۱۳۸۸ اسفند ۲۳, یکشنبه

کاشت500 میلیون نهال در یکسال اجرا شدنی نیست/ مسئولان جنگلها را دریابند

خبرنگار محیط زیست خبرگزاری مهر چند روز پیش با بنده مصاحبه در مورد فعالیتهای تشکلهای زیست محیطی در هفته منابع انجام داد که روز گذشته این مطالب در خبرگزاری منتشر شده است که مطالب آن  در ذیل این نوشته آمده است .
کارشناسان در گفتگو با مهر:

متخصصان و فعالان محیط زیست دستور کاشت 500 میلیون نهال ظرف یکسال آینده در مناطق مختلف کشور را تصمیمی غیر قابل اجرا دانسته و معتقدند متولیان به جای اعلام چنین طرحهایی که اجرای آن عملی به نظر نمی رسد از تخریب گسترده جنگلهای کشور جلوگیری کنند.
به گزارش خبرنگار مهر، خبر کاشت 500 میلیون نهال در یکسال در حالی از سوی رئیس جمهور به مقامات مسئول امور جنگلهای کشور ابلاغ شده است که حفاظت از جنگلهای دو و نیم میلیون ساله هیرکانی در دامنه های شمالی البرز و جنگلهای کهنسال حواشی رشته کوه زاگرس و دیگر مناطق جنگل خیز ایران به فراموشی سپرده شده و هر ساله از وسعت سایه سبز جنگلها بر خاک کویری ایران کاسته می شود.

با این همه و به استناد آمارهای منتشر شده از سوی سازمان جغرافیایی کشور 706 هزار و 672 کیلومتر مربع (معادل 42.88 درصد) از وسعت ایران را بیابانهای اقلیم شناسی تشکیل می دهند که این بیابانها شامل 61 درصد اراضی بیابانی و کویری، 24 درصد شن‌‏زارها و 15 درصد تپه‌‏های شنی است.

در همین مورد متخصصان محیط زیست و منابع طبیعی ایران تصمیم کاشت 500 میلیون نهال در یکسال را " فاقد هرگونه نگرش کارشناسانه" ارزیابی می کنند و معتقدند کار حفاظت از جنگلها و مهار بیابانها آسانتر از کاشت نهالهای موجود است.

