۱۳۸۹ مرداد ۷, پنجشنبه

راهپیمایی 10 هزار نفره دامنه کوه دماوند لغو شد

سازمان حفاظت محیط زیست هرگز مجوز برگزاری چنین راهپیمایی‌ها را در دامنه کوه دماوند صادر نمی‌کند زیرا این منطقه اثر طبیعی ملی است و با ورود 10هزار نفر به این منطقه و لگدکوب شدن پوشش گیاهی منطقه نابود می‌شود
ایلنا: مدیر کل سازمان حفاظت محیط زیست استان مازندارن اعلام کرد: راهپیمایی 10هزار نفري كه توسط تربيت‌بدني استان مازندران قرار بود 15 مردادماه در دامنه كوه دماوند، برگزار شود به دلیل آنکه آسیب جدی به منطقه حفاظت شده دماوند ایجاد کرده و پوشش گیاهی را نابود می‌کند ، لغو شد.

امید روشن در رابطه با این راهپیمایی به خبرنگار ایلنا گفت: سازمان تربیت بدنی استان مازندارن هیچ‌گونه مجوزی برای برگزاری راهپیمایی 10 هزار نفری در دامنه کوه دماوند از سازمان حفاظت محیط زیست دریافت نکرده است.
او ادامه داد: قله دماوند یک اثر طبیعی ملی است و این منطقه تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست است و ورود به چنین مناطقی حتما باید با هماهنگی باشد.
مدیر کل سازمان حفاظت محیط زیست استان مازندارن تصریح کرد: برگزاری این راهپیمایی چند هزار نفره در یک مقطع زمانی مشخص و کوتاه قطعا آسیب جدی به منطقه وارد کند.
روشن گفت: با پیگیری‌های صورت گرفته و مذاکره با مسئولان سازمان تربیت بدنی استان مازندارن به این جمع‌بندی رسیدیم که این راهپیمایی نباید برگزار شود به همین جهت برنامه راهپیمایی در ردامنه کوه دماوند لغو شد.
مدیر کل سازمان حفاظت محیط زیست استان مازندارن تاکید کرد: سازمان حفاظت محیط زیست هرگز مجوز برگزاری چنین راهپیمایی‌ها را در دامنه کوه دماوند صادر نمی‌کند زیرا این منطقه اثر طبیعی ملی است و با ورود 10‌هزار نفر به این منطقه و لگدکوب شدن پوشش گیاهی منطقه نابود می‌شود.
به گزارش ایلنا، درمراسم روز ملی دماوند که در شهر رینه پلور برگزار شد، افراد شرکت‌کننده در این مراسم، طوماری را امضا کردند و در آن مخالفت خود را با برگزاری راهپیمایی 10هزار نفري كه قرار بود توسط تربيت‌بدني استان مازندران در 15 مردادماه، برگزار شود اعلام کردند.

۱۳۸۹ مرداد ۶, چهارشنبه

شيوه تازه دراعتراض به سازمان محيط زيست (روزنامه همشهری چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۸۳ - سال دوازدهم - شماره - ۳۴۰

فروش هندوانه


سينا-اقدام يك انجمن زيست محيطي در نمايشگاه بين المللي محيط زيست ايران منجر به درگيري در يكي از سالنهاي نمايشگاه شد.

انجمن حمايت از حيوانات در غرفه اختصاصي خود با گذاشتن تعدادي هندوانه و ترازو اقدام به فروش نمايشي هندوانه در نمايشگاه كرده بود.
در غرفه اين انجمن دستنوشته هايي با عناوين «هندوانه مي فروشيم» ، «تخفيف هندوانه به مناسبت روز جهاني محيط زيست» ، « به دليل عدم توجه سازمان حفاظت محيط زيست و عدم پاسخگويي، انجمن اقدام به تغيير شغل كرده است» نصب شده بود.
مسوولين اجرايي نمايشگاه پيش از افتتاح نمايشگاه توسط مسوولين سازمان حفاظت محيط زيست و آغاز بازديد از غرفه ها با مسوولين غرفه مذكور برخورد كرده و اقدام به برداشتن دستنوشته ها از روي ديوار غرفه كردند.
اين امر به درگيري مسوولين غرفه با مسوول اجرايي نمايشگاه منجر شد كه ساير انجمنهاي زيست محيطي حاضر در نمايشگاه نيز در حمايت از اين انجمن در اطراف غرفه تجمع كردند.
با وجود اصرار مسوولين اجرايي نمايشگاه ، مسوولين انجمن حمايت از حيوانات هندوانه ها را از غرفه خارج نكردند.
مسوول انجمن حمايت از حيوانات گفت: در دو سال پيش در نمايشگاه محيط زيست انجمن غرفه اش را در عزاي محيط زيست سياه پوش كرده بود و نسبت به آيين نامه ويژه شكار اعتراض كرد.
«جاويد آل داود» فزود: در سال گذشته غرفه انجمن با مقداري زباله و مجسمه اي از رييس سازمان حفاظت محيط زيست تزيين شده بود. در طول شش سال فعاليت اين انجمن مكاتبات، طرحها و اقدامات اعتراضي مختلفي توسط انجمن ابراز شد و متاسفانه هيچ تاثيري در روند برنامه ريزي هاي تخريب گر محيط زيست نداشته است. به عقيده او سازمان حفاظت محيط زيست به تشكل هاي زيست محيطي و طرحها و برنامه هاي آنها كاملا بي توجه است.
رييس انجمن حمايت از حيوانات تاكيد كرد: در طول اين شش سال هيچ گاه پاسخ منطقي به مسايل مطرح شده توسط اين انجمن نداشتيم و در اين نمايشگاه تصميم گرفتيم در اعتراض به بي توجهي سازمان، ما هم نشان دهيم كه در راستاي سياست هاي دولت، به محيط زيست بي توجه هستيم و غرفه اين انجمن را به نمادي از يك فعاليت اقتصادي و غير زيست محيطي اختصاص دهيم.
يكي از مسوولين نمايشگاه نيز گفت : هندوانه ها از اين غرفه تخليه شد و درگيري خاتمه يافت.
مسوول غرفه تخريب شده انجمن حمايت از حيوانات گفت: اين انجمن به عنوان اعتراض به عدم پاسخگويي مسوولين محيط زيست و افزايش روند تخريب محيط زيست قصد داشت در يك حركت نمادين اين اعتراض را نشان دهد.
آذري ادامه داد: متاسفانه اين اقدام با مخالفت مجريان نمايشگاه روبرو شد و آنها اجازه ندادند كه ما مخالفت خود را به اين شكل نشان دهيم.

هندوانه فروشان نمایشگاه محیط زیست تهران چند سال پیش این مطالب را حتما" بخوانند.

نمایشگاهی که بدون حضور مدافعان اصلی محیط زیست به کارش پایان داد!!


نیمه شعبان روز ولادت منجی بشریت بر همه دوستان مبارک باد او عادل است و ما عاشق عدل او هستیم

روزی تو خواهی آمد    از کوچه های باران       تا از دلم بشوئی         غم های روزگاران

دوستان فعال محیط زیست ؛ اگر امسال هنوز فرصت نکردید به نمایشگاه محیط زیست تهران بیاید! دیگر عجله نکنید ! چون نمایشگاه محیط زیست امروز بدون حضور شما به کار خود پایان داد و به اتمام رسید. انشاء الله اگر عمری باقی بود و سال دیگر شما را به نمایشگاه دعوت کردند ؛ همدیگر را در نمایشگاه زیارت خواهیم کرد. ناراحت نیز نباشید تا باشد از این نمایشگاه ها باشد؛ حال محیط زیست و غیر محیط زیستش زیاد فرقی ندارد در نمایشگاه کتاب نیز مشکلات زیست محیطی زیاد به چشم می خورد؛ تازه کتابهای زیست محیطی نیز به فروش می رود فقط چند تا بروشور سی دی زیست محیطی کم دارد که باید برای آنان نیز یک فکری کرد . راستی خوب شد به نمایشگاه نیامدید چون امسال نیز ابتدائی ترین اصول زیست محیطی یعنی استفاده نکرد از ظروف پلاستیکی و نریختن زباله ها در سطل اشغال زیاد مراعات نمی شد و اگر می آمدید و اینها را می دید این باعث آزردگی خاطر شما می شدو که برای شما مخصوصا" قلبتان خیلی ضرر خواهد داشت.

امسال هم چون سالهای پیش یک نمایشگاهی به نام محیط زیست برگزار شد هم چیز این نمایشگاه عالی بود ولی این نمایشگاه یک مشکل کوچک داشت ولی این مشکل کوچک می تواند یک مشکل بسیار اساسی برای نمایشگاه محیط زیست باشد و آن مشکل چیزی نبود جزء عدم حضور شما فعالان محیط زیست در این نمایشگاه بود . بنده که هم در افتتاحیه و هم در اختتامیه این نمایشگاه حضور داشتم هیچ فعال محیط زیستی را ندیدم که از عدم حضور سازمانهای مردم نهاد زیست محیطی در نمایشگاه گلایه نداشته باشد ( راستی دروغ نگفته باشم به جزء چند نفر انگشت شمار بنده فعال زیست محیطی در نمایشگاه ندیدم ) حتی این موضوع عدم حضور سازمانهای مردم نهاد زیست محیطی را هیچ یک از مسئولین نیز به آن اشاره ای نکرد.

