۱۳۸۸ آبان ۲۲, جمعه

بنام خدا مردی که همیشه به یاد دیگران درخت می کاشت عاقبت برای او نیز درخت کاشتند وقتی کودک بودم داستانی مادرم برایم تعریف می کرد که در شهری کوزه گری بود که یک کوزه ای در گوشه ای از مغازه اش گذاشته بود و هرکسی که فوت می کرد و یا جنازه ای را از جلوی مغازه اش تشیع می شد برایش تکه سنگی در کوزه می انداخت و بلاخره یک روزی حضرت عزرائیل (مرگ ) به سراغ کوزه گر می آید و کوزه گر از دنیا می رود بعد از چند وقت شخصی که از فوت کوزه گر خبر نداشته در بازار شهر به سراغش می آید و دنبالش می گردد و از هر کسی که سراغ کوزه گر را می گیرد همگی به می گویند کوزه گر در کوزه افتاد. و این حکایت داستانی است که امروزبرای مردی سبز اندیش ایران اتفاق افتاده است . مردی که همیشه به یاد دیگران درخت می کاشت عاقبت برای او نیز درخت کاشتند ؛ عاقبت برای مرحوم حسین ابوالحسنی که یک عمر به یاد دیگران درخت کاشته بود در روز جمعه مورخه 23/8/88 دوستداران آن مرحوم به یاد ایشان در پارک های طالقانی در کنار ایستگاه مترو حقانی و قیطریه بیش از بیست عدد درخت کاشته شد ؛ در این مراسم که با حضور فرزندان ؛ دوستان ؛ آشنایان و فعالین محیط زیست از جمله آقای مهندس حیدرزاده مشاور آقای قالیباف و ریاست ستاد محیط زیست شهرداری تهران و در کنار همسر آن مرحوم و مادر طبیعت ایران سرکار خانم دکتر ملاح درخت کاشتن ؛ مردم به یاد کسی درخت کاشتن که خود صد ها و شاید هم هزاران درخت کاشته بود . شاید از خوبی روزگار است که اولین باری که ایشان را ملاقات کردم در روز جشن درختکاری سال 1378 بود که آن روزبه دعوت دفتر مشارکتها و ترویج سازمان جنگلها و مراتع و آبخیزداری در منطقه سرخه حصار برگزار شد و ایشان در کنار مادر پیر طبیعت ایران با هم در حال درختکاری بودند. چون تازه وارد فعالیتهای زیست محیطی شده بودم ایشان و خانواده اش را نمی شناختم برایم تازگی داشت که پیر زن شهری با سن 84 سالگی در کنار پیر مردی که همسن سال ایشان بود دو تای باهم درخت می کاشتن ؛ مادر طبیعت ایران با یک دست خود نهال نگه می داشت و با دست دیگر با آب پاش به پای درخت آب می ریخت و مرد کهن سال سبز اندیش با بیل در حال خاک ریختن به پای نهال بود ؛ در آن روز وقتی همه مردم به مراسم سخنرانی اختتامیه روز درختکاری رفته بودند این زن و شوهر هنوز به درختکاری ادامه می دادند. حتی به یاد دارم در یکی از جلساتی که قرار بود با هم فکری تشکلهای زیست محیطی و دوستداران منابع طبیعی و محیط زیست به مناسبت روز درختکاری برنامه ریزی شود و این جلسه در دفتر مدیرکل منابع طبیعی استان تهران برگزار شده بود سرکار خانم دکتر ملاح روز درختکاری را به یک شو تشبیه کردند وقتی از ایشان دلیل این شو را پرسیدیم ایشان گفتند با توجه به اینکه اراده منابع طبیعی و دوستداران محیط زیست با فراهم کردن امکاناتی در این روز می خواهند درخت بکارند ولی همینکه مردم پنج عدد درخت کاشتن آنها را مجبور می کنند به پای سخنرانی بروند که سخنرانان آن فقط حرف تکراری می زنند و هنوز ساعت یازده نشده باید برگردیم . ایشان آن سال تهدید کرد اگر ما درخت می کاریم که فقط برای نمایش دادن از صدا و سیما مرا به درخت کاری می برند؛ من و حسین جان ( هر وقت که خانم دکتر ملاح آقای ابوالحسنی را می خواستند صدا کنند لفظ حسین جان به کار می بردند ) در این مراسم شرکت نمی کنیم ایشان تاکید کرد ما وقتی در این مراسم شرکت می کنیم که بگذارند روز درختکاری تا شب درخت بکاریم . یاد ایامی به خیر که در خدمت مرحوم ابوالحسنی بودیم ؛ در سال 1383 به همت جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست جهت اعتراض به قطع درختان جنگلهای شمال از تهران برای اعتراض و تحصن به جلوی استانداری مازندران در شهر ساری رفته بودیم ؛ ایشان به جوان شدیدا" تاکید می کردند که مواظب باشید که احساساتی نشوید که باعث گرفتاری آنان نشود ایشان در اتوبوس پیش از رسیدن به ساری پیشنهاد کرد که من و خانم ملاح ابتدا پلاکارد دست می گیریم و اعتراض را شروع می کنیم اگر نیروی انتظامی خواست کسی را بازداشت کند اول من و خانم ملاح باز داشت شویم چون اگر ما بازداشت شویم سربازی که قرار است زندانبان ما باشد حتما" سن نوه مرا دارد و حتما" همان احترامی که به پدر بزرگش می گذارد به من و خانم ملاح نیز همان احترام خواهد گذاشت . حسین ابوالحسنی ؛ مرد کهن سال طبیعت ومحیط