۱۳۸۹ مرداد ۱۹, سه‌شنبه

مطلبی از جناب دکتر امینی در مورد کاهش و تخریب جنگلهای شمال کشور

دکتر محمد امینی پژوهشگر و رئیس مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی مازندران  دوست و همکار جناب محمد درویش ولی در استان مازندران که ایشان در مصاحبه با روزنامه همشهری از مشکلات جنگلهای ایران می گوید اگر روزی پای صحبتهای ایشان بنشیند تازه می فهمید که متاسفانه مردان این چنینی در ایران  بسیار کم می باشد.
محیط زیست > منابع‌طبیعی - اسدالله افلاکی:

جنگل‌های شمال همواره یکی از بحث‌برانگیزترین مناطق تحت مدیریت سازمان جنگل‌ها بوده است.
در این میان، هرازگاهی طرحی از سوی برخی منتقدان برای صیانت بهتر این رویشگاه کهن مطرح و پس از چندی به فراموشی سپرده می‌شود. طرح آیش جنگل‌های شمال از جمله این طرح‌ها بود که سال گذشته به یکی از بحث‌های داغ منابع طبیعی تبدیل شد. اما مشکل چیست؟ بررسی پیشینه مدیریتی جنگل‌های شمال نشان می‌دهد مشکل اساسی جنگل‌های شمال ریشه در نگرش مدیریتی این رویشگاه دارد؛ نگرشی که این رویشگاه بی‌نظیر را یک واحد تولیدی می‌داند. این نگرش ریشه در سال‌ها قبل دارد؛ در سال1338 که مدیریت جنگل با جنگل‌داری کلید خورد.
در آن زمان، این اکوسیستم بی‌نظیر به شکل واحد تولیدی مطرح شد با این رویکرد که هزینه جنگل باید با درآمد آن متناسب و همخوان باشد؛ دیدگاهی که هنوز سایه آن بر مدیریت جنگل‌های شمال سنگینی می‌کند و نجات جنگل‌های شمال در تغییر همین دیدگاه است. اگر نگاه حفاظت ژن جایگزین نگاه تولید در مدیریت جنگل‌های شمال شود، می‌توان به حفظ این زیست‌بوم امیدوار بود؛ زیست‌بومی که اگر به حد کفایت برای آن اعتبار تأمین شود می‌تواند ذخیره‌گاه ژنی برای همه جهانیان باشد.

دکتر محمد امینی، پژوهشگر و رئیس مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی مازندران معتقد است: «جنگل‌های شمال، بیش از هر زمانی نیازمند مدیریتی با رویکرد حفاظت از منابع طبیعی است. اینکه بخواهیم در جنگل را ببندیم پیامدی جز تخریب این زیست‌بوم ارزشمند نخواهد داشت. فراهم ساختن زمینه مشارکت بخش خصوصی از راهکارهایی است که می‌تواند به صیانت جنگل منجر شود.» بررسی مشکلات جنگل‌های شمال در گفت‌وگو با این منتقد منابع طبیعی دستمایه گزارشی است که می‌توانید بخوانید.
عمده‌ترین چالش‌های جنگل‌های شمال کدام است؟ دکتر محمد امینی در پاسخ به این سؤال از جنگل زدایی به‌عنوان نخستین و بزرگ‌ترین معضل جنگل‌های شمال یاد می‌کند و می‌افزاید: «براساس آمارهایی که سازمان جنگل‌ها منتشر کرده روزانه 40‌هکتار از مساحت جنگل‌های شمال جنگل‌زدایی می‌شود؛ تغییر کاربری شاخص عمده این جنگل‌زدایی و کاهش مساحت است.
معضل دوم، کاهش تعداد طبقات تاجی یا لایه‌های تاج درختان است. از آنجایی که منشأ جنگل‌های شمال به دوران سوم زمین شناسی بر‌می‌گردد درختانی از گونه‌های مختلف با کیفیت متفاوت در این رویشگاه وجود دارند که برخی از آنها از نظر مردم عادی درختانی فاقد ارزش محسوب می‌شوند اما در دانش جنگل‌شناسی وجود همه اینگونه‌ها ضرورت دارد. همین تنوع گونه‌ها سبب پایداری جنگل شده است؛ اما امروزه به‌دلیل دخالت‌های غیرمسئولانه به‌ویژه دخالت روستانشینان حاشیه جنگل و جنگل‌نشینان، جنگل‌ها به‌صورت تک لایه‌ای در آمده‌اند و در نتیجه از پایداری جنگل کاسته شده است.»
وقتی از این پژوهشگر منابع طبیعی می‌پرسم بر چه اساسی با این قاطعیت می‌گویید روزانه 40 هکتار از مساحت جنگل‌های شمال کاسته می‌شود، می‌گوید:« سازمان جنگل‌ها و مراتع، در سال‌1379 در کنفرانس رامسر رسما اعلام کرد ظرف 10‌سال 140‌هزار هکتار از مساحت جنگل‌های شمال کاسته شده است. این آمار در مجموعه‌ای دو جلدی منتشر شده و قابل دسترسی است.»

