۱۳۸۹ مرداد ۶, چهارشنبه

شيوه تازه دراعتراض به سازمان محيط زيست (روزنامه همشهری چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۸۳ - سال دوازدهم - شماره - ۳۴۰

فروش هندوانه


سينا-اقدام يك انجمن زيست محيطي در نمايشگاه بين المللي محيط زيست ايران منجر به درگيري در يكي از سالنهاي نمايشگاه شد.

انجمن حمايت از حيوانات در غرفه اختصاصي خود با گذاشتن تعدادي هندوانه و ترازو اقدام به فروش نمايشي هندوانه در نمايشگاه كرده بود.
در غرفه اين انجمن دستنوشته هايي با عناوين «هندوانه مي فروشيم» ، «تخفيف هندوانه به مناسبت روز جهاني محيط زيست» ، « به دليل عدم توجه سازمان حفاظت محيط زيست و عدم پاسخگويي، انجمن اقدام به تغيير شغل كرده است» نصب شده بود.
مسوولين اجرايي نمايشگاه پيش از افتتاح نمايشگاه توسط مسوولين سازمان حفاظت محيط زيست و آغاز بازديد از غرفه ها با مسوولين غرفه مذكور برخورد كرده و اقدام به برداشتن دستنوشته ها از روي ديوار غرفه كردند.
اين امر به درگيري مسوولين غرفه با مسوول اجرايي نمايشگاه منجر شد كه ساير انجمنهاي زيست محيطي حاضر در نمايشگاه نيز در حمايت از اين انجمن در اطراف غرفه تجمع كردند.
با وجود اصرار مسوولين اجرايي نمايشگاه ، مسوولين انجمن حمايت از حيوانات هندوانه ها را از غرفه خارج نكردند.
مسوول انجمن حمايت از حيوانات گفت: در دو سال پيش در نمايشگاه محيط زيست انجمن غرفه اش را در عزاي محيط زيست سياه پوش كرده بود و نسبت به آيين نامه ويژه شكار اعتراض كرد.
«جاويد آل داود» فزود: در سال گذشته غرفه انجمن با مقداري زباله و مجسمه اي از رييس سازمان حفاظت محيط زيست تزيين شده بود. در طول شش سال فعاليت اين انجمن مكاتبات، طرحها و اقدامات اعتراضي مختلفي توسط انجمن ابراز شد و متاسفانه هيچ تاثيري در روند برنامه ريزي هاي تخريب گر محيط زيست نداشته است. به عقيده او سازمان حفاظت محيط زيست به تشكل هاي زيست محيطي و طرحها و برنامه هاي آنها كاملا بي توجه است.
رييس انجمن حمايت از حيوانات تاكيد كرد: در طول اين شش سال هيچ گاه پاسخ منطقي به مسايل مطرح شده توسط اين انجمن نداشتيم و در اين نمايشگاه تصميم گرفتيم در اعتراض به بي توجهي سازمان، ما هم نشان دهيم كه در راستاي سياست هاي دولت، به محيط زيست بي توجه هستيم و غرفه اين انجمن را به نمادي از يك فعاليت اقتصادي و غير زيست محيطي اختصاص دهيم.
يكي از مسوولين نمايشگاه نيز گفت : هندوانه ها از اين غرفه تخليه شد و درگيري خاتمه يافت.
مسوول غرفه تخريب شده انجمن حمايت از حيوانات گفت: اين انجمن به عنوان اعتراض به عدم پاسخگويي مسوولين محيط زيست و افزايش روند تخريب محيط زيست قصد داشت در يك حركت نمادين اين اعتراض را نشان دهد.
آذري ادامه داد: متاسفانه اين اقدام با مخالفت مجريان نمايشگاه روبرو شد و آنها اجازه ندادند كه ما مخالفت خود را به اين شكل نشان دهيم.

هندوانه فروشان نمایشگاه محیط زیست تهران چند سال پیش این مطالب را حتما" بخوانند.

نمایشگاهی که بدون حضور مدافعان اصلی محیط زیست به کارش پایان داد!!


نیمه شعبان روز ولادت منجی بشریت بر همه دوستان مبارک باد او عادل است و ما عاشق عدل او هستیم

روزی تو خواهی آمد    از کوچه های باران       تا از دلم بشوئی         غم های روزگاران

دوستان فعال محیط زیست ؛ اگر امسال هنوز فرصت نکردید به نمایشگاه محیط زیست تهران بیاید! دیگر عجله نکنید ! چون نمایشگاه محیط زیست امروز بدون حضور شما به کار خود پایان داد و به اتمام رسید. انشاء الله اگر عمری باقی بود و سال دیگر شما را به نمایشگاه دعوت کردند ؛ همدیگر را در نمایشگاه زیارت خواهیم کرد. ناراحت نیز نباشید تا باشد از این نمایشگاه ها باشد؛ حال محیط زیست و غیر محیط زیستش زیاد فرقی ندارد در نمایشگاه کتاب نیز مشکلات زیست محیطی زیاد به چشم می خورد؛ تازه کتابهای زیست محیطی نیز به فروش می رود فقط چند تا بروشور سی دی زیست محیطی کم دارد که باید برای آنان نیز یک فکری کرد . راستی خوب شد به نمایشگاه نیامدید چون امسال نیز ابتدائی ترین اصول زیست محیطی یعنی استفاده نکرد از ظروف پلاستیکی و نریختن زباله ها در سطل اشغال زیاد مراعات نمی شد و اگر می آمدید و اینها را می دید این باعث آزردگی خاطر شما می شدو که برای شما مخصوصا" قلبتان خیلی ضرر خواهد داشت.

