۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۰, جمعه

تجليل از پيشكسوتان ورزش ارتش


سازمان تربيت بدني ارتش به مناسبت گراميداشت روز ارتش با همكاري مجمع پيشكسوتان ورزش كشور اقدام به برگزاري همايش تجليل از پيشكسوتان ورزش كشور و ارتش در تهران كرد.


به گزارش روابط عمومي سازمان تربيت بدني ارتش در اين همايش كه در محل سالن اجتماعات انديشه بوستان هلال احمر تهران با حضور اميرسرتيپ 2 مجدآرا رئيس سازمان تربيت بدني ارتش و سرپرست فدراسيون ورزشهاي همگاني ناصر عظيمي رئيس مجمع پيشكسوتان ورزش كشور جمع زيادي از پيشكسوتان و قهرمانان اسبق ورزش كشور برگزار شد، اميرسرتيپ 2 مجدآرا ضمن سخنراني از پيشكسوتان بعنوان معلم‏هاي اخلاق، منش پهلواني و همچنين دلسوزان ورزش ياد كرد و آنان را پشتوانه‏اي ارزشمند براي ورزش قهرماني دانست

رانش زمين به روي يك بزرگراه در تايوان

قابل توجه مردم و مسئولین خاکبرداری غیر مجوز در دشتها نیز می تواند خطر ساز باشد
رانش زمين به روي يك بزرگراه در تايوان


۱۳۸۹ اردیبهشت ۹, پنجشنبه

درخت‌ها مال من هستند


با تشکر از خانم فریبا خانی بابت این مطلب زیبا ایشان در روزنامه همشهری

سال‌ها پيش كوچه‌اي بود كه كوچه من نبود. درخت كهنسال بزرگ توتي بود كه مال من نبود...


سايه بزرگي داشت كه مي‌توانستي در چله تابستان زير آن بازي كني. گرگم‌به هوا و هفت‌سنگ... آن سايه هم مال من نبود. سال‌ها پيش، مي‌توانستي توت‌هاي شيرينش را ببيني كه گنجشك‌ها روي سرورويت مي‌ريختند. آن توت‌ها هم مال من نبود. اما من آن كوچه را و درخت قديمي را و آن سايه را در آن شهر و توت‌هاي هرات را نمي‌توانم فراموش كنم.
انگار در خاطرات كودكي من آن كوچه هميشه هست و هيچ چيزي آن را ويران نكرده است.

انگار آن درخت مال من بوده است كه در كنج خاطراتم هميشه سبز است و ماندگار... انگار آن هيجان بازي‌هاي كودكي در آن سايه سار زيبا، تا ابد مال من بوده است كه آن‌قدر هنوز دلچسب است. درخت‌ها كجا رفتند از اين شهر؟

عد وقتي بزرگ شدم در هر كوچه كه درختي ديدم به آن سلام كردم، احوال‌پرسي كردم و دست كشيدم به تنه‌هاي آن.
من با همه درخت‌ها هم خونم. همه آنها قوم و خويش‌هاي من هستند. نارون‌ها دختر خاله‌هاي من هستند. بيدها عموزاده‌هايم. افراها فرزندانم. چنارها جد بزرگوارم.
آن سرو زيباي حياط خانه هم با من هم‌خون است. و حتي آن درخت خرمالو كه زن همسايه ميوه‌هايش را هيچ وقت نمي‌چيد تا سرخ و زيبا بماند و گنجشك‌ها چه مهماني اي داشتند با آن ميوه‌هاي شيرين.
بله، درخت‌ها مال من هستند. چون قوم‌وخويش من‌اند. به خاطر همين رگ‌هايم پر است از كلروفيل. به خاطر همين مثل آنها در خزان دلم مي‌گيرد. زمستان بي‌برگ مي‌شوم و در بهار جوانه مي زنم.
پس كوچه‌هاي درختي مال من هستند. درخت‌ها مال من هستند و كاش كوچه‌هاي شهر ما، باز پر شود از آن حجم‌هاي سبز درختي كه ذهن آدم را تا سال‌ها زيبا مي‌كنند.









مردي براي روشن كردن جيپ خود از يك فيل كمك گرفت

یکی از نگهبانان پارك حيات وحش براي روشن كردن خودروي خود از يكي از فيلهاي آن كمك گرفت.