وی در باره زیان‌های ناشی از دخالت دامداران جنگل نشین تصریح می‌کند: «چوپانان و دامداران، بسیاری از درختان را قطع می‌کنند تا نور بیشتری به داخل جنگل بتابد و زمینه رشد و تولید علوفه فراهم شود؛ به‌ویژه در مناطقی که شیب کمتری دارد حذف درختان رایج‌تر است. به همین دلیل در جنگل‌هایی که در مناطق کم‌شیب واقع شده‌اند تعداد لایه‌های تاجی و تراکم جنگل کمتر است؛ در واقع انتخاب غیرطبیعی انجام می‌شود که نتیجه آن تخریب کیفی جنگل است.»
امینی از حرس‌کردن غیرطبیعی تاج درختان به‌عنوان یکی از آسیب‌های جدی جنگل‌های شمال یاد می‌کند و می‌گوید: «حرس‌کردن تاج درختان باعث نابودی قدرت بذردهی جنگل می‌شود. در اثر این دخالت‌ها، حیوانات، پرندگان، حشرات و قارچ‌های مفید که همه در یک زنجیره طبیعی و پیوسته، اکوسیستم جنگل را تشکیل می‌دهند با محیط نامساعد روبه‌رو می‌شوند و از محیط مهاجرت می‌کنند و در نتیجه تجدید حیات شمار فراوانی از گونه‌ها متوقف می‌شود.»
فرسایش خاک
یکی از پیامدهای ناگوار حذف جنگل فرسایش خاک است. دکتر امینی با تأکید براین نکته خاطرنشان می‌سازد: «فرسایش خاک در شمال کشور سالانه 15 تا 20 تن در هکتار است. اگر بخواهیم این میزان فرسایش را با کود شیمیایی جایگزین کنیم، میزان کود جایگزین به یک عدد نجومی می‌رسد درحالی‌که همین جنگل‌ها طبق آمارهای موجود، سالانه بین 5/3 تا 5/5 تن در هکتار خاکسازی می‌کنند. براین اساس ضروری است شرایط احیای طبیعی جنگل فراهم شود. ما در مواقعی که درخت مادر وجود نداشته باشد یا مشکلاتی برای استقرار بذر وجود دارد اقدام به نهالکاری می‌کنیم.»
آیا این نهالکاری‌ها می‌تواند جایگزین جنگل‌های طبیعی شود؟ امینی در پاسخ می‌گوید: «طی 50‌سال گذشته مجموعا 300‌هزار هکتار در شمال کشور نهالکاری شده البته این نهالکاری معادل جنگل نیست زیرا باید یک دوره طولانی طی شود تا نهال تبدیل به درخت شود. نکته جالب اینکه طی 50سال اخیر، براساس آمارهای موجود، بیش از یک‌میلیون هکتار جنگل نابود شده حتی برخی منابع این میزان را 5/1‌میلیون هم ذکرکرده‌اند. این آمارها نشان می‌دهد کشت مصنوعی درخت بسیار عقب‌تر از تخریب کمی است، کیفیت بماند!»
افزایش جمعیت و توسعه ناپایدار،دو تهدید بزرگ
دکتر امینی، افزایش جمعیت در شمال کشور را عامل اصلی روند تخریب در شمال می‌داند و می‌افزاید: «تراکم جمعیت در شمال، 5/2‌برابر میانگین سایر مناطق کشور است. درصد روستاها و چند شغله بودن روستاییان (‌مشاغلی مثل دامداری، باغداری و زراعت که همه وابسته به جنگل است) با شدت تخریب رابطه مستقیم دارد. تنها روستاییان ساکن جنگل، سالانه 2/3‌میلیون متر مکعب چوب برای تولید گرما و پخت‌وپز مصرف می‌کنند درحالی‌که جنگل‌های شمال به این اندازه رویش ندارند.»
اما عوامل تهدید‌کننده جنگل موارد دیگری را هم شامل می‌شود. این پژوهشگر منابع طبیعی انگشت اتهام خود را به‌سوی فعالیت عمرانی و توسعه ناپایدار نشانه می‌رود و می‌گوید: «‌اجرای طرح‌های عمرانی نظیر راه‌سازی‌ با تمهیدات حفاظتی جنگل‌های شمال تطابق و تناسب ندارد از همین رو، میزان جاده‌ای که ساخته می‌شود بسیار بیشتر از توان حفاظتی منابع طبیعی شمال کشور است، در نتیجه این جاده‌ها ابزاری می‌شود برای دسترسی راحت‌تر به مناطق جنگلی و تخریب بیشتر آن. از سوی دیگر، مناطقی که در کنار جاده‌ها هستند اغلب به مناطق مسکونی - تجاری تبدیل شده‌اند؛ نمونه‌های عینی این ساختمان‌ها را می‌توان در کلاردشت و تقریبا همه جای شمال مشاهده کرد.»
وی ادامه می‌دهد: «مراتع که باید حافظ و پشتیبان خاک و نوار بالایی جنگل‌های شمال باشند اکنون با جاده‌کشی در ییلاقات مملو از ویلا شده و روز‌به‌روز بر دامنه این ساخت‌و‌سازها افزوده می‌شود تا آنجا که بنا به اعلام مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع، فشار و هجوم ناشی از این ساخت‌وسازها سبب عقب‌نشینی روزانه 23‌هکتار جنگل شده است و این روند همچنان ادامه دارد. این ویلاها از بالا به جنگل فشار می‌آورند، از داخل هم جنگل‌نشینان، از پایین هم شهرنشینی و شهرک‌های صنعتی در داخل جنگل پیش‌روی می‌کنند. اینها علاوه بر آلودگی‌هایی است که براثر انباشت زباله شهرها و شهرک‌ها و روستاهای داخل جنگل ایجاد می‌شود.»

به گفته وی در شمال کشور 3400‌آبادی در داخل جنگل وجود دارد ضمن آنکه به فاصله هر 5/6کیلومتر یک شهر یا شهرک واقع شده که به‌دلیل نبود سیستم پیشرفته امحای زباله، زباله این شهرها و شهرک‌ها داخل جنگل دفن می‌شود. از یک‌سو پرندگان، سگ‌های ولگرد و سایر حیوانات انواع آلودگی را در سطح شهرها پخش می‌کنند؛ از سوی دیگر، به‌دلیل شیبدار بودن اغلب اراضی مناطق شمالی، شیرابه زباله‌ها با نفوذ به داخل سفره‌های زیرزمینی، آب‌های پایین دست را آلوده می‌کند. در نتیجه استان‌های شمالی مستعد شیوع انواع بیماری‌هایی هستند که در زباله وجود دارد.»