دکتر اسماعیل کهرم متخصص محیط زیست به خبرنگار مهر گفت: تجربه ثابت کرده با رعایت تمامی استانداردهای حفاظتی تنها 20 درصد نهالهای کاشته شده در طول یکسال زنده می مانند و قابیلت پرورش دارند. با این حال همین مقدار هم در وضعیتی ناگوار رها می شوند.
این استاد دانشگاه، وجهه تبلیغاتی این خبر را برجسته تر دانست و افزود: این تصمیم به نظر می رسد رفتاری شتابزده و بدون هرگونه نگرش کارشناسانه است. با این حال برای پذیرش این گونه تصمیمات باید به عناصر متفاوتی توجه کرد. برای نمونه باید پرسید این درختان در کجا کاشته می شوند؟ درهر منطقه چه تعداد کاشته خواهد شد؟ چه نوع نهالی قرار است کاشته شود؟ چگونه از این نهالها حفاظت می شود؟ و پرسشهای زیاد دیگری که می توانند بی پاسخ بمانند.
کهرم تاکید کرد: سه سال پیش تهران دمایی زیر 17 درجه را تجربه کرد. در همین فاصله چهار میلیون اصله درخت در تمامی پهنه تهران بزرگ خشکید. چه کسی پرسید چرا خشکیدند و چه کسی برای نجاتشان اقدامی انجام داد؟
این کارشناس مسائل زیست محیطی با اشاره به مساحت یک میلیون و 648 هزار و 195 کیلومتر مربعی ایران اضافه کرد: در این گونه تصمیمات ظرفیت سنجی انجام نمی شود. بخش بزرگی از کشور را کویرهای داغناک تشکیل می دهند، بخشی از کشور شیبهای تند و غیرقابل استفاده دارند در حالی که برای کاشت 500 میلیون نهال باید به مساحت کشور، کوهها، دریاچه ها اراضی شیب دار، ارتفاعات و مناطق حفاظت شده و حتی مسکونی را اضافه کرد.
کهرم فاصله کاشت درختان از هم را متفاوت دانست و تاکید کرد: گونه های مختلف با هم فرق می کنند. درختان مثمر باید با فاصله از هم کاشته شوند. تاکستانها چنین وضعیتی دارند و حداقل چهار متر مربع برای هر نهال باید زمین اختصاص داد. با این حال و با رعایت تمامی جوانب مساحت باقی مانده و مستعد کشور ظرفیت این همه نهال با این سلیقه و روش را ندارد.
این متخصص محیط زیست با انتقاد از شیوه حفاظتی جنگلهای کشور گفت: چرا به جای ارائه چنین طرحهای هزینه زا و ناکارآمد، مراقب کهنترین جنگلهای دنیا در شمال (هیرکانی) و دیگر مناطق ایران نیستیم و هر روز شاهد جاده سازی، تخریب و گذر لوله های نفت و گاز و یا قاچاق چوب و ذغال آنها هستیم؟ چرا جلوی جاده سازی و تخریب در جنگل ابر و پارک ملی و مناطق زاگرسی دنا و کوهرنگ گرفته نمی شود.
همچنین یک فعال محیط زیست در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره اینکه 50 هزار هکتار از خاک کشور باید برای کاشت 500 میلیون نهال مهیا شود گفت: این رقم بسیار چشمگیر است و به نظر می رسد این تصمیم قابلیت اجرایی شدن نداشته باشد.
حسین عبیری گلپایگانی همچنین به رعایت نشدن استانداردهای طبیعی کاشت درخت در برخی مناطق کشور به عنوان معظلی جدی نام برد و افزود: کارشناسان به کاشت درخت در اطراف تهران اعتراض داشتند چرا که معتقد بودند کاشت برخی درختان اسیدی باعث تخریب خاک در این منطقه خواهد شد. بنابراین باید به نوع و جنس درخت در مناطق مختلف توجه کرد.
عضو ستاد هماهنگی تشکلهای غیر دولتی زیست محیطی اضافه کرد: درخت کاج که در تهران کاشته می شود بومی نیست و خاک تهران را اسیدی و نابود می کند. از سوی دیگر درختان نیازمند آبیاری هستند و درختانی که در تهران و دیگر شهرها کاشته می شوند با بحران آبیاری مواجه اند. به جز چند روز اول درختان به حال خود رها می شوند و عمدتا از تشنگی می میرند.
از دیگر سو، جنگلهای شمال ایران که به جنگلهای رویشی هیرکانی یا خزری مشهورند در استانهای گیلان، مازندران و گلستان قرار دارند. این جنگلها که به خاطر رطوبت دریای خزر رشد و تکامل یافته اند به صورت نواری با طول تقریبی 800 کیلومتر و عرض 20 تا 70 کیلومتر و با مساحتی حدود 1.84 میلیون هکتار، نیمرخ شمالی البرز از آستارا تا گلیداغی را در بر می گیرند.
توجه سطحی به وضعیت تخریب جنگلهای ایران و همین طور رشد بیابانها در سالهای اخیر به خودی خود نشان می دهد نگاه مدیران در این مسیر بازدارنده و حفاظتی نیست بلکه آنچه اهمیت دارد توسعه فاقد پایداری و نظارت است. با این همه 20 درصد از برنامه چهارم توسعه تدوین شده در سالهای قبل به محیط زیست اختصاص داشت اما به هیچوجه این برنامه مورد توجه دولت قرار نگرفت و روند تخریب محیط زیست و اراضی جنگلی ادامه پیدا کرد و مهمتر از آن در برنامه پنجم توسعه، کاملا به این مسئله بی توجهی شده است.

-----------------

گزارش: جواد حیدریان



خاطرات سبز : یادی از قطع درختان جنگلهای لویزان (15)




قرار است امسال در سراسر ایران 500میلیون درخت کاشته شود با خواندن این خبر ها به یاد چند سال پیش افتادم که وقتی نیمه های شب خبر قطع درختان پارک جنگلی لویزان به گوش فعالین محیط زیست رسید . در نیمه های شب در عرض یک ساعت پس از اطلاع رسانی پارک لویزان پر از فعالین محیط زیست بود و در کنار فعالین محیط زیست مدیر کل وقت منابع طبیعی استان تهران آقای مهندس کولانی و تعداد زیادی از همکاران ایشان در اداره کل منابع طبیعی استان نیز در منطقه قطع درختان  حضور داشتند. در آن شب درحضور فعالان محیط زیست بولدوزها در حال کندن درختان پارک جنگلی لویزان بودند و هیچکس نمی توانست کاری بکند .




