۱۳۸۹ شهریور ۹, سه‌شنبه

به یاد شروین جزایری

با تشکر از وبلاگ گروه کوهنوردی پرستو جهت تهیه این مطلب
تمامی وبلاگهاوسایتهارا زیرورو می کنی نه تصویری و نه مطلب خاصی ، هیچ چیز درمورداو وجودندارد، اینجاست که باافتخاربه خودت می گوئی درعالم کوهنوردی هنوزهیچ منبعی کامل تروموثق ترازفصلنامه کوه برای کندوکاودرپیشینه ورزش کوهنوردی ایران وجودندارد .

باکسب اجازه ازمسئولین فصلنامه وزین کوه به ذکرچکیده ای ازمصاحبه خانم نرگس روحانی سراجی بامادرزنده یادشروین درمجله کوه شماره سی وچهارمی پردازیم :
درپای دیواره بندیخچال درمنطقه ی پس قلعه تهران ونزدیکی پناهگاه شیرپلا، جانپناهی وجودداردبه نام شروین ، راستی می دانیدشروین که بود؟ وچرااین جانپناه به نام اونامگذاری شد؟ جانپناه شروین باوسعت 38 مترمربع باابعاد 3×5/6وظرفیت خواب برای 35 نفربامصالح سنگ وسیمان وآهک وسقف اول بلوک وسقف دوم آهنی واقع دربندیخچال درسال 52 توسط باشگاه کاوه ساخته شدتایاد رشادت کوهنوردجوان زنده یادشروین جزایری برای همیشه درتاریخ زنده بماند.
شروین جزایری متولد5 مردادسال 1333 درتهران محله ی سیدنصرالدین به دنیاآمد. تحصیلات ابتدایی رادرمدرسه ی بختیاری واقع درپشت خیابان دانشگاه به اتمام رسانید، پسری لاغرباقد180 سانتیمترکه دارای چشمانی نافذبود. عاشق کوه بود،همیشه اوقات فراغتش رابه ورزش کوهنوردی وسنگنوردی می پرداخت از15 سالگی به کوه می رفت ، عضورسمی باشگاه کاوه واقع درخیابان بهاربودکه درحال حاضرفعالیتی ندارد. دوره های کوهپیمایی وسنگنوردی راگذرانده بود. همنوردان اوآقایان مهدی مینویی ، بیژن جوانفر، داودصانعی نژاد، جوادمحسنی وکریم تاجداربودند.
روزپنج شنبه 9 شهریورسال 1351 اینطورکه مادرشروین حکایت کرده وقتی ازاداره به منزل برمی گردد، شروین رادرحال دوختن پارگی کوله اش می بیند که قبلا"خودش باچرخ خیاطی قدیمی آنرادوخته بوده ، آماده ی رفتن به کوه بوده که مادربه اومی گویدبازهم قصدرفتن به کوه رادارد؟ که درپاسخ می گویداین دفعه بارآخراست که به کوه می روم چون هفته ی دیگراسامی قبول شدگان کنکوررااعلام می کنند، یابایددانشگاه بروم یاسربازی ودیگرفرصتی برای رفتن به کوه ندارم.
روزیادشده روی دیواره 200 متری بندیخچال درحال سنگنوردی بوده که حدود15 متر انتهای آن میخ ازشکاف درآمده وشروین این رااعلام می کندوبلافاصله پاندول می شودوبعدسقوط می کند. زمان سقوط باخودش سنگ هم می بردکه این سنگ هاروی مخچه ی اواصابت می کنند. جوادمحسنی وکریم تاجدارهم به پایین پرت می شوند. جوادمحسنی زمان سقوط، سنگ به شکمش کشیده می شودوشکم اودچارپارگی می شود، آقای تاجدارنیزازناحیه ی کمربه شدت آسیب می بیند. همگی به بیمارستان رضاپهلوی سابق (شهدای میدان تجریش) منتقل می شوند. که شروین جان می سپاردوآقای تاجدارازآن تاریخ به بعدکوهنوردی رابه دلیل آسیب شدیدی که دیده بوده بکلی کنارمی گذارد.
درمراسم هفت شروین اسامی قبول شدگان کنکوراعلام می شودوشروین درمدرسه ی عالی علوم بانکی قبول می شود، جوادمحسنی دانشجوی دانشکده ی فنی دانشگاه تهران می شودکه بعدازانقلاب شهیدمی شود. یکروزبعدازمراسم چهلم شروین باشگاه کاوه مادراورابه پس قلعه دعوت می کند. بعدازدوراهی گذرمهدی ، جمعیتی تابندیخچال ایستاده بودندوکیسه های شن وماسه رادست به دست می دادند. اومی گویدوقتی اینهمه شوروهمبستگی رادرمردم دیدم حس کردم شروین کنارماست وخودم هم به میان جمعیت برای کمک رفت.
اوبه مادرش گفته بوده " من عاشق کوه هستم وآرزودارم درکوه بمیرم"
اوکه هنگام مرگ فقط ۱۸ سال داشت درقطعه 8 بهشت زهرا، ردیف 65، شماره 39 برای همیشه آرمیده،



                      یادش جاودانه



۱۳۸۹ شهریور ۸, دوشنبه

جلسه سفر استانی زیر آفتاب داغ

وبلاگ > دانشی، ذوالفقار - مقامات بلندپایه مغولستان، روز جمعه گذشته به استان گوبی جنوبی سفر کردند و برای جلب توجه مردم به مسایل زیست محیطی، کابینه این کشور را زیر آفتاب سوزان صحرای گوبی تشکیل دادند.