کودهای شیمیایی و سموم دفع آفات
امینی از کودهای شیمیایی و سموم دفع آفات به‌عنوان دیگر عوامل تهدید‌کننده جنگل‌های شمال یاد می‌کند: «در حال حاضر مصرف کود شیمیایی و سموم دفع آفات در شمال، بیش از 5‌برابر میانگین کود و سم مصرفی سایر مناطق کشور است، این عناصر با ورود به چرخه‌های طبیعی به زنجیره غذایی انسان راه می‌یابند و صدمات جبران‌ناپذیری را بر شهروندان تحمیل می‌کنند.»
نیازمند مدیریت هوشمند
این پژوهشگر منابع طبیعی با توجه به وضعیت فعلی منابع طبیعی می‌گوید: «‌ضروری است مدیریتی هوشمند بر محیط‌های طبیعی کشور حاکم شود. ابزار این مدیریت هم اطلاعات روزآمد و پایش علمی وضعیت منابع طبیعی است. در کنار این پایش، ضروری است طرح‌های جنگل‌داری، مرتع‌داری و آبخیزداری تحت مدیریت یکپارچه و هدفمند قرار بگیرد. براین اساس، تعطیلی هر نوع عملیات مرتبط با جنگل‌داری، مرتع‌داری و آبخیزداری به معنی رها‌سازی‌ عناصر مخرب در محیط‌های طبیعی است. البته این به معنای برداشت چوب از جنگل نیست هر چند که برداشت چوب هم جزئی از مدیریت بر محیط‌هایی است که به اندازه کافی چوب تولید می‌کنند.»

امینی با اشاره به ضرورت پایش جنگل می‌گوید: «‌آماربرداری‌های دوره‌ای از منابع طبیعی امری ضروری است. نکته‌ای که وجود دارد اینکه اداره‌کننده طرح‌های منابع طبیعی باید از بودجه عمومی استفاده کند زیرا حفاظت از منابع و ذخایر جنبه حاکمیتی دارد بنابراین، وصل کردن مجریان طرح‌های منابع طبیعی به درآمد این طرح‌ها یک اقدام متناقض با پایداری محیط‌های طبیعی است.»

۱۳۸۹ مرداد ۱۸, دوشنبه

روز خبرنگار بر همه خبرنگار ایران زمین مخصوصا" خبرنگاران محیط زیست و وبلاگ نویسان زیست محیطی مبارک باد

در یک روز سرد پاییزی در سال 1384 که هوای شهر تهران در اوج آلودگی بود خبری ناگوار سقوط یک هواپیما که تعداد زیادی خبرنگاران در آن وجود داشتند کشور عزیزمان ایران را غرق ماتم و عزا فرو برد. در اثر صعود یک هواپیما در شهرک توحید در یکی مناطق مسکونی پایتخت تعداد زیادی ( حدود 76 نفر ) خبرنگار در میان شعله های آتش سقوط هواپیما سوختند و جان به جان آفرین تسلیم نمودند با توجه به اینکه بنده با تعداد زیادی از این خبرنگار آشنائی داشتم در آن روز منتظر ماندم تا اسامی آنان منتشر شود در میان اسامی ناگهان چشم به اسم عکاس خبرگزاری ایرنا افتاد؛ لذا یاد یک خاطره از تابستان سال 1382 افتادم که بنده مسئول روابط عمومی هئیت کوهنوردی استان تهران بودم ؛ اطلاع یافتم قرار است جمعی زیادی از دوستان سپاهی به قله سبلان صعود کنند بنده که فعال محیط زیست بودم و به مشکلات محیط زیست کوهستان حساسیت داشتم مخصوصا" که کوه سبلان که عروس کوههای ایران است ؛ برای همین پی گیری مشکلات زیست محیطی این صعود بودم و با تماسهای که با دوستان گرفتم و از آنان خواستم که در آن صعود در بالاترین حد امکان از تخریب محیط زیست جلوگیری شود لذا به دعوت هئیت کوهنوردی سپاه بنده نیز به عنوان فعال محیط زیست و تا حدودی خبرنگار در این صعود شرکت کردم و با گروه خبرنگاران عازم اردبیل شدم. وقتی قرار بود در هتل مستقر شویم هر چند خبرنگار (یا به شرایط سازمانی و یا در اثر دوستی ) در اتاقهای هتل مستقر شدند و بنده ماند تک و تنها ؛ وقتی دوست که مسئول برنامه خبری بود از بنده پرسید از که شما از کدام رسانه هستی ؟ بنده جوابی دادم که وابسته به هیچ خبرگزاری یا رسانه ای نیستم دوباره پرسید پس چه چیزی شما را مجبور کرد که در این برنامه شرکت کنی ؟ که بنده گفتم عشق به محیط زیست بنده را به اینجا کشانده است ؛ که عکاس ایرنا مرحوم سید مهدی میرافضلی به شوخی گفت ایشان از خبرگزاری عشق آمدند؛ لذا آن دوست مسئول در جلوی اسم بنده نوشت خبرگزاری عشق و تا پایان برنامه بنده را به عنوان خبرگزاری عشق صدا می کردند. پس از آشنائی بنده با دو نفر خبرنگاران ایرنا هم اتاق شدم بیش از سی نفر دوستانیکه خبرنگاری که در برنامه سبلان حضور داشتند در این حادثه ناگوار شهید شدند و در آن روزهای پر غم از طرف دولت به علت آلودگی هوا تهران دو روز تعطیل شد.