زماني كه خودروي جيپ لارنس در پارك سافاري ميدلند جنوبي خراب شد او انتظار نداشت كه يكي از فيل‏ها به كمك او بيايد و شروع به هل دادن ماشينش كند.
اين فيل 18 ساله آفريقايي كه فايو نام داشت پشت ماشين لارنس رفت و شروع به هل دادن آن كرد.اما اين تنها خدمت اين فيل نبود، چرا كه فايو خودروي لارنس را هم به طور كامل شست و شو داد.
فايو با خرطوم خود آب را روي اين خودرو پاشيد تا تمام گرد و غبار آن شسته شود، بعد از آن يك اسفنج را برداشت و پنجره‏هاي جيپ را پاك كرد.
باب لارنس مدير اين پارك حيات وحش گفت: يك روز صبح اين جيب خراب شد و به همين دليل چند نفر سرگرم بررسي ماشين و روغن آن شدند.با اين حال ما نتوانستيم به علت اين مشكل پي ببريم و در نهايت با هل دادن خودرو را به كار انداختيم. در اين زمان فايو كه ديد خودرو پر از جاي دست شده است شروع به شستن جيپ كرد.
اما اين جيپ دوباره از كار افتاد و در اين هنگام بود كه ما با نهايت شگفتي مشاهده كرديم فايو به پشت خودرو رفت و شروع به هل دادن آن كرد.
من تا كنون چيزي شبيه به اين در زندگي خود نديده بودم.اين رويداد بسيار عجيب و غير قابل باور است.
گفته مي‏شود كه فيل‏ها هيچ گاه چيزي را فراموش نمي‏كنند، پس به اين ترتيب مي‏توان گفت در صورتي كه باز هم خودرويي دراين منطقه خراب شود، فايو به خوبي كار خود را بلد است.
پارك سافاري داراي سه فيل آفريقايي است كه اغلب كارهاي عجيبي مانند ايجاد كارهاي هنري و فوتبال بازي كردن از سرگرمي‏هاي آن‏هاست.



يك ترن هوايي تفريحي در شهربازي كه سرنشينانش را از ميان ابرها عبور مي‏دهد.



منبع خبر روزنامه جمهوری اسلامی
يك ترن هوايي تفريحي در شهربازي كه سرنشينانش را از ميان ابرها عبور مي‏دهد.




۱۳۸۹ اردیبهشت ۷, سه‌شنبه

شايد فردا دير باشد


این مقاله که توسط بنده تهیه شده است و در مورخه 1389/2/7 در روزنامه همشهری به چاپ رسیده است
«ورود به دشت لاله‌هاي واژگون كه از بي‌نظير‌ترين جاذبه‌هاي ديدني و گردشگري كشورمان در چهارمحال‌و‌بختياري است ممنوع شد»؛ اين خبري بود كه اخيرا روي خروجي يكي از خبرگزاري‌ها قرار گرفت.
براساس اين خبر، به‌مدت 3سال از ورود بازديدكنندگان به دشت لاله‌هاي واژگون استان چهار‌محال‌وبختياري جلوگيري مي‌شود. علت اين تصميم، تخريب بي‌رويه اين دشت و خطر انقراض اين‌گونه گياه نادر اعلام شده است؛ وضعيت ناگواري كه سبب شده مردم براي 3‌سال از ديدن اين طبيعت زيبا محروم شوند.