امسال هم چون سالهای پیش یک نمایشگاهی به نام محیط زیست برگزار شد هم چیز این نمایشگاه عالی بود ولی این نمایشگاه یک مشکل کوچک داشت ولی این مشکل کوچک می تواند یک مشکل بسیار اساسی برای نمایشگاه محیط زیست باشد و آن مشکل چیزی نبود جزء عدم حضور شما فعالان محیط زیست در این نمایشگاه بود . بنده که هم در افتتاحیه و هم در اختتامیه این نمایشگاه حضور داشتم هیچ فعال محیط زیستی را ندیدم که از عدم حضور سازمانهای مردم نهاد زیست محیطی در نمایشگاه گلایه نداشته باشد ( راستی دروغ نگفته باشم به جزء چند نفر انگشت شمار بنده فعال زیست محیطی در نمایشگاه ندیدم ) حتی این موضوع عدم حضور سازمانهای مردم نهاد زیست محیطی را هیچ یک از مسئولین نیز به آن اشاره ای نکرد.

فکر می کنم وقتی خودرو سازها با بهانه های مختلف خود را دوستداران محیط زیست می دانند و دارند برای این موضوع هزینه می کنند و وقتی سازمانها و شرکتها و کسانیکه که در آلوده کردن محیط زیست گاهی حرف اول را می زنند همه دارای غرفه های رنگارنگ می باشند حتما" باید جا برای فعالان محیط زیست در این نمایشگاه تنگ باشد و یا اصلا" جای برای حضور آنان پیدا نشود .

یادش بخیر در دوره ریاست خانم ابتکار بر سازمان محیط زیست ؛ در آن ایام یکی دو سال در نمایشگاه محیط زیست دوستان انجمن حمایت از حیوانات به هندوانه فروشی و یا ساخت ماکت خانم ابتکار مشغول بودند در سالی که در نمایشگاه هندوانه آورده بودند بی معرفت ها تا آخر نمایشگاه اجازه نمی دادند کسی دست به هندوانه ها بزند و وعده خوردن یک شکم هندوانه سیر را برای آخرین روز نمایشگاه می دادند ولی روز آخر آنان چنین ماهرانه این هندوانه را از نمایشگاه خارج کردند( امیدوارم که این هندوانه ها را هر کس خورد ه .... بشد) و داغش به دل همه فعالان محیط زیست گذاشت ( در آن ایام یک شخصی می گفت این آقای آل داوود آدم اقتصادی است اگر این هنداونه مفت به مردم داد ؛ باشد ) . در آن دو سال از همه دیدنی تر وقتی بود که خانم ابتکار به غرفه انجمن حمایت از حیوانات می رفت و یک یاداشتی برای آنان گذاشت .

ولی انگار امسال اصل مسئله را پاک کرده بودند و مسئولین نمایشگاه ( شرکت گوهر ... ) گفته بودند ما بیکاریم این افراد نق زن به نمایشگاه بیاوریم و آخرش از ما انتقاد کنند پس چه بهتر که اینان به نمایشگاه نیایند و ما جوایز را بین خود تقسیم می کنیم .

۱۳۸۹ مرداد ۵, سه‌شنبه

عاقبت هم زیستی مرد سوئدی با یک مار سمی

عاقبت هم نشینی !
پليس سوئد مشغول بررسي حادثه آسيب ديدگي شديد يك مرد 40 ساله توسط ماري سمي است.

اين مرد براي دومين بار از سوي اين مار سمي خطرناك مورد حمله قرار گرفته و به شدت زخمي شده است.
اين مرد داراي هيچ گونه مجوزي جهت نگهداري اين مار خطرناك در منزل خود نداشته است.
اين مار سمي در آپارتمان اين فرد نگهداري مي‌شده و تاكنون دو بار صاحب خود را مورد حمله شديد قرار داده است.در دومين مرتبه حمله مرد خود را به بيمارستان رسانده و از مرگ قطعي جان سالم به در برده است.
اعضاي خانواده اين مرد پس از اطلاع از حادثه سريعاً پليس را در جريان آن قرار دادند و پليس نيز به علت نگهداري غير مجاز اين مار سمي خطرناك "از نوع گابون "مرد آسيب ديده را مجازات خواهد كرد.
هم اكنون مأموران مار سمي را از آپارتمان دور كرده و او را به نمايشگاه جانواران خشكي در شهر "مالمو " انتقال داده‌اند.بنابراين مرد سوئدي پس از بهبود بايد دردسرهاي همزيستي آپارتماني با مار وفادارش را تحمل كند.