ولی امروز نیز روز خبرنگار است دوازده سال پیش در 17 مرداد 1377 یک قوم وحشی و خشک متعصب که از نظر دینی نیز دست کمی از خوارج دوران حضرت علی را نداشتند و در وحشی گری روی مغولها را نیز سفید کرده اند ( تخریب مجسمه های بودا را که به یاد دارید) باعث قتل خبرنگار ایرانی در افغانستان شدند و به احترام خون این خبرنگار امروز روز خبرنگار نام گزاری شده است . در کشور ایران که متاسفانه احزاب و سازمانهای مردم نهاد نتوانسته اند به رشد واقعی خود برسند برای همین خبرنگاران به جای احزاب و سازمانهای مردم نهاد در صف مقدم دفاع از حقوق مردم می باشند. از سال گذشته که اخبار جاده کشی در دماوند و مناطق کوهستانی مطرح شد و سپس جاده ابر ؛ جاده کشی در دنا و یا تخریب جنگلها و یا جاده کشی در جنگل گلستان و یا سد سازی های گوناگون این جامعه مطبوعاتی کشور بوده است که با اطلاع رسانی به جا توانسته اند از تخریب بیش از حد محیط زیست جلوگیری کنند لذا روز خبرنگار به خبرنگار محیط زیست و یا خبرنگاران حوزه اجتماعی تبریک می گویم .
ابتدا از پیشکوتان شروع می کنم :جناب آقای دکتر میر فخرائی و جناب آقای جاهد و علی رشیدی از رادیو ایران ؛ جناب آقای دکتر نفیسی ومسعود نوری و خانم بندپی و جناب آقای سجاد تبریزی و بقیه خبرنگاران روزنامه اطلاعات ؛ جناب آقای اسماعیل عباسی و جناب آقای افلاکی و خانم گلناز بهشتی و بقیه خبرنگاران روزنامه همشهری ؛ جناب دکتر کرمی و جناب آقای رامین نوری خانم کیهان آقای محمد محمد پور و خانم گیتی عابد جناب مرتضی گلپور بقیه دوستان خبرگزاری ایرن ؛ جناب آقای یاسر انصاری و جناب مهندس شفیعی و جناب آقای حمید رضا میرزاده و خانم فرجی و خانم مونا قاسمیان و خانم مژگان جمشیدی و خانم موسوی ( که دیگر در سبز پرس نیست ) و محمد شریفی و خانم ناظریان ( از مشهد) و بقیه دوستان خبرگزاری سبز پرس ؛ خانم راحمی پور از روزنامه کیهان ؛ آقای غمخوار و خانم حسنلو از خبرگزاری ایسنا ؛ جناب آقای جواد حیدریان از خبر گزاری مهر ؛ سرکار خانم عرب و سرکار خانم خباز و سرکار خانم پونه شیرازی از روزنامه جام جم ؛ سرکار خانم مرضیه نوری و جناب آقای جمشیدیان از خبرگزاری ایلنا ؛ سرکار خانم فاطمه توکلی از روزنامه فرهنگ آشتی ؛ سرکار خانم رفیعی نژاد و خانم حسینی از خبرگزاری فارس ؛ سرکار خانم بختیاری از خبرگزاری ایسکانیوز ؛ سرکار خانم مورگن از خبرگزاری موج ؛ جناب آقای مستوری و جناب آقای اکبری از شبکه خبر ؛ سرکار خانم هراتیان از باشگاه خبرنگاران ؛ جناب آقای حبیب الله و و جناب ظهوری سرکارخان نیلی و آقای قاجار از خبرگزاری میراث خبر ؛ سرکار خانم عبدالله پور از خبرگزاری ایرنا ؛ جناب خاکی فیروز و جناب آقای حشمتی از خبرگزاری آنلاین خبر ؛ سرکار خانم اسلامی و خانم امرائی از روزنامه شرق ؛ جناب آقای نوروزی از شبکه پنج ؛ جناب آقای بابک منفرد از رادیو ورزش ؛ جناب آقای مختاریان از واحد مرکزی خبر ؛سرکار خانم امینی فرد از روزنامه ایران ؛ سرکار خانم نگار حسینی ؛ سرکار خانم مریم نظری و بقیه دوستان که از قلم افتاده اند این روز مبارک باد.
همچنین به وبلاگ نویسان زیست محیطی از جمله جناب درویش ؛ سرکار خانم دکتر ابتکار ؛ آقای عباس محمدی ؛ جناب دکتر محمد مجابی ؛ عبدالطیف عبادی ؛ جناب خسرو شاهی ؛ جناب امیر سررشته داری ؛ جناب هومان خاکپور ؛ جناب عباس ثابیتان ؛ جناب بهروز ؛ جناب دکتر شریفی ؛جناب مهرداد مسیبی ؛ جناب سام خسروی فرد ؛ جناب بهزاد انگورج ؛ جناب محمد حسین حسن زاده ؛ جناب بهروز حسنی مهموئی ؛ محسن تیزهوش ؛ ژاله ف ؛ مریم زوارئیان ؛ صفورای زواران حسینی جناب اشکار و بقیه دوستان این روز را تبریک می گوئیم.
و در نهایت بر خبرنگاران سایتهای اجتماعی همچون تابناک ؛ خبر آنلاین ؛ فردا ؛ عصر ایران ؛ آفتاب که با انتشار اخبار زیست محیطی آگاهی فردی و اجتماعی جامعه را نسبت به مشکلات زیست محیطی بالا می برند این روز مبارک باد.