زیست ایران ؛ کسی که پندارش سبز بود ؛ کردارش سبزبود و گفتارش نیز سبز بود او سبز می انشید ؛ سبزسخن می گفت و سبز عمل می کرد. مرحوم ابوالحسنی به مدت 14 سال با در اختیار گذاشتن خانه در اختیار جمعیت زنان آسایش و خواب خوراک خود را در اختیار جمعیت زنان با آلودگی محیط زیست قرار داده بود که مبادا مادر طبیعت ایران به علت بی جای مجبور شود در پشت دفتر مدیرکلی برای گرفتن دفتر برای جمعیت زنان سر تعظیم فرو آورد . اگر بنا به حوادث و مشکلات زیست محیطی کسی نصف شب به منزل ایشان زنگ می زد اگر خدای نکرده ایشان آن شب عصبانی می شد حتما" فردا صبح در اولین فرصت دلجوئی می کرد. شبی که جنگلهای لویزان در زیر غرش لودرها و بولدوزر به لرزه در آمده بود و درختان سر به فلک کشیده سر در برابر حکم غیر انسانی سر تسلیم فرو می آوردند در نیمه های آن شب فقط دوستداران محیط زیست در کنار مسئولین منابع طبیعی با قاتلین درختان صحبت می کردند و از آنها مهلت چند ساعته می خواستن که تا فردای آن روز از طریق رایزنی وضعیت بقیه درختان مشخص شود ( آن شب تلفن های همه مسئولین مخصوصا" مدیران سازمان محیط زیست خاموش بود و انگار همه مسئولین محیط زیست در خواب آرامش قرار داشتن و یا نمی دانست که در گوشه ای از شهر به محیط زیست شهری چه می گذرد و یا به قول دوستی آنان خود را به خواب زده بودند که فردا صبح وانمود کنند که صدای نعره های درختان لویزان نشنیند که نه آن روز که تا امروز هم نشنیند چون اصلا" نسبت به این قتل عام اظهار نظر نکردند ) صدای گرم مرحوم ابوالحسنی و خانم ملاح باعث قوت قلب بچه ها شد. ایشان برای دوست داران محیط زیست ایران سنگ صبوری بود که که همه درد ها و غمهای دوستداران محیط زیست را می شنید ؛ وقت با کسی سخن می گفت یا اگر کسی پیش ایشان از سخت ها و بدی روزگار گلایه می کرد با دلداری های مرحوم حسین ابوالحسنی آرامش می یافت . ایشان بعد از نود سال زندگی صادقانه با سفر روحانی خود به جهان آخرت بلاخره به دنیای باقی شتافته است و در جوار حضرت حق به آرامش رسیده . ایشان با رفتنش دل مادر طبیعت ایران را غم دار کرد و با فوتش همه دوستداران محیط زیست و طبیعت ایران نیز غمگین کرده است ؛ ایشان چند وقت پیش وصیت کرده بود که به جای برگزاری مراسم به یادش چند تا درخت بکارند و امروز به وصیت ایشان جامه عمل پوشیده است . عشق و علاقه مرحوم ابوالحسنی به خانم ملاح زبان زده عام و خاص بود یک روز من از یکی از دوستان پرسیدم چه شد که آقای ابوالحسنی منزلش را در اختیار جمیت زنان قرار داده ؛ ایشان با ظرافت خاصی گفت آقای ابوالحسنی طاقت دوری خانم ملاح را حتی برای یک لحظه ای ندارد لذا از ایشان خواسته است تا همه فعالیت های خانم ملاح در منزل انجام شودو هر هزینه ای که لازم باشد می پردازد من گفتم خوب این کار باعث می شود خرج که آقای مرحوم ابوالحسنی خیلی بالا برود چون جمعیت زنان که در آمدی ندارد که بخواهند هزینه کند ایشان دو باره جواب داد پدر عشق بسوزد که هر چه به سر آقای ابوالحسنی می آید به خاطر عشق است اول عشق به خانم ملاح و بعد عشق به محیط زیست است که ایشان این کارها را انجام می دهد روحش شاد و یادش گرامی باد و راهش پر رهرو باد در پایان به شعری اشاره می کنم که می گفت : کاروان رفته منزل به منزل قصه ساربان مانده بر دل قصه مرحوم حسین ابوالحسنی واقعا" به دل مانده است

۱۳۸۸ آبان ۱۷, یکشنبه

کوهستان سبز

بنام خدا نکو داشت مرد طبیعت ایران در میان دوستداران محیط زیست و طبیعت گردی امشب ؛ شب عباس بود ؛ شب نکوداشت عباث جعفری ؛ انگار همه دوستان عباس که دوماه بود منتظر آمدنش بودند به نکوداشت عباس آمدند و آرزو داشتن که در هنگام برگزاری نکوداشت یک لحظه مجری برنامه بدون مقدمه به روی سن بیاید و با اعلام اینکه چند لحظه پیش از طرف عباس خبری آمده که ایشان بر می گردد و قلب همه را شاد کند . آغاز برنامه نکوداشت عباس در شب پنج شنبه مورخه 21/8/88 در فرهنگسرای پایداری با حضور جمع زیادی دوستداران گردش گری ؛ محیط زیست ؛ کوهنوردان و خانواده ایشان با سرود پر افتخار جمهوری اسلامی آغاز شد سرود کشوری که عباس روزگاری آرزو داشت برایش جان فشانی کند . سپس نی زنی با آهنگ سوزناک نی خود بغض های دو ماه ته دل دوستان عباس را ترکوند جناب آقای فریبرز حمیدی شیرازی با نوای سوزناک نی خود که با شعر سر آمد زمستان شکفته بهاران به دوستان عباس مژده باز گشت عباس