۱۳۸۹ تیر ۳۰, چهارشنبه

استانی به نام البرز

ضمن تشکر از خبرگزاری سبز پرس جهت انتشار این مطلب بنده در آن خبرگزاری
 چند سالی است که قرار است نام یکی از استان‏های کشور را البرز نام گذاری کنند،حتی در زمان طرح موضوع استان شدن شهرستان قزوین قرار بود این استان جدید البرز نامیده شود؛ اما این کار انجام نشد تا این که این موضوع مجددا مطرح شده است.

در همسایگی شهر تهران ؛ استانی در حال شکل گیری است و استان البرز نامگذاری شده است که قرار است مرکز آن شهر کرج باشد. شهرهای غربی استان تهران نیز در ردیف توابع این استان قرار گیرند. این تصمیم در راستای سیاست های دولت جمهوری اسلامی ایران است که استانهای بزرگ کشور را به علت برخی مشکلات اقتصادی ؛ اجتماعی و امنیتی به دو یا چند استان کوچک تر تقسیم کند که این تقسیم استانهای بزرگ به استانهای کوچک دارای موافقان و مخالفانی است.
اما آیا با این تقسیم بندی جدید مشکلات فعلی تهران و کرج مخصوصا مشکلات زیست محیطی آن حل خواهد شد یا خیر مقوله است که باید به آن پرداخته شود.
پیش از شروع اصل مطلب جا دارد که ابتدا مختصری به گذشته شهرستان کرج اشاره ای داشته باشم . با توجه به اینکه بنده دوران دانشجویی خود را در شهر کرج بودم ، در حال حاضر نیز هر وقت مسیرم به سمت شهرستان کرج می افتد در ذهن خودم کرج بیست و یک سال پیش را تجسم می کنم . در آن سالها که بنده ساکن شهر کرج بودم هنوز بسیاری از باغات کرج وجود داشت مخصوصا" باغات جهانشهر در مرکز شهر و باغات مهر شهر در حاشیه شهر، و کرج هنوز این چنین لجام گسیخته بزرگ نشده بود. در آن ایام حد فاصل بخشهای مختلف شهر همچون عظیمیه ؛ مهر شهر ؛ باغستان ؛ فردیس و حصارک زمینهای کشاورزی بود ( به قول قدیمی ها دیوار و باروهای این بخشهای شهر از دور کاملا" مشخص بود )و هنوز به علت ساخت و ساز بیرویه خانه‏های مسکونی این مرزها از بین نرفته بود.

وقتی از بالای کوه عظیمیه به شهر کرج نگاه می کردید به جای آپارتمان ها ؛ ویلا ها ؛ مغازه ها ؛ جاده ها و مراکز صنعتی امروزی فقط چشم آدمی درخت می دید و شهر کاملا" سر سبز بود ؛ ولی امروز که وارد کرج می شوید جز آلودگی و سرو صدا و گسترش لجام گسیخته شهر هیچ چیز دیگر نمی بینید.