واقعا"برای فعالین محیط زیست  شبی سخت بود زیرا در برابر چشم آنان محیط زیست را تخریب می کردند ؛ آنان شاهد تخریب محیط زیست و قطع درختانی  بودند که مانند فرزندان خود دوست داشتن و از اینکه در آن نیمه های شب جهت قطع درختان از دست آنان کاری بر نمی آمد از خود احساس تنفر می کردند ؛ آن شب هر کس شماره تلفنی از مسئولین داشتند با آنان تماس  می گرفتیم (مخصوصا" ریاست ؛ معاون و مشاوران  سازمان حفاظت محیط زیست ) با هر شخصیتی که تماس می گرفتیم تلفن همراهش خاموش بود و انگار آن خانم منشی تلفن همراه شماره تلفنهای فعالین محیط زیست را می شناخت و با گفتن جمله " تلفن مورد نظر خاموش است و یا در دسترس نمی باشد " همه را عصبانی می کرد. در آن شب سرد دو سه نفر از خانم های مسن جمعیت مبارزه با آلودگی محیط زیست از جمله خانم دکتر ملاح (بانوی طبیعت ایران ) و بقیه بانوان عضو جمعیت که در پارک جنگلی لویزان حضور داشتن گریه می کردند و مرحوم ابوالحسنی که سالها درخت می کاشت نیز حضور داشت .
 آن شب برای فعالین محیط زیست تهران "به علت قطع درختانی که سالها جهت به ثمر رسیدن آن زحمت کشیده بودند" شبی فراموش نشدنی بود. در آن زمان من به یاد قیافیه کودکانی افتادم که همه ساله در روزهای 15 الی 21 اسفند برای حفاظت از محیط زیست شهری در کنار بقیه مردم درخت می کاشتن ومی خواستن آینده محیط زیستی خود را با کاشت درخت تضمین نمایند .
چی می شد در آن شب سرد زمستانی ؛ یکی از مسئولین  در آن نیمه های شب از خیر خواب خوش شبانه اش می گذشت و یکی از تلفن ها را جواب می داد  ( همین مسئولین وقتی با ما فعالین محیط زیست کار دارند حتی نیمه های شب نیزفعالین محیط زیست را از خواب بیدار می کنند و با آنان تماس می گیرند)و می آمد پا در میانی می کرد و ادامه  قطع درختان پارک لویزان در نیمه های شب را متوقف می کرد تا صبح روز بعد ما فرصت می یافتیم تا از قطع بقیه درختان پارک لویزان جلوگیری کنیم.
 آری در یک شب سرد زمستانی  درختان  مرکز کشور ایران که آلودگی هوای در آن  بی داد می کند قطع می شود و هیچ فریاد رسی وجود ندارد.  آن شب درس خوبی آموختم که دیگر روی شماره تلفن مسئولین کشوری حسابی باز نکنم چون اگر قرار باشد این تلفنها در موقع کمک خواستن خاموش باشد پس داشتن شماره تلفن آنان ارزشی ندارند .
فردای صبح آن روز آقای حیدر زاده مشاور شهردار تهران در امور محیط زیست در پارک جنگلی لویزان حضور یافت ولی ایشان خیلی دیر رسیده بود چون کارمندان شهرداری حتی تنه درختان را نیز در میان خاکها دفن کرده بودند.



۱۳۸۸ اسفند ۲۲, شنبه

خاطرات سبز : پاکسازی رودخانه کرج سال 1378اولین فعالیت زیست محیطی (14)