فکر می کنم وقتی خودرو سازها با بهانه های مختلف خود را دوستداران محیط زیست می دانند و دارند برای این موضوع هزینه می کنند و وقتی سازمانها و شرکتها و کسانیکه که در آلوده کردن محیط زیست گاهی حرف اول را می زنند همه دارای غرفه های رنگارنگ می باشند حتما" باید جا برای فعالان محیط زیست در این نمایشگاه تنگ باشد و یا اصلا" جای برای حضور آنان پیدا نشود .

یادش بخیر در دوره ریاست خانم ابتکار بر سازمان محیط زیست ؛ در آن ایام یکی دو سال در نمایشگاه محیط زیست دوستان انجمن حمایت از حیوانات به هندوانه فروشی و یا ساخت ماکت خانم ابتکار مشغول بودند در سالی که در نمایشگاه هندوانه آورده بودند بی معرفت ها تا آخر نمایشگاه اجازه نمی دادند کسی دست به هندوانه ها بزند و وعده خوردن یک شکم هندوانه سیر را برای آخرین روز نمایشگاه می دادند ولی روز آخر آنان چنین ماهرانه این هندوانه را از نمایشگاه خارج کردند( امیدوارم که این هندوانه ها را هر کس خورد ه .... بشد) و داغش به دل همه فعالان محیط زیست گذاشت ( در آن ایام یک شخصی می گفت این آقای آل داوود آدم اقتصادی است اگر این هنداونه مفت به مردم داد ؛ باشد ) . در آن دو سال از همه دیدنی تر وقتی بود که خانم ابتکار به غرفه انجمن حمایت از حیوانات می رفت و یک یاداشتی برای آنان گذاشت .

ولی انگار امسال اصل مسئله را پاک کرده بودند و مسئولین نمایشگاه ( شرکت گوهر ... ) گفته بودند ما بیکاریم این افراد نق زن به نمایشگاه بیاوریم و آخرش از ما انتقاد کنند پس چه بهتر که اینان به نمایشگاه نیایند و ما جوایز را بین خود تقسیم می کنیم .

۱۳۸۹ مرداد ۵, سه‌شنبه

عاقبت هم زیستی مرد سوئدی با یک مار سمی

عاقبت هم نشینی !
پليس سوئد مشغول بررسي حادثه آسيب ديدگي شديد يك مرد 40 ساله توسط ماري سمي است.

اين مرد براي دومين بار از سوي اين مار سمي خطرناك مورد حمله قرار گرفته و به شدت زخمي شده است.
اين مرد داراي هيچ گونه مجوزي جهت نگهداري اين مار خطرناك در منزل خود نداشته است.
اين مار سمي در آپارتمان اين فرد نگهداري مي‌شده و تاكنون دو بار صاحب خود را مورد حمله شديد قرار داده است.در دومين مرتبه حمله مرد خود را به بيمارستان رسانده و از مرگ قطعي جان سالم به در برده است.
اعضاي خانواده اين مرد پس از اطلاع از حادثه سريعاً پليس را در جريان آن قرار دادند و پليس نيز به علت نگهداري غير مجاز اين مار سمي خطرناك "از نوع گابون "مرد آسيب ديده را مجازات خواهد كرد.
هم اكنون مأموران مار سمي را از آپارتمان دور كرده و او را به نمايشگاه جانواران خشكي در شهر "مالمو " انتقال داده‌اند.بنابراين مرد سوئدي پس از بهبود بايد دردسرهاي همزيستي آپارتماني با مار وفادارش را تحمل كند.

۱۳۸۹ تیر ۳۰, چهارشنبه

استانی به نام البرز

ضمن تشکر از خبرگزاری سبز پرس جهت انتشار این مطلب بنده در آن خبرگزاری
 چند سالی است که قرار است نام یکی از استان‏های کشور را البرز نام گذاری کنند،حتی در زمان طرح موضوع استان شدن شهرستان قزوین قرار بود این استان جدید البرز نامیده شود؛ اما این کار انجام نشد تا این که این موضوع مجددا مطرح شده است.

در همسایگی شهر تهران ؛ استانی در حال شکل گیری است و استان البرز نامگذاری شده است که قرار است مرکز آن شهر کرج باشد. شهرهای غربی استان تهران نیز در ردیف توابع این استان قرار گیرند. این تصمیم در راستای سیاست های دولت جمهوری اسلامی ایران است که استانهای بزرگ کشور را به علت برخی مشکلات اقتصادی ؛ اجتماعی و امنیتی به دو یا چند استان کوچک تر تقسیم کند که این تقسیم استانهای بزرگ به استانهای کوچک دارای موافقان و مخالفانی است.
اما آیا با این تقسیم بندی جدید مشکلات فعلی تهران و کرج مخصوصا مشکلات زیست محیطی آن حل خواهد شد یا خیر مقوله است که باید به آن پرداخته شود.
پیش از شروع اصل مطلب جا دارد که ابتدا مختصری به گذشته شهرستان کرج اشاره ای داشته باشم . با توجه به اینکه بنده دوران دانشجویی خود را در شهر کرج بودم ، در حال حاضر نیز هر وقت مسیرم به سمت شهرستان کرج می افتد در ذهن خودم کرج بیست و یک سال پیش را تجسم می کنم . در آن سالها که بنده ساکن شهر کرج بودم هنوز بسیاری از باغات کرج وجود داشت مخصوصا" باغات جهانشهر در مرکز شهر و باغات مهر شهر در حاشیه شهر، و کرج هنوز این چنین لجام گسیخته بزرگ نشده بود. در آن ایام حد فاصل بخشهای مختلف شهر همچون عظیمیه ؛ مهر شهر ؛ باغستان ؛ فردیس و حصارک زمینهای کشاورزی بود ( به قول قدیمی ها دیوار و باروهای این بخشهای شهر از دور کاملا" مشخص بود )و هنوز به علت ساخت و ساز بیرویه خانه‏های مسکونی این مرزها از بین نرفته بود.

وقتی از بالای کوه عظیمیه به شهر کرج نگاه می کردید به جای آپارتمان ها ؛ ویلا ها ؛ مغازه ها ؛ جاده ها و مراکز صنعتی امروزی فقط چشم آدمی درخت می دید و شهر کاملا" سر سبز بود ؛ ولی امروز که وارد کرج می شوید جز آلودگی و سرو صدا و گسترش لجام گسیخته شهر هیچ چیز دیگر نمی بینید.

کرج و معضلات زیست محیطی فراوان
1 - به علت سیاستهای غلط در پیش از انقلاب بسیاری از مراکز حساس و مهم مانند مراکز اقتصادی، صنعتی، علمی ، اجتماعی، سیاسی، نظامی و فرهنگی کشور را در شهر تهران و حاشیه های آن متمرکز کرده بودند ( شاید کسانیکه علت این تمرکز را پی گیری می کردند فکر نمی کردند که آیندگان و نسلهای بعد باید تاوان این سیاست های غلط را بپردازند) ، شهر کرج به علت کمی فاصله آن با تهران است که امروز دارد تاوان این سیاستهای غلط را می‏پردازد .
این نزدیکی موجب شده که تعداد زیادی از کسانیکه در تهران کار می کنند در اصل ساکن کرج باشند هرچند که حضورشان در کرج بیش از چند ساعات استراحت شبانه نیست. زیرا هر روز بین 900 هزار نفر تا یک میلیون و دویست هزار نفر از ساکنان کرج صبح زود با وسایل نقلیه از کرج به تهران می آیند و شبها نیز دیر وقت باز می گردند و فقط زمان خوابیدن خود را در کرج ساکن هستند . حال باید پرسید آیا استفاده از اینهمه وسایل نقلیه جهت رفت و برگشت باعث آلودگی هوای شهر های کرج و تهران‏ نمی‏شود؟
2 - از زمانیکه به علت سیاست های اشتباه اقتصادی مهاجرت‏های بی رویه مردم از بقیه نقاط کشور به سمت تهران شروع شد نه تنها حاشیه شهر تهران بلکه حاشیه شهر بزرگی هم چون کرج نیز درمناطقی مانند مهر شهر، حصارک ، فردیس، باغستان و حتی هشتگرد شدیدا" در گیر این مهاجران گردید. مهاجرانی که نه تحصیلات عالیه دارند و نه امکان خانه دار شدن این حاشیه نشینی را سکوی پرتابی می‏دانند برای زندگی در تهران .
3- کرج از قدیم الایام به علت داشتن آب و هوای معتدل کوهستانی یکی از بهترین تفرجگاه‏های مردم تهران بوده است و زمینهای حاصل خیز، آب فراوان و داشتن باغهای زیبای پر از درختان میوه هم محلی برای کسب در آمد و رونق اقتصادی و هم همیشه محل ییلاق پول داران تهرانی بوده است ولی با ساخت سد کرج و برداشت مقدار زیادی از آب این سد برای آب شرب شهروندان تهرانی و ساخت و ساز های بی رویه خانه های ویلایی تغییر اساسی در اکوسیستم آن منطقه به وچود آمده است که در نتیجه از بین رفتن همان باغات پدید آمده است.
4 - کرج به علت اینکه در مسیر شهر تهران به چند استان کشور قرار دارد (حدود 12 استان ) یکی از محلهای پر تردد برای تعداد زیادی وسایل نقلیه سنگین و نیمه سنگین و سبک و همچنین مسافرانی می باشد که از این استانها به تهران می آیند و یا بالعکس تهران را به مقصد این استانها ترک می کنند این ترددها که بیشتر آن از طریق جاده های شهرستان کرج انجام می شود یکی دیگراز علل سازی محیط زیست این شهر است
5 –نزدیکی کرج به تهران و سرمایه گذاری دولت یا افراد حقیقی باعث وجود انواع و اقسام کارخانه های تولیدی و نیروگاهها در داخل و اطراف این شهر شده که از دیگر موارد آلودگی شدید کرج از قبیل آلودگی هوا ؛ صدا ؛ خاک و فاضلاب است .
6- وجود تعداد زیادی شعبات مراکز علمی و پژوهشی از قبیل دانشگاه ها و شرکتهای زراعی ؛ دامی و کارخانجات تولید سرم و دارو و مواد شیمیای نیز از موارد دیگری است که باعث آلودگی مناطق کرج و اطراف آن شده اند .
7 - وجود تعداد سه الی چهار ندامتگاه بزرگ و پادگانهای آموزشی و نظامی در سطح شهرستان کرج نیز می تواند از معضلات زیست محیطی شهر کرج است.
8 - حضور تعداد زیادی پناهندگان و مهاجرین خارجی از جمله افاغنه که با توجه به پایین بودن فرهنگ عمومی و مراعات نکردن این نکات می توانند باعث مشکلات زیست محیطی این شهر گردند.
9 - برداشت بی رویه شن و ماسه از رودخانه های اطراف کرج و کندی اجرای طرح ها و پروژه های عمرانی و تبدیل شدن زمینهای زراعی به بیابان از دیگر موارد آلودگی زیست محیطی این شهر است.
10 - وجود تعداد زیادی مراکز صنعتی در منطقه کرج و ورود پسابهای صنعتی ؛ خانگی و مواد شیمیایی به فاضلاب و جاری شدن آن در رودخانه ها و یا نشت آن به سفره های زیر زمینی آب از دیگر معضلات زیست محیطی شهر کرج است.