کرج و معضلات زیست محیطی فراوان
1 - به علت سیاستهای غلط در پیش از انقلاب بسیاری از مراکز حساس و مهم مانند مراکز اقتصادی، صنعتی، علمی ، اجتماعی، سیاسی، نظامی و فرهنگی کشور را در شهر تهران و حاشیه های آن متمرکز کرده بودند ( شاید کسانیکه علت این تمرکز را پی گیری می کردند فکر نمی کردند که آیندگان و نسلهای بعد باید تاوان این سیاست های غلط را بپردازند) ، شهر کرج به علت کمی فاصله آن با تهران است که امروز دارد تاوان این سیاستهای غلط را می‏پردازد .
این نزدیکی موجب شده که تعداد زیادی از کسانیکه در تهران کار می کنند در اصل ساکن کرج باشند هرچند که حضورشان در کرج بیش از چند ساعات استراحت شبانه نیست. زیرا هر روز بین 900 هزار نفر تا یک میلیون و دویست هزار نفر از ساکنان کرج صبح زود با وسایل نقلیه از کرج به تهران می آیند و شبها نیز دیر وقت باز می گردند و فقط زمان خوابیدن خود را در کرج ساکن هستند . حال باید پرسید آیا استفاده از اینهمه وسایل نقلیه جهت رفت و برگشت باعث آلودگی هوای شهر های کرج و تهران‏ نمی‏شود؟
2 - از زمانیکه به علت سیاست های اشتباه اقتصادی مهاجرت‏های بی رویه مردم از بقیه نقاط کشور به سمت تهران شروع شد نه تنها حاشیه شهر تهران بلکه حاشیه شهر بزرگی هم چون کرج نیز درمناطقی مانند مهر شهر، حصارک ، فردیس، باغستان و حتی هشتگرد شدیدا" در گیر این مهاجران گردید. مهاجرانی که نه تحصیلات عالیه دارند و نه امکان خانه دار شدن این حاشیه نشینی را سکوی پرتابی می‏دانند برای زندگی در تهران .
3- کرج از قدیم الایام به علت داشتن آب و هوای معتدل کوهستانی یکی از بهترین تفرجگاه‏های مردم تهران بوده است و زمینهای حاصل خیز، آب فراوان و داشتن باغهای زیبای پر از درختان میوه هم محلی برای کسب در آمد و رونق اقتصادی و هم همیشه محل ییلاق پول داران تهرانی بوده است ولی با ساخت سد کرج و برداشت مقدار زیادی از آب این سد برای آب شرب شهروندان تهرانی و ساخت و ساز های بی رویه خانه های ویلایی تغییر اساسی در اکوسیستم آن منطقه به وچود آمده است که در نتیجه از بین رفتن همان باغات پدید آمده است.
4 - کرج به علت اینکه در مسیر شهر تهران به چند استان کشور قرار دارد (حدود 12 استان ) یکی از محلهای پر تردد برای تعداد زیادی وسایل نقلیه سنگین و نیمه سنگین و سبک و همچنین مسافرانی می باشد که از این استانها به تهران می آیند و یا بالعکس تهران را به مقصد این استانها ترک می کنند این ترددها که بیشتر آن از طریق جاده های شهرستان کرج انجام می شود یکی دیگراز علل سازی محیط زیست این شهر است
5 –نزدیکی کرج به تهران و سرمایه گذاری دولت یا افراد حقیقی باعث وجود انواع و اقسام کارخانه های تولیدی و نیروگاهها در داخل و اطراف این شهر شده که از دیگر موارد آلودگی شدید کرج از قبیل آلودگی هوا ؛ صدا ؛ خاک و فاضلاب است .
6- وجود تعداد زیادی شعبات مراکز علمی و پژوهشی از قبیل دانشگاه ها و شرکتهای زراعی ؛ دامی و کارخانجات تولید سرم و دارو و مواد شیمیای نیز از موارد دیگری است که باعث آلودگی مناطق کرج و اطراف آن شده اند .
7 - وجود تعداد سه الی چهار ندامتگاه بزرگ و پادگانهای آموزشی و نظامی در سطح شهرستان کرج نیز می تواند از معضلات زیست محیطی شهر کرج است.
8 - حضور تعداد زیادی پناهندگان و مهاجرین خارجی از جمله افاغنه که با توجه به پایین بودن فرهنگ عمومی و مراعات نکردن این نکات می توانند باعث مشکلات زیست محیطی این شهر گردند.
9 - برداشت بی رویه شن و ماسه از رودخانه های اطراف کرج و کندی اجرای طرح ها و پروژه های عمرانی و تبدیل شدن زمینهای زراعی به بیابان از دیگر موارد آلودگی زیست محیطی این شهر است.
10 - وجود تعداد زیادی مراکز صنعتی در منطقه کرج و ورود پسابهای صنعتی ؛ خانگی و مواد شیمیایی به فاضلاب و جاری شدن آن در رودخانه ها و یا نشت آن به سفره های زیر زمینی آب از دیگر معضلات زیست محیطی شهر کرج است.

سخن پایانی
برای اینکه استان البرز شکل بگیرد راه دور و درازی در پیش است . برای اینکه شهر کرج به مرکز این استان تبدیل شود ابتدا باید زیر ساختهای شهری ؛ اقتصادی ؛ اجتماعی ؛ فرهنگی و غیره در این شهر مهیا گردد و هم زمان با ایجاد این زیر ساختها ، تهیه امکانات و بسترسازی برای سازماندهی و ارتقاء سطح علمی افراد منطقه جهت انتخاب مدیران کلان استان فراهم شود. ( مگر اینکه بخواهند از افراد غیر بومی در پست های کلیدی استفاده کنند). پس از پشت سر گذاشتن و رفع این مشکلات آنگاه می توان قبول کرد که جدا شدن بخشی از استان تهران و ارتقای آن به یک استان آن هم به نام البرز تصمیمی صحیح و آگاهانه بوده است .



و به پاسخ این سوال خواهیم رسید که چند سال طول می کشد تا استان البرز چنان از نظر اقتصادی به مرز خودکفایی برسد که دیگر کسی از اهالی این استان جدید در تهران به کار مشغول نبوده و برای تامین معاش ناچار به طی مسیر 25 کیلومتری بین دومرکز استان نباشد؟