را در دل زمستون خبر می داد همه را با چشم گریان کرد . سپس برنامه همگام با عباس وعکس هایش که تعداد زیادی عکس و قسمتی فیامهای عباس جعفری بود ادامه یافت. سپس خیر مقدم گویای تو سط استاد علی قلم سیاه که هم مجری بود هم خطیب جملاتش از جمله دیر آمدن و دیر کردن امروزه رسم است ولی عباس بسیار دیر کرده است و یا به جای گفتن کلمه عباس جعفری می گفت این دوست دیر کرده ما حق دوست با عباس را به جا آورد . سپس استاد هوشنگ فتحی سخنان خود را جملاتی از مصاحبه 5 سال پیش عباس آغاز کرد که سخنان قصار بود او گفت که عباس در آن مصاحبه این جملات را به کار برد . من یک رودخانه ام و جریان دارم و عاقبت به دریا می رسم . من ترجیح می دهم به جای خوابیدن در هتل پنج ستاره در کیسه خوابم در زیر میلیونها ستاره می خوابم. من برای فکر کردن بسیار زیاد وقت داشته ام در کوههای البرز ؛ زاگرس و کویرها بسیار فکر کرده ام و گاهی در نهایت مغلوب شده ام . سپس سخنان خود را با این جمله ادامه داد او یک آب پر شتاب جاری است و 100 سال عمر لاک پشت به یک ثانیه پرواز پروانه نمی ارزد ما مگر چند نفر مثل عباس داشتیم که حالا بخواهیم او را از دست بدهیم و یا عباس یک پدیده بود در این زمان می باشد سپس نوبت به عباس محمدی رسید عباس محمدی چنان سخن گفت و بنده جذاب سخنان ایشان شدم و که قلم من فدرت نوشتن نداشت و تنها جمله که نوشتم این بود که گفت عباس جعفری حداقل بیست سال جا داشت که باشد و کار کند برنامه شعر و تار ؛ برنامه بعدی بود که با اشعاری از مولانا و نواختن تار انجام شد . سپس محمود دولت آبادی به سن دعوت شد ایشان با شعر جهان را ز کردار بد شرم نیست کسی را برش آب و آذر نیست ایشان با گفتن خاطره ای اولین دیدارش با عباس که به 15 سال قبل که در بازدید از کویر ورامین سخن گفت ایشان گفت من به عباس گفتم من خیلی سفر نمی توانم بیایم و به اوو گفتم که من از کویر آمده ام ولی دیگر به کویر بر نمی گردم من فکر می کردم که او در کویر گم شود ولی در رودخانه هرگز وقتی خبر را شنیدم به یاد گم شدن بقیه جوانان وطن افتادم در ادامه شعر اینجا تگرگ نبارد خوب است اینجا تگرگ مرگ نبارد خوب است من ساده بودم و جوان من ساده بوده ام هم از آغاز سپس استاد کهرم به روی سن رفت و سخنان خود را با سلام فرخنده (همسر عباس جعفری ) من می خواهم زندگی عباس را جشن بگیرم ایشان عباس را به کپسول از انرژی تشبیه کرد ایشان گفت عباس همیشه در حال سفر بود او هنوز از راه نرسیده دو باره عازمبه سفر بود و ایشان گفت پس از گمشدن عباس کسان زیادی اعلام کردند که می خواهند راه عباس را ادامه دهند ما دوست داشتیم که عباس بیشتر الگو می شد وقتی شنیدم طبیعت مرد ایران گم شد باور نمی کردم سپس به در خواست مجری آقای دکتر موذن مشاورعالی شهردار تهران با چشم گریان از دورا خاطرات جوانی با عباس اشاره کرد و به خاطر سال 61 که شش ماه با عباس زندگی کردم اشاره کرد سپس گروه عشاق شیخ جام با هنر نمای خود توانستن با سرود گم گشته ای دارد دلم آن را کجا پیدا کنم به اجرای هنر نمای پرداختن و سپس با سرود نوای که به در خواست مردم انجام شد سرود نوای نوای اجرا شد و آخرین سخنران برادر عباس جعغری ؛ آقای علی جعفری بود ایشان عباس را به غیر از بردار به عنوان مربی و استاد خود معرفی کرد ایشان با این سخنان که همه چیز های دنیا پول و ثروت و در برجها پیدا نمی شود و گاهی باید چارقها را برداشت و گاهی باید فرود آمد و جز نفت چیزهای دیگری است که به آن به توان به آن افتخار کرد و یا او جانش را فدای زیبای این سر زمین کرد و به چیزی های کشف نشده افتخار می کرد و او دوست داشت زیبای را با مردم سر زمینش تقسیم کندو یا من از عباس خواستم که برگردد چون به من قولهای زیادی داده است و در پایان از خانم فرخنده تشکر کرد و در پایان مراسم یک کلیپ توسط رضا نظام دوست به نام رفته با باد ناسازگاری پخش شد که با صحبت بعضی از دوستان عباس به صورت مصاحبه انجام شده بود. مراسم ساعت 21 به اتمام رسید در حاشیه مراسم حضور آقای مهندس شعاعی ریاست فدراسیون کوهنوردی و هئیت همراه که اکثرا" از مربیان و مسئولین سابق در مراسم نکوداشت حضور چشمگیری داشتن . بعضی از مهمانی از استان مازندران و گلستان در برنامه نکوداشت حضور داشتن . حضور تعداد زیادی مهمان که اکثرا" از آژانس های گردشگری بودند مجری از آقای دکتر موذن جهت نشر آثار عباس در خواست کمک کرد.