مقامات بلندپایه مغولستان، روز جمعه گذشته به استان گوبی جنوبی سفر کردند و کابینه این کشور را زیر آفتاب سوزان صحرای گوبی تشکیل دادند. آن‌ها کلاه‌های سبزرنگی بر سر گذاشته بودند که روی آن‌ها نوشته شده بود: «سیاره‌مان را نجات دهیم». هدف از برگزاری این جلسه، جلب توجه جهانیان و مردم مغولستان به تغییرات آب‌وهوایی اعلام شده است. برای مشاهده عکس بزرگ، اینجا را کلیک کنید.





900ميليون نفر در جهان به آب پاكيزه دسترسي ندارند

مجمع عمومي سازمان ملل طي قطعنامه‌اي دسترسي به آب سالم و تأسيسات بهداشتي حق همگاني دانست و اعلام كرد: 900 ميليون نفر در جهان به آب پاكيزه دسترسي ندارند.

به گزارش فارس مجمع عمومي سازمان ملل طي قطعنامه‌اي اعلام كرد: دسترسي به آب سالم آشاميدني و تأسيسات بهداشتي حقوق اساسي بشر براي بهره‌مندي كامل از زندگي و ساير حقوق افراد است و در عين حال 900 ميليون نفر در جهان به آب پاكيزه دسترسي ندارند كه اين روند بسيار نگران كننده است.
مجمع عمومي كه 192 كشور عضو آن هستند همچنين از كشور‌هاي عضو سازمان ملل متحد و سازمان‌هاي بين‌المللي خواست سرمايه، فناوري و ساير منابع را براي كمك به كشور‌هاي فقير به منظور افزايش تلاش‌هاي اين كشور‌ها براي داشتن آب آشاميدني سالم و قابل دسترسي و همچنين خدمات تأسيسات بهداشتي براي همگان ارائه دهند.
به گزارش مركز اطلاعات سازمان ملل متحد، اين قطعنامه با رأي مثبت 122 كشور بدون هيچ رأي منفي و رأي ممتنع 41 كشور به تصويب رسيد.
در متن قطعنامه عميقا از اينكه 884 ميليون انسان به آب آشاميدني سالم و 2 ميليارد و 600 ميليون نفر ديگر به تأسيسات بهداشتي دسترسي ندارند، اظهار نگراني شده است.
مطالعات نشان مي‌دهد: يك ميليون و 500 هزار كودك زير 5 سال در جهان هرساله جان خود را به دليل امراض مربوط به آب ناسالم و نبود تأسيسات بهداشتي از دست مي‌دهند.







چهل سال پيش...

تمامي مطالب از روزنامه اطلاعات روز يكشنبه8 شهريور 1349، (برابر با27 جمادي‌الثاني1390، 30 اوت1970) نقل شده است

نرخ چند كالاي صادراتي تعيين شد

در آخرين جلسه كميسيون تعيين نرخ كالاهاي صادراتي كه با حضور نمايندگان وزارت اقتصاد ـ وزارت كشاورزي ـ مؤسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي ـ مركز توسعه صادرات ـ بانك مركزي ايران ـ اداره‌ نظارت بر صادرات كل گمرك و نماينده اتاق بازرگاني و صنايع و معادن ايران در دفتر معاون كل گمرك تشكيل گرديد قيمت كالاهاي زير تعيين و بتصويب كميسيون رسيد.
* برگه زردآلو جعبه 10 كيلوئي هر جعبه 300 ريال
* قيسي جعبه 2/1 12كيلو هرجعبه 500 ريال
* هسته شيرين از قرار كيلوئي 45 ريال
* هسته تلخ از قرار كيلوئي 32 ريال
* خرماي علوفه از قرار هر تن 750 ريال
ماه آينده سد شاه‌عباس آماده افتتاح ميشود

سد شاه‌عباس كبير بر روي رودخانه زاينده‌رود، اصفهان از ماه آينده افتتاح ميشود.
مخزن پشت سد كه در بهار سال قبل در آن آب بسته شد، قريب يك نهم از 1450 ميليون مترمكعب ظرفيت خود آب دارد و هشت نهم ديگر آن بايد به تدريج در ظرف چند سال پر شود.
استفاده از سد براي ذوب‌آهن از اسفند ماه جاري آغاز خواهد شد. اما بهره‌برداري رسمي از سد قبل از اسفندماه انجام خواهد گرفت.موعد افتتاح سد هنوز روشن نيست، ولي احتمالاً در ماه‌هاي آخر پائيز يا اوايل زمستان اين سد افتتاح شود.