با توجه به اینکه هفته قبل به مناسبت هفته منابع طبیعی مجبور شدم فقط خاطرات زیست محیطیم را به مناسبت هفته منابع طبیعی بنویسم و این خاطرات فقط در مورد مراسم های درختکاری در سالهای مختلف بود ولی تصمیم دارم از این به بعد این خاطرات را به مناسبت های مختلف بنویسم و طرفی از بعضی از این فعالیتها عکسی در اختیارم ندارم در صورتیکه که عکس های از این فعالیت های زیست محیطی به موقع توسط دوستان در اختیارم قرار بگیرید شاید بتوانم همه مطالبم را همراه با عکس منتشر کنم که بسیار جالب خواهد بود .
اولین فعالیت زیست محیطی
پس از آشنای بنده با جبهه سبز ایران در نمایشگاه جشنواره مطبوعات در بهار سال 1378 که باعث شد پریسا دخترم به عضویت جبهه سبز ایران در بیاید و در اولین جلسه توجیهی اعضای تازه وارد به جبهه سبز شرکت کردیم که این جلسه در روزهای دوشنبه اول هر ماه در دفتر جبهه سبز با حضور مدیر عامل جبهه سبز آقای دکتر معطری در پارک آزادگان برگزار می شود که ما در اولین دوشنبه خرداد در این جلسه توجیهی شرکت کردیم لذا اولین فعالیت زیست محیطی که بنده و خانواده ام در آن شرکت کردیم پاکسازی رودخانه کرج در مورخه 21 /3/1378 بود که به مناسبت هفته محیط زیست بود که توسط جبهه سبز ایران برگزار شد.
 در آن سال با توجه به اینکه ما تازه به شهر جدید هشتگرد جهت زندگی رفته بودیم ( به علت بیماری فرزندم پریسا) لذا ما از اتوبوس های که در کرج مستقر بودند جهت شرکت در مراسم استفاده کردیم و به قسمت پل خواب رودخانه کرج اعزام شدیم . چون اولین برنامه زیست محیطی بود که ما در آن شرکت می کردیم با توجه به اینکه این نوع فعالیتهای (پاکسازیهای نمادین ) تازه داشت باب می شد و همچنین این فعالیتها حرکتهای تازه و نوظهور در شرایط آن زمان بود لذا تعداد زیادی از اعضای جبهه سبز در این برنامه حضور داشتند در آن برنامه برای اولین بار با شخصی به نام ایرج معمار آشنا شدیم که که بعدها به یک دوستی جدی تبدیل شد. در آن برنامه به علت بالا بودند نفرات شرکت کننده مقدار زیادی زباله از داخل رودخانه کرج جمع آوری شد که یک کوهی زباله در درون رودخانه جمع آوری شد . داستان جالبی آنجا برای ما اتفاق افتاد. چون همه افراد حاضر در مراسم در طول رودخانه پراکنده بودند و هرکسی به جمع آوری زباله قسمتی از رودخانه مشغول بود ما هم خانوادگی داشتیم فعالیت می کردیم و چند بار با کیسه های پر از زباله از جلوی خانواده ای (که درآن محل در حال تفریح کردند بودند) گذشتیم فکر می کنم برای ششمین بار بود که از آنجا می گذشتیم که یک آقای مسن مارا صدا کرد و ما که به آنان نزدیک شدم خانم خانواده مقداری شیرین به ما تعارف کرد و مرد خانواده به من گفت شما جای مشغول به کار نیستی و بیکارید؟ بنده گفتم نه من مهندس متالورژی دارم و در ادارهای شاغل هستم دوباره پرسید پس چرا صبح جمعه خودت و خانواده ات را برای جمع کردن آشغال خراب کردید تازه فهمیدم که او فکر می کند ما به علت درآمد داریم این کار را انجام می دهیم و وقتی گفتم ما فعال محیط زیست هستیم و این کار یک فعالیت فرهنگی است و به صورت نمادین برگزار می شود تا درس عبرتی برای دیگران باشد آن آقا تازه فهمید موضوع چیست؟ برای چند لحظه ای به فکر فرو رفت و بعد از چند دقیقه گفت خدای من از صبح تا به حال می بینم که این خانم ها و آقایان شیک پوش دارند زباله از رودخانه جمع می کند پیش خودم گفتم نکند این زباله گران قیمت است و یا شاید خیلی مهم و قیمتی باشند که آنان با این سر وضع دارند زباله جمع می کنند.
بلاخره مراسم اختتامیه پاکسازی نمادین رودخانه کرج ساعت دوازده برگزار شد و حدود ساعت یک نیم بعد از ظهر ما به تهران باز گشتیم .
آن روز داستان جدید در زندگی ما رقم خورد و جرقه ای بود برای فردای فعالیت های اجتماعی ما که راه جدید بود .ولی در چند روز اول که به هر کسی می گفتیم ما زباله جمع کردیم همه مسخره می کردند مخصوصا" خیلی از کسانیکه سواد خواندن و نوشتن نمی دانستند و وقتی اینان مرا مسخره می کردند برای خیلی گران تمام می شود لذا این فعالیت نمادین با این فعالیت انجام شد .