۱۳۸۹ تیر ۲۹, سه‌شنبه

درخواست اصلاح رویکرد سخت افزاری در بخش آب کشور

از زحمات خانم مه لقا کاشفی جهت ارسال این مطلب برای بنده متشکرم درود بر شما

در 4 اسفندماه، سال گذشته نامه‌ای در راستای درخواست اصلاح رویکرد سخت افزاری در بخش آب کشور با امضای 30 تن از اعضای هیئت علمی دانشگاه صنعتی اصفهان برای مسئولان طراز اول کشور فرستاده شد که با واکنش مثبت مسئولان طراز اول کشور روبرو گردید اما به نظر می رسد تا اجرایی شدن و توقف کامل ساخت سدهای بیفایده در کشور راه درازی در پیش باشد. از این رو، پیروی آن اقدام دانشگاهی، سازمانهای مردم نهاد زیر موافقت خود را با بیانیه یادشده اعلام کرده اند به این امید که این حرکت سازنده شتاب بیشتری بگیرد. از این رو، از همه دوستان فعال در بخش‌های خبری خواهشمندیم نسبت به بازتاب و گسترش آن بیانیه، ما سمن‌ها را یاری فرمایند.
به امید بهبود ساختاری وضعیت بحرانی آب در کشور
به نام خدا
درخواست اصلاح رویکرد سخت افزاری در بخش آب کشور
اجازه می خواهیم نخست از فواید سدسازی بگوییم. هدف از ساخت سدها همواره افزایش زمین کشاورزی، تولید برق­، مهار سیل و تامین آب شرب، عنوان شده است. بسیاری از سدهایی که به نام کشاورزی ساخته شدند، مانند سد حنای اصفهان، سد سیوند فارس، اصلاً در پرونده­شان هیچ نشانی از اراضی نیازمند به آب وجود نداشت. سد زاینده رود حقابه‌ی شاید هزاران هکتار زمین کشاورزی در پائین دست را ضایع کرد. روستاها از پائین‌ترین نقطه آبخیز با از دست دادن حقابه‌هایشان که بر اساس طومار منسوب به شیخ بهایی به زیبایی تنظیم شده بود از روستانشینان خالی شدند. به عنوان مثال ورزنه شهری از هزاره سوم با صنعت بومی کهنسال پارچه بافی و متکی به پنبه زارهای منطقه، با غصب حقابه‌هایش وسیله‌ی سد زاینده رود، مزارع پنبه و ناگزیر پارچه بافی خود و نیز فواید ماهیگیری و گردشگری در تالاب گاو خونی را از دست داد. این شهر در 30 کیلومتری تالاب که از سال 1347شهرداری داشت، اینک با 13 هزار نفر جمعیت، خالی از سکنه شدن را به پیشواز رفته است. این گونه تضییع حق‌ها هرگز موضوع هیچ پژوهشی قرار نگرفت.
سد زرینه رود، اراضی پائین دست رود در میاندوآب را که پیش از آن نیز آبی بودند، زهدار کرد. آیا اساساً به ساخت سد نیازی بود؟ همان‌گونه که دانشگاه ارومیه بدرستی مطرح کرده است، آشنایی با شرایط و اقلیم منطقه این پرسش را برمی‌انگیزد که آیا همه‌ی 40 سد ساخته شده در آبخیزهای مشرف به ارومیه تکرار همین تجربه تلخ نبودند و نیستند؟ تقریباً نزدیک به180 هزار هکتار از سطح دریاچه ارومیه به شوره زار خطرناکی بدل شده است و اراضی کشاورزی منطقه با پراکنش غبار نمک از این شوره زار، در خطر کاهش است. (بگذریم از اراضی که زیر دریاچه سدها رفته اند، یا اراضی که حقابه شان ضایع شده، یا اراضی که زهدار و شور شده اند). سد کرج حقابه زمین‌ها و باغ‌های کرج و شهریار را همانند همه سامانه‌های انتقال حوضه به حوضه، بی توجه به صاحبان آنها منحرف کرد و همین بلا بر سر حقابه بران جاجرود (پس از ساخت سد لتیان)، لار (پس از ساخت سد لار)، شاهرود (پس از ساخت سد طالقان)، و.. آمد و صدها هزار هکتار از اراضی کشاورزی آبی کاسته شد تا 2 میلیارد مترمکعب حقابه کشاورزی به تهران، شهری که 7 برابر معیار، آب مصرف می کند اختصاص یابد. (سرانه 1100 لیتر در روز در برابر 150 لیتر معیار جهانی). بسیاری از سدها مانند سد بار نیشابور یا سد نهرین طبس یا سد ماشکید سیستان بلوچستان ساخته شدند تا همان اراضی را آبیاری کنند که قناتی کهنسال و بارور آبیاری می‌کرد بی آنکه هیچ آبی را در برابر آفتاب بگذارد. این سدها گذشته از ویران سازی قنات از سطح اراضی آبی کاستند. سدهای مناطق مرکزی و شرقی و جنوبی کشور با تبخیر سالانه بیشتر از 5 متر رو در رویند. آبی که در زمستان در بستر رود جاری است در سفره‌های زیرزمینی نفوذ می کند و هدررفت کمی دارد اما اگر سدی بر آن ببندند بخش بزرگی از همان آب، در دریاچه سد، در تابستان تبخیر می شود و آنچه می‌ماند با سرنوشت شوری و بویناکی روبروست. از سد همیشه خالی پیشین سخنی نمی‌گوییم اما سد میناب هرمزگان نشان داد که آب حبس شده در برابر آفتاب در این مناطق چه زود به زوال می‌رسد و نه به‌درد شرب می خورد و نه به‌درد کشاورزی.
برخی می‌گویند آبی که به دریا می‌رود بهتر است در سدی جمع شود. باید پرسید چرا هرگز به راهکارهایی مانند جنگلکاری و احیای پوشش گیاهی برای جذب اسفنجی آب و هدایت آن به سفره‌های زیرزمینی بدون زوال و تبخیر آب توجه نمی‌شود، که بسیار پایدارتر و کم هزینه‌ترند و به تخریب دهانه‌ها و قطع جریان ورودی بسیار ضروری آب شیرین به دریا نمی‌انجامند؟ بیش از 20 سد ساخته شده در آبخیزهای البرزشمالی از سد سفیدرود گیلان تا سدهای البرز و تجن مازندران و سدهای استان گلستان، در پائین دست خود، شالیکاری و باغ‌های باروری داشتند که با آب بندان، این شیوه اندیشمندانه گردآوری آب باران فصل سرد، برای کاربرد در کشت‌های فصل گرم، آبیاری می‌شدند. این سدها به اراضی کشاورزی هیچ نیفزودند که از آن نیز کاستند و صدها هزار خانوار کشاورز مولد را از روستاهایشان آواره کردند تا زمین‌های بارورشان در مخزن سدها مدفون شود. سد گاوشان تجربه دیگر تامین آب کشاورزی برای دشت‌هایی است که بدون سد نیز با شبکه سنتی از رودها و سفره‌های زیرزمینی بهره می‌گرفتند. انحراف آب از یک حوضه به حوضه دیگر در کیلومترها دورتر، با احداث سد و سامانه انتقالی بسیار پرهزینه است. تقریباً 320 میلیون مترمکعب تبخیر سالانه از سد کرخه بسیاری از کاربردهای این آب، از مصارف کشاورزی تا جلوگیری از خشکیدن خطرناک هورالعظیم را، نابود می‌سازد. کم یا بیش همه سدها از سطح اراضی آبی کشور کاستند.