۱۳۸۹ شهریور ۷, یکشنبه

اعتراض فدراسیون کوهنوردی نسبت به ساخت و ساز و تخریب بی رحمانه در «جنگل کارا»!



جناب حسین رضائی در وبلاگ کوهنوشت خبر داد:
با توجه به ساخت و سازهای فاقد مجوز و تخریب منابع طبیعی ارتفاعات شمال تهران واقع در منطقه ی «جنگل کارا»، فدراسیون کوه نوردی و صعودهای ورزشی؛ طی مکتوبی به شهردار تهران، ضمن اعتراض به این ساخت و سازهای بی رویه، خواستار پیگیری و توقف بلادرنگ این اقدامات بی رحمانه شد. مشروح مکتوب فدراسیون خطاب به دکتر «قالیباف» از این قرار است:
جناب آقاي دكتر «قالیباف»
شهردار محترم تهران
با سلام و احترام؛
ضمن سپاس از عنایات و اقدامات ارزنده ی جناب عالی و همکاران گرامیتان در خصوص ساماندهی امور عمرانی و زیست محیطی کلان شهر تهران به ویژه رویکرد خاص به صیانت و حفاظت از ارتفاعات شمال پایتخت، به استحضار مي‌رساند؛ به رغم اقدامات بازدارنده و نظارت های صورت گرفته از سوی دست اندرکاران محترم شهرداری، با نهایت تأسف پس از تخريب های صورت گرفته در «گلابدره» و پناهگاه «دارآباد» و هم چنین برخی ساخت و سازهاي غيرقانوني در مناطق کوهپایه ای شمال تهران و احداث جاده در «آبشار سنگان» که با انسداد معابر ویژه ی كوه‌نوردان و گردشگران، تردد را ناممکن و با خطر مرگ مواجه نموده است، اكنون نوبت به «جنگل كارا» در ارتفاعات «دركه»، «دربند» و «كلك‌چال» رسيده، كه با دست اندازی و زیاده خواهی عده ای زمین خوار، تصرف شده و با بی رحمی هر چه تمام تر، این موهبت الهی و سرمایه ی تجددناپذیر طبیعی تخریب شود. ( اقدام به ساخت و ساز به صورت پنهانی و شبانه، با حمل مصالح ساختماني توسط قاطر ! )
خاطر نشان می شود: مراتب از طریق تماس تلفني بارها به اطلاع مسئولين ذي ربط رسانده شده ولی متأسفانه تاکنون هیچ گونه ترتیب اثر و برخورد جدی با این متخلفین و متجاوزان به حریم منابع طبیعی و عمومی نشده است.
لذا فدراسيون كوه‌نوردي ضمن اعتراض جدی به این ساخت و سازهای غيرمجاز و مغایر با قوانین صدور پروانه در ارتفاعات، از حضرتعالي درخواست رسيدگي و پیگیری عاجل و دستور توقف قطعی این تخریب جبران ناپذیر را دارد.