۱۳۸۸ اسفند ۲۱, جمعه

حسن ختام برای خاطرات سبزم در هفته منابع طبیعی امسال ؛ من تحریم نمی شناسم

یکی از دوستان که مطالب بنده را از طریق وبلاگم پی گیری می کند . برایم  یاداشتی گذشته است که بنا به امانت داری مطلب ایشان بدون هیچگونه دخل و تصرفی در این نوشته چاپ شده است  ولی بنده حاشیه بر این مطالب نوشتم . ولی  ابتدا پیش از جواب گویی به مطالب ایشان لطیفه ای را برایتان تعریف می کنم .
یک فردی که در ماه رمضان سحر از خواب بیدار می شده  و سحره را مفصل نوشجان می کرده و دوباره می خوابید و صبح که از خواب بیدار می شده نیز صبحانه می خورده  و با زبان بی زبانی ؛ ایشان روزه نمی گرفته. تا اینکه یکی از بستگانش به او اعتراض می کند که این چه کاری می کنید تو که روزه نمی گیری چرا سحر از خواب بیدار می شوی و خوابت خراب می کنی و خودت را اذیت می کنی  پس شب را راحت به خواب و صبح هم صحبانه بخور دیگر سحره خوردنت برای چیست ؟ طرف جواب می دهد من که نماز نمی خوانم ؛ روزه که نمی گیریم اگر سحرپا نشوم و سحره نخورم که کافر مطلق می شوم .حال سر گذشت امروز ما این داستان می باشد.
دوست گرامی شاید مطلب که شما در مورد جنگلهای لویزان و پارک ملی گلستان گفته اید را فقط شنیده  یا خوانده باشید ولی بنده به عنوان یک فعال محیط زیست ؛ که در اکثر صحنه های زیست محیطی این کشور حضور داشته ام مخصوصا" در دو جای که شما مثال زدی حضور چشمگیری داشتم و در شبی که جنگل لویزان توسط عوامل شهرداری قتل عام می شد  بنده در کنار فعالان محیط زیست ؛ مدیر کل منابع طبیعی و کارمندان آن اداره از ساعت 10 شب تا ساعت چهار صبح فردا در جنگل های لویزان با عوامل شهرداری جهت جلوگیری از قطع درختان مذاکره می کردیم تا قانع شوند و از ادامه تخریب جنگلهای لویزان دست بکشند و فردا آن روز از محل کارم مرخصی گرفتم و در جنگلهای لویزان حضور داشتم  و یا در روز 29 بهمن امسال ساعت چهار صبح جهت ملاقات با استاندار گلستان به شهر گرگان رفتم در استانداری مازندران در کنار فعالان محیط زیست حضور داشتم .
ولی چند نکته گفته اید که عبارتند از :
1- شما گفتید برای شمایی که اینقدر سنگ این طبیعت و خاطرات را به سینه می زنید! باید عرض کنم جناب گلپیگانی عزیز روز درختکاری در ایران فقط یک حرکت نمادین است که شرکت در آننیز حماقتی بیش نیست"
بنده جواب می دهم  که چیزی حدود نود در صد از فعالیت های که من و شما برگزار می کنیم نمادین است از برگزاری جشن نوروز تا سالگرد تولد و غیره همه نمادین است و اگر حماقت است پس عمری است که داریم حماقت می کنیم.

2– شما گفتید در کشوری که جایی درختی می کارند و سال بعد به بهانه هایی همان درخت را قطع می کنند برا یچه باسد رفت در این حرکت همراه شد؟ مگر نمی دانید به خاطر همین دلیل و دلیل دیگر کاشت درختان غیر بومی در تهران بیشتر تشکل های غیر دولتی این حرکت بی اثر را تحریم کرده اند و شرکت نخواهند کرد؟ مگر تشییع درخت توسط جبهه سبز را به خاطر ندارید؟
بنده جواب می دهم در جلسات شواری هماهنگی تشکلهای زیست محیطی در هفته منابع طبیعی تمام این مسائل مطرح شد ولی کارشناسی نیامد محکم و استوار از این مورد دفاع کند همچنین بنده با تمام تشکل زیست محیطی که می شناختم صحبت کردم ولی کسی جشن روز درختکاری را تحریم نکرده است ولی تشکلهای قدیمی زیست محیطی که امروزه وجود خارجی ندارند شاید هنوز افرادی از آن تشکلها وجود داشته باشند که علت عدم فعالیت و به خاطر ژست روشنفکرانه کلماتی مانند تحریم را به کار ببرند و از طرفی در سال 1384 تشیع جنازه درخت توسط اعضای جبهه سبز انجام شود که بنده به صورت کامل گزارشی از را در وبلاگ نوشتم ( که هنوز هم به عضویتم در جبهه سبز افتخار می کنم ) همان اعضای سابق جبهه سبز که تازگی نام خود را داوطلبان سبز گذشتن همین امروز در منطقه تلو درخت کاشتن خبرش در سبز پرس موجود است .
3 – شما گفتید مگر همان طور که گفتید بسیج و مساجد در این روز همراه دولت شوند!!!!!!!!!!
جواب بنده این است که اگر قرار باشد کشوری ایران ساخته شود توسط همین مردم ساخته می شود بنده هیچ امیدی به بیگانگان ندارم که کشور ایران را بسازند و باید از توان همین بسیج ها و مسجدها در ساختن  کشور کمک گرفت چون هر ایرانی افکار و عقایدش برای خودش محترم و ساخت میهن با حضور همه افکار انجام می شود.

4– شما گفتید همین اقای قالیباف بود بود که در زمان قطع درختان لویزان گفت این درختان دست کاشت هستند و قطع آنها اهمیت ندارد!!!!!!!!!! همین درختانی که شما الان م یکارید روزی قطع خواهند شد! ! چرا دلتان بیخودی خوش است؟!
جواب بنده در داستان شب بیداری در جنگل  لویزان دلیل بر اعلام محکویت این فعالیت  ها بوده است.