گرانترین و خسارت‌بارترین شیوه تولید برق، برق­آبی‌ها هستند. اما تحلیلی برای مقایسه برق­آبی با نیروگاه‌های گازی یا خورشیدی انجام نشد. آیا تجربه ساخت نیروگاه‌های خورشیدی در کشورهای کم آفتابِ اسکاندیناوی نباید مارا به اندیشه می‌انداخت تا درسرزمین مهر تابان، ساخت برق­آبی بسیار گران­قیمت با پی آمدهای زیان بار آن برای موجودات زنده را متوقف کنیم؟ و اما ادعای مهار سیل که به ­عنوان دیگر فایده ساخت سدها مطرح بود جای بحث فراوان دارد. وقوع سیل که در بسیاری از نقاط کشور رخ می‌دهد از جنگل‌زدایی سرچشمه می‌گیرد. جنگل مانند اسفنج سیلاب را بخود می‌کشد اما در نقاط بدون پوشش گیاهی رواناب به سیل تبدیل می شود. رویکرد سخت افزاری مدیریت آب سال‌ها با پاک کردن صورت مساله و نادیده گرفتن علت اصلی، مهار سیل را یکی از اهداف خود برشمرد. شکستن سد دشت در خراسان شمالی و خسارات جانی و مالی ناگوار آن نشان داد که سدها در بارندگیِ سنگین از سیل خطرناکترند. چاره سیل احیای جنگل و پوشش گیاهی و سامانه هشدار سیل (مدیریت نرم افزاری) است. اما دیگر هدف ساخت سدها تامین آب شرب به میزان نیاز است. درحالیکه سدها تنها توهم فراوانی آب ایجاد کردند. تا آنجا که علی‌رغم ده‌ها سد بزرگ ساخته شده برای شرب تهران، هرروز30 تا 60 درصد (بسته به فصل) نیاز شهر از سفره‌های آب زیرزمینی برداشت می شود. پس آب زیرزمینی (بویژه 500 قنات قدیمی تهران) می‌توانست مصرف سنجیده حتی جمعیت کنونی را تامین کند. در مجموع هرگونه نیاز آبی در هر منطقه باید از منابع خودش و با مدیریت مصرف و تقاضا تامین شود.
داستان سدهای مرزی نیز یکی از داستان‌هایی است که به راستی آزمایی نیاز دارد. اما بزرگترین فایده مدیریت سازه‌ای بخش آب همانا منافع شرکت‌های بزرگ و کمیته‌ها و کمیسیون‌ها و دفاتر دولتی- خصوصی اقماری آن‌هاست که فعالیتی بدون پاسخگویی و بدون حسابرسی دقیق داشته‌اند. رویکرد مدیریت سخت افزاری در بخش آب با ساخت سدها و سامانه‌های انتقال به مناطق دیگر، با نادیده گرفتن حق کشاورزان و عشایر و ماهیگیران، با کاستن از اراضی کشاورزی و منابع طبیعی کشور، با صرف هزینه گزاف، بدون ارزیابی تحلیلی از طرح‌های اجراشده، 5 دهه پیامدهای ناسازگار اجتماعی، اقتصادی را به جامعه و خشکیدن خطرناک پیکره‌های آبی (رودها، تالاب­ها، دریاچه­ها)، و آلودگی خطرناک هوا با پراکنش غبار از تالاب‌ها و دریاچه‌های فروخشکیده را به محیط زیست کشور تحمیل کرده است. رویکرد نرم افزاری دربرگیرنده اصلاح الگوی مصرف، افزایش کارایی آب (از میزان حدودنزدیک به 4/0 کنونی و رساندن آن به 1 یا بیشتر که بویژه در بخش کشاورزی می‌تواند به معنای دسترسی به سالانه میلیاردها مترمکعب آب باشد)، یا بررسی سامانه‌های گردآوری باران، و نیز بازیافت و بازچرخانی و کاربرد چندین باره آب با نصب ابزارهایی نه چندان پیچیده روی بام ساختمان‌ها و نیز گسترش و ترویج یاخته‌های خورشیدی و... سایر شیوه‌های پایدار تامین آب و برق نادیده مانده است.
گسترش و ترویج دانش بومی پایدار آب مانند قنات‌ها و آب بندان‌ها بیرون از شأن تلقی شده و بعکس تخریب آنها با سدهای ناپایدار و پرهزینه و پرپیامد سال‌ها ادامه یافته است.
در حالیکه حوضه تمدن ایرانی، نخستین تمدنی است که کشاورزی آبی را آزمود، که قنات‌ها این هوشمندانه‌ترین شیوه‌های کاربرد پایدار آب زیرزمینی را ابداع کرد، که نیز سدسازان بسیار ماهری پرورید و ساخت نخستین سدهای قوسی (سد ایزدخواست اصفهان) و بلندترین سدهای جهان (سدکریت طبس به ارتفاع 60 متر بلندترین سد جهان بمدت 550 سال تا پیش از سد هور امریکا) را در پرونده خود داشت. اما گذشتگان ما که در چندین هزار سال شاید چند ده سد ساختند بدرستی و با آموختن از گذشت روزگار دانستند که سدها در چنین سرزمینی گرم و با میزان تبخیر از سطح آب تا 5 متر یا بیشتر که بخش بزرگی از آب را از دسترس بیرون می‌کند، با میزان زیاد رسوب آوریِ رواناب‌ها و رودها که در چند دهه سدها را پررسوب و بیفایده می کند، سدسازی رویکردی ناپایدار، غیراقتصادی و زیان بارست. آن‌ها که به خیر درازمدت نسل‌ها می‌اندیشیدند، با آگاهی و نه از روی ناتوانی، چندین سده پیش سدسازی را از رویکرد بهره برداری از منابع آب حذف کردند و شیوه‌های پایداری همچون قنات، آب بندان، شبکه های حساب شده برداشت از رودخانه را ادامه دادند.
دور دوم سدسازی در کشور پس از کودتای 28 مرداد بدست شرکت‌های بین المللی منتفع، بدون ژرف اندیشی و توجه به تجربه و دانش درخشان بومی - ملی آغازشد و متاسفانه پس از 1357 نیز علیرغم شوروشوق احیای هویتِ دانشیِ این سرزمین کهن، بدست فن سالاران و دیوانسالاران شرکت‌های منتفع ادامه یافت. هویت دانشیِ درخشانی که گذشته از نخستین ابداعات آبی، نخستین سازه های مقاوم به زمین لرزه، نخستین گرمابه با سوخت گاز طبیعی، سازه‌های با صرفه‌جویانه‌ترین شیوه‌های ضرور گرمایش و سرمایش، آب انبارها و بادگیرها، بازارهای مثال زدنی و بسیار دیگر پایدارترین‌ها را در پرونده خود داراست. خرد جمعی چنین حکم می‌کند که ساخت و ساز 1000 سد کنونی با اصول توسعه‌ی پایدار و مصلحت‌های این سرزمین همخوانی ندارد.
سازمانهای مردم نهاد تأییدکننده بیانیه
1 انجمن آسماری بختیاری(خوزستان)