محمود شعاعي
رييس فدراسيون
نائب رييس اتحاديه کوه‌نوردي آسيا



هرچه زیر زمین است ؛ ته می کشد

شنبه 6 مهر روزنامه همشهری صفحه 13 محیط زیست

درد سرهای مصوبه مجلس برای اعطای جواز به چاه های غیر مجاز
مصوبه ی که مشکل ساز است
منابع طبیعی : در سال جدید و در اولین روزهای کاری مجلس شواری اسلامی یکی از مصوبه های که در صحن علنی مجلس مطرح شد و توسط رای نمایندگان مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید موضوع صدور پروانه برای چاههای بدون جواز در دشتهای ممنوعه بود. بر اساس طرح اولیه ارائه شده ؛ وزارت نیرو موظف است ضمن اطلاع رسانی فراگیر و موثر به ذینفعان، طی دو سال تمام پس از ابلاغ این قانون برای کلیه چاههای آب کشاورزی فعال فاقد پروانه واقع در دشتهای ممنوعه آبی که قبل از پایان سال 85 حفر و توسط وزارت نیرو و دستگاههای استانی شناسایی شده اند، پروانه مناسب صادر کند و این مصوبه اگر به تائید شورای نگهبان می رسید حتما" وقوع یک فاجعه زیست محیطی برای آبهای زیر زمینی در آینده نزدیک ممکن بود. با توجه به اینکه این مصوبه توسط شورای نگهبان باطل شد ولی دوباره در چند روز اخیر این مصوبه برای اصلاح مواردی در صحن علنی مطرح شد و مجلس این بار با اضافه کردن بندی های که آن را به تصویب رساند و قرار است به شواری نگهبان ارسال شود ولی هنوز خطر برای منابع آبهای زیر زمینی جدی می باشد و وقتی این خطر برای منابع آبهای زیر زمینی رفع می شود که کنترل و یا جلوگیری از برداشت غیر استاندارد آب از سفره های زیر زمینی در حد شعار باقی نماند و برای برداشت بیرویه آب از منابع زیر زمینی یک چاره جویی اساسی شود.
آمارهای واقعی
به این آمارها توجه کنید:" طبق گزارش وزارت نیرو مقدار 60 میلیارد مترمکعب آب در سراسر کشور توسط بیش از 450 هزار چاه عمیق و نیمه عمیق از سفره های زیر زمینی برداشته شده است " و یا خبربعدی "مقدار برداشت آب از سفره های زیر زمینی در سی سال اخیر؛ با برداشت آب از این سفره ها در هزار سال گذشته برابری داشته است" و همچنین اخباری از قبیل "تائید نشست زمین دشت ها کشاورزی در بعضی از نقاط کشور از جمله کرمان و همدان " که این خبر توسط مدیر عامل آب منطقه کرمان در سال گذشته مورد تایید قرار گرفت و علت این نشست ها برداشت بیش از حد آب از سفره های زیر زمینی توسط چاه ها عمیق و نیمه عمیق می باشد.
آب یکی از نیازهای اساسی کشاورزان
از زمانهای قدیم "زمین و آب" دو تا از عوامل اصلی رونق کشاورزی بودند و حتی در عصر حاضر که دانش بشری به انواع تکنولوژی های مدرن صنعتی در بخش کشاورزی دست یافته است ولی آب و زمین همچنان برای کشاورزان از عامل اصلی کشت و کار محسوب می شوند. بنا به موقعیت جغرافیائی کشورمان بر روی کره زمین از هزاران سال پیش متاسفانه میزان بارندگی ومنابع آبی بخش عظیمی از مرکز کشور ایران ( به جزء حاشیه جنوبی دریا خزر؛ دشت خوزستان و بعضی از نقاط زاگرس ) از کم آبی شدید رنج می برند و این کم آبی در طول تاریخ باعث به وجود آمدن بیابانها و کویرها زیادی در این سر زمین پهناور شده است .
خاطره ای از تجربه یک کشاورز ساده
متاسفانه در نیم قرن اخیر بنا به عللی که در این نوشته به آن خواهم پرداخت بعضی از مشکلات از قبیل افزایش جمعیت ؛ عدم بارندگی و کم آبی در بخش عظیمی از کشور ایران؛ زیر کشت بردن مقداری زیادی از زمینهای کشاورزی بدون در نظر گرفتن تامین منابع آبی ؛ صنعتی شدن بخشی از کشاورزی و دلایل دیگر باعث شده است که مردم و دولت برای رفع کمبود آب به بهره برداری بیرویه از منابع زیر زمینی آب بپردازند ولی پیش از آنکه به اصل مطلب به پردازم به نقل یک خاطره می پردازم.
در دوران کودکی و نوجوانی ( پیش از انقلاب سال 1357) در اطراف محل زندگیم در شهرستان گلپایگان و روستاهای اطراف آن مخصوصا" روستای زاده گاهم ؛ زمینهای کشاورزی زیاد وجود داشتند که یا بایر بودند و یا اینکه این زمینها یک سال در میان زیر کشت می رفتند لذا مردم فقط مقدار محدودی از این زمینها که در حاشیه محل زندگیشان را کشت می کردند و همیشه در ذهن کودکانه ام فکر می کردم که عدم کشت زمینها بایر به خاطر کم کاری کشاورزان می باشد ( مقدار زمین های کشاورزی اکثر کشاورزان آن دیار زیریک هکتار بود ) و از طرفی همیشه کشاورزان در سرتاسر سال در این کشتزارها مشغول به کار بودند و در این مقدار زمینهای محدود آنان انواع و اقسام مایحتاج خود را برداشت می کردند. از طرفی با توجه به نبود برق و لوازم جانبی در آن مناطق ؛ مردم زندگی خیلی ساده ای داشتند تا اینکه یکی از روزهای تابستانی که به روستا رفته بودم و با عمویم که سن سالش بالا بود به صحرا رفتم و ایشان با داس مشغول درو کردن گندمهایش بود که بنده از ایشان سوال کردم که شما چگونه با 5 جریب زمین کشاورزی ( هر جریب معادل هزار متر مربع می باشد )یک خانواده سه نفری را امر معاش می کنی؟ و این همه زمین کشاورزی در کنار شما بلا استفاده افتاده است چرا بیشتر تلاش نمی کنید و زمین های بیشتری را زیر کشت نمی بری و وضعیت زندگی خودت را بهتر نمی کنی؟