سخن پایانی
برای اینکه استان البرز شکل بگیرد راه دور و درازی در پیش است . برای اینکه شهر کرج به مرکز این استان تبدیل شود ابتدا باید زیر ساختهای شهری ؛ اقتصادی ؛ اجتماعی ؛ فرهنگی و غیره در این شهر مهیا گردد و هم زمان با ایجاد این زیر ساختها ، تهیه امکانات و بسترسازی برای سازماندهی و ارتقاء سطح علمی افراد منطقه جهت انتخاب مدیران کلان استان فراهم شود. ( مگر اینکه بخواهند از افراد غیر بومی در پست های کلیدی استفاده کنند). پس از پشت سر گذاشتن و رفع این مشکلات آنگاه می توان قبول کرد که جدا شدن بخشی از استان تهران و ارتقای آن به یک استان آن هم به نام البرز تصمیمی صحیح و آگاهانه بوده است .



و به پاسخ این سوال خواهیم رسید که چند سال طول می کشد تا استان البرز چنان از نظر اقتصادی به مرز خودکفایی برسد که دیگر کسی از اهالی این استان جدید در تهران به کار مشغول نبوده و برای تامین معاش ناچار به طی مسیر 25 کیلومتری بین دومرکز استان نباشد؟

۱۳۸۹ تیر ۲۹, سه‌شنبه

درخواست اصلاح رویکرد سخت افزاری در بخش آب کشور

از زحمات خانم مه لقا کاشفی جهت ارسال این مطلب برای بنده متشکرم درود بر شما

در 4 اسفندماه، سال گذشته نامه‌ای در راستای درخواست اصلاح رویکرد سخت افزاری در بخش آب کشور با امضای 30 تن از اعضای هیئت علمی دانشگاه صنعتی اصفهان برای مسئولان طراز اول کشور فرستاده شد که با واکنش مثبت مسئولان طراز اول کشور روبرو گردید اما به نظر می رسد تا اجرایی شدن و توقف کامل ساخت سدهای بیفایده در کشور راه درازی در پیش باشد. از این رو، پیروی آن اقدام دانشگاهی، سازمانهای مردم نهاد زیر موافقت خود را با بیانیه یادشده اعلام کرده اند به این امید که این حرکت سازنده شتاب بیشتری بگیرد. از این رو، از همه دوستان فعال در بخش‌های خبری خواهشمندیم نسبت به بازتاب و گسترش آن بیانیه، ما سمن‌ها را یاری فرمایند.
به امید بهبود ساختاری وضعیت بحرانی آب در کشور
به نام خدا
درخواست اصلاح رویکرد سخت افزاری در بخش آب کشور
اجازه می خواهیم نخست از فواید سدسازی بگوییم. هدف از ساخت سدها همواره افزایش زمین کشاورزی، تولید برق­، مهار سیل و تامین آب شرب، عنوان شده است. بسیاری از سدهایی که به نام کشاورزی ساخته شدند، مانند سد حنای اصفهان، سد سیوند فارس، اصلاً در پرونده­شان هیچ نشانی از اراضی نیازمند به آب وجود نداشت. سد زاینده رود حقابه‌ی شاید هزاران هکتار زمین کشاورزی در پائین دست را ضایع کرد. روستاها از پائین‌ترین نقطه آبخیز با از دست دادن حقابه‌هایشان که بر اساس طومار منسوب به شیخ بهایی به زیبایی تنظیم شده بود از روستانشینان خالی شدند. به عنوان مثال ورزنه شهری از هزاره سوم با صنعت بومی کهنسال پارچه بافی و متکی به پنبه زارهای منطقه، با غصب حقابه‌هایش وسیله‌ی سد زاینده رود، مزارع پنبه و ناگزیر پارچه بافی خود و نیز فواید ماهیگیری و گردشگری در تالاب گاو خونی را از دست داد. این شهر در 30 کیلومتری تالاب که از سال 1347شهرداری داشت، اینک با 13 هزار نفر جمعیت، خالی از سکنه شدن را به پیشواز رفته است. این گونه تضییع حق‌ها هرگز موضوع هیچ پژوهشی قرار نگرفت.
سد زرینه رود، اراضی پائین دست رود در میاندوآب را که پیش از آن نیز آبی بودند، زهدار کرد. آیا اساساً به ساخت سد نیازی بود؟ همان‌گونه که دانشگاه ارومیه بدرستی مطرح کرده است، آشنایی با شرایط و اقلیم منطقه این پرسش را برمی‌انگیزد که آیا همه‌ی 40 سد ساخته شده در آبخیزهای مشرف به ارومیه تکرار همین تجربه تلخ نبودند و نیستند؟ تقریباً نزدیک به180 هزار هکتار از سطح دریاچه ارومیه به شوره زار خطرناکی بدل شده است و اراضی کشاورزی منطقه با پراکنش غبار نمک از این شوره زار، در خطر کاهش است. (بگذریم از اراضی که زیر دریاچه سدها رفته اند، یا اراضی که حقابه شان ضایع شده، یا اراضی که زهدار و شور شده اند). سد کرج حقابه زمین‌ها و باغ‌های کرج و شهریار را همانند همه سامانه‌های انتقال حوضه به حوضه، بی توجه به صاحبان آنها منحرف کرد و همین بلا بر سر حقابه بران جاجرود (پس از ساخت سد لتیان)، لار (پس از ساخت سد لار)، شاهرود (پس از ساخت سد طالقان)، و.. آمد و صدها هزار هکتار از اراضی کشاورزی آبی کاسته شد تا 2 میلیارد مترمکعب حقابه کشاورزی به تهران، شهری که 7 برابر معیار، آب مصرف می کند اختصاص یابد. (سرانه 1100 لیتر در روز در برابر 150 لیتر معیار جهانی). بسیاری از سدها مانند سد بار نیشابور یا سد نهرین طبس یا سد ماشکید سیستان بلوچستان ساخته شدند تا همان اراضی را آبیاری کنند که قناتی کهنسال و بارور آبیاری می‌کرد بی آنکه هیچ آبی را در برابر آفتاب بگذارد. این سدها گذشته از ویران سازی قنات از سطح اراضی آبی کاستند. سدهای مناطق مرکزی و شرقی و جنوبی کشور با تبخیر سالانه بیشتر از 5 متر رو در رویند. آبی که در زمستان در بستر رود جاری است در سفره‌های زیرزمینی نفوذ می کند و هدررفت کمی دارد اما اگر سدی بر آن ببندند بخش بزرگی از همان آب، در دریاچه سد، در تابستان تبخیر می شود و آنچه می‌ماند با سرنوشت شوری و بویناکی روبروست. از سد همیشه خالی پیشین سخنی نمی‌گوییم اما سد میناب هرمزگان نشان داد که آب حبس شده در برابر آفتاب در این مناطق چه زود به زوال می‌رسد و نه به‌درد شرب می خورد و نه به‌درد کشاورزی.
برخی می‌گویند آبی که به دریا می‌رود بهتر است در سدی جمع شود. باید پرسید چرا هرگز به راهکارهایی مانند جنگلکاری و احیای پوشش گیاهی برای جذب اسفنجی آب و هدایت آن به سفره‌های زیرزمینی بدون زوال و تبخیر آب توجه نمی‌شود، که بسیار پایدارتر و کم هزینه‌ترند و به تخریب دهانه‌ها و قطع جریان ورودی بسیار ضروری آب شیرین به دریا نمی‌انجامند؟ بیش از 20 سد ساخته شده در آبخیزهای البرزشمالی از سد سفیدرود گیلان تا سدهای البرز و تجن مازندران و سدهای استان گلستان، در پائین دست خود، شالیکاری و باغ‌های باروری داشتند که با آب بندان، این شیوه اندیشمندانه گردآوری آب باران فصل سرد، برای کاربرد در کشت‌های فصل گرم، آبیاری می‌شدند. این سدها به اراضی کشاورزی هیچ نیفزودند که از آن نیز کاستند و صدها هزار خانوار کشاورز مولد را از روستاهایشان آواره کردند تا زمین‌های بارورشان در مخزن سدها مدفون شود. سد گاوشان تجربه دیگر تامین آب کشاورزی برای دشت‌هایی است که بدون سد نیز با شبکه سنتی از رودها و سفره‌های زیرزمینی بهره می‌گرفتند. انحراف آب از یک حوضه به حوضه دیگر در کیلومترها دورتر، با احداث سد و سامانه انتقالی بسیار پرهزینه است. تقریباً 320 میلیون مترمکعب تبخیر سالانه از سد کرخه بسیاری از کاربردهای این آب، از مصارف کشاورزی تا جلوگیری از خشکیدن خطرناک هورالعظیم را، نابود می‌سازد. کم یا بیش همه سدها از سطح اراضی آبی کشور کاستند.