روستای سولقان بالا در تاخت و تاز جاده کشی قوانین جدید در ساخت ؛ ساز و جاده کشی در کوهستان در مرداد ماه امسال زمانیکه جاده دماوند قرار بود آسفالت شود ولی به علت اعتراضات و اطلاع رسانی به موقع روزنامه ها ؛ صدا سیما و مردم جلوی این فعالیت گرفته شد ؛ جلسه ای در دفتر انجمن حفظ محیط کوهستان برگزار شد که در این جلسه نمایندگان اداره کل محیط زیست و اداره کل منابع طبیعی استان تهران و نماینده فدارسیون کوهنوردی حضور داشتند (نمایندگان تشکلهای زیست محیطی و گروههای کوهنوردی و دو تن از اعضای شورای شهر رینه نیز در این جلسه حضور داشتند ) یکی از مواردی که در آن جلسه بسیار روی آن تاکید شود جاده سازی در کوهستان بود که نمایندگان منابع طبیعی و محیط زیست به قوانین جدید اشاره کردند که هیچ ارگان ؛ سازمان ؛ نهاد و حتی افراد شخصی نمی تواند کوچکترین فعالیتی در کوهستان انجام دهد مگر با مجوز دو تا سازمان محیط زیست و منابع طبیعی باشد و آنان به اداره کل محیط زیست و منابع طبیعی استان مازندران انتقاد می کردند و می گفتند باید آنان جلوی این جاده سازی را می گرفتند و آنان در این جاده سازی کوتاهی کرده اند. جاده کشی در کوهستان روستای سولقان بالا ولی طبق گزارش مسئول محترم پناگاه های فدراسیون جناب آقای ساریخانی در جلسه کمیته محیط زیست شورای شهر تهران در مورد جاده کشی در ده سولقان بالا ؛ به عنوان یکی از دوستداران محیط زیست و منابع طبیعی جهت تهیه گزارش به منطقه ده سولقان بالا رفتم با توجه به اینکه آخرین باری که جهت صعودو پاکسازی آبشار سنگان و قله پهنه حصار چهار می گذشت (چهار سال بود به این منطقه نیامده بودم ) این دفعه که به ده سولقان بالا رفتم خیلی چیزها برایم تازگی داشت که جلوتر کمتر دیده بودم که عبارتند از : - اولین چیزی که نظرم جالب کرد و برایم خیلی مهم بود وجود تابلوی سازمان محیط زیست بود که ورود ما را به منطقه حفاظت شده البرز مرکزی خوش آمد می گفت . -- دومین چیزی که من مشاهده کردم و برایم خیلی تازگی داشت این بود که در این روستا کوچک ؛ سه تا جاده در دل کوه در حال احداث می باشد که به وسیله این سه تا جاده ؛ دل کوه را شکافته اند و این جاده در حال پیشروی به داخل کوه می باشند از دو تای جاده های احداثی اطلاعاتی کسب نکردم ( تابلوی که نشان دهد که این جاده به کجا دسترسی دارند وجود نداشت ) ولی جاده ای که از پشت امامزاده می گذرد طبق گفته محلی ها این جاده ای از جاده روستای سولقان بالا تا پشت امامزاده ادامه دارد و از آنجا به سمت آبشار سنگان خواهد رفت و شاید به امام زاده داوود نیز برسد ولی رفتن جاده تا کنار آبشار سنگان حتمی می باشد. ( عکسهای ارسالی مربوط به این جاده می باشد) -- سومین چیزی که در این روستا برایم تازگی داشت و با توجه به اینکه این روستا در منطقه حفاظت شده قرار دارد ؛ ساخته شدن تعداد زیاد ساختمانهای چند طبقه در این روستا بود که زیبای روستا سولقان را خیلی از بین برده بود و ساخت ساز بیرویه در حریم رودخانه هنوز ادامه داشت و همچنین چند تا از ساختمانهای قدیمی را که در حریم رودخانه از قدیم ساخته شده بودند ؛ صاحبان آنها در حال مرمت این ساختمان ها بودند و همچنین فاضلاب بعضی از خانه ها در رودخانه جاری بود. اگر سالها پیش جهت صعود به آبشار سنگان و صعود به کوه پهنه حصار از روستای سولقان بالا عبور می کردید ماشین ها عبوری فقط تا میدان ده سولقان بالا اجازه تردد داشتن و بعد از میدان حدود یک کلیومتر جاده برای عبور ماشین وجود نداشت و کوهنوردان و اهالی بومی از یک جاده باریک خاکی به امامزاده می رفتند و در ادامه آن مسیر رفتن به آبشارسنگان و یا صعود به قله پهنه حصار از یک مسیر پاکوب انجام می شد؛ ولی امروز بنده مشاهده کردم به علت کندن کوه در کنار رودخانه و جاده کشی تا امامزاده ماشینها عبوری می توانند تا کنار امامزاده به راحتی تردد کنند ( با توجه به اینکه جاده آن آسفالت نیست و خرده سنگ زیادی در کف جاده وجود داشت مردم فقط ماشینهای خود را کنار این جاده پارک کرده بودند ) و بعد از امامزاده نیز بیلهای مکانیکی در حال کندن سنگهای کوه بودند که جای پاکوب مسیر کوهنوردان می باشد و در حال ادامه جاده کشی می باشند ( عکسهای ارسال مربوط به این جاده می باشد) . دلیل و توجیهات جاده کشی در کوهستان جاده کشی در مناطق کوهستانی در بعضی از کشورها به این راحتی انجام نمی شود مگر به دلیل خیلی خاص ولی به چند دلیل می توان جاده کشی را در کوهستان توجیه کرد مثلا": 1 – جهت استفاده مردمی : اگر در مناطق کوهستانی روستای وجود داشته باشد که به در خواست روستایان جهت آسان شدن تردد آنان این جاده کشی انجام شود می توان گفت این جاده به درخواست مردم انجام می شود . 