در پاسخ بنده ایشان این جواب را داد. در چندین سال متوالی تجربه کرده ام هر وقت میزان زمینهای زیر کشتم را افزایش داده ام به علت کمی آب ؛ آن سال محصول کمتری برداشت کرده ام ایشان گفت میزان آب کشاورزی من در روستا برای همین مقدار زمین کفایت می کند من اگر بخواهم کشاورزیم را توسعه بدهم فقط درد سر و گرفتاری های خودم زیاد می کنم و به علت کم آبی این مقدار محصولی را که از این مقدار زمین به دست می آورم را نیز از دست خواهم داد و ایشان ضرب المثلی که "یک ده آباد بهتر از صد ده ویران" زد و در نهایت ایشان گفت من اعتقاد دارم روزی دهند خداوند می باشد و او هر مقداری که دوست دارد روزی می دهد ایشان اعتقاد داشت حرص و طمع جز اینکه ایمان انسان سست می کند و آدمی را به درد سر می اندازد کار دیگری انجام نمی دهد او اعتقاد به قناعت داشت .
پیشرفت ها و مشکلات چند دهه اخیر برای منابع طبیعی ایران
در قرن اخیر در کشورهای پیشرفته و در نیم قرن اخیر در ایران به طور همزمان چهار تا اتفاق مهم برای کشور به شرح ذیل افتاده است.
الف – افزایش جمعیت : در چند دهه اخیر میزان جمعیت کشور از 15 میلیون نفر در سال 1320 به مرز هفتاد میلیون نفر در زمان حاضر رسیده است لذا جمعیت کشور نزدیک به پنج برابرشده است و از طرفی میزان نیاز افراد نسبت به محصولاتی نظیر خوراک ؛ پوشاک ؛ مسکن و کار نیز پنج برابر گردیده است آیا به همان نسبت نیاز به آب نیز بیش از پنج برابر نشده است ؟
ب – پیشرفت علم و تکنولوژی در صنعتی و کشاورزی : انسان اولیه با ابتدای ترین وسایل از قبیل سنگ ؛ چوب و فلزات اولیه به کارهای صنعتی و کشاورزی مشغول بود. او فقط می توانستند مقدار خیلی محدودی زمین کشاورزی زیر کشت ببرد و حتی وقتی انسان توانست از گاو آهن و خیش در کشاورزی کمک بگیرد و یا با به کار کشیدن حیوانات در کشاورزی سود بجوئید هنوزهم میزان زمینهای زیر کشت برای کشاورزی محدود بود ولی در قرن اخیر پس از کشف ماشین بخار که هم در صنعت و هم در کشاورزی انقلاب و جهش عظیمی ایجاد کرد و در این انقلاب صنعتی نه فقط به علت زیر کشت رفتن زمین های زیادی در کشاورزی که به آب فراوان احتیاج داشت همچنین خود صنایع نیز محتاج شدید آب شدند( مثلا" صنایع فولاد سازی ؛ کارخانه ذوب آهن ؛ صنایع پتروشیمی و غیره ) که باید آب آنها تامین می شد .
کشاورز قدیمی برای کشت ؛ داشت و برداشت محصول گندم خود باید کل سال را با فعالیتهای از قبیل بیل زدن ؛ کاشتن ؛ درو کردن ؛ خرمن کردن ؛ کوفتن ؛ باد دادن و جمع آوری محصول بپردازد که ماه ها گرفتارش این فعالیتها بود. ولی کشاورز امروزه برای کاشت ؛ داشت و برداشت گندم با تراکتور شخم می زند ؛ با دیسک و ماله می کرد و یک روز صبح با کمباین هم محصولات خود راهم درو می کند و هم می کوبد و هم باد می دهد و در نهایت غروب گندم محصوله یک ساله خود را سوار بر تراکتور به خانه اش می آورد. ( اگر یک کشاورز با گاو آهن فقط در یک روز 1500 مترمربع زمین را شخم می زد با آمدن تراکتور روزانه می تواند بیش از 5 هکتار زمین را شخم بزند )
ج- تغییردر شرایط آب وهوای جوی و کاهشن میزان بارندگی: شاید بزرگترها به یاد داشته باشند که در زمانهای قدیم نه چندان دور میزان بارش برف در حتی در مناطق خشک و بیابانی برای چندین بار در زمستان اتفاق می افتد و حتی در بعضی از شهرها گاهی آنقدر میزان بارش برف زیاد بود که برای تردد در بین خانه مردم از درون تونل یا کانال برفی حرکت می کردند ولی در این بیست سال اخیر بنا به علت گرم شدن سطح کره زمین و علل دیگر؛ میزان بارش برف خیلی کم می باشد و برای بچه ها کم سن و سال بارش برف فقط یک خاطره می باشد و بارش باران نیز آنقدر کم می باشد که باعث خشکسالی شده است.
به یاد دارم در سی سال پیش و در سالهای که میزان بارش برف کم بود تجربه شده بود میزان آبهای سطحی در چاه های که بیشتر از 10 مترعمق نداشتند ( چون اکثر مردم در قدیم به علت نبود آب لوله کشی در منازل از چاه آب استفاده می کردند ) آب چاه ده متری یک مقدار پایین می رفت که کاملا" معلوم بود ولی هرگز این چاهها خشک نمی شدند و چشمه ها و قناتها که اصلی ترین منبع تامین آب آشامیدنی و کشاورزی بودند ؛ آب آنان کاهش می یافت و نسبت به سالهای پر باران این چشمه ها و قناتها زودتر کم آب می شدند و گاهی نیز خشک می شدند ولی با اولین بارش برف و باران آب در درون آنها جاری می شد . چون آن زمان سدی وجود نداشت تا بتواند آبهای اضافی را جمع آوری کند مردم اعتقتاد داشتن که برای کشاورزی وبالا رفتن آبهای زیر زمینی بارش برف بهتر از باران می باشد زیرا آب شدن آهسته برف به سفره های زیر زمینی آب کمک بیشتری می کرد ولی باران بیشتر به سیل و تخریب منتهی می شد .