۱۳۸۹ مرداد ۱۷, یکشنبه

این متن بدون تیتر می باشد ( یاد ایامی از دوره طراری )

با تشکر از دوست عزیزی که این متن را برایم ارسال کرده است

ياد اون روزها به خير وقتي من بچه بودم مادرم يك تومن به من مي داد و مرا مي فرستاد فروشگاه و من با سه كيلو سيب زميني ، دو بسته نان ،سه پاكت شير ، يك كيلو پنير ، يك بسته چاي و دوازده عدد تخم مرغ برمي گشتم . اما الان ديگه از اين خبرا نيست ، همه جا توي فروشگاه ها دوربين گذاشتند

نوزادی که خونش صورتی رنگ است! / پزشکان محقق متعجب اند

پزشکان بیمارستانی در چین اعلام کردند که نوزادی در این بیمارستان متولد شده است که خون آن به رنگ صورتی است.
به گزارش خبرگزاری مهر، خون این نوزاد دختر که در بیمارستان کودکان "هوبی" تحت مراقبت است به جای رنگ قرمز به رنگ صورتی است.
پزشکان پس از انجام اولین آزمایشات در هفتمین روز زندگی این نوزاد اعلام کردند که باوجود برخورداری از خون صورتی کاملا سالم است اما پس از گذشت 20 روز از تولد، علائم بیماری جسمی در این نوزاد بروز یافت. این علائم شامل افزایش چربی خون و هموگلوبین بود.
پس از انتقال به بیمارستان "هوبی" در این نوزاد دختر بیماریهای "هایپرلیپیدمیا" با علائم بیماری "هپاتوسپلنومگالی"، عفونت ریوی و کم خونی تشخیص داده شد.
براساس گزارش چاینا دیلی، این نوزاد چینی درحال حاضر 40 روز از زندگی خود را پشت سر گذاشته است.

۱۳۸۹ مرداد ۱۵, جمعه

با دوستان ستاد محیط زیست شهرداری تهران ؛ مشارکت جاده ای دو طرفه است

ضمن تشکر از خبرگزاری سبز پرس جهت انتشار مطلب با دوستان ستاد ........
چند هفته قبل از طرف ستاد محیط زیست شهرداری تهران با بنده تماس گرفته شد و اعلام کردند که اگر تشکلهای زیست محیطی دوست دارند می توانند در نمایشگاهی که از طرف معاونت خدمات شهری شهرداری تهران با موضوع مشارکت سازمانهای مردم نهاد با معاونت خدمات شهری شهرداری برگزار می گردد شرکت کنند و شخصی که تماس گرفته بود متذکر شد تشکلهای زیست محیطی می توانند در غرفه ستاد محیط زیست شهرداری تهران ؛ فعالیتهای خود را به معرض دید بازدید کنندگان قرار دهند ( نه اینکه به تشکلها زیست محیطی غرفه ای داده شود ) که از بنده خواست شد با مدیر عامل انجمن حفظ محیط کوهستان نیز تماس بگیریم و چند روز بعد دوباره از طرف ستاد محیط زیست شهرداری با بنده تماس گرفته شد و لیست تشکلهای زیست محیطی را خواستند که بنده بنا به احترام به همه تشکلهای زیست محیطی و فعالیت دو ساله دبیرخانه سازمانهای مردم نهاد شهر تهران از آنان خواستم که با آقای مهندس طهماسبیان و یا خانم وثوقی فر و یا آقای دکتر ابیانه تماس بگیرند و لیست را از طریق دبیرخانه سازمانهای مردم نهاد شهر تهران بگیرند که گویی تماس گرفته بودند و دبیرخانه بنا به دلایلی لیست را به آنان نداده بود و دوباره از طرف ستاد با بنده تماس گرفتند و تا اینکه بنده به لحاظ احترام مجبور شدم لیست اعضای کارگروه تشکلهای زیست محیطی پارکها و فضای سبز شورای شهر تهران را در اختیار آنان قرار دهم و حتی تماس گیرنده محترم بنده را به یک جلسه در خیابان سئول جهت هماهنگی برای حضور تشکلهای زیست محیطی در نمایشگاه دعوت کرد که به علت نا مناسب بودن ساعت جلسه بنده نتوانستم در آن جلسه شرکت کنم ولی بنده از طریق ستاد به صورت شفاهی برای افتتاحیه و هم چنین نشست در همایش تشکلهای زیست محیطی دعوت شدم تا اینکه در مورخه 10/5/1389 نمایشگاه از طرف معاونت خدمات شهری شهرداری تهران با موضوع مشارکت و خدماتی شهری درمحل نمایشگاه تخصصی شهرداری تهران واقع در بزرگراه چمران افتتاح شد که در افتتاحیه آن آقایان قالیباف و کلخورانی و مناف هاشمی و بعضی از نمایندگان مجلس و شواری شهر حضور داشتند که البته همگی آنان از مشارکت و همکاری شهرداری با سازمانهای مردم نهاد شهری سخن گفتند

در روز افتتاحیه یکی از دوستان سازمان پارکها بنده را دید( با توجه به اینکه بنده چند سالی است که با سازمان پارکها همکاری هایی داشته ام ) و از بنده در خواست کرد که تعداد ده تا سازمان مردم نهاد زیست محیطی که در بحث درختکاری و منابع طبیعی فعالیت جدی دارند جهت تجلیل و تقدیر به سازمان پارکها معرفی کنم که بنده علیرغم اعتراضی که به سازمان پارکها داشتم ولی با توجه به احترامی که برای بنده گذاشتند، لیست مذکور را برایشان تهیه کردم تا اینکه در مورخه 13/5/1389 در برنامه همایش تجلیل از فعالان محیط زیستی همکار با حوزه این معاونت شهرداری حضور یافتم که در حین برگزاری همایش مسائلی مطرح شد که بنده فکر می کنم بی احترامی به کلیه فعالان محیط زیست بود که البته در پایان برنامه اعتراض بنده و چند تا از فعال محیط زیست نسبت به روند این همایش و همچنین صحبت های دبیر آن و رئیس ستاد محیط زیست شهرداری را به دنبال داشت

هر چند رئیس محترم ستاد محیط زیست شهرداری خیلی جدی در جواب بنده گفتند شما هر چه دلتان می خواهد در وبلاگهایتان برعلیه شهردار می نویسید و خواهید نوشت شما می توانید در این برنامه ها شرکت نکنید .