2 – جهت استفاده اقتصادی : اگر در مناطق کوهستانی شهرک صنعتی و یا معادنی جهت بر داشت وجود داشته باشند و یا در این مناطق محل زندگی عشایر باشد و یا زمینهای کشاورزی وجود داشته باشد که جاده کشی از نظر اقتصادی توجیه داشته باشد می تواند دلایل محکمی برای جاده کشی باشد . ولی جاده کشی در روستا سولقان "مخصوصا ادامه جاده از امامزاده به طرف آبشار سنگان" نه به درخواست روستاییان است و نه به درخواست صنعتگران ؛ کشاورزان و عشایر می باشد حتی معدن سنگی برای برداشت در آن منطقه وجود ندارد که احتیاج به جاده کشی باشد . جاده کشی در یک روستا کوچک آن هم سه تا جاده خیلی غیر معقول به نظر می رسد. وقتی جاده کشی در دامنه قله دماوند و علم کوه هیچگونه توجیه اقتصادی و اجتماعی وجود ندارد به غیر از اینکه این جاده ها جهت راحتی کسانیکه می خواهند با ماشین شخصی تمام مناطق بکر این کشور را به اشغال خود در بیاورند و محیط زیست بکر را تخریب کنند ؛ مگر چیز دیگری وجود دارد . جاده کشی در سولقان نیز از این محدوده خارج نمی باشد . متولی و قیم کوه ها چه کسانی هستند ؟ وقتی صحبت از تخریب محیط زیست و منابع طبیعی می شود همه مسئولین یک صدا دنبال سند و مدرک می گردند ولی وقتی در منطقه حفاظت شده شهر تهران که جاده کشی در مناطق کوهستانی باید با مجوز اداره کل منابع طبیعی استان باشد آن هم در شهرستان تهران که پایتخت ایران می باشد و باید مقرارت شدیدا" اعمال شود ؛ چه کسی باید به این مشکل رسیدگی کند؟ یکبار دیگر به این جمله می رسیم که کوهستان متولی و قیم ندارد در گرفتن بودجه ده ها سازمان و اداره در کوهستان فعالیت می کنند ولی در موقع دفاع از کوه ها هیچ کسی قیم و متولی کوه نیست . لذا از کمیته محیط زیست شورای شهرتهران ؛ شهرداری تهران ؛ اداره کل محیط زیست و منابع طبیعی استان تهران و فدراسیون کوهنوردی انتظار دارم در مورد احداث این جاده ها در مناطق حفاظت شده البرز مرکزی در کوهستان شهر تهران توضیح دهند؛ که چه کسانی ؛ چگونه و به کدامین دلیل در شمال شهرمان در روستای سولقان در حال جاده کشی می باشد؟

۱۳۸۸ آبان ۱۶, شنبه

بنام خدا 13 آبان روز دانش آموز مبارک باد امسال روز 13 آبان "روز دانش آموز"را در حالی گرامی می داریم که تعداد زیادی از دانش آموزان کشور عزیزمان ایران و حتی جهان یا به بیماری آنفولانزای نوع A (خوکی ) مبتلا می باشند که درحال معالجه و استراحت در منزل می باشند ( حتی متاسفانه تعدادی از آنان دیگر در میان ما نیستند ) و یا بقیه دانش آموزان عزیز کشورمان در معرض تهدید این بیماری می باشند که یکی از معضلات زیست محیطی جهان می باشد و سلامتی آنان را شدیدا" تهدید می کند حتی طبق اخبار منتشر در جهان بعضی از کشورها با تعطیل مدارس خود جهت جلو گیری از سرایت این بیماری به افراد سالم با این بیماری خطرناک به مبارز برخاستن . در تاریخ ایران زمین روز 13 آبان روز مبارک می باشد چون 31 سال پیش در چنین این روزی دانش آموزان انقلابی با نثر جان خود که خونشان سنگفرش خیابانها ی شهر تهران شد به دفاع از مهین و انقلاب پرداختند و در برابر ظلم وستم شاهنشاهی قیام کردند و تا پیروزبه مبارزه خود ادامه دادند . مردان امروز که کودکان ؛ نوجوانان و جوانان روزهای زمان انقلاب بودند به خاطر دارند که یکی از عواملی که باعث پیروزی انقلاب شد حضور تک تک دانش آموزان در مراسم ها و تظاهرات زمان انقلاب بود؛ شاید تا وقتی که دانش آموزان در سال 1357 با تعطیل مدارس و شرکت در راهپیمای ها حضور خود را در در مسیر انقلاب مشخص نکرده بودند امکان پیروزی انقلاب مشکل به نظر می رسید ولی بعد از حادثه 13 آبان یواش یواش امیدورای مبارزان انقلابی به پیروزی انقلاب بیشتر کرد . دانش