۱۳۸۸ آبان ۳, یکشنبه

احیای اصل 50 قانون اساسی یک وظیفه دینی ؛ ملی و میهنی می باشد جناب آقای مهندس محمدی زاده ریاست محترم سازمان حفاظت محیط زیست ؛ ضمن آرزوی موفقیت برای جنابعالی از خداوند یکتا و همچنین آرزوی موفقیت برای پیشبرد اهداف و ماموریتهای سازمان حفاظت محیط زیست توسط جنابعالی برای ساختن کشوری سالم و بدون آلودگی محیط زیست ؛ برای نسلهای امروز و فردا می باشد طبق اخبار منتشرشده از جلسه معارفه جنابعالی در اولین سخنرانی خود در مسئولیت جدید از مشارکت های مردم و نقش مردم در حفاظت از محیط زیست کشور عزیزمان ایران دفاع کرده اید . وقتی سخن از مشارکت مردم در حفاظت از محیط زیست می شود دو موضوع در ذهن هر ایرانی تجسم می گردد : 1 - طبق اصل 50 قانون اساسی حفاظت از محیط زیست بر عهده همگان می باشد پس وظیفه هر ایرانی (چه شهروند و چه مسئول ) حفاظت از محیط زیست کشور می باشد 2 - کشور ایران سر زمینی بسیار پهناور وسیع می باشد که هر نقطه آن سرشار از نعمت های خدا دادی طبیعی می باشد اگر سازمان تحت امر جنابعالی بخواهد طبق استاندارد های جهانی از این نعمت ها خدا دادی حفاظت کند؛ شاید چندین برابر پرسنل موجود احتیاج به کارمند داشته باشید پس یکی ازبهترین راه های حفاظت از محیط زیست و منابع طبیعی استفاده از نیروی های مردمی داوطلبانه در سراسر کشور می باشد ولی جنابعالی بخوبی واقف هستید که استفاده از هر نیروی در هر اداره ؛نهاد و سازمانی احتیاج به آموزش و تجربه کاری دارد ولی خوشبختانه به دلیل زحمات جمعی از فعالین محیط زیست و مدیران قبلی سازمان تحت امر شما در چند سال اخیر تعداد زیادی از نیروهای مردمی در قالب تشکلهای زیست محیطی در عرصه های محیط زیست و منابع طبیعی در کارگاه های آموزشی خیلی از دوره های آموزش حفاظت ازمحیط زیست و منابع طبیعی گذرانده اند که این افراد آموزش دیده با حداقل امکاناتی جهت ساماندهی می توانند برای حفاظت از محیط زیست به کمک جنابعالی و سازمان حفاظت از محیط زیست بیایند با توجه به اینکه همکاری تشکلهای زیست محیطی با سازمان حفاظت محیط زیست در این چند ساله (که اینجانب در خدمت محیط زیست کشور بودم ) دارای فراز و نشیبی های فراوان می باشد لذا ابتدا در این نوشته به گذشته چند ساله همکاری تشکلهای زیست محیط با دفتر مشارکتهای سازمان محیط زیست اشاره می کنم ودر مرحله بعد به عنوان یک فعال محیط زیست پشنهاداتی جهت استفاده از مشارکتهای مردمی با سازمان محیط زیست خدمتتان ارائه می دهم دفتر مشارکتهای مردمی سازمان حفاظت محیط زیست یکی از زیر مجموعه های سازمان می باشد که در زمان ریاست خانم دکتر ابتکار در سازمان فعالیت چشمگیری داشت در دو دوره ریاست ایشان جهت تعامل با تشکلهای زیست محیطی و مشارکت دادن آنها در حل مشکلات محیط زیست کشور و همچنین جهت بالا بردن راندمان فعالیتهای فرهنگی ؛ زیست محیطی تشکلهای زیست محیطی کشور با توجه به بودجه ای که برای این منظور در اختیار دفتر مشارکت ها قرار داده بودند