مواردی که رئیس ستاد محیط زیست شهردار باید بداند با توجه اینکه بنده بر حسب یک نذر دینی و اعتقاد معنوی فعال محیط زیست شده ام و هرگز دنبال ریال و درهمی و حتی جایزه ای از بیت المال نیستم ، اگر این مطالب را می نویسم برحسب وظیفه و اطلاع رسانی می باشد، چرا که دفاع از بقیه فعالین محیط زیست یکی از وظایف بنده می باشد .

1 – بنده اصلا" به فعالیتهای چند ساله زیست محیطی رئیس ستاد محیط زیست شهرداری کاری ندارم ( که این فعالیتها هم خدمات صادقانه بوده است ) ولی اگر از ایشان انتقادی دارم این انتقاد از جایگاه ریاست ستاد محیط زیست شهرداری تهران می باشد.2 – در برنامه همایش دبیر همایش در سخنانی از مشارکت جدی تشکلهای زیست محیطی با ستاد محیط زیست شهرداری تهران سخن گفت که بنده در جلسه مذکور به ایشان نیز عرض کردم که این سخنان ایشان بدون هیچگونه سند مدرکی می باشد و نمونه بارز آن این است که اگر ستاد محیطی زیست با تشکل همکاری داشت چرا نمایندگان آنان در همایش حضور نداشتند و حتی ستاد باید لیست تشکلهای زیست محیطی و فعالان محیط زیست را از بنده و امثال بنده بخواهد!

2 – رئیس ستاد محیط زیست شهرداری در هنگام صحبت های خود در همایش از اینکه تشکلهای زیست محیطی شهرداری را به چشم یک بانک نگاه می کنند انتقاد کرد که این سخنان از یک فعال زیست محیطی قدیمی بدور است. ولی شاید ایشان از یاد برده اند در کلیه برنامه هایی که بنده اجرا کرده ام و همه هزینه آن را از جای دیگر به جزء ستاد محیط زیست تامین کرده ام ، چند بار خود ایشان را در این برنامه ها دعوت کردم و ایشان بدون پرداخت ریالی به برگزار کننده ، از تربیون مجانی برای ستاد محیط زیست شهرداری استفاده کردند تا حدی که گاهی برای رسانه گروهی این شبهه ایجاد می شد که برنامه ها و هزینه های آن از طرف ستاد محیط زیست شهرداری پرداخت شده است !

3 – آیا ستاد محیط زیست شهرداری در واگذاری پروژه های زیست محیطی آن ستاد به تشکلهای زیست محیطی عدالتی به خرج داده است ؟ اگر امکان دارد ، ستاد محیط زیست شهرداری نام تشکلهای که این پروژه ها را انجام داده اند را منتشر کند. طبق بررسی فعالان محیط زیست فقط ستاد محیط زیست با یک شخص خاص قرار داد پروزه دارد و حتی سال گذشته در جلسه کمیته محیط زیست شواری شهر در هنگام ارائه بیلان کاری فعالیتهای این ستاد از طرف نماینده آن (جناب کاظمی) وقتی ایشان گزارش 5 پروژه را می داد( وقتی) یکی از فعالان محیط زیست در جلسه از نماینده ستاد نام تشکل زیست محیطی را پرسید و این که پروژه ها را کدام تشکلهای زیست محیطی انجام می دهند تا ردیف سوم فقط نام یک شخص مطرح شد و نماینده ستاد محیط زیست از ردیف چهارم دیگر نام انجام دهنده را اعلام نکرد و نگفت که این پروژه توسط کدام تشکل اجرا می شود؟ و حال داستان آقای ......که جای خود دارد و خیلی از آن گذشته است .

4 – در افطاری ماه رمضان سه سال پیش که در دفتر شبکه تشکلهای زیست محیطی با حضور رئیس ستاد محیط زیست شهرداری و آقای دکتر ابیانه برگزار شد ، آقای دکتر ابیانه در مورد تشکلهای زیست محیطی سخنانی گفتند که به علت اینکه هیچگاه ایشان فعال محیط زیست نبودند انتظار حمایت از تشکلهای زیست محیطی در آنجا را از ایشان نداشتیم ولی رئیس ستاد محیط زیست خیلی سریع به عدم اعتقاد به تشکلهای زیست محیطی سخن گفت که سر کار خانم دکتر شاهسوند و یا خانم دکترتوسلی به رئیس ستاد محیط زیست یاد آوری کردند که شما از دامن تشکلهای زیست محیطی به اینجا رسید پس پلهای پشت سر خود را خراب نکن ولی خوشبختانه آقای دکتر ابیانه در این چند سال از طرف داران فعالیتهای سازمانهای مردم نهاد شده اند(به گونه ای که قابل توصیف نیست) .

5 – سخن گفتن از مشارکت و مشارکت پذیری در میان مردم به چیزی که انجام نشده است و یا گفتن سخنی که به آن اعتقاد نداریم و یا کوچک کردن طرف مقابل از اخلاق های بدی است که متاسفانه در وجود بعضی ها وجود دارد که چند سالی است فعالان زیست محیطی بسیار از آن رنج می برند ولی اگر جوابی داده نمی شود نه به خاطر ترس از دیگران می باشد بلکه شهر تهران آنقدر مشکلات زیست محیطی دارد که فعالان محیط زیست نمی خواهند باعث دامن زدن به کاری شوند که باعث نا امیدی دیگر فعالان بشوند .