آموزان ( کودکان ؛ نوجوانان و جوانان) سرمایه های اصلی این مملکت می باشند که اگر خدای نکرده زمانی در جامعه این سرمایه ها مورد تهدید و یا آسیب قرار بگیرند؛ این تهدیدی می تواند باعث نابودی آن جامعه گردد و یا اگر آنان سرحال و شاداب باشند می تواند باعث امید و شکوفای آن جامعه گردد لذا وظیفه هر انسان است (که انسان بودن را شرط اول زندگی می داند) که باید برای سلامتی آنان با دل جان تلاش کرد چون یکی از خصایص خوب انسانها دوست داشتن و دلبستگی به فرزندانشان می باشد . از دانش آموزان عزیزانتظارداریم با توجه به اینکه معضلات و مشکلات محیط زیست کنونی که آثار برنامه ریزی ها غلط گذشته ها می باشد جهت رفع مشکلات امروزی که سلامتی آنان را کاملا"تهدید می کند جهت اجرای بندهای ذیل اقدام کنند 1 - با توجه به کمی سن آنان که هنوز شخصیت آنان شکل واقعی را به خود نگرفته است با آموزش فرهنگسازی و استفاده صحیح از محیط زیست را بیاموزند . 2 – دانش آموزان به عنوان صاحبان اصلی و واقعی کره زمین باید مواظب والدین خود باشند و از آسیب رساندن آنان به محیط زیست جلوگیری شود 3 – دانش آموزان جهت سلامتی خود و سلامتی آیندگان و حفظ محیط زیست کشور حفاظت از محیط زیست را جزء اهداف کلان زندگی خود قرار داده و برای رسیدن به این اهداف با کمک متخصصین محیط زیست برای آینده خود برنامه ریزی کنند. 4 – دانش آموزان با تشکیل انجمنهای زیست محیطی در مدارس مانند انجمن حمایت از پرندگان و جانوران و یا انجمن های زیست محیطی با موضوع حفاظت از آب ؛ خاک ؛ جنگل ؛ بیابان ؛ هوا ... و تهیه مطالب با این موضوع ها جهت برگزاری نمایشگاه روزنامه های دیواری یا عکس همچنین با برگزاری کنفرانسها علمی در ساعت درس علوم در مدارس؛ جهت آگاه سازی از معضلات محیط زیست برای بقیه دانش آموزان اقدام نمایند . 5 – دانش آموزان در حین تحصیل با کشف و اختراعات دستگاه های علمی که باعث کاهش آگودگی های زیست محیط می شود در جهت کاهش آلاینده های زیست محیطی تلاش کنند . ولی در پایان جا دارد یادی از محیط زیست شهر تهران در سال 1357 نمائیم در آن ایام به علت اینکه در تهران تعداد افرادیکه در آن زندگی می کردن بسیار کمتر امروز بودند آلودگی صوتی این چنین سرسام آور نبود از آلودگی هوا در حد خطرناک ؛ کمبود آب ؛ تولید ظروف یکبار مصرف پلاستیکی ؛ ترافیکهای سنگین و فاضلابهای آلوده زیاد خبری نبود ولی به جای آن آب چشمه ساران درنهر خیابانها جاری بود و سبزیجات پایین شهر با آبهای آلوده آبیاری نمی شد و شبها در آسمان شهر ستارگان را می توانستید ببینید و درختان شهر سر به فلک کشیده بودند همچنین باغهای قدیم در شمیران ؛ فرحزاد ؛ تهرانپارس ؛ کرج ؛ شهریار هنوز به آپارتمان تبدیل نشده بودند و خود تهران به پارکینگ ماشینهای سواری تبدیل نشده بود .
بنام خدا عباس جعفری نا آشنای که همه او به خاطر آثارش می شناسند خدایا همه منتظر بازگشت عباس هستند چند روز پیش که جناب آقای کیخسرو یزدانی یکی از دوستداران قله دماوند از استان گلستان با تلفن بنده تماس گرفتند (ایشان بردار شادروان سیاوش یزدانی هستند که شیدای کوهستان بودند و چند سال پیش آقا سیاوش پس از صعود به قله دماوند برای همیشه در آنجا ماندگار شد و دیگر به پایین قله بازنگشت ) آقای یزدانی فکر می کردند که بنده از جلسه نکوداشت آقای عباس جعفری بی خبر هستم و گفتند که قرار است برای آقای عباس جعفری در تهران نکوداشت بگیرند که ایشان هم از استان گلستان در این نکوداشت شرکت می کنند و از من خواستند که در این نکوداشت شرکت کنم. روز بعد که به چند تا سایت کوهنوردی و زیست محیطی مراجعه کردم همه آنها یا برای عباس جعفری مطلبی نوشته بودند و یا خبر برگزاری نکوداشت را اطلاع رسانی کرده بودند و امروز هم که داشتم دنبال شماره تلفنی می گشتم نگاهم به شماره تلفن عباس جعفری افتاد و به یادم آمد که این شماره تلفن را من در مرداد ماه در دفتر تلفن ثبت کردم . لذا تصمیم گرفتم به یاد عباس جعفری نا آشنای که همه ما او را به خاطر آثارش می شناسیم مطلبی بنویسم و از خدا می خواهم که او را هر چه سریع تر بازگرداند. چه ایام سریع می گذرد؟ همین چند هفته پیش بود که خبر جاده کشی در دماوند قلب همه کوهنوردان و دوستداران محیط زیست را به درد آورده بود و همه دوستداران قله را نارحت کرده بود و هر کسی که حتی شناخت کوچکی از کوه دماوند داشت جهت جلوگیری از این تجاوز تلاش می کرد ؛ اینجانب نیز تصمیم داشتم که یک تیم از عکاسان و خبرنگاران محیط زیست را جهت تهیه گزارش به رینه ببرم و از این تجاوز که به "حریم بلندترین کوه کشور که سمبل و نماد ملی کشور است و یکی از اسطوره های تاریخ کهن این سر زمین می باشد" شده بود یک گزارش جامع تهیه کنم . به دنبال یک عکاس حرفه ای می گشتم که جناب آقای دکتر کرمی شماره موبایل عباس را به من داد با اینکه با ایشان از نزدیک تا کنون تماسی نداشتم ولی در اولین تماس تلفنی که با ایشان داشتم او آنقدر با من صمیمی و راحت بود که انگار سالها با هم آشنا هستیم . وقتی گفتم که قرار است برای تهیه گزارش به دامنه قله دماوند برویم و از تجاوزی که به حریم کوه دماوند شده است عکس بگیریم او بسیار خوشحال شد . قلب ایشان نیز برای دماوند می تپد پس از شنیدن موضوع تهیه گزارش با اینکه ایشان آن روز در تهران نبودند و در منطقه عشایر بودند ولی گفتند که اگر به تهران بازگردند در این برنامه حضور خواهند داشت و از آن تماس به بعد دیگر با ایشان نتوانستم تماس بگیرم تا اینکه یک روز که داشتم اخبار سایت زیست محیطی را پی گیری می کردم ناگهان چشم به یک خبر هولناک افتاد؛ در سایت ایرن خبر مفقود شدن عباس را خواندم ؛ شوکه شدم با اینکه در شهرستان گلپایگان بودم ولی دلم آرام نمی گرفتم با کسانیکه عباس را می شناختند تماس گرفتم می خواستم بفهم خبر گم شدن عباس صحت دارد یا خیر . ولی متاسفاه با هرکه تماس گرفتم همگی خبر را تائید کردند. از روزی که آقای عباس جعفری در نپال ناپدید شده و خبر آن را در خبرگزاری ایرن خواندم ؛ هر روز وقتی به سایت ایرن سر می زنم از خداوند می خواهم و از صمیم قلب آرزو می کنم که فقط یک خبر کوچک چهار حرف با این عنوان که "عباس جعفری پیدا شد" در یک گوشه ای از سایت ایرن نوشته شده و پس از این همه مدت خانواده دوستان و آشنایان ایشان را از این سرگردانی و نگرانی نجات دهد . راستی عباس جعفری کیست ؟ عباس جعفری ، عکاس ، کوهنورد و طبیعت نورد ایران است که متولد 1341 است و به بيشتر قله‌هاي بالاي 7 هزار متر جهان صعود كرده و يكي از سرشناس‌ترين كوه نوردان ايران محسوب مي‌شود. عباس جعفري در 25 سال گذشته در زمينه‌هاي مختلفي چون عكاسي، راهنماي گردشگري، كوه نوردي و تدريس اكوتوريسم فعاليت مي‌كرد.او روزنامه‌نگاري را با مجله شكار و طبيعت پيشين آغاز كرده و هميشه سفرنامه‌ها و يادداشت‌ها و عكس‌هاي وي در معتبرترين نشريات گردشگري كشور چاپ شده است. وي نقش قابل‌توجهي در شناسايي بسياري از مناطق دور افتاده و مردم بومي ايران داشـــته و مي‌توان گفت بسياري از آيين‌هاي ايراني به واسطه تلاش عباس جعفري بوده كه اقبال ثبت و ماندگاري پيدا كرده است.از جعفري هم‌اكنون كتاب راه ياب بيابانگردي در ايران از سوي انتشارات فرهنگ معاصر در مرحله تدوين نهايي قرار دارد.وي تاكنون عمدتا به‌عنوان راهنماي سفر فعال بوده و در حال حاضر دبير گروه اكوتوريسم خبرگزاري محيط‌زيست ايران (ايرن) است. جعفري ازجمله همكاران روزنامه همشهري ‌بوده وعكس‌هاي زيباي اوازطبيعت ايران بارها درصفحه اول همشهري چاپ شده است . عكس‌هاي او از طبيعت و مردم ايران و جهان در معتبرترين نشريات بين‌المللي (ازجمله نشنال ژئوگرافيك) چاپ شده و نيز عكس‌هاي كتاب “راه ياب ايران” نيز منبعي است از تصاويري كه جعفري در طول سفر از گوشه و كنار ايران گرفته است. عباس با آثاری که از خود به جا گذشته است توانسته است اسم خود را جاودانه کند طبق گفته دوستان ایشان ؛ او مردی سخت کوش بود و به این راحتی تسلیم نمی شود. در پایان جا دارد که به یکی از جلساتی سخنرانی عباس جعفری اشاره کنم که بنده برای اولین و آخرین بار عباس را از نزدیک ملاقات کردم و آن مربوط به برگزاری همایش روز جهانی کوهستان بود که چند سال پیش توسط انجمن کوه نوردان ایران در باشگاه آرارات برگزار شد و آقای عباس جعفری به عنوان سخنران در این مراسم سخنرانی کردند و موضوع سخنرانی عکاسی در طبیعت بود واقعا" سخنران ماهری بود . هنوز هم برای باز گشت او دعا می کنیم چون خداوند متعال قادر به انجام هر کاری می باشد