طي چند سال اخير به‌ويژه از سال‌1384 به بعد، به همت برخي تشكل‌هاي زيست‌محيطي از جمله ديد‌بان كوهستان انجمن كوهنوردان ايران و نيز تعدادي از فعالان محيط‌زيست استان‌هاي تهران و مازندران، اقداماتي براي حفاظت از دشت شقايق منطقه لار و دامنه‌هاي كوه دماوند صورت گرفته است. در عين حال همواره بيم آن مي‌رود شقايق‌هاي دشت لار هم به روزگار لاله‌هاي واژگون استان چهارمحال‌وبختياري دچار شوند؛ از اين رو، ضروري است اين هشدار را جدي بگيريم و نگذاريم اين فاجعه در دشت لار اتفاق بيفتد. آنچه در پي مي‌آيد مقاله‌اي است در همين زمينه به قلم يكي از فعالان محيط‌زيست.
پيش از آنكه به اصل مطلب بپردازم ذكر 2 خاطره را خالي از لطف نمي‌بينم؛ 2 خاطره‌اي كه به فاصله زماني 24‌سال روي داده است.
خاطره اول: در سال‌1360 كه در شهرستان گلپايگان دانش‌آموز بودم دوست و همكلاسي‌اي داشتم كه از اهالي خوانساربود. او در يك روز جمعه بهاري بنده و تعدادي از همكلاسي‌ها را براي ديدن دشت لاله‌هاي واژگون آن ديار دعوت كرد. در پي اين دعوت، يك روز جمعه در دشت لاله مهمان ايشان بوديم. آن روز، وقتي ما مي‌خواستيم وارد دشت لاله بشويم پدر دوست بنده چند نكته را به ما تذكر داد. نخستين تذكر اين بود كه چون فصل بهار است و اكثر زنبوردارها كندوهاي خود را به اين منطقه آورده‌اند و منطقه پر از زنبور عسل است به كندوها نزديك نشويد چون گرفتار نيش زنبورها مي‌شويد. همچنين مواظب باشيد به هيچ عنوان زنبوري را نكشيد چون هر زنبور سرمايه‌اي محسوب مي‌شود.
دومين تذكر اين بود كه از رفتن به ميان گل‌ها خودداري كنيد چون منطقه پر از مار سمي است و احتمال نيش زدنشان زياد است. همچنين اگر شما مسيري در ميان گل‌ها باز كنيد با پامال‌كردن گل‌ها باعث نابودي آنها مي‌شويد. او اعتقاد داشت كه دشت لاله‌هاي واژگون يك منبع اقتصادي براي زنبورداران خوانساري محسوب مي‌شود. او مي‌گفت اگر يك سال گل‌هاي دشت كم شود و يا گل ندهد زنبورداران بايد براي امرار معاش به مناطق اهواز و آبادان كوچ كنند كه جابجايي كندوها و اجاره دشت گل و پرداخت دست مزد كار برايشان بسيار دشوار است.
آن روز به‌خوبي و خوشي گذشت تا نزديك عصر كه چند گردشگر در آن مناطق تعدادي پياز گل لاله كنده بودند كه با اعتراض چند نفر از بوميان منطقه روبه‌رو شدند و غائله‌اي برپا شد. از آن روز تا‌كنون مردم بومي حفاظت از اين لاله‌ها را برعهده دارند و اگر تاكنون اين دشت زيبا مصون مانده مديون زحمات همين مردم است.
تلاش براي حفاظت از دشت شقايق
خاطره دوم: از سال‌ ‌1384 به بعد كه ديد‌بانان دشت شقايق دماوند فعال شدند تعدادي از تشكل‌هاي زيست‌محيطي با هزينه شخصي خود شروع به نگهباني از دشت شقايق كردند و هر هفته 20الي 30 نفر از فعالان محيط‌زيست به دامنه‌هاي قله دماوند و دشت لار مي‌رفتند كه وظيفه آنان فرهنگسازي و استفاده صحيح از منابع طبيعي بود. اين افراد با پخش بروشورهاي جذاب و گفت‌وگو با كساني كه گل‌هاي شقايق را مي‌كندند يا براي گردش به اين مناطق آمده بودند ولي نكات زيست‌محيطي را مراعات نمي‌كردند سعي مي‌كردند اهميت حفاظت از شقايق‌ها را خاطرنشان كنند.
اين دوستان گاهي ناگزير برا‌ي جلوگيري از ورود خودروها به دشت شقايق برخي ورودي‌ها را مي‌بستند. در يكي از روزهاي جمعه، خانمي كه از ظاهر او برمي‌آمد از خانواده‌اي متمول باشد تعداد زيادي پيازهاي گل شقايق را كنده بود و با خود به سمت ماشينش مي‌برد كه با تذكر يكي از ديد‌بانان دشت شقايق روبه‌رو شد. اما در واكنش به اين اعتراض شروع به فحاشي كرد و از طرفي خانواده‌اش به دفاع از وي با حافظان شقايق‌ها در‌گير شدند سرانجام پليس به منطقه آمد.