و سخن پایانی خود که خطاب به آقای دکتر کلخورانی و جناب هاشمی می نویسم چون آنان شاید از همکاری تشکلهای زیست محیطی شهر تهران با معاونت خدمات شهری زیاد آگاهی نداشته باشند ولی فقط به چند نمونه این فعالیتهای آن نه به صورت مستقیم ولی در راستای اهداف آن معاونت بوده و توسط بنده به عنوان یکی از اعضای سازمان مردم نهاد کوهستان سبز انجام شده است اشاره می کنم . مورد یا مواردی که حتی ستاد محیط زیست شهر تهران نیز خوشبختانه ادامه دهنده این راه یا راهها شد .به عنوان مثال ، دعوت از روحانیون که در همایش حضور داشتند ( که طرح و فکر آن دو سال پیش با پیشنهاد بنده و موسسه زیست محیطی کوهستان سبز به کمیته محیط زیست شورای شهر تهران جهت مشارکت و دعوت از سازمانهای دینی از قبیل سازمان تبلغات و ستاد رسیدگی به امور مساجد جهت آشنای آنان با مشکلات محیط زیست مخصوص در ایام عزاداری نسبت به مشکلات ظروف یکبار پلاستیکی بود که با برگزاری چند نشست تخصصی در تالار جلسات کمیته محیط زیست شواری شهر برگزارشد و همچنین همایشی نیز در منطقه ده شهرداری برگزار شد و در همان سال در منطقه 19 نیز طرح حذف ساماندهی ظروف یکبار مصرف پلاستیکی در مساجد و حسینیه و تکایا برگزار شد ، سال گذشته با پیشنهاد بنده به ستاد محیط زیست جهت استفاده از نهاد های دینی در حفظ محیط زیست انجام و حتی پی گیری برگزاری نخستین نشست بین ستاد محیط زیست شهرداری تهران و سازمان تبلیغات و ستاد رسیدگی به امور مساجد و سازمان بازیافت هم توسط بنده انجام شد) همچنین می توان به فعالیتهای دیگر مشارکتی توسط موسسه کوهستان سبز از قبیل مشارکت برای حضور هزاران دانش آموز و دوستدار محیط زیست در هفته درختکاری و کاشت درخت با آقای دکتر قالیباف و سازمان پارکها ؛ برگزاری طرح حذف و ساماندهی ظروف یکبار مصرف در ماه های محرم و صفر که در سال گذشته در منطقه 15 ؛ یا تشکیل ستاد زیست محیطی در ستاد مرکزی ارتحال امام(ره) ( که اگر به بایگانی امسال معاونت خدمات شهری در اردیبهشت و خرداد مراجعه کنید نامه درخواست این موسسه به جنابعالی جهت حذف ظروف پلاستیکی در مراسم ارتحال و دستور شما طی نامه ای به سازمان میوه و میادین جهت تهیه 430000 ظروف گیاهی در مراسم ارتحال را خواهید دید) ؛ همکاری با سازمان بازیافت یا پسماند جهت آموزش بازیافت در مدارس و موارد دیگر از قبیل نوشتن صدها مقاله و تهیه مطالب خبری با موضوع محیط زیست در رسانه های گروهی انجام شده است هم اشاره کرد.

هدف از نوشتن این مطلب در این بود که به دوستان ستاد محیط زیست شهر تهران و معاونت خدمات شهری اعلام نمائیم مشارکت جاده ای دو طرفه است و قرار نیست شما هر وقت سیاهی لشگر لازم دارید با همه فعالان محیط زیست تماس بگیرید و آنان را دعوت به همکاری نمائید و وقتی کارتان با آنها تمام شد حتی سلام آنان را جواب ندهی. برای بنده سوالی مطرح است و آن اینکه در برنامه همایش سازمان خدمات شهری شما از انجمن یوزپلنگ تقدیر کردید ولی از چندین سازمان مردم نهاد فعال در حوزه فضای سبز و محیط زیست نظیر.......و .......و........،خبرگزاری...... و دیگرانی که سالهاست با معاونت خدمات شهری و شما از نزدیک همکاری داشتند حتی زبانی نیز تشکر نگردید .براستی چرا؟

۱۳۸۹ مرداد ۱۴, پنجشنبه

دماوند بايد ثبت جهاني شود

انگار بناست به مناسبت روز ملی دماوند در تقویم دو روز به نام روز ملی دماوند نام گذاری شود به گفته های مديركل ميراث فرهنگي،‌ صنايع دستي و گردشگري استان مازندران توجه کنید.
ایلنا: مديركل ميراث فرهنگي،‌ صنايع دستي و گردشگري استان مازندران با اشاره به ويژگي ها و شاخصه هاي منحصر به فرد قله دماوند به عنوان نخستين اثر طبيعي ثبت شده در فهرست آثار ملي بر ضرورت تلاش براي ثبت جهاني آن تأكيد كرد.
به گزارش ايلنا،عباس نژاد با بيان اينكه دماوند دو سال پيش به عنوان اولين اثر طبيعي كشور در فهرست آثار ملي به ثبت رسيد اظهار داشت: اين قله به نوعي شاخص ترين اثر طبيعي كشور به شمار مي رود و با توجه به آتشفشاني بودن و ويژگي هاي طبيعي، گياهي و جانوري منحصر به فرد در سطح خاورميانه و جهان نيز از اهميت بالايي برخوردار است.
وي به اهداف محوري سازمان ميراث فرهنگي مبني برحفاظت، صيانت و بهره برداري بهينه و منطبق بر ضوابط آثار ثبت شده اشاره و تأكيد كرد: بر همين اساس قصد داريم هر ساله در سالروز ثبت ملي دماوند، جشنواره اي برگزار و اهميت اين اثر طبيعي ملي را به طرق مختلف به نمايش بگذاريم.
عباس نژاد با اشاره به برگزاري جشن ملي دماوند در روز شانزدهم مرداد ماه درباره برنامه هاي اين جشن گفت: در اين جشن علاوه سخنراني هاي مسئولان كشوري و استاني و نيز سخنراني هاي علمي، كاتالوگ ها و بروشورهاي گوناگوني نيز در جهت معرفي دماوند توزيع مي شود و كليپ هاي ويژه اي نيز به نمايش درمي آيد.
وي همچنين برگزاري نمايشگاهي در حاشيه اين جشن و اجراي موسيقي سنتي توسط حسام الدين سراج را از ديگر برنامه هاي مورد نظر براي اين جشن عنوان كرد و اظهار داشت: درنظر داريم دبيرخانه دائمي حفاظت، صيانت و بهره برداري از اثر طبيعي دماوند را با كمك بخش خصوصي تشكيل داده و با توجه به اينكه همه مردم كشور نسبت به دماوند حس خاص و ويژه اي دارند، از اين طريق از كمك هاي مردمي بيشترين بهره را بگيريم.
مديركل ميراث فرهنگي مازندران به فرهنگ هايي كه در ارتباط با دماوند در طول تاريخ شكل گرفته و امروزه نيز تداوم دارند اشاره و تأكيد كرد: دماوند به لحاظ مردم شناسي و فولكوريك نيز حائز اهميت زيادي است به گونه اي كه امروزه اين اثر را همراه ‌حداقل ده رسم منحصر به فرد و اثر معنوي ديگر مي شناسيم.
وي مراسم سنتي برف چال و زن شاهي را از رسوم مرتبط با فرهنگ دماوند عنوان كرد و گفت: اين دو مراسم ارديبهشت هر سال در روستاي آب اسك شهرستان آمل انجام مي شود و در آن همه مردان، صبح زود از روستا خارج شده و پس از رسيدن به محل برف چال، برف ها را قطعه قطعه كرده و درون چاله بزرگي كه محل انباشت برف است مي ريزند. همزمان با اين مراسم،‌ زنان روستا نيز به اجراي مراسم زن شاهي پرداخته و به صورت نمادين حاكميت روستا را برعهده مي گيرند.
عباس نژاد از كشتي لوچو مازندران به عنوان يكي ديگر از رسوم مرتبط با فرهنگ دماوند نام برد و گفت: اين كشتي جوانمردانه ماجراي به بند كشيدن ضحاك ماردوش توسط كاوه آهنگر را تداعي مي كند.
گفتني است؛ جشن ملي دماوند، ‌ساعت 17 روز شانزدهم مرداد ماه در سالن آمفي تئاتر جمعيت هلال احمر شهرستان ساري برگزار مي شود.