گرانترین و خسارت‌بارترین شیوه تولید برق، برق­آبی‌ها هستند. اما تحلیلی برای مقایسه برق­آبی با نیروگاه‌های گازی یا خورشیدی انجام نشد. آیا تجربه ساخت نیروگاه‌های خورشیدی در کشورهای کم آفتابِ اسکاندیناوی نباید مارا به اندیشه می‌انداخت تا درسرزمین مهر تابان، ساخت برق­آبی بسیار گران­قیمت با پی آمدهای زیان بار آن برای موجودات زنده را متوقف کنیم؟ و اما ادعای مهار سیل که به ­عنوان دیگر فایده ساخت سدها مطرح بود جای بحث فراوان دارد. وقوع سیل که در بسیاری از نقاط کشور رخ می‌دهد از جنگل‌زدایی سرچشمه می‌گیرد. جنگل مانند اسفنج سیلاب را بخود می‌کشد اما در نقاط بدون پوشش گیاهی رواناب به سیل تبدیل می شود. رویکرد سخت افزاری مدیریت آب سال‌ها با پاک کردن صورت مساله و نادیده گرفتن علت اصلی، مهار سیل را یکی از اهداف خود برشمرد. شکستن سد دشت در خراسان شمالی و خسارات جانی و مالی ناگوار آن نشان داد که سدها در بارندگیِ سنگین از سیل خطرناکترند. چاره سیل احیای جنگل و پوشش گیاهی و سامانه هشدار سیل (مدیریت نرم افزاری) است. اما دیگر هدف ساخت سدها تامین آب شرب به میزان نیاز است. درحالیکه سدها تنها توهم فراوانی آب ایجاد کردند. تا آنجا که علی‌رغم ده‌ها سد بزرگ ساخته شده برای شرب تهران، هرروز30 تا 60 درصد (بسته به فصل) نیاز شهر از سفره‌های آب زیرزمینی برداشت می شود. پس آب زیرزمینی (بویژه 500 قنات قدیمی تهران) می‌توانست مصرف سنجیده حتی جمعیت کنونی را تامین کند. در مجموع هرگونه نیاز آبی در هر منطقه باید از منابع خودش و با مدیریت مصرف و تقاضا تامین شود.
داستان سدهای مرزی نیز یکی از داستان‌هایی است که به راستی آزمایی نیاز دارد. اما بزرگترین فایده مدیریت سازه‌ای بخش آب همانا منافع شرکت‌های بزرگ و کمیته‌ها و کمیسیون‌ها و دفاتر دولتی- خصوصی اقماری آن‌هاست که فعالیتی بدون پاسخگویی و بدون حسابرسی دقیق داشته‌اند. رویکرد مدیریت سخت افزاری در بخش آب با ساخت سدها و سامانه‌های انتقال به مناطق دیگر، با نادیده گرفتن حق کشاورزان و عشایر و ماهیگیران، با کاستن از اراضی کشاورزی و منابع طبیعی کشور، با صرف هزینه گزاف، بدون ارزیابی تحلیلی از طرح‌های اجراشده، 5 دهه پیامدهای ناسازگار اجتماعی، اقتصادی را به جامعه و خشکیدن خطرناک پیکره‌های آبی (رودها، تالاب­ها، دریاچه­ها)، و آلودگی خطرناک هوا با پراکنش غبار از تالاب‌ها و دریاچه‌های فروخشکیده را به محیط زیست کشور تحمیل کرده است. رویکرد نرم افزاری دربرگیرنده اصلاح الگوی مصرف، افزایش کارایی آب (از میزان حدودنزدیک به 4/0 کنونی و رساندن آن به 1 یا بیشتر که بویژه در بخش کشاورزی می‌تواند به معنای دسترسی به سالانه میلیاردها مترمکعب آب باشد)، یا بررسی سامانه‌های گردآوری باران، و نیز بازیافت و بازچرخانی و کاربرد چندین باره آب با نصب ابزارهایی نه چندان پیچیده روی بام ساختمان‌ها و نیز گسترش و ترویج یاخته‌های خورشیدی و... سایر شیوه‌های پایدار تامین آب و برق نادیده مانده است.
گسترش و ترویج دانش بومی پایدار آب مانند قنات‌ها و آب بندان‌ها بیرون از شأن تلقی شده و بعکس تخریب آنها با سدهای ناپایدار و پرهزینه و پرپیامد سال‌ها ادامه یافته است.
در حالیکه حوضه تمدن ایرانی، نخستین تمدنی است که کشاورزی آبی را آزمود، که قنات‌ها این هوشمندانه‌ترین شیوه‌های کاربرد پایدار آب زیرزمینی را ابداع کرد، که نیز سدسازان بسیار ماهری پرورید و ساخت نخستین سدهای قوسی (سد ایزدخواست اصفهان) و بلندترین سدهای جهان (سدکریت طبس به ارتفاع 60 متر بلندترین سد جهان بمدت 550 سال تا پیش از سد هور امریکا) را در پرونده خود داشت. اما گذشتگان ما که در چندین هزار سال شاید چند ده سد ساختند بدرستی و با آموختن از گذشت روزگار دانستند که سدها در چنین سرزمینی گرم و با میزان تبخیر از سطح آب تا 5 متر یا بیشتر که بخش بزرگی از آب را از دسترس بیرون می‌کند، با میزان زیاد رسوب آوریِ رواناب‌ها و رودها که در چند دهه سدها را پررسوب و بیفایده می کند، سدسازی رویکردی ناپایدار، غیراقتصادی و زیان بارست. آن‌ها که به خیر درازمدت نسل‌ها می‌اندیشیدند، با آگاهی و نه از روی ناتوانی، چندین سده پیش سدسازی را از رویکرد بهره برداری از منابع آب حذف کردند و شیوه‌های پایداری همچون قنات، آب بندان، شبکه های حساب شده برداشت از رودخانه را ادامه دادند.
دور دوم سدسازی در کشور پس از کودتای 28 مرداد بدست شرکت‌های بین المللی منتفع، بدون ژرف اندیشی و توجه به تجربه و دانش درخشان بومی - ملی آغازشد و متاسفانه پس از 1357 نیز علیرغم شوروشوق احیای هویتِ دانشیِ این سرزمین کهن، بدست فن سالاران و دیوانسالاران شرکت‌های منتفع ادامه یافت. هویت دانشیِ درخشانی که گذشته از نخستین ابداعات آبی، نخستین سازه های مقاوم به زمین لرزه، نخستین گرمابه با سوخت گاز طبیعی، سازه‌های با صرفه‌جویانه‌ترین شیوه‌های ضرور گرمایش و سرمایش، آب انبارها و بادگیرها، بازارهای مثال زدنی و بسیار دیگر پایدارترین‌ها را در پرونده خود داراست. خرد جمعی چنین حکم می‌کند که ساخت و ساز 1000 سد کنونی با اصول توسعه‌ی پایدار و مصلحت‌های این سرزمین همخوانی ندارد.
سازمانهای مردم نهاد تأییدکننده بیانیه
1 انجمن آسماری بختیاری(خوزستان)

2 انجمن اپک (تبریز)

3 انجمن ارگ زنده‌رود (روستای قورتان اصفهان)