2 انجمن اپک (تبریز)

3 انجمن ارگ زنده‌رود (روستای قورتان اصفهان)

4 انجمن اسفندگان روزمهر ایرانی
5 انجمن ایران‌شناسی کهن‌دژ (همدان)
6 انجمن ایلام‌شناسی ایران
7 انجمن بارگاه مهر (اصفهان)
8 انجمن بوم آب و آفتاب (اهواز)
9 انجمن جوانان سپید پارس(بابل)
10 انجمن دوستداران میراث فرهنگی افراز
11 انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا (خوزستان)
12 انجمن دوستداران میراث فرهنگی کاسپین(قزوین
13 انجمن دوستداران میراث فرهنگی ناملموس(مینا) (تهران)
14 انجمن دوستداران میراث فرهنگی و گردشگری امرتاد (اصفهان)
15 انجمن دوستداران میراث فرهنگی و گردشگری نجف‌آباد
16 انجمن دوستداران میراث فرهنگی و گردشگری ورزنه (ورزنه اصفهان)
17 انجمن دهکده سبز(تهران)
18 انجمن کوه نوردان ایران
19 انجمن میراث‌بانان زنده‌رود (لنجان اصفهان)
20 انجمن وحدت جوانان ایران‌زمین (اصفهان)
21 جمعیت آرتان (تبریز)
22 دروازه‌های سبز پارس
23 دیده بان کوهستان
24 فرزندان اهورایی ایران(مشهد)
25 فریوان سپینود (تهران)
26 کانون اندیشه سپید (تبریز)
27 کانون جوانان پارس (شیراز)
28 کانون سیمرغ اندیشه (نجف‌آباد)
29 کانون گردشگران خاک ایران (تبریز)

30 کانون گسترش فرهنگ ایران بزرگ(اصفهان)
31 کمیسیون انجمن‌های میراث فرهنگی مازندران
32 موسسه دید خرد (اصفهان)
33 موسسه میزان (تبریز)
34 موسسه ندای دانش (تبریز)
35 موسسه نوآوران (تبریز)
36 نام کانون سرزمین مادری(تهران)



۱۳۸۹ تیر ۲۵, جمعه

این هم داستان گدایان با مدرک کارشناسی !