در نخستين گام، پليس از ديد‌بانان دشت شقايق پرسيد كه چه مسئوليتي داريد و اصلا چه كاره هستيد كه راه را بر مردم مي‌بنديد و مزاحم آسايش مردم مي‌شويد؟ خوشبختانه ديد‌بانان توانستند با استدلال، مأموران پليس را كه از پرسنل وظيفه بودند مجاب كنند كه حفاظت از شقايق‌ها تا چه اندازه اهميت دارد ولي معلوم نيست كه اگر ماموران مجاب نمي‌شدند كار به كجا ختم مي‌شد. اين بيش از هر چيز ضرورت فرهنگسازي و ارتقاي دانش زيست‌محيطي در ميان ضابطان قانون را خاطرنشان مي‌سازد.
حال با توجه به 2 موردي كه ذكرشد، نيز با توجه به هشدار يكي از متخصصين و فعالان محيط‌زيست كه گفته است اگر تخريب منابع طبيعي و محيط‌زيست با اين سرعت ادامه داشته باشد ما آخرين نسلي هستيم كه بسياري از پديده‌هاي طبيعي و زيست‌محيطي را خواهيم ديد و نسل‌هاي بعد از ما، در كتاب‌ها از اين موضوعات آگاه مي‌شوند. ضروري است با سازوكارهاي مناسب مانع تخريب دشت‌هاي شقايق شويم؛ ثروتي بالقوه كه مي‌تواند با رونق صنعت اكوتوريسمي به منبع درآمدي عظيم تبديل شود و شمار قابل توجهي اشتغال ايجاد كند. براي دستيابي به اين امر چند پيشنهاد ارائه مي‌شود.
پيشنهادها
1 – مسئولين محيط‌زيست و منابع طبيعي استان‌هايي كه دشت‌هاي طبيعي يا تالاب‌ها يا مناطق جنگلي در آنها واقع شده است، در سفرهاي استاني هيأت دولت پيش از آنكه ديگر ارگان‌ها جهت جاده كشي و تخريب آنها طرح پروژه‌اي ارائه دهند براي حفاظت از اين مواهب الهي مصوب استاني تهيه كنند و با ارائه به هيأت دولت، حفاظت از اين منابع را رنگ و لعاب قانوني بدهند.
2- رياست سازمان حفاظت محيط‌زيست، رياست سازمان جنگل‌ها، وزير جهاد كشاورزي و متخصصان محيط‌زيست و منابع طبيعي كه امكان دسترسي به رئيس‌جمهوري و هيأت دولت را دارند با برگزاري جلسات، آنان را از تخريب محيط‌زيست و منابع طبيعي آگاه كنند تا در فعاليت‌هاي سازماني خود محيط‌زيست را در اولويت اول قرار دهند.
3– با توجه به كمبود پرسنل حفاظت از منابع طبيعي و محيط‌زيست، سازمان‌ها و ادارات مسئول در امور مشاركت‌هاي مردمي تعارف و وعده وعيد را كنار بگذارند و با عمل جدي جهت سپردن بعضي از مسئوليت‌هاي حفاظتي به تشكل‌هاي مردمي از تخريب اين منابع جلوگيري كنند.
4– با توجه به شعار اشتغال‌زايي، بخشي از بودجه‌هاي مشاركت‌هاي مردمي را براي حفاظت صحيح از محيط‌زيست و منابع طبيعي در اختيار جوانان فعال محيط‌زيست شهرستاني قراردهند تا از مهاجرت آنان به تهران و شهرهاي بزرگ جلوگيري شود.
5– سازمان‌هاي مردم نهاد و دوستدار محيط‌زيست همچنان به كار فرهنگسازي در ميان مسئولين و مردم مخصوصا در ميان قشر كودكان، نوجوانان، جوانان و افراد تحصيل كرده ادامه دهند.


http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=113006

۱۳۸۹ اردیبهشت ۴, شنبه

جهت اطلاع کسانیکه پلنگ می دهند ببر می گیرند
اگر قدرت توان دارید از این پلنگهای بی دفاع مواظبت کنید
به دنبال مشاهده يك پلنگ مرده در منطقه كلچال زرجه سرا درسياهكل توسط همياران محيط زيست منطقه، لاشه پلنگ توسط محيط بانان اداره محيط زيست سياهكل به آزمايشگاه جهت تشخيص علت مرگ انتقال داده شد.



بر اثر مسموميت ناشي از سم يك پلنگ ايراني در نطقه كلچال زرجه سرا درسياهكل تلف شد


به گزارش خبرگزاري ايلنا،به دنبال مشاهده يك پلنگ مرده در منطقه كلچال زرجه سرا درسياهكل توسط همياران محيط زيست منطقه، لاشه پلنگ توسط محيط بانان اداره محيط زيست سياهكل به آزمايشگاه جهت تشخيص علت مرگ انتقال داده شد.

بنا بر اين گزارش پس از بررسي‌هاي بعمل آمده علت مرگ مسموميت ناشي از سم اعلام شد .