4 انجمن اسفندگان روزمهر ایرانی
5 انجمن ایران‌شناسی کهن‌دژ (همدان)
6 انجمن ایلام‌شناسی ایران
7 انجمن بارگاه مهر (اصفهان)
8 انجمن بوم آب و آفتاب (اهواز)
9 انجمن جوانان سپید پارس(بابل)
10 انجمن دوستداران میراث فرهنگی افراز
11 انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا (خوزستان)
12 انجمن دوستداران میراث فرهنگی کاسپین(قزوین
13 انجمن دوستداران میراث فرهنگی ناملموس(مینا) (تهران)
14 انجمن دوستداران میراث فرهنگی و گردشگری امرتاد (اصفهان)
15 انجمن دوستداران میراث فرهنگی و گردشگری نجف‌آباد
16 انجمن دوستداران میراث فرهنگی و گردشگری ورزنه (ورزنه اصفهان)
17 انجمن دهکده سبز(تهران)
18 انجمن کوه نوردان ایران
19 انجمن میراث‌بانان زنده‌رود (لنجان اصفهان)
20 انجمن وحدت جوانان ایران‌زمین (اصفهان)
21 جمعیت آرتان (تبریز)
22 دروازه‌های سبز پارس
23 دیده بان کوهستان
24 فرزندان اهورایی ایران(مشهد)
25 فریوان سپینود (تهران)
26 کانون اندیشه سپید (تبریز)
27 کانون جوانان پارس (شیراز)
28 کانون سیمرغ اندیشه (نجف‌آباد)
29 کانون گردشگران خاک ایران (تبریز)

30 کانون گسترش فرهنگ ایران بزرگ(اصفهان)
31 کمیسیون انجمن‌های میراث فرهنگی مازندران
32 موسسه دید خرد (اصفهان)
33 موسسه میزان (تبریز)
34 موسسه ندای دانش (تبریز)
35 موسسه نوآوران (تبریز)
36 نام کانون سرزمین مادری(تهران)



۱۳۸۹ تیر ۲۵, جمعه

این هم داستان گدایان با مدرک کارشناسی !

نمایندگان قوه قضائیه پس از شنیدن اظهارات متکدیان اعلام می کنند این اشخاص متکدی نبوده و فال فروش هستند و بر اساس قانون دستفروشی به آنها اخطار داده و آزاد می شوند.

معاون سازمان رفاه و خدمات اجتماعی شهر تهران با بیان اینکه متکدیان از خلاء های قانونی آگاهی دارند افزود: آنها می دانند با در دست داشتن پاکتهای فال، جوراب و سایر اجناس قابل فروش از جرم تکدی گری مبرا و به عنوان دستفروش محاکمه می شوند که نتیجه آن آزادی است.
صادق اوالی در گفتگو با مهر با بیان اینکه در جوامع پیشرفته دنیای امروز آسیبها و مشکلات اجتماعی به طور گروهی مورد بررسی و درمان قرار می گیرد گفت: در ایران دهها سازمان به طور موازی با هدف کاهش آسیبهای اجتماعی فعالیت می کنند درحالی که مدیریت واحدی برعملکرد آنها نظارت ندارد.
وی گفت: در بسیاری از کشورها مدیر شهر"شهردار" به عنوان هسته مرکزی در ساماندهی آسیبهای اجتماعی انتخاب می شود و تمام سازمانهای دولتی وغیر دولتی با محوریت شهردار آسیبهای اجتماعی، فرهنگی و مشکلات شهر را بررسی، مطالعه و با تقسیم وظایف نسبت به رفع چالشها اقدام می کنند در حالی که شهرداری تهران تنها برای جمع آوری متکدیان و معتادان با چالشهای بزرگی روبرو است.
اوالی تصریح کرد: شهرداری بر حسب وظیفه متکدیان را از سطح شهر جمع آوری کرده و در مرکز خاوران نگهداری می کند تا پس از تکمیل پرونده و دستور ضابطان قضائی به سازمانهای ذیصلاح تحویل داده شوند در حالی که نمایندگان قوه قضائیه پس از شنیدن اظهارات متکدیان اعلام می کنند این اشخاص متکدی نبوده و فال فروش هستند و بر اساس قانون دستفروشی به آنها اخطار داده و آزاد می شوند.
معاون سازمان خدمات اجتماعی شهر تهران افزود: میلیاردها تومان هزینه شهرداری برای جمع آوری، استحمام، نگهداری واشتغال متکدیان با یک حکم ضابط قضائی و به دلیل وجود مبالغ زیادی پول در جیب متکدی و اظهارات وی مبنی بر دستفروش بودن بی نتیجه مانده و متکدی دوباره به آغوش خیابانها و پارکها بازمی گردد.
وی با بیان اینکه در میان متکدیان و مافیای تکدی گری افرادی با مدارک تحصیلی بالای کارشناسی هم پیدا می شود گفت: به جرات می توان گفت بسیاری از متکدیان تهرانی با قوانین و مقررات حقوقی آشنا هستند و می دانند چگونه از دست قانون فرار کنند.

جزیزه ای رویای از زباله های سرگردان در اقیانوس

- یک جزیره کوچک، به عنوان کشوری جدید و با قوانین مخصوص به خود ساخته خواهد شد که تمام منابع خود را از اقیانوس و زباله‌هایش به دست خواهد آورد. ایده‌ای جذاب و البته بسیار جاه‌طلبانه و رویایی

بهنوش خرم‌روز: البته ساخت جزیره‌ای که همه امکاناتش را از بازیافت زباله‌ها به دست بیاورد خیلی خیلی رویای جاه‌طلبانه‌ای است اما محققین هلندی فکر می‌کنند به امتحانش می‌ارزد.
اصل ماجرا به مشکلات فراوان ناشی از زباله‌های اقیانوسی مربوط می‌شود. در واقع بخش بزرگی از آلودگی محیط زیست که البته ما انسان‌ها مسئول آن هستیم و اغلب هم خودمان آن را نمی‌بینیم، زباله‌هایی است که درون اقیانوس‌ها ریخته می‌شود.
به گزارش پاپ‌ساینس، چاره ای که به فکر محققین هلندی رسیده این است که یک جزیره سبز بهشتی بسازند که از اقیانوس و بازیافت زباله های درون آن تامین شود. طراحی و ساخت این جزیره بازیافتی که بیش از 10،300 کیلومتر مربع وسعت خواهد داشت، ‌سه هدف عمده را دنبال می‌کند:‌ بازیافت پلاستیک‌های شناور روی آب، استفاده از زباله‌ها برای ساخت جزیره‌ای که برای دریا مفید باشد و اطمینان از این که جزیره متکی به خود ادامه خواهد داد.
این جزیره می‌تواند یک کشور مجزا با قوانین خاص خودش باشد. مردم این کشور کوچک، مواد غذایی، سوخت زیستی و همچنین داروهای خود را از دریا به دست خواهند آورد، و البته مواد شیمیایی مورد نیاز خود را از سمومی که وارد دریا می‌شوند خواهند گرفت. واقعا جاه‌طلبانه است، نه؟ جزییات این طرح را می‌توانید در این آدرس پیدا کنید. ‌



۱۳۸۹ تیر ۲۴, پنجشنبه

مدیری که قربانی تایید آلودگی برنج شد

ماموریت پورهاشم در موسسه استاندارد تهران 18 تیرماه امسال به پایان رسید ولی این ماموریت هنوز تمدید نشده تا به زودی وی جای خود را به مدیری جدید دهد.

به گزارش خبرآنلاین بدین ترتیب این نظریه شکل گرفته است که علت اصلی این برکناری پافشاری وی بر آلوده بودن برنج های وارداتی بر خلاف نظر رئیس موسسه استاندارد کشور و وزیر بهداشت بوده است. بحثی که هفته پیش توسط کمیسیون بهداشت مجلس تاییدشد.
به گفته رئیس کمیسیون بهداشت مجلس آلوده بودن برنج های وارداتی مورد تایید کمیسیون بهداشت قرار گرفته و جهت طی مراحل قانونی به کمیسیون اصل 90 ارسال شده است.
براساس اظهارات شهریاری ، درحال حاضر هنوز مشخص نیست برنج های تهیه شده برای آزمایش با برنج هایی که یکسال پیش موسسه استاندارد تهران آلوده بودن آن را تایید کرده بود یکی باشد اما در صورت محرز شدن این مساله تمام مسوولانی که طی این مدت آلودگی برنج های وارداتی را منکر شده بودند به دلیل انجام ندادن وظیفه خود بازخواست خواهند شد.
وی تاکید دارد: در حال حاضر کمیسیون بهداشت در تلاش است تا نوع برنج های تهیه شده از گمرک را با برنج های آزمایش شده در موسسه استاندارد تهران را با یکدیگر مقایسه کند که در صورت تایید یکی بودن این برنج ها قطعا مسوولان ذیربط باید آماده پاسخگویی به ناکارآمدی خود باشند.
این در حالی است که یکسال و نیم گذشته با وجود تاکید پورهاشم رئیس موسسه استاندارد تهران به آلودگی برنج های وارداتی اما مسوولانی چون وزیر بهداشت و رئیس موسسه استاندارد ایران خاطرنشان ساختند که برنج ها آلوده نیست.
اما با عدم تمدید حکم، طی روزهای آینده با وجود تایید آلودگی برنج های وارداتی، پورهاشم رئیس موسسه استاندارد تهران برکنار خواهد شد.
در این بین رئیس کمیسیون بهداشت مجلس ، تاکید دارد: برکناری پورهاشم از این سمت نقض دستورات احمدی نژاد در جهت تشویق مدیرانی است که به وظیفه خود به درستی عمل می کنند.