نمایندگان قوه قضائیه پس از شنیدن اظهارات متکدیان اعلام می کنند این اشخاص متکدی نبوده و فال فروش هستند و بر اساس قانون دستفروشی به آنها اخطار داده و آزاد می شوند.

معاون سازمان رفاه و خدمات اجتماعی شهر تهران با بیان اینکه متکدیان از خلاء های قانونی آگاهی دارند افزود: آنها می دانند با در دست داشتن پاکتهای فال، جوراب و سایر اجناس قابل فروش از جرم تکدی گری مبرا و به عنوان دستفروش محاکمه می شوند که نتیجه آن آزادی است.
صادق اوالی در گفتگو با مهر با بیان اینکه در جوامع پیشرفته دنیای امروز آسیبها و مشکلات اجتماعی به طور گروهی مورد بررسی و درمان قرار می گیرد گفت: در ایران دهها سازمان به طور موازی با هدف کاهش آسیبهای اجتماعی فعالیت می کنند درحالی که مدیریت واحدی برعملکرد آنها نظارت ندارد.
وی گفت: در بسیاری از کشورها مدیر شهر"شهردار" به عنوان هسته مرکزی در ساماندهی آسیبهای اجتماعی انتخاب می شود و تمام سازمانهای دولتی وغیر دولتی با محوریت شهردار آسیبهای اجتماعی، فرهنگی و مشکلات شهر را بررسی، مطالعه و با تقسیم وظایف نسبت به رفع چالشها اقدام می کنند در حالی که شهرداری تهران تنها برای جمع آوری متکدیان و معتادان با چالشهای بزرگی روبرو است.
اوالی تصریح کرد: شهرداری بر حسب وظیفه متکدیان را از سطح شهر جمع آوری کرده و در مرکز خاوران نگهداری می کند تا پس از تکمیل پرونده و دستور ضابطان قضائی به سازمانهای ذیصلاح تحویل داده شوند در حالی که نمایندگان قوه قضائیه پس از شنیدن اظهارات متکدیان اعلام می کنند این اشخاص متکدی نبوده و فال فروش هستند و بر اساس قانون دستفروشی به آنها اخطار داده و آزاد می شوند.
معاون سازمان خدمات اجتماعی شهر تهران افزود: میلیاردها تومان هزینه شهرداری برای جمع آوری، استحمام، نگهداری واشتغال متکدیان با یک حکم ضابط قضائی و به دلیل وجود مبالغ زیادی پول در جیب متکدی و اظهارات وی مبنی بر دستفروش بودن بی نتیجه مانده و متکدی دوباره به آغوش خیابانها و پارکها بازمی گردد.
وی با بیان اینکه در میان متکدیان و مافیای تکدی گری افرادی با مدارک تحصیلی بالای کارشناسی هم پیدا می شود گفت: به جرات می توان گفت بسیاری از متکدیان تهرانی با قوانین و مقررات حقوقی آشنا هستند و می دانند چگونه از دست قانون فرار کنند.

جزیزه ای رویای از زباله های سرگردان در اقیانوس

- یک جزیره کوچک، به عنوان کشوری جدید و با قوانین مخصوص به خود ساخته خواهد شد که تمام منابع خود را از اقیانوس و زباله‌هایش به دست خواهد آورد. ایده‌ای جذاب و البته بسیار جاه‌طلبانه و رویایی

بهنوش خرم‌روز: البته ساخت جزیره‌ای که همه امکاناتش را از بازیافت زباله‌ها به دست بیاورد خیلی خیلی رویای جاه‌طلبانه‌ای است اما محققین هلندی فکر می‌کنند به امتحانش می‌ارزد.
اصل ماجرا به مشکلات فراوان ناشی از زباله‌های اقیانوسی مربوط می‌شود. در واقع بخش بزرگی از آلودگی محیط زیست که البته ما انسان‌ها مسئول آن هستیم و اغلب هم خودمان آن را نمی‌بینیم، زباله‌هایی است که درون اقیانوس‌ها ریخته می‌شود.
به گزارش پاپ‌ساینس، چاره ای که به فکر محققین هلندی رسیده این است که یک جزیره سبز بهشتی بسازند که از اقیانوس و بازیافت زباله های درون آن تامین شود. طراحی و ساخت این جزیره بازیافتی که بیش از 10،300 کیلومتر مربع وسعت خواهد داشت، ‌سه هدف عمده را دنبال می‌کند:‌ بازیافت پلاستیک‌های شناور روی آب، استفاده از زباله‌ها برای ساخت جزیره‌ای که برای دریا مفید باشد و اطمینان از این که جزیره متکی به خود ادامه خواهد داد.
این جزیره می‌تواند یک کشور مجزا با قوانین خاص خودش باشد. مردم این کشور کوچک، مواد غذایی، سوخت زیستی و همچنین داروهای خود را از دریا به دست خواهند آورد، و البته مواد شیمیایی مورد نیاز خود را از سمومی که وارد دریا می‌شوند خواهند گرفت. واقعا جاه‌طلبانه است، نه؟ جزییات این طرح را می‌توانید در این آدرس پیدا کنید. ‌