5 – شما گفتید پارک ملی گلستان را ببینید : درختان کهنسال قطع می شوند آنوقت چرا امیدوار باشیم درختان دست ککاشت ما قطع نشوند!!!!!
جواب بنده اینست لااقل در 29 بهمن در مسافرت به استان گلستان با ما همراه می شدید و در استانداری  گلستان همچون دکتر بسکین ؛ مهندس درویش ؛ عباس محمدی ؛ مژگان جمشیدی ؛ افراد جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیطی زیستی و دیگران از درختان کهنسال دفاع می کردید.
6 – شما گفتید این روز تحریم است و شرکت در روز درختکاری با دولت سبز ستیز خیانت است
بنده می گوئیم هر کجا که ما عقب نشستیم دیگران پیشروی کردند.  لطفا" شما بیاید تعداد زیادی کارشناس و فعال محیط زیست را به بنده نشان بدهید  که این روز را تحریم کردند مثلا" این افراد با حضور در عرصه درختکاری در این روز از کاشت نهال در عرصه خود داری کنند و دلیل این کار را با مسئولین وزارت کشاورزی در میان بگزارند .
و پایان سخن اینکه  اگر بنده یک ایرانی باشم ؛ به کشورم عشق بورزم ؛ سلامتی کودکانم برایم مهم باشد و دولت نیز با همه توان به تخریب محیط زیست به پردازد و همه دریچه های دفاع از منابع طبیعی و محیط زیست را  بر من ببند و اگر تنها جای که می توانم فقط به مردم ثابت کنم  که  محیط زیست و منابع طبیعی را دوست دارم  روز درختکاری و روزهای نمادین  باشد که در این روزها  می توانم تعدادی از هموطنان را با خود همراه کنم و فرهنگ صحیح استفاده از محیط زیست را به آنان آموزش دهم  و اگر این روزها را نیز تحریم کنم  پس من چه فعال محیط زیست هستم ؟

خاطرات سبز : روز جشن درختکاری امسال (13)





امروز  آخرین روز هفته منابع طبیعی بود و به نام " روز منابع طبیعی ؛ سازمانهای مردم نهاد و آموزه های دین " که به جشن درختکاری نیز مشهور است؛ طی مراسمی در منطقه جنگل کاری سوهانک با کاشت درخت توسط دوستان منابع طبیعی این روز گرامی داشته شد . در این مراسم که تعداد زیادی از تشکلهای زیست محیطی ؛ سازمان دانش آموزی ؛ سازمان بسیج سازندگی و همچنین کارکنان شرکتهای خودرو سازی حضور داشتن بیش از هزاران نهال در منطقه سوهانک کاشته شد در این مراسم انجمن همسفران ؛ سازمان بسیج سازندگی و سازمان دانش آموزی با برنامه سازمان یافته و بیشترین تعدادحضور ؛بیشترین فعالیت را در کاشت درخت داشتن .
اینجانب که هماهنگ کننده تشکلهای زیست محیطی در منطقه 15 جهت کاشت درخت توسط فعالین محیط زیست  بودم در ساعت هفت صبح در برابر خانه سلامت افسریه حضور داشتم و متاسفانه به علت نیامدن یکی از اتوبوس درخواستی ؛ مجبور شدیم که همه افراد شرکت کننده در مراسم را با دو دستگاه اتوبوس به منطقه سوهانک اعزام کنیم و حدود ساعت 9 صبح با حضور در منطقه جنگل کاری سوهانک ؛ همگام با دیگر تشکلها  در آن منطقه درخت کاشتیم .
ولی امسال فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای زیست محیطی در هفته منابع طبیعی جهت برگزاری مراسم امروز به قرار ذیل بود:
طبق دعوت ستاد برگزاری هفته منابع طبیعی استان تهران جهت برگزاری جشن درختکاری امسال جلسه در اوایل بهمن ماه در اداره کل منابع طبیعی استان تهران برگزار شد در این جلسه تعدادی از نمایندگان تشکلهای زیست محیطی شرکت داشتن در آن جلسه به غیر از نمایندگان تشکلهای زیست محیطی نمایندگان سازمان دانش آموزی ؛ سازمان بسیج سازندگی و نمایندگان شرکت های خودرو سازی حضور داشتن . در ان جلسه چند پیشنهاد که عبارتند از :
1 - اولین پیشنهادی که در آن جلسه از طرف تشکلهای زیست محیطی به ستاد برگزاری هفته منابع طبیعی ارائه شد با توجه به فوت مرحوم حسین ابوالحسنی و به پاس خدمات صادقانه آن مرحوم که در سالهای حیات خود نسبت به کاشت درخت حساسیت خاصی داشت و همه ساله در مراسم جشن درختکاری شرکت می کرد لذا امسال خواستیم از آن مرحوم درمراسم جشن درختکاری تجلیل شود و یاد ایشان گرامیداشت شود که متاسفانه در این مورد از طرف ستاد هفته منابع هیچ اقدامی انجام نشد ولی به همت جناب آقای ترکمان مدیر عامل انجمن همسفران لوحی با متن زیبا که از طرف سه تشکل زیست محیطی تهیه گردید ( تشکلهای انجمن همسفران ؛ انجمن کوهنوردان و موسسه کوهستان سبز ) که به سرکار خانم دکتر ملاح مدیر عامل جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست اهدا شود که به علت کسالت خانم ملاح که ایشان نتوانسته در جشن درختکاری امسال شرکت کند لذا لوح به نماینده جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست اهدا شد .