قتل عام مورچه ها

کشتن 200 هزار مورچه برای ساختن یک تابلو هنری نشانه چیست؟
آیا غیر از این است که بعضی ها در حالت ظاهری فقط ادعای انسانیت دارند ولی در حالت باطنی اصلا" از انسانیت بویی نبردند؟  
یک هنرمند برای ساخت یک تابلو از 200 هزار مورچه استفاده کرد.

کریس ترومن این مخلوقات کوچک را به صورت زنده و در دسته‌های 40 هزارتایی خرید. هر کدام از این دسته‌ها 330 پوند قیمت داشتند.
این مرد 32 ساله، سپس این حشرات را کشت و با استفاده از انبرک و با دقت بسیار بالا هر کدام از این مورچه‌ها را در جای خود قرار داد.
اثر نهایی که دارای ابعاد 1.21 در 1.06 متر است نزدیک به 35 هزار دلار قیمت گذاری شده است.
آقای ترومن که از کالیفرنیای آمریکاست اقرار کرد که قرار دادن این تعداد مورچه در جای خود کار بسیار سختی بوده است.
او حتی در نیمه‌های کار به دلیل کشتن این تعداد مورچه دچار عذاب وجدان شد و این کار را رها کرد.
او در این باره گفت: انجام این کار چند سال به طور کشید، چرا که در قسمتی از کار من به دلیل کشتن این تعداد مورچه احساس بدی پیدا کردم و ادامه کار را به مدت 1 سال متوقف کردم. اما بعدها حس کردم اگر من این کار را تمام نکنم مرگ مورچه‌ها بدون فایده خواهد بود و به همین دلیل باز کار خود را آغاز کردم.
حمل و نقل هر دسته از مورچه‌ها نیز نزدیک به 500 پوند هزینه داشت.
او در این باره گفت: زمانی که من 5 سالم بود برای اولین بار سعی کردم به حیات هوشمند آسیب وارد کنم. یک بار من و برادرم به یک لانه مورچه حمله کردیم و توسط مورچه‌های قرمز گزیده شدیم. من می‌خواستم با این کار به دوران کودکی خود بازگردم.
او در ادامه گفت: من در ابتدا سعی کردم هر کدام از مورچه‌ها را با دست بگیرم، اما به زودی متوجه شدم انجام این کار می‌تواند سال‌ها زمان ببرد. اما در نهایت به اینترنت رفتم و متوجه شدم می‌توان این حشرات را به صورت دسته‌ای خریداری کرد.

مردم در نگاه اول به این تابلو عکس‌العمل‌های متفاوتی از خود نشان می‌دهند. بعضی می‌گویند این اثر کاملا بی‌فایده و وحشت‌ناک و غیرعادی است و عده‌ای دیگر معتقدند ساخت این تابلو جالب است. اما بعد از مدتی فکر کردن سوالات پیچیده‌تری به ذهن بازدید کنندگان می‌رسد. آیا کشتن این تعداد مورچه برای ساخت یک اثر هنری مشکلی ندارد؟ ارزش یک مورچه چه قدر است؟



۱۳۸۹ تیر ۲۱, دوشنبه

برای اولین با در تاریخ کشورمان ایران خطبه عقد و جشن ازدواج در قله دماوند برگزار شد

آیا تا به حال عروس و داماد در لباس کوهنوردی دیده اید ؟
بلاخره خانم بهناز محرم زاده و جناب آقای عظیمی  آرزوی خود  را برآورده کردند و در روز عید مبعث در بلندترین نقطه ایران در نوک قله دماوند با لباس کوهنوردی و در میان کوهنوردان به عقد هم در آمدند و زندگی پر آرزو  و امید خود را شروع کردند.  باید با یاری  خواستن از درگاه  خداوند یکتا و  برای خوشبختی آنان دعا کنیم . 
با تشکر از جناب درویش بابت تهیه عکس ها





۱۳۸۹ تیر ۱۹, شنبه

عکسهای مهر پدری

27 رجب عید مبعث بر تمام مسلمان جهان مبارک باید.


عکسهای آن سوی چهره خشن زندگی

از بعثت او جهان جوان شد                            گیتی چو بهشت جاودان شد
با عرض تبریک و تهنیت به مناسبت عید مبعث پیامبر رحمت و مهر بانی  همچنین با تشکر از جناب اصغری ؛ دوستی که این عکس ها را برایم ارسال کرده است .




بعد از قرنها تجربه معماری در ایران برج پیزا در اراک ساخته شد.


این ساختمان که توسط شرکت تعاونی مسکن یکی از ادارات دولتی در اراک ساخته شده، به دلیل عدم رعایت نکات ابتدایی مهندسی دچار نشست شده و کج شده است. تنها شباهت این ساختمان نیمه کاره با برج پیزا در ایتالیا هم اشتباه در مکان یابی محل احداث ساختمان است.


برج کج پیزا با 863/55 متر ارتفاع در 8 طبقه ساخته شده است. قطر بیرونی این بنا 484/15 متر و قطر داخلی 368/7 متر است. ضخامت دیوارهای پایه آن 08/4 متر است و وزن آن حدود 500/14 تن برآورد می‌شود.

جهت شیب این برج در فاصله سال‌های 1173 تا 1250 به سمت شمال و از سال 1272 تا سال 1997 به سمت جنوب متمایل بوده است تا سال 1997، این برج 2/5 متر نسبت به سطح افق کج شده است. ناقوس این برج 5/3 تن وزن دارد. این برج در پشت کلیسای بزرگ شهر پیزا واقع شده است.ساخت این برج در سه مرحله انجام گرفته است.
ساخت اولین طبقه این برج ناقوس که سنگ‌های مرمر سفیدرنگ در آن به کار رفته است از نهم آگوست 1173 دوران پیروزی‌های نظامی و خوشبختی شروع شد اولین طبقه این برج از ستون‌هایی که به صورت دایره‌وار در کنار هم قرار گرفته بودند، تشکیل شده بود که در جهت مقابل تاق‌های بی‌روزنه خم شده بودند در مورد هویت معمار برج کج پیزا بحث‌های زیادی وجود دارد. سال‌ها تصور می‌شد که این بنا، کار «گوگلپلمو» و «بونانو پیزانو» بوده است. سنگ قبر بونانو پیزانو در سال 1820 در پای این برج کشف شد.



۱۳۸۹ تیر ۱۸, جمعه

۱۳۸۹ تیر ۱۷, پنجشنبه

جاده کشی جدید در مناطق بکر و کوهستانی ؛ این بار جاده کشی برای دریاچه گهر

مثل اینکه این جاده کشی در مناطق کوهستانی تمامی ندارد سال گذشته در همین ایام داستان آسفالت کردن جاده دماوند و تجاوز به حریم کوه دماوند مطرح شد و امسال نیز قرار است برای دریاچه جاده کشی شود و طبق اظهارت آقای عباس محمدی نقل قول از خبرگزاری زیست محیطی" ایرن " قرار است جاده دریاچه گهر نیز آسفالت گردد.
مطالب ذیل در وبلاگ دیده بان کوهستان نوشته شده است :
هر دم از این باغ بری می رسد! آقایانی که توان سامان دهی حداقلی را به ترافیک داخل یک شهر ندارند، و از جمع کردن زباله های یک خیابان، و آموزش ابتدایی ترین اصول شهروندی عاجزند، یک روز تصمیم می گیرند که برای آسان سازی دسترسی «مردم» به دماوند، راه جنوبی آن را اسفالت کنند، روزی می خواهند که برای توسعه ی گردشگری، روی کوه تاریخی طاق بستان تله کابین بسازند، و امروز صحبت از اسفالت کردن راه دریاچه ی گهر در اشترانکوه می کنند (در ایرن بخوانید).
اطمینان دارم که کوه نوردان و دیگر طبیعت دوستان نخواهند گذاشت که این طرح مخرب اجرا شود.

۱۳۸۹ تیر ۱۶, چهارشنبه

شرکت گروه کوهنوردی پرستو تهران در مراسم جشن عقد در آشیانه سیمرغ دماوند


لحظات پیش در یکی از کامنت های وبلاگ کوهستان سبز مطلع شدم که اعضای گروه کوهنوردی پرستو تهران به سرپرستی جناب آقای عبدلی ریاست پیشین هئیت کوهنوردی استان تهران که به مناسبت روز ملی دماوند در روزهای پنج شنبه ؛ جمعه و شنبه قرار است قله دماوند را صعود کنند؛ اعلام نموده اند در جشن عقد آقای عظیمی و خانم محرم زاده در نوک قله دماوند شرکت خواهند کرد.

جناب آقای عبدلی اولین شخصیتی بود که در سال 1383 درکسوت ریاست هئیت کوهنوردی استان تهران جهت برگزاری اولین روز ملی دماوند به کمک ما شتافت و اولین روز ملی دماوند با مسئولیت ایشان برگزار شد .

۱۳۸۹ تیر ۱۵, سه‌شنبه

اين عشق الهيست. اين عشق الهيست.