د –افزایش زیر کشت رفتن زمینها کشاورزی بدون داشتن تامین آب : در سالهای 1357 هم زمان با دوران انقلاب و سال ها بعد از آن مردم با سقوط حکومت شاهنشاهی در یک اقدام انقلابی با گرفتن زمینهای کشاورزی حاشیه شهرها و با زیر کشت بردن این زمینها و همچنین دولت نیز بعد از انقلاب با تشکیل تعاونی های کشاورزی و یا در اختیار قرار دادن زمین به جوان بیکار باعث شد که میزان زیادی از زمین های بایر زیر کشت بروند بدون آنکه فکر برای تامین آب کشاورزی این زمینها شده باشد از طرفی تا سالهای 1357 و حتی تا چند سال بعد از آن در اکثر مناطق کشاورزی چاههای عمیق در زمین های کشاورزی وجود نداشت و یا کم و خیلی محدود بودند و همه قناتها و چشمها در سراسر کشور مشغول آب دهی بودند ولی از سالهای 1362-1363 که با افزایش چاههای عمیق در دشت های که تازه زیر کشت رفته بودند قناتها و چشمه ها یکی پس از دیگری خشک شدند و امروزخیلی نادر قناتی یا چشمه ای می توان یافت که آبی داشته باشد و هم زمان نیز همه چاههای دستی که کمتر از 15 متر عمق داشتن نیز از داشتن آب محروم شدند .
مسئولین و نمایندگان بدانند
من نمی دانم مجلس بنا به خواسته چه کسانی و یا به چه دلایلی به دنبال مصوبه ای رفته است که ساده ترین کارشناسان منابع طبیعی و محیط زیست نیز به غیر عادلانه و ضد محیط زیست بودن آن اعتقاد جدی دارند (حال شواری نگهبان که خود خبره قانون هستند). با توجه به مشکلات که در چند دهه اخیر برای منابع طبیعی و مخصوصا" منابع آبی به علت برداشت آب از چاه های غیر مجاز بوجود آمده است که می توان آن را دست درازی به بیت المال دانست که از جمله می توان به مواردی از جمله تجاوز به حریم دشت ها ؛ جنگلها ؛ بیابان ها و زمینهای کشاورزی و همچنین حفرچاه های غیر مجاز در دشتهای غیر ممنوعه وممنوعه اشاره کرد ولی چگونه دولت و مجلس که به عدالت اجتماعی و برابری اعتقاد جدی دارند به جای برخورد با این مقصرین و جلوگیری از هدر رفتن حق دیگران با تصویب این مصوبه ها ؛ خود به کمک این متخلفین می آیند. آیا کسانی که چندین سال است در زمین های غصب شده کشت و کار می کند و یا با برداشت آب از چاه غیر مجاز بدون آنکه بابت آن مالیات و یا عوارضی پرداخت کنند باید امروز هم مورد حمایت مسئولین قرار بگیرند و به آن جواز داد ؟ .
چرا مجلس به دنبال غیر قانونی کردن واردات محصولات کشاورزی غیر استراتژیک از جمله برنجهای آلوده نمی باشد؟ با توجه به اینکه لطف خداوند شامل حال ملت ایران شده است و مقدار زیاد منابع نفتی را در اختیار این ملت قرار داده است ( ویک روزی به پایان می رسد ) آیا ما می توانیم از پول حاصل از صادرات این ثروت خدا دادی برای وارد کردن میوه ؛ برنج ؛ شکر و دیگر محصولات کشاورزی به اقتصاد کشاورزی داخلی صدمات جبران ناپذیر وارد کنیم ؟ راستی کدام کشاورز یا مردم عادی می تواند انگور شیلی و شلیل که از فلان کشور می آیید وبه قیمتهای بالا به فروش می رسد را نوش جان نمائید؟
آیا دولت و مجلس نمی توانند برای اصلاح ساختاری کشاورزی سنتی به کشاورزی پیشرفته هزینه نمایند ؟ سیستم کشاورزی سنتی در ایران دارای مشکلات زیادی می باشد که مورد دو اساسی آن عبارتند از:
1 – به علت کشاورزی سنتی در ایران و پراکندگی زمینهای کشاورزی روستاییان در ایران یک مشکل جدی و اساسی می باشد که باعث به هدر رفتن آب ؛ وقت و هزینه های اضافی زیادی برای آنها می شود آیا مجلس و دولت نمی تواند به یک پارچه سازی زمینهای کشاورزی روستایی کمک کنند .
2 – از زمان های قدیم در ایران روش آبیاری در کشاورزی غرقابی می باشد و در روش آبیاری غرقابی حدود بیش از 90 در صد آب کشاورزی در نهر ها و کانالها پیش از رسیدن آب به زمین کشاورزی هدر می رود. آیا مجلس و دولت نمی توانند با سرمایه گذاری در این بخش یعنی کمک به کشاورزان جهت جایگزینی سیستم تحت فشار آب به جای سیستم غرقابی کمک کنند ؟
سخن پایانی
اکثر دشت های کشاورزی ایران از زمانهای دور گرفتار مشکلات و معضلات کم آبی و بی آبی هستند و از طرف کاهش بارش نزولات آسمانی در چند سال اخیر این مشکل را دو چندان کرده است و اگر قرار باشد که چاه های که آب های زیر زمینی را از درون زمین به سطح می کشند نیز بدون هیچ مشکلی به فعالیت خود ادامه دهند. دولت و کشاورزان برای چند سال با عدم برداشت آب از منابع زیر زمینی به احیاء این نعمت خدادی نپردازند و وضع به همین منوال ادامه پیدا کند شاید روز بیاید که جز پشیمانی هیچ کاری نتوانیم انجام دهیم ای کاش همان قناعت کشاورزان قدیمی دو باره احیاء می شد تا در آینده صنعت کشاورزی این سر زمین دچار مشکل و معضل نمی گردید .



۱۳۸۹ شهریور ۶, شنبه

"عمل بر مجاز " در مدیریت شهری

آقای عباس محمدی  که مطالبش در دیده بان کوهستان منتشر می شود و یکی از اساتید  بنده می باشند و چند سالی است بنده در حفاظت از محیط زیست کوهستان با ایشان همکاری زیادی دارم در سبز پرس مطلبی دارد که خدمت دوستان ارائه می گردد:
فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید

                            شرمنده رهروی که عمل بر مَجاز کرد (حافظ)
مدیران ما عادت کرده اند که وانمود کنند وضع ما خیلی خوب است؛ بر پایه این توهم، آنان بسیاری اوقات برای ما «نیاز سنجی» هایی می کنند که با واقعیت زندگی و با توان موثرمان بیگانه است. مثال ها در این زمینه بسیار زیاد است، اما در این جا فقط به یکی دو مورد که مربوط به مدیریت شهر تهران است اشاره می کنیم :
موزاییک کردن پیاده روها
آیا این شهر به این نیاز داشته که اسفالت یا موزاییک های قدیمی پیاده روهایش با موزاییک های رنگی جدید عوض شود؟ در شهری که چنان غرق در دود و روغن موتور است که خط کشی های سفید خیابان ها در کم تر از یک ماه با اسفالت سیاه هم رنگ می شود، زرد و قرمز کردن پیاده روها چه توجیهی دارد؟ واقعا امروز به نظر چه کسی می رسد که خیابان ولیعصر پس از صرف ده ها میلیارد تومان برای موزاییک کردن پیاده روها، زیباتر از سه سال پیش شده؟! آیا این بزک ها، وسمه بر ابروی کور نیست؟! آیا اگر درصدی از این پول صرف رسیدگی اصولی به وضع درختان این خیابان می شد، بیش از این موزاییک ها در زیبا سازی خیابان موثر نبود؟!
نصب صفحه های خورشیدی
کارهای "دوستدار محیط زیست" هم آن گاه که وسیله ی خودنمایی و صرف بودجه شود، به دشمن محیط زیست بدل می شود. مدتی است که شهرداری در این جا و آن جا صفحه های خورشیدی و لامپ هایی که با این صفحه ها روشن می شوند، کار می گذارد. آیا اگر برنامه ریزی شود که نورپردازی های زائد، حتی فقط آن بخش که مستقیما به خود شهرداری مربوط می شود مانند لامپ های دراز یا گرد تزیینی (که شب ها موجب آلودگی نوری می شوند و در روزها با منظر زشت خود آلودگی بصری پدید می آورند) جمع شوند، بهتر نیست؟! در واقع، اگر اول جلوی ریخت و پاش های بی کران را بگیریم و بعد به سراغ فناوری های نوین برویم اشکالی ندارد، اما در شرایط کنونی نصب صفحه های خورشیدی که غالبا همراه با نصب لامپ های اضافه ی جدید هم هست، خود به صورت غیر مستقیم عامل جدیدی است برای صرف انرژی، ریخت و پاش منابع، و آلوده سازی محیط زیست.
کاشت گیاهان اگزوتیک
تاسف آور است که در کشوری که هزاران سال پیشینه کشاورزی دارد و حدود نود سال است که در آن "مدرسه ی فلاحت" پایه گذاری شده، دانش باغبانی و مهندسی کشاورزی مان به آن جا رسیده که چه در شهر خشک تهران و چه در شهرهای مرطوب خزری، گیاهان نامانوس مانند مورد زینتی و شمشاد ژاپنی زینت بخش فضاهای شهرهایمان باشد! در سه چهار سال اخیر، به موازات نابود سازی باغ ها و پارک ها و درختان قدیمی حاشیه ی خیابان ها، کاشت گیاهان غیربومی و ناسازگار با هوای تهران گسترش یافته که نشانه ای است بر تمایل شهرداری به اجرای کارهای نمایشی. این گیاهان با هزینه ی سنگین کاشته می شوند، اما دوامی ندارند و چندان زمانی نمی گذرد که خشک می شوند. همین روزها می توان صدها بوته ی خشک شده ی شمشاد ژاپنی را در حاشیه و رمپ های بزرگ راه چمران، و درختچه های مورد زینتی خشک یا نیمه خشک را برای مثال در میدان انقلاب و خیابان منیریه دید.
تونل و بزرگ راه سازی
شهرداری در جریان افتتاح تونل توحید که با افتخار از آن به عنوان «بزرگ ترین پروژه شهری» ایران یاد می کند، آماهایی ارایه می داد که با ساخت این تونل سالانه هزاران تن آلودگی کم تر وارد هوا می شود، میلیون ها لیتر کم تر بنزین مصرف می شود، و میلیون ها ساعت از وقت شهروندان کم تر تلف می شود. این نیز نمونه ی دیگری است از پندارهای مجازی که اول فرض می گیرند ضروری است که هرچه خودرو تولید یا در تهران شماره گذاری می شود در شهر حرکت کند، و آن گاه نتیجه می گیرد که اگر برای این تعداد خودرو، تونل و بزرگ راه نباشد آن ها در راه بندان ها بنزین بیشتری مصرف می کنند و هوا هم آلوده تر می شود. در صورتی که باید برای این برنامه ریزی کنند که خودروهای کم تری مجاز و قادر به حرکت در شهر باشند تا قدر مطلق آلودگی هوا کم تر شود؛ آیا امروز شهرداری می تواند ادعا کند که هوای شهر نسبت به قبل از ساخت تونل توحید و چندین بزرگ راهی که در سه چهار سال اخیر ساخته شده اند، پاک تر شده است؟!
طرح دریاچه 350 هکتاری
هم زمان با تخریب بخش های بزرگی از جنگل های مصنوعی چیتگر و خرگوش دره در جاده سازی ها و احداث مترو، و ساخت چند هزار واحد مسکونی در حول و حوش این بوستان ها که قرار بوده نقش بازدارنده در رشد شهر تهران را داشته باشند، و در حالی که درختان این جنگل بر اثر کم آبی و شاید آلودگی هوا و بی توجهی ها از رشد باز مانده و بسیاری از آن ها هم خشک یا بیمار شده اند، شهرداری منطقه ی 22 که گواهی مدیریت زیست محیطی را هم یدک می کشد، طرحی جلوه فروشانه را برای ساخت «بزرگ ترین دریاچه ی مصنوعی خاورمیانه» و یک مجموعه ی تفریحی و تجار بزرگ در شمال بوستان چیتگر در دستور کار قرار داده است. آب این دریاچه از کجا تامین خواهد شد؟ با تبخیر بالای 3 متر در سال که در این منطقه داریم، چقدر آب هدر خواهد رفت؟ با اجرای این کونه طرح های لوکس تا چه حد سبب جذب بیشتر اهالی شهرهای دیگر به تهران که هم اینک نیز با انفجار جمعیت روبرو است، خواهیم شد؟ آیا بهتر نیست که بودجه ی سرسام آور اجرا و نگهداری این طرح صرف رسیدگی به درختان چیتگر و گسترش فضای سبز شود؟ شهرداری تهران که بنا به اظهارات خودشان و شورای شهر صدها میلیارد تومان بدهی دارد و «در آستانه ی ورشکستگی» قرار دارد (روزنامه ی جام جم 3/6/89) زیر فشار کدام لابی های ساخت و سازگرا به اجرای چنین طرحی اقدام می کند؟ آیا قرار است همچنان با زمین فروشی و تراکم فروشی و دادن امتیاز احداث رستوران و مانند آن، ادعا شود که سرمایه گذاران بخش خصوصی این طرح را اجرا خواهند کرد؟ اگر چنین است چرا مطابق قانون، احداث دریاچه و ملحقات آن به مناقصه گذاشته نشده است؟ آیا همه ی سرمایه گذاران واقعا خصوصی در جریان تصمیم گیری های شهرداری بوده اند؟
در پایان پیشنهاد می کنم که شورای شهر تهران شهرداری را مکلف به ارایه اسناد ارزیابی زیست محیطی برای طرح های بزرگ کند، و البته این ارزیابی ها برای آن که همچون دیگر ارزیابی های ایرانی بدل به بخشی از پروژه ی اصلی و یک بزک جدید نشود، کمیته خاصی با حضور اعضای کمیته محیط زیست شورا، کارشناسان دانشگاهی، کارشناسان سازمان حفاظت محیط زیست، اعضای سازمان های مردم نهاد، و ... در این موارد تصمیم گیری کند.