از نظر نرم افزاری و سخت افزار به تشکلهای زیست محیطی کمک های می شد که این هزینه جهت برگزاری کارگاه های آموزشی یا جهت برگزاری فعالیتهای فرهنگی زیست محیطی مانند چاپ نشریه ؛ کتاب ؛ برشور و تراکتهای آموزشی یا برگزاری همایش و نشست های تخصصی ( که با حضور همه نمایندگان تشکلهای زیست محیطی از سراسر کشور برگزار شد که اینجانب در نشست های شیراز و کرمان حضور داشتم که 80 درصد از سازمانهای مردم نهاد فعال در امور محیط زیست از سراسر کشور در این نشست ها شرکت فعال داشتن ) و یا برگزاری برنامه جمعی مانند پاکسازی های نمادین جهت آگاه سازی مردم و مسئولین از خطرات که محیط زیست کشور را تهدید می کند . یکی از نکات مثبت این نشست ها ؛ تخصصی که حضورتشکلهای زیست محیطی شهرستانهای کوچک برگزار شد حضور آنان باعث می شد که تشکلهای شهرستانی نیز بتوانند فعالیتهای زیست محیطی خود را در معرض دید دیگران قرار دهند و همچنین در نشست های کار گروهها آن همایش یک تبادل اطلاعات چند طرفه از تجربه تشکلهای تهرانی و مرکز استانها و شهرهای بزرگ و شهر های کوچک انجام می شد و از طریق این نشست ها سازمان حفاظت محیط زیست می توانستن با کسب اطلاع از مشکلات و معضلات زیست محیطی شهری کوچک (از زبان فعالان محیط زیست ) جهت حل آن مشکلات با آنان همفکری و تبادل نظر کنند ( تعداد نمایندگان تشکلها در این همایش نزدیک به هزار نفربودند ) . در آن دوره انواع و اقسام کارگاه های آموزشی و تخصصی با هزینه سازمان محیط زیست ؛ جهت بالا بردن کارائی و اثر بخش شدن فعالیت های زیست محیط تشکلها در سراسر کشور برگزار می گردید . همچنین در آن ایام جهت عدم موازی کاری تشکلها شبکه های منطقه ای زیست محیطی تشکیل گردید که بالا ترین آن شبکه ملی بود و همچنین برای این شبکه ها دفتری اختصاص داده شده بود که تشکلها کوچک که امکان تهیه دفتر برایشان امکان نداشت به توانند از این دفترها برای فعالیت هایشان استفاده کنند وبرای منطقه تهران دفتر آن در خیابان خارک بود که تشکلهای زیست محیطی از این دفتر استفاده می کردند که در سال 1385 به دستور مدیر کل وقت محیط زیست استان تهران این دفتر تخلیه شد و دیگر دفتری به این امر اختصاص نیافت . دردوره خانم دکتر جوادی با عوض شدن بدنه مدیریت سازمان محیط زیست از جمله مدیرکل دفتر مشارکتهای سازمان یکی از مشکلاتی که سازمان با آن روبرو شد کاهش همکاری دفتر مشارکت های سازمان محیط زیست با سازمان های مردم نهاد و تشکلهای زیست محیطی بود با توجه مکاتبات و درخواست های انجام شد توسط تشکلهای مردمی از خانم دکتر جوادی جهت استفاده از تجربیات چندین ساله نهادهای مدنی و محیط زیستی در رفع مشکلات زیست محیطی ؛ ولی زمانیکه آقای دکتر سلاجقه مدیرکل دفتر مشارکتها بودند سازمان های مردم نهاد زیست محیطی با ایشان تماسهای داشتن ؛ ولی ایشان بعد از یک سال از سمت مدیر کلی دفتر مشارکتها استعفاء دادند که بعد از ایشان در مدت سه سال دیگر دو نفر دیگر مدیر کل دفتر مشارکتهای