پاکترین مرحله عشق و ازدواجی در آشیانه سیمرغ با حضور اساطیر افسانه ایران
قرار است در روز 19 تیرماه خطبه عقد دو تن از سفیران محیط زیست ایران و دوستدار قله دماوند آقای علی عظیمی و خانم بهناز محرم زاده در بلندترین نقطه ایران زمین "قله دماوند"خوانده شود. یکی از مشکلات اساسی این مراسم عقد احتمالا" عدم حضور عاقد در این مراسم می باشد که این مشکل یا از طریق موبایل و یا با خواندن خطبه عقد توسط خود این عزیزان حل شود.
 شاید میهمان این جشن آغاز زندگی در نوک قله زیاد نباشند ولی در این مراسم عقد حتما" آرش کمانگیر ؛ کاوه دادگر ؛ زال و بقیه اشخاص افسانه قله دماوند حضور خواهند داشت و محل برگزاری مراسم عقد نیز آشیانه سیمرغ خواهد بود.

پیشاپیش این پیوند خجسته را به این عزیزان تبریک می گوئیم و از خداوند بزرگ می خواهم که این عشق پاک را تا ابد پایدار بدارد و از دست اهریمن بد سیرت و ضحاک مار به دوش سمتگر برای همیشه به دور باشد.

۱۳۸۹ تیر ۱۴, دوشنبه

آب خلیج فارس به یزد منتقل می شود

سایت خبری تابناک اعلام کرد "آب خلیج فارس به یزد منتقل می شود" و به همچنین نظر کاربران توجه شود .
محمدرضا فلاح زاده از اجرای طرح انتقال آب خلیج فارس به یزد در آینده ای نزدیک خبر داد.

به گزارش خبرنگار مهر در یزد، محمدرضا فلاح زاده در نشستی خبری با حضور خبرنگاران استان یزد اظهار داشت: طرح انتقال آب به خلیج فارس در جلسات متعددی مطرح شد و اعلام کردیم استان یزد باید نیمی از آب مورد نیاز خود را از زاگرس مرکزی و نیم دیگر را از خلیج فارس تامین کند.
وی افزود: طرحها و توجیهات آن در این جلسات مورد قبول واقع شد و انتقال آب خلیج فارس به یزد مورد تصویب قرار گرفت که شرکت مکران کرمان آن را به مرحله اجرا درخواهد آورد.
فلاح زاده عنوان کرد: در صورتی ‌که دولت بتواند در این طرح سرمایه‌ گذاری کند، این اقدام انجام می شود در غیر اینصورت شرکت مکران سرمایه‌ گذاری کرده و آب را انتقال می ‌دهد و پس از انتقال، آب را به فروش می‌ رساند.
وی در بخش دیگری از این نشست با اشاره به اینکه جذب سرمایه های داخلی و خارجی از اصلی ترین برنامه های ماست،‌ افزود: برای جذب سرمایه های خارجی در واحدهای مختلف صنعتی و معدنی استان یزد مذاکراتی با شرکتهای چینی، روسی، آلمانی و ایتالیایی انجام داده ایم
نظرات بینندگان:


آب شور مي خوان چي كار؟

حالا آب شور خليج فارس را در کوير شور يزد بريزيم چي سبز ميشه؟!

طرح انتقال آب به خلیج فارس در جلسات متعددی مطرح شد!!!

بهتر است آب خلیج فارس به دریای خزر منتقل شود

اگه ميشه آب خليج فارسو برد تو يزد استفاده کرد پس چرا بندرعباس سالهاست مشکل کم آبي داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

حالا می خوان با آب خلیج فارس چی کار بکنند؟ خیار شور بزارند؟

بفرماييد استانهاي زاگرس نشين آب را مفتي نمي دهند

اين هم در نشستهايشان مطرح كنند

آب خلیج فارس که شوره!! به درد کشاورزی نمیخوره!!! زمین ها میشه نمک زار

بعيد است اين طرح ها اجرايي شود آيا مردم اين آب را مي خرند؟

اي كاش سال انتقال اب خليج فارس را به يزد را ذكر ميكردند

در کدام جلسات تصویب شده است؟چون در جلسه منزل ما که ردشده است.

احتمالا ايشون زير خليج فارس جك ميزنند بياد بالا تا اب سرازير يزد بشه

خوبه به خدا . مردم خوزستان دارند از بی آبی میمیرند ( تازه خلیج فارس دمه دستشونه ) ولی 1000 کیلو متر میخواهند آب و انتقال بدهند وبعد تصفیه کنند این هیچ هزینه خسارت به اکو سیستم خلیج فارس چی میشه؟

آب پس از انتقال تصویه میشود

ولی باید دید ارتفاع یزد از سطح دریا چقدر است وچه مقدار انرژی یرای انتقال آب نیاز است

در هر حال مسئله انتقال آب خلیج فارس به کویر مرکزی از سال 1354 مطرح بوده است

آخه آب شور دریا منتقل بشه به کویر که باهاش خیار شور بکارند؟؟؟؟ تازه اگه آب شیرین کن هم داشته باشه هزینش اینقد زیاد میشه که اگه از شیر خوراکی به عنوان آب تو حموم استفاده کنن ، ارزونتر پاشون در می آد.

تازه اون دوست عزیزمون که گفته بندر عباس در کنار خلیج فارس مشکل بی آبی داره ، چرا آب خلیج فارس و واسه بندر عباس لوله کشی نمیکنن تا مشکلشون حل شه؟؟؟؟

دوستان بهتر است زماني كه اطلاعات كافي ندارند اظهار نظر نفرمايند. در مرحله اول در بندر عباس تصفيه خانه احداث ميگردد و سپس آب تصفيه شده توسط لوله و ايستگاههاي پمپاژ به استانهاي كرمان و يزد فرستاده ميشود.

آب خلیج فارس برای کار صنعتی استفاده می شود نه آشامیدن و کشاورزی!

نظرات کاربران

۱۳۸۹ تیر ۱۲, شنبه

تقدیم به یاران و حامیان پاکی وآزادگی دماوند سرفراز

این شعر توسط روشن دل عزیز سرکار خانم اسودی به مناسبت روز 13 تیر "روز ملی دماوند سروده است .
ای کوه دماوند
ریزد زلب ساغر شادی گل لبخند            گویی که زمین دل زده با آینه پیوند

اینجا می و مینا همه از حسن تومست اند    زیبایی و رعنایی و جانزایی و دلبند

ای جلوه ی صبر جلی ، ای کوه دماوند

ضرب المثل شوکتی و هستی خاور               ماوای خیالی و عروس ده باور

زان روست که با حالتی از شوق فراتر            گل دخترکان پری ابر سیه پر

سابند به تر دستی بر روی سرت قند

از روی زمین تا تو خدا جاده کشیده است          نی فرش سیه ، راه هزاران گل سرمست

راهی که بدان همت و کوشش دل و جان بست     تا هرگز و هرگز نرسد بر سر تو دست

آنرا که نمی گیرد از این جوش و جلا پند

کم نیست حکایت ز کمان کف آرش               وآن تیر جهانگیر که بگرفت کیانش

وز رستم دستان یل توفنده،چو آتش             کان دیو سپید آری آن جادوی سرکش

در بند گران ابدالدهر بیفکند

اندیشه بالنده ی سبز چمنی تو                در جان شقایق دم عاشق شدنی تو

با چادری از سیم که بر سر فکنی         تو خود بیرق زیبا و سه رنگ وطنی تو

آئین شکوهی به دل آئینه سوگند

کانون دل پر طپش آتشی             اما خاموش گشودی زلب آب زبانها

صد چشمه روان کردی چون چشمه ی اعلا        هرچندکه شد قافیه هم خانه ی اکفا

لیکن به تونازم، به تو ای بام برومند

ایران نفسی بود که از نای تو گل کرد            با تیرخدنگی که روان کرد یکی مرد

با داهمه دم از درودشت و چمن و ورد            تبریک برآن مادر البرز که پرورد

با عشق تورادردل آغوش چو فرزتد

زیبایی تومعرفتی لایتناهی است مسجد            زدن اینجا عمل خام و تباهی است

کان مسجد صوری،تنها ریگ سیاهی است        هر گوشه ی تو مسجد و ماوای الهی است

ای جلوه گه یاد دل انگیز خداوند

احساس شکوفای تورادست بشرداد          با سردی و بی مهری خود یکسره برباد

هرجاکه در آن نسل بشرراگذرافتاد         آنجا شد از الطاف وی آلودگی آباد

افغان زمین تاکی و فریادتو تاچند

در جان تو مخفی است دوصدگنج نهانی           پابندزمینی و شکوه جریانی

چون مقصد پویایی هر پیروجوانی             ای کوه تو خود یک تنه همتای جهانی

هرچند در عالم نبود بهرتومانند

هوش از سردل بردی و ریب از دل آئین           کرده است تو را دست فلک فام گل آزین

همسایه ی خورشید و ندیم مه و پروین            تو شعر شعوری که همه عمر چوسیمین

گفتند بسی از توو بسیار بگویند

<< سیمین اسودی>>

۱۳۸۹ تیر ۱۰, پنجشنبه

گرد مرگ بر دامان دماوند

مصاحبه با جلال مومنی فعال محیط زیستی که تازگی به دوستداران دماوند اضافه شده است ایشان متولد و  بزرگ شده رینه می باشد و قرار است از امسال به عنوان یک نیروی بومی به حفاظت از دشت شقایق دماوند و خود کوه دماوند به پردازد .

دماوند به عنوان يک اثر ملي، در سال 1387 به ثبت رسيد اما از آن تاريخ تا کنون هنوز فعاليت‌هاي حفاظتي از اين اثر ثبتي صورت نگرفته و علاوه بر کشيدن جاده‌هاي متعدد در دامنه و ارتفاعات آن، معدن‌هاي برداشت پوکه دماوند هنوز فعال هستند و هر روز در حالي که بخشي از اين کوه خورده مي‌شود گرد مرگ بر دامان دماوند پاشيده مي‌شود
يکي از معادن فعال در پاي کوه دماوند

خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گروه ميراث فرهنگي ـ دماوند به عنوان يک اثر ملي، در سال 1387 به ثبت رسيد اما از آن تاريخ تا کنون هنوز فعاليت‌هاي حفاظتي از اين اثر ثبتي صورت نگرفته و علاوه بر کشيدن جاده‌هاي متعدد در دامنه و ارتفاعات آن، معدن‌هاي برداشت پوکه دماوند هنوز فعال هستند و هر روز در حالي که بخشي از اين کوه خورده مي‌شود گرد مرگ بر دامان دماوند پاشيده مي‌شود

به گزارش CHN دماوند بلندترين و مهمترين کوه ايران است. اهميت اين کوه و حضور نام‌اش در داستان‌ها و افسانه‌ها، جلوه و هويت ويژه‌اي به آن داده است. بر همين اساس در سال 1387 و طي تشکيل پرونده‌اي، سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري اين کوه عظيم را در فهرست ميراث ملي به ثبت رساند و از آن تاريخ، دماوند نيز جز آثار ملي محسوب شد.
ثبت يک اثر به معناي حفاظت از آن اثر است. دماوند نيز از اين قائده مستثني نيست و انتظار مي‌رفت که حفاظت از اين اثر ملي پس از ثبت آن جدي‌تر دنبال شود. اما اين‌طور نشد و در حالي که انواع مشکلات، کمر اين کوه باستاني را خم کرده بود، هر روز بر تعداد معادن برداشت پوکه از آن بيشتر شد و هرگاه اعتراضي دراين‌باره به گوش مي‌رسيد، معدن‌کاران بر سرعت برداشت خود مي‌افزودند؛ گويي قصد دارند تا آخرين تکه‌هاي اين کوه را هم بردارند.
کوه دماوند به عنوان يکي از کوه‌هاي آتشفشاني جهان از جمله مهمترين کوه‌هاي معادن پوکه در ايران است. امروز از پوکه در کنار کاربري‌هاي زيادي که دارد براي سبک‌سازي بام خانه‌ها استفاده مي‌شود و به همين علت به يکي از مصالح مهم ساختمان‌سازي تبديل شده است. اما برداشت پوکه از کوه دماوند فجايع زيست‌محيطي زيادي را به همراه داشته و هر روز نيز به آن افزوده مي‌شود.

«جلال مومني»، فعال زيست محيطي در شهر رينه،‌ در دامنه‌هاي کوه دماوند با بيان اين مطلب که سال‌ها در راه توقف فعاليت معادن پوکه دماوند تلاش شده اما هنوز نتيجه بخش نبوده به CHN گفت: «هم‌اکنون در کل دامنه دماوند، 4 معدن برداشت پوکه فعاليت مي‌کنند که با شکاف داخل اين کوه، بدنه آن را مي‌کنند و بيرون مي‌آورند.»
وي در ادامه گفت: «اين معادن در اکثر ارتفاعات دماوند مشغول هستند و حتي در ارتفاع 3800 متري هم برداشت پوکه انجام مي‌شود. اين درحالي است که بارها به غيرقانوني بودن فعاليت معدني در اين ارتفاع تاکيد شده است.»
پيش از اين در اسل 1378 اهالي رينه و دوستداران طبيعت دماوند با اعتراض به يکي از معادن فعال در در اين کوه،‌ با مالک آن درگير شدند که منجر به زخمي شدن 7 تن از آن‌ها شد. مالک معدن با تفنگ شکاري به جمع معترضين شليک کرد اما پس از سال‌ها مجادله در دادگاه،‌ تبرئه شد.

هرچند آن معدن تعطيل شد اما پس از سال‌ها پروانه بهره‌برداري از آن به شخص ديگري داده شد و دوباره اعتراض‌ها برخواست و آن‌هم تعطيل شد.
به گفته مومني فعاليت معدني در ارتفاعات بالاي 2500 متر غيرقانوني است ولي منابع طبيعي مجوز برداشت از اين معادن را صادر مي‌کند. بعد هم بولدوزرها به جان دماوند مي‌افتند و کوه را مي‌خورند.
خاک مرده دماوند
راه‌اندازي معادن، به خصوص در ارتفاعات بالاي دماوند مشکلات زيادي را براي اين کوه به وجود آورده است. خاک ناشي از برداشت معادن پوکه، شبيه شن و غبار و به رنگ سيمان است. اين خاک همزمان با فعاليت معدن در منطقه پخش مي‌شود و تمامي گياهان را خشک مي‌کند.
مومني دراين‌باره مي‌گويد: «زماني که معدني شروع به کار مي‌کند، باعث خشک شدن تمام گياهان اطراف خود مي‌شود. اين فاجعه زيست محيطي به دوران فعاليت معدن محدود نمي‌شود و حتي زماني که معدن تعطيل هم مي‌شود، ديگر علف و گياهي در اطراف آن نمي‌رويد.»
به گفته وي 35 سال قبل معدني در دماوند براي برداشت پوکه باز شد و چندسال هم فعاليت کرد. در همان زمان‌ها اين معدن تعطيل شد اما هنوز هم ديگر علفي در کنار آن و حتي تا فاصله‌هاي دورتر نروئيد.

وي تاکيد مي‌کند که بخشي از دشت‌هاي شقايق و لاله وحشي دماوند به دليل فعاليت معادن پوکه از بين رفته‌اند و ديگر هم جايگزين نشده‌اند.
خط‌کشي بر اندام دماوند
بازگشايي معادن در کوه دماوند علاوه بر فجايع زيست محيطي مداخلات ديگري نيز به همراه دارد. از جمله اين مداخلات مي‌توان به کشيدن راه‌هاي ارتباطي و جاده‌هاي خاکي براي دسترسي به معدن اشاره کرد.
مومني مي‌گويد: «امروز اگر از بالا به کوه دماوند نگاه کنيد، مي‌بينيد که اندام‌اش را پر از خط‌کشي‌هاي نامنظم کرده‌اند و گويا با چاقويي به جان اين کوه افتاده‌‌اند.»

وي در ادامه مي‌‌گويد: «از معادن فعال در کوه دماوند امروز بيش از 400 کاميون پوکه در روز استخراج مي‌شود. براي رفت و آمد اين کاميون‌ها جاده‌هايي کشيده شده است که تا پيش از اين نبودند. اين جاده‌ها چهره کوه را از بين برده‌اند و منظر تاريخي‌اش را تخريب کرده‌اند.»

خفاش های کوه را نکشید
دماوند از جمله کوه‌هايي است که تنوع زيستي جانوري دارد. غارهاي اين کوه‌ها محل زندگي ميليون‌ها خفاش است که شايد ساليان درازي در اين‌جا ساکن شده‌اند.
مومني دراين‌باره مي‌گويد: «سال‌هاي پيش به غارهاي دماوند سر زدم و شايد بيش از ميليون‌ها خفاش در اين غارها زندگي مي‌کردند. اما امروز که به برخي از‌ آن‌ها مراجعه کردم تعداد آن‌ها خيلي کم شده است. به جرات مي‌توان گفت که به 100‌هزارتا خفاش هم نمي‌رسد.»
به گفته وي علت کشتن خفاش‌ها هنوز به درستي مشخص نيست اما هر روز بر تعداد کساني که اين‌کار را مي‌کنند افزوده مي‌شود و از سوي ديگر خفاش‌ها هم کم‌کم از دماوند مي‌روند.
مومني درباره کشتن خفاش‌هاي مي‌افزايد: «با روشن کردن لاستيک و ايجاد دود در داخل اين غارها خفاش‌ها را بيرون مي‌کشند و آن‌ها را مي‌کشند. گاهي هم با انداختن ترقه داخل اين غارها باعث خروج خفاش‌ها مي‌شوند. معلوم نيست که چرا به جان خفاش‌ها افتادند و کسي هم جلوي آن‌ها را نمي‌گيرد.»
وي مي‌گويد که جغدي نيم‌متري در منطقه دماوند زندگي مي‌کرد که زيبا و منحصر به فرد بود. افراد ناشناسي به جان‌اش افتادند و آن را کشتند و بعد هم خشکش کردند.
فجايع زيست‌محيطي دماوند همچنان ادامه دارد. ريختن زباله‌هاي شهري در دامنه‌هاي کوهپايه آن، احداث جاده‌هاي جديد، شکارهاي غيرقانوني حيوانات آن و بسياري موارد ديگر بخش ديگري از اين فجايع زيست‌محيطي هستند.

امروز لازم است که اين اثر ملي با دقت نظر بيشتري حفاظت شود؛ غير از اين دليلي بر ثبت آن نبود. دماوند با ريشه‌هاي عميق حضوراش در زندگي ما، بخشي از هويت ملي‌مان نيز محسوب مي‌شود که با روح و انديشه ايرانيان ارتباط دارد.