2 – دومین پیشنهاد از طرف فعالین محیط  برگزاری نمایشگاه عکس از چندین سال کاشت درخت در روز جشن درختکاری و همچنین نمایش عکسهای از قطع درختان در مناطق مختلف در مراسم امسال برگزار شود که متاسفانه این هم انجام نشد .
3 – از ستاد هفته منابع طبیعی در خواست شد که عرصه های که قرار است درختکاری درآنها انجام شود پیش از برگزاری این روز توسط نمایندگان تشکلهای زیست محیطی بازدید شود که متناسب با آن مکان حاضرین در مراسم توجیهی شوند که متاسفانه تا دو روز ماننده به مراسم هیچ اطلاع رسانی انجام نشد.

امسال بر عکس سالهای پیش که برنامه پایانی مراسم کاشت درخت با اختتامیه همراه بود و وزیر کشاورزی یا معاون ایشان و رئیس سازمان از حاضرین قدردانی و تشکر می شود امسال از برنامه اختتامیه خبری نبود .
امسال به غیر از دکتر شریفی ریاست سازمان ؛ دکتر شامخی ریاست انجمن جنگلبانی ؛ دکتر رزاقی معاونت آموزش سازمان جنگلها و تعدادی از کارکنان اداره کل محیط زیست استان تهران ولی از حضور دیگر مسئولین وزارت جهاد کشاورزی در این برنامه خبری نبود و حتی آقای مهندس خاکی مدیرکل منابع طبیعی در مراسم حضور نداشتن .
استقبال کاشت درخت از طرف حاضرین به قدری زیاد بود که در پایان مراسم فعالین محیط زیست با کمبود چاله کاشت درخت روبروی شدند .

۱۳۸۸ اسفند ۲۰, پنجشنبه

خاطرات سبز : شروع فعالیتهای فرهنگی جهت حفظ منابع طبیعی (12)

از سال 1378 که اینجانب در جشن روز درختکاری شرکت می کنم ابتدا بیشتر کسانیکه که در این جشن شرکت می کردند افراد بزرگ سال بودند و به همراه سرپرست خانواده کودکان آنان نیز در روزهای جشن درختکاری در عرصه های درختکاری حضور داشتن ولی از سال 1380 با هماهنگی مدارس دانش آموزان نیز در این برنامه حضور فعال داشتن از جمله به یاد دارم که در سال 1382 از مدرسه راهنمائی دخترانه بنکدار در باقر شهر (از جنوبی ترین نقطه شهر تهران و ضعیف ترین مدارس تهران از نظر امکانات آموزشی ) دو تا اتوبوس دانش آموز در مراسم شرکت کردند. ابتدا قرار بود ستاد هفته منابع طبیعی جهت اعزام دو دستگاه اتوبوس با فعالین محیط زیست برای آن مدرسه همکاری کند ولی 24 ساعت قبل از مراسم اعلام کردند که امکان آمدن دانش آموز به عرصه درختکاری وجود ندارد و بنده هم هماهنگی کرده بودم و مدرسه از اولیائی تعداد 100 دانش آموز اجازه گرفته بود که در برنامه درختکار شرکت کنند و من در سر دو راهی مانده بودم نزدیک عید بود و به علت کارمند بودن یک پس انداز صد هزار تومانی داشتم لذا با خانم دکتر توسلی صحبت کردم که دانش آموزان را در برنامه شرکت دهیم و اگر سازمان جنگلها و ستاد هفته منابع طبیعی پول کرایه اتوبوسها را داد که هیچ ولی اگر نداد من و سرکار خانم توسلی هر کدام نصف کرایه اتوبوسها که پنجاه هزار تومان بود از جیب مبارک خود پرداخت نمائیم  لذا مدرسه دانش آموزان و یک فاکتور پنجاه هزار تومانی برای بنده در روز جشن درختکاری سال 1382 ارسال کرد ( در آن سال آقای احمدی نژاد که شهردار تهران بود در برنامه روز جشن درختکاری شرکت کردند )