۱۳۸۹ مرداد ۱۱, دوشنبه

جبهه شمال قله دماوند توسط دو گروه کوهنوردی پاكسازي مي‌شود

با تشکر از خبرگزاری ایلنا بابت درج  خبر مربوط به پاکسازی جبهه شمالی قله دماوند
ایلنا: امسال دو گروه كوهنوردي حرفه اي در بازگشت از صعود خود به قله دماوند، جبهه شمالي قله را پاكسازي مي كنند. اين دو گروه کوهنوردی كه به درخواست فعالان محيط زيست پاسخ مثبت دادند و مسئوليت پاكسازي را برعهده گرفته اند، گروه كوهنوردي پارس شمیران و گروه کوهنوردی شرکت واحد تهران هستند.

حسین عبیری گلپایگانی، فعال محیط زیست در گفت و گو با خبرنگار ايلنا گفت:‌ در هنگام برگزاری برنامه نگهبانی از دشت شقایق و مراسم روز ملی دماوند از گروه های کوهنوردی حرفه ای شهر تهران در خواست كرديم که در صورتی که آن گروه ها، امسال در برنامه سالانه خود صعود به قله دماوند را پیش بینی کرده اند در برنامه بازگشت از قله دماوند، مسیر صعود خود را از زباله های به جا مانده از سالهای قبل پاکسازی كنند.
او ادامه داد:‌ دو گروه کوهنوردی پارس شمیران و گروه کوهنوردی شرکت واحد تهران به درخواست فعالان محيط زيست پاسخ مثبت دادند و قرار شد در برنامه امسال خود در دو برنامه جداگانه از مسیر شمالی به قله دماوند صعود کنند و در هنگام بازگشت مسیر را از زباله پاکسازی كنند.
اين فعال محيط زيستي از همه همنوردان و کوهنوردان که به مناطق طبیعی و یا کوهستانی می روند در خواست كرد: مواد زائد خود در طبیعت رها نكنند و همچنین از نوشتن بر روي سنگها و کندن خود داری کنند و فقط با گرفتن عکس خاطرات خود را ثبت كنند تا سلامت محیط زیست طبیعت و مناطق کوهستاني برای آیندگان تضمین شود.
مریم ساعی پارسا، سرپرست گروه کوهنوردی پارس شمیران در رابطه با علت قبول پاكسازي جبهه شمالي قله دماوند به ايلنا گفت: کوهنوردان به علت صعود به طبیعت و ارتفاعات و همچنین استفاده از طبیعت های بکر خدا دادی بیشترین بهره را از طبیعت می برند بنابر اين همیشه به همنوردان خود توصیه می کنیم که از به جا گذشتن زباله های خود در مناطق کوهستانی خود داری کنند، همچنین کوهنوردان به محیط زیست و طبیعت مدیون هستند و به خاطر این ادای دین باید دوستدار طبیعت و محیط زیست باشند.
ناصر حاجی نصری، سرپرست گروه کوهنوردی شرکت واحد تهران نیز در گفت و گو با ايلنا اعلام کرد: امسال براي پاكسازي از مسیر جبهه شمالی قله دماوند را صعود مي كنند.
او ادامه داد:‌ مسیر جبهه شمالی کمتر توسط کوهنوردان دوستدار محیط زیست پاکسازی می شود و زباله موجود در این مسیر احتمالا از گذشته هاي دورباقي مانده باشد.
او با تائید به اینکه باید از صعود های پر تعداد به دماوند جلوگیری کرد، گفت:‌ چون در صعود های پر تعداد احتمال آسیب رساندن به پوشش گیاهی مسیر صعود زياد است وهمچنین مراعات نكردن مسائل زیست محیطی افزايش پيدا مي كند و همچنین کنترل سرپرستی برنامه بر روی بقیه اعضای گروه کاهش مي یابد، بنابر اين احتمال پیش آمد حوداث ناخوشایند در کوهستان بسیار بالا است.