۱۳۸۸ آبان ۱۵, جمعه

پیام دبیرکل ایلنا: دبير کل سازمان ملل متحد در پيامي به مناسبت روز بين المللي جلوگيري از نابودي محيط زيست در زمان جنگ و درگيري ( 15 آبان ماه) از تمام ملت‌ها خواست تعهد خود براي جلوگيري از نابودي محيط زيست در زمان جنگ و درگيري را تجديد كرده و از محيط زيست به عنوان ستون تلاش ها براي صلح جهاني و توسعه پايدار حفاظت كند. به گزارش ايلنا، بان‌کي‌مون از تمام ملت‌ها خواست تعهد خود را براي جلوگيري از نابودي محيط زيست در زمان جنگ و درگيري، تجديد کنند. بر اساس اين گزارش، در پيام بان‌کي‌مون آمده است: در حالي که محيط زيست و منابع طبيعي از حمايت چنين ابزار حقوقي بين‌المللي مهم مانند کنوانسيون‌هاي ژنو بهره مي‌برند، اما اجراي اين ابزارها همچنان ضعيف باقي مانده است. وي در بخش ديگري از اين پيام متذکر شد: ساز و کارهاي بين المللي کمي براي نظارت بر تجاوز به محيط زيست يا پاسخ به ادعا نسبت به خسارت زيست محيطي وارد شده در دوران جنگ، وجود دارد. دبير کل سازمان ملل متحد همچنين تاکيد کرد: از آن جايي که محيط زيست و منابع طبيعي براي ايجاد و استحکام صلح، حياتي است، بايد ضرورت حفاظت از آنها در زمان درگيري مسلحانه تقويت شود. بان‌کي‌مون اظهار داشت: اگر منابع طبيعي که موجب پايداري و دوام زندگي مي‌شود، تخريب يا نابود شود، صلح با دوام نمي‌تواند وجود داشته باشد.

۱۳۸۸ آبان ۱۳, چهارشنبه

با تشکر از سرکار خانم خباز خبرنگار محیط زیست روزنامه جام جم به يادش درخت مي‌كاريم جام جم آنلاين: نخستين روزي را كه به خانه‌شان رفتم خوب يادم هست؛ خانه‌اي زيبا و دنج در محله‌اي ساكت و خلوت در شمال تهران. خانه‌شان پر از گل و گلدان بود با چيدماني چشمگير، اما دلنوازتر از آن، صاحبان خانه بودند؛ مرد و زني با موهاي سفيد، پوستي چروكيده و عمري بيش از 90 سال. براي مصاحبه نزدشان رفته بودم تا پيرزن مهربان خانه بگويد، چكار كرده كه پيرترين فعال محيط زيست لقب گرفته است. خانم ملاح را مي‌گويم، همان زني كه روحش به لطافت طبيعتي است كه به خاطر دفاع و حفاظتش كمر همت به ميان بسته است. آن روز اما شوهرش خيلي ساكت بود؛ پيرمرد طبيعت دوستي كه از عكاس ما مي‌خواست عكس‌‌هاي خوبي از همسرش بگيرد. آن روز فرصتي هم دست داد تا با آقاي ابوالحسني، گپي پدرانه بزنم تا به من بگويد زياد كتاب بخوانم، زياد بنويسم تا دانا شوم و نگاهم به دنيا عوض شود. مي‌دانستم خانم ملاح از كودكي دوستدار طبيعت بوده، اين را مي‌دانستم كه تمام جواني‌اش را وقف پژوهش‌هاي زيست‌محيطي كرده، از اين هم خبر داشتم كه حالا با بيش از 90 سال عمر هنوز هم دلنگران محيط زيست است و به جاي جاي ايران و جهان سفر مي‌كند تا حال و روز طبيعت كشورها را از نزديك ببيند. مطمئن بودم كه شوهر چنين زني هم حتما مثل خودش است، ولي آقاي ابوالحسني چيزي نمي‌گفت تا سرانجام فهميدم او هم تمام عمرش را صرف نگارش مقاله‌هاي زيست محيطي كرده و براي نام‌آور شدن همسرش سال‌هاست كه بي‌چشمداشت خانه‌اش را در اختيار جمعيت زنان مبارزه با آلودگي محيط زيست گذاشته است. اما او ديگر در ميان ما نيست، ديروز صبح جمعي از دوستداران طبيعت خبر دادند كه اين پيرترين مرد فعال محيط زيست كشور، دار دنيا را وداع گفته است. خبر، خيلي تكان‌دهنده بود، اما در عين حال در خود نشاني از مرگ متفاوت دوستداران طبيعت داشت. خانواده ابوالحسني مي‌خواهند به جاي برگزاري چند مراسم پرخرج و دست و پاگير روزي دور هم جمع شوند و به ياد او كه حالا دستش از دنيا كوتاه شده جايي در اطراف تهران درخت بكارند. نمي‌دانم شايد سبز كردن زمين به جاي توليد زباله‌هايي كه از مراسم عزاداري به وجود مي‌آيد، وصيت خود او بوده، ولي هر چه هست درختكاري براي او حركتي سمبليك است تا نشان دهد كه جسد انسان به جاي به زحمت انداختن ديگران مي‌تواند ققنوسي شود كه با از بين رفتنش موجودي تازه خلق كند و درختي بنشاند. نمي‌دانم شايد روزي كه اين دوستدار پير طبيعت به دنيا آمده كسي به يمن ميلادش درختي كاشته و حالا كه از دنيا مي‌رود نيز برخي به يادش درخت مي‌كارند تا ثابت كنند كه مرگ يك انسان سبزانديش نيز نه اتفاقي سياه كه رويدادي سبز است.