لذا در هنگام برگزاری برنامه فاکتور را پیش آقای دکتر شاعری دبیر ستاد هفته منابع طبیعی و مدیر دفتر مشارکتها و ترویج بردم ایشان اول با جدیت گفت که امکان پرداخت این فاکتور وجود ندارد بنده تا آن روز با آقای مهندس عبدی نژاد مستقیم کار نکرده بودم که در حضور آقای عبدی نژاد و چند نفر دیگر با حالت عصبانیت به دکتر شاعری گفتم چه را از روز اول از حضور دانش آموزان حمایت کردید و در آخرین لحظات بد قولی کردید که دکتر شاعری گفت من اصلا" شما را نمی شناسم و چند سخن دیگر که بنده گفتم آقای دکتر شما مرا کاملا" می شناسی و داشتم فاکتور پاره می کردم که آقای عبدی نژاد فاکتور را از بنده گرفت و گفت من این فاکتور را تا چند روز دیگر پرداخت می کنم و ایشان گفت من امروز در میان دانش آموزان که شما به درختکاری آوردید حضور داشتم آنان در کاشت درخت با تمام وجود تلاش می کردند و از این کارهای فرهنگی حمایت می کنم .


روز بعد مبلغ فاکتور اتوبوس را از حقوق مبارک به حساب بانک مدرسه واریز کردم و وقتی قرار بود برای خرید شب عید با همسر خرید برویم به ایشان گفتم که مبلغ پنچاه هزار تومان به کسی قرض داده ام و او شاید تا دو ماه دیگر نتواند بدهی خود را پرداخت کند (بیچاره خانم من چون از بنده در این مورد کارها زیاد دیده بود فقط سکوت کرد ) از طرفی روز بعد از درختکاری آقای دکتر شاعری شهردار منطقه 22 شد آقای عبدی نژاد از مدیر کلی منابع طبیعی استان تهران به مدیریت دفتر مشارکتها و ترویج سازمان جنگلها جانشین آقای دکتر شاعری شد ( در آن زمان دفتر مشارکتهای مستقل از معاونت آموزش سازمان بود ) و فاکتور مظلوم بنده پس از چهار ماه پرداخت گردید آن هم مبلغ چهل هزار تومانش به دست بنده رسید ( سازمان فاکتور را کامل پرداخت کرد ولی دفتر شبکه تشکلهای زیست محیطی مقداری خرج کرده بود که ده هزار تومان از این مبلغ خرج آنجا شد)

در ضمن با حضور مهندس عبدی نژاد به دفتر مشارکت ها وترویج .. خدمات بزرگی به فعالیتهای سازمانهای مردم نهاد در منابع طبیعی در دوره ایشان انجام شد واگر قرار باشد روزی به خادمین واقعی محیط زیست و منابع طبیعی در ایران مدالی اهدا کنند اولین شخصی که باید مدال بگیرد ایشان است .



و این هم یکی دیگر از فعالیتهای فرهنگی بنده در هفته منابع طبیعی می باشد .


۱۳۸۸ اسفند ۱۹, چهارشنبه

جمعه روز جشن درختکاری در سوهانک همه با هم درخت بکاریم

دیگران کاشتند و ما خوردیم      ما بکاریم تا دیگران بخورند
طبق برنامه هر ساله هر روز جمعه ای که در هفته منابع طبیعی قرار دارد به نام "روز منابع طبیعی ؛ سازمانهای مردم نهاد و آموزه های دینی نام گزاری شده است . در آن روز همه دوستداران منابع طبیعی با کاشت درخت روز جشن درختکاری را گرامی می دارند .
امسال در روز جمعه مورخه 21/12/1388 از ساعات 8—11 روز جشن درختکاری می باشد و قرار است امسال مراسم جشن درختکاری و کاشت درخت در منطقه سوهانک انجام شود.
لذا همه دوستداران منابع طبیعی ؛ پیشکسوتان محیط زیست و کوهنوردی ؛ کوهنوردان ؛ فعالین محیط زست ؛ بسیجیان ؛ سازمانهای مردم نهاد زیست محیطی ؛ جانبازان ؛ هنرمندان ؛ دانش آموزان ؛ دانشجویان ؛ اساتید ؛ خبرنگاران ؛ گروههای کوهنوردی کارگری ؛ پایگاههای بسیج ؛ پایگاههای همیاران سلامت ؛ کانون های جهاندیدگان و بقیه اقشار مردم در جشن درختکاری شرکت کنند .
انشاء الله همگی جهت کاشت درخت در روزجمعه در منطقه جنگلکاری سوهانک همدیگر را ملاقات می کنیم و همه باهم در کنار هم برای سلامتی فرزندان و آیندگان خود درخت می کاریم .
آدرس مکان درختکاری شرق بزرگراه بابائی بعد از شهرک امید به طرف لشگرک و شمال پل لشگرک سمت چپ سه راهی گردنه قوچک به طرف سوهانک جنگلکاری سوهانک می باشد .