچ خبری نشد و یا ینکه خودشان به تنهای آنها را خوردند و یا هندوانه ها بردند فروختن ولی به هر حال ما هنوز هم چشممان به دنبال آن هندوانه می باشد.
2 – بنده در آن مطلب گفته ام فعالیتهای این چهار تشکل نشانه از نماینده چهار جریان و قشر مهم جامعه است که در فعالیتهای زیست محیطی حضور دارند از جمله زنان ؛ جوانان؛ کوهنوردان و بقیه افراد جامعه می باشند . ولی این گفته من دلیل بر نبود و یا کم کاری دیگران دوستان نیست حتی در زمانیکه که خانم طالقانی رئیس فراکسیون محیط زیست مجلس ششم بود در جای ایشان می خواسته واسطه شود و بین جناب آقای آل داود مدیر عامل انجمن حمایت از حیوانات و خانم دکتر ابتکار میانجی گیری کند و کدورتی که بیان آنان وجود داشت را بر طرف کنند . ایشان (خانم طالقانی ) می گفت نباید این کدورت ها باعث خدای نکرده دشمنی شود .
در پایان از دوست عزیزم پیام .الف انتظار دارم در صورتیکه برایش امکان دارد عکسهای از ایده های نمایشگاهی مانند هندوانه فروشی و یا دیگر فعالیتهای انجمن را برایم ارسال نمائید تا در موضوعات بعدی از آنها استفاده کنم .