سازمان شدند . در دوره خانم دکتر جوادی هیچگاه جلسه ملاقات عمومی ریاست سازمان محیط زیست و نمایندگان تشکلهای فعال در محیط زیست برگزار نشد و از آنان در مورد رفع معضلات زیست محیطی کمک خواسته نشد. یکی ازمهمترین مشکلات چندین ساله فعالیت سازمانهای مردم نهاد زیست محیطی(که تعداد زیادی تشکل زیست محیطی که دوست داشتن صادقانه به محیط زیست خدمت کنند ) به علت کاهش فضای فعالیت کاری و عدم همکاری نهادهای وسازمانهای بود از چرخه فعالیتهای زیست محیطی حذف شدند ؛ بسیاری از تشکلهای محیط زیست که فعالیت خود را تعطیل نمودند می توانستن با بودجه های که برای دفتر مشارکتها منظور شده بود به ادامه فعالیت آنان کمک کند و حتی خانم دکتر جوادی می توانست برای فعالین فارغ تحصیل محیط زیست (که هر چند نفر آنان در یکی از حوزه های محیط زیستی تشکلی راه اندازی کرده بودند و حتی فعالیت های تخصصی انجام می دادند ) از طریق ارائه برنامه های صحیح به دولت ؛ برایشان در قسمت همین پروژه های مشارکتها شغل ایجاد کند که لازم نباشد آنان با تعطیل فعالیت های زیست محیطی خود به دنبال فعالیتهای اقتصادی دیگری بروند ؛ و ای کاش می توانستند از فکر ؛ ایده نیروی های مردمی که وقت خود را عاشقانه در خدمت محیط زیست گذاشته بودند استفاده کنند . آیا می دانید تشکلهای زیست محیطی که روزگاری بیش از 5 هزار عضو فعال داشتن چه آمد است ؟ ( می توانید به آرشیو عکس این تشکلها مراجعه کنید و ببینید در برنامه های نمادین جهت پاکسازی ها ی که برگزار می شد چه تعداد هوادار شرکت می کردند ) ولی امروز فقط اسمی از آنان تشکلها وجود دارد ؛ تشکلهای مانند جبهه سبز ؛ انجمن حفظ محیط کوهستان ؛ جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست و تشکل دانشجوی آوای سبز که روزگاری به عنوان پیشگامان و بانیان فعالیتهای زیست محیطی شناخته می شدند امروز با چه تعداد عضو ادامه فعالیت می دهند . در آن دوره حتی زمانیکه بخشی از محیط زیست این مملکت در خطر بود و تشکلهای زیست محیطی به تنهای برای جلوگیری از تخریب های زیست محیطی سینه سپرمی کردند هیچ حمایت حتی کلامی از آنان توسط سازمان حفاظت محیط زیست انجام نشد ( قطع درختان پارک لویزان ؛ جاده سازی در دامنه قله دماوند ؛ نگهبانی از دشت شقایق کوه دماوند ). به این نکته باید اشاره کرد نه اینکه در زمان خانم دکتر جوادی به فعالیتهای مردمی بها داده نمی شود بلکه طبق گفته های مدیرکل دفتر مشارکت های سازمان محیط زیست ؛ ایشان اعتقاد داشتن که فعالیتهای مردمی را بیشتر از طریق نیروی بسیج انجام بگیرد که جای این گلایه باقیست که ایشان می توانست به تشکلهای زیست محیطی هم اعتماد کنند و از تجربه و توان آنان نیز استفاده کنند . نکته که باید به عرض جنابعالی برسانم این است که در اکثر کشورهای که سابقه فعالیت های زیست محیطی آنان زیاد است جهت فعالیت های داوطلبانه مردمی کمک خواستن از نهادی دولتی را قبول ندارند و آن را نوعی گدائی و توهین به خود می دانند و می گویند هر تشکل زیست محیطی باید در انجام فعالیت داوطلبانه آنقدر توانا باشد که خودش بتواند گلیم خود را از آب بیرون بکشد این نظریه بسیار درستی است ولی این موضوع بیشتر در کشورهای اجرای می باشد که حداقل سازمانهای مردم نهاد آنها بیش از چهل سال فعالیت اجتماعی دارند و بسیاری از مشکلات فرهنگی مارا ندارند و از طرفی چون کمتر تشکلی در ایران پیدا می شود که بیش از ده سال فعالیت دارد لذا بسیاری نهاد مدنی از جمله نهادهای دانشجوی و غیر متخصص در ایران یا تازه تاسیس هستند و یا هنوز به آن مرحله از رشد نرسیدند که بتوانند خودشان را از دیگران بی نیاز کنند همچنین ردیف های بودجه های اختصاص یافته توسط دولت برای مشارکتهای مردمی حتما" باید جهت افزایش این نوع فعالیتها خرج شود در پایان امیدوارم که در دوره ریاست شما بر سازمان بتوانید با استفاده از تجربیات کارشناسان سازمان حفاظت محیط زیست و فعالین محیط زیست جهت رفع مشکلات محیط زیست کشورمان ایران اقدامات ارزشمندی انجام گیرد و در آینده نزدیک شاهد کاهش آلودگی ها زیست محیطی در سطح کشور باشیم و اما پشنهاداتی جهت استفاده از توان تشکلهای زیست محیط و سازمانهای مردم نهاد و بعضی از فعالین زیست محیطی که دوست دارند جهت حفظ محیط زیست کشور عزیزمان ایران با آن سازمان همکاری نمایند 1 - دفتر مشارکتهای مردمی سازمان با دعوت از تشکلهای و سازمانهای مردم نهاد که از نهاد قانونی کشور از جمله نیروی انتظامی ؛ اداره ثبت شرکتها ؛ سازمان ملی جوانان و یا سازمان فرهنگی هنری شهرداری مجوز فعالیت گرفتن ودر این چند ساله تجربیاتی دارند بدون هیچگونه تبعیضی از آنان جهت حفاظت از محیط زیست در خواست همکاری نمایند 2 - با توجه به اینکه ایران کشور پهناور می باشد و از نظرشاخص های زیست محیطی در حوزه های مانند آب ؛ هوا ؛ خاک ؛ جنگل ؛ مراتع ؛ بیابان ؛ کوهها و غیره به علت عدم توجه به توسعه پایداردر مقطعی از تاریخ ایران که به هر کدام از این حوزه ها آسیب های جدی وارد شده است لذا با شناسای تشکلهای که در سراسر کشور در این حوزه ها فعالیت دارند با رتبه بندی آنان ( از نظر تعداد هودار و میزان اطلاعات علمی آنان ) از توان انرژی آنان به نحو احسن استفاده شود . 3 – با توجه به اینکه بیشترین تجربه فعالیت تشکلهای زیست محیطی در حوزه کارهای فرهنگی و تحقیقات می باشد لذا واگذاری بعضی از امور در این زمینه به آنان می تواند باعث بالا رفتن کارائی آنان می گردد . 4 – یکی از مواردی که سازمانهای جهانی در چند سال اخیر پس از تجربه های فراوان به آن رسیده اند و در پروژه های زیاد به روی آن تاکید می کنند استفاده و به کار گیری از مردم محلی و بومی در پروژه های محیط زیستی می باشد و از طرفی بیشتر مناطق حافظت شده محیط زیست ایران در شهرستان ها می باشند لذا می توان با مشارکت دادن تشکلهای زیست محیطی شهرستانی و مردم بومی جهت حافظت ازاین مناطق ( مخصوصا" زمانهای که این مناطق مورد تجاوز قرار می گیرند) اقدام کرد
با تشکر از سرکار خانم خباز نسبت به تهیه این گزارش جام‌جم گزارش مي‌كند محيط ‌زيست در تهديد ساخت ‌و سازهاي غيرمجاز جام جم آنلاين: عكس‌ها آنقدر گوياست كه نياز به توضيح ندارد. برخي آمده‌اند و بي‌محابا در سراشيبي كوه ساختمان‌هاي مدل به مدل ساخته‌اند و با مصالح گران‌قيمت ويلاهايي را علم كرده‌اند كه به جان طبيعت افتاده است. بعضي‌ها هم كه انگار دستشان تنگ بوده، ولي جسارت داشته‌اند چند آجر بدقواره روي هم چيده‌اند و چهار ديواري‌اي درست كرده‌اند تا به همه بگويند كه اختيارش را دارند. عده‌اي هم البته به نوع ديگري از آب گل‌آلود ماهي گرفته‌اند و قطعه زميني كه در روزگاري‌نزديك جزيي از مسير صعود كوهنوردان بوده است را با يك اتاقك آهني تصرف و تابلوي فروش به آن چسبانده‌اند. اين عكس‌‌ها مي‌گويند متجاوزان به حريم كوهستان آنقدر جسور شده‌اند كه جلوي چشم همه مسوولان درست در ارتفاعات پايتخت حتي به محدوده جاده خاكي كوه هم رحم نمي‌كنند و بي‌هيچ نگراني دل كوه را مي‌تراشند تا گليمشان را درازتر از قبل كنند و اگر بساط كاسبي دارند با ترفندي ساده گسترشش دهند تا يكبار ديگر اين طبيعت و حريم آن باشد كه مورد درازدستي قرار مي‌گيرد. فقط كافي است در جايي از اين مملكت كوهي از زمين سر برآورده باشد و تعدادي درخت سايه بر آن انداخته باشد و نهري از كنارش گذشته باشد تا پاي متجاوزان به طبيعت به آن باز و داستان نابودي ميراث طبيعي از نو نوشته شود. در اين ميان البته چشم اميد خيلي‌ها به سازمان حفاظت محيط زيست، اداره منابع طبيعي و نهادهاي ديگر است تا بلكه جلوي رشد قارچ‌گونه اين ساختمان‌ها را بگيرند، اما انگار با وجود تاكيد زياد شهردار تهران بر‌لزوم تخريب ساخت و سازهاي غيرمجاز و برخورد با اين‌گونه ساخت و سازهاي جديد هنوز سرعت توليد اين سازه‌ها بيشتر از سرعت تخريب آنهاست. وقتي اين اوضاع را با عباس محمدي، مدير انجمن ديده‌بان كوهستان در ميان مي‌گذاريم همه اين مطالب را تاييد مي‌كند و مي‌گويد، در يكي دو دهه گذشته بويژه در چهار ، پنج سال اخير روند ساخت و سازها در عرصه‌هاي طبيعي و نقاط غيرمجاز آنچنان شدت گرفته كه تنها مي‌توان نتيجه گرفت پول‌هاي نفتي سرريز شده به كشور خيلي‌ها را به اين سمت كشانده است تا به جاي دنبال كردن پروسه‌هاي توليدي به سمت ساخت و ساز بيايند و از اين رهگذر سودي به جيب بزنند. او البته اين روند را تنها مختص مردم عادي نمي‌داند، چراكه با شهامت اعلام مي‌كند روحيه ساخت و ساز در حريم منابع طبيعي در قشر دولتي هم نفوذ كرده و كار به جايي رسيده است كه حريم طبيعت و البته قانون براحتي زير پا گذاشته مي‌شود. قانون ساخت ‌و ساز در ارتفاعات پيش از انقلاب، قانوني به تصويب رسيد كه مي‌گفت ساخت و ساز در حريم كوهستان در ارتفاع بالاي 1400 متر غيرمجاز است، اما پس از انقلاب مسوولان اين ارتفاع را بنا بر وضعيت منطقه تا 1600 و 1800 متر هم ارتقا دادند، با اين حال محمدي مي‌گويد، امروز وضع به گونه‌اي شده است كه خيلي بالاتر از اين ارتفاع هم ساخت و ساز انجام مي‌شود. او وقتي از ارتفاعات دربند، پس‌قلعه، شيرپلا، شمشك، پلنگ‌چال و كوچه باغ‌هاي دركه و ساخت و سازهاي غيرمجاز در آن مي‌گويد، اين سوال را هم مطرح مي‌كند كه چطور مي‌شود اگر در محدوده شهر، شهروندي چند سانتي‌متر به حريم پياده‌رو و خيابان تجاوز كند، قانون بلافاصله در موردش اعمال مي‌شود، ولي ساخت و سازهايي كه همه شاهدش هستند و پنهان‌كردني نيست درست در مقابل چشم همه ضابطان قانوني انجام مي شود. سكوت سازمان محيط زيست مدير انجمن ديده‌بان كوهستان وقتي اين را مي‌گويد، سكوت سازمان حفاظت محيط‌زيست را هم در حد يك معما معرفي مي‌كند و چنين نتيجه مي‌گيرد كه به دليل نبود هماهنگي ميان مسوولان و وجود اختلاف‌نظر ميان آنها، كساني كه فكر تصاحب منابع ملي را در سر دارند، جسور شده‌اند. يافتن مسوولاني در تهران كه اين موضوع را تاييد كنند كار بسيار سختي بود چون جبلي، معاون محيط طبيعي اداره كل محيط‌زيست استان تهران با مقدمه‌چيني‌اي نامفهوم خبرنگار ما را به محيط زيست شهر تهران ارجاع مي‌دهد و خسرو دانشجو، سخنگوي شوراي شهر تهران نيز با بيان اين كه 2 سال پيش مناطق غيرمجاز براي ساخت و ساز علامت‌گذاري شده و حالا بايد رفت و ديد كه چه اتفاقي افتاده است، در پاسخ اصرارهاي خبرنگار ما گفت، نمي‌تواند چيزي بگويد كه صرفا خوشايند خبرنگار باشد. با اين حال حسن بيادي، ديگر عضو شوراي شهر تهران حرف‌هايي را مطرح كرد كه موضوع گزارش را تاييد مي‌كرد. او در حالي كه با كمي احتياط سخن مي‌گفت، اظهار كرد: «من اعتقاد دارم كه هم در ارتفاعات و هم در غير ارتفاعات افرادي خلاف مي‌سازند. در نقاط بالاي ارتفاع 1800 متر نبايد ساخت‌وساز كرد، ولي پهنه‌بندي‌هايي وجود دارد كه حتي ساخت و ساز در زير ارتفاع 1800 متر را هم غيرمجاز مي‌داند، اما متاسفانه در بعضي نقاط شمال و شمال‌غرب تهران اين ساخت و سازها در حال انجام است. شهرداري منطقه يك خبر ندارد البته ممكن است، بعضي ساخت و سازها از نظر من و شما تخلف باشد، ولي در واقع اين‌طور نيست. اين اظهارات بيادي، بخشي از گفته‌هاي اعضاي فدراسيون كوهنوردي و مشاهدات فعالان محيط‌زيست را تاييد مي‌كنم اما وقتي خواستيم، شهرداري منطقه يك تهران نيز چيزي در اين باره بگويد، پس از روزها تلاش، شهردار منطقه اعلام كرد اين موضوع ربطي به او ندارد و در حيطه‌اي نيست كه او در برابرش موضع بگيرد. مدير روابط عمومي شهرداري منطقه نيز اين ساخت و سازها را از پايه و اساس انكار كرد تا همچنان اين سوال‌ها باقي بماند كه ساختمان‌هايي كه كوهنوردان در مسير صعود خود در نقاط مختلف شمال تهران مي‌بينند از كجا آمده است؟ و مهم‌تر اين كه بالاخره محدوده شهر تهران قرار است تا كجا پيش برود؟! تهديدي به وسعت ايران اما اين تنها حكايت پايتخت و طبيعتش نيست. مدت‌هاست كه خبر مي‌رسد روستاي گردشگرپذير «زيارت» در انتهاي پارك ناهارخوران آنجا كه گفته مي‌شود زيبايي‌هايش دست كمي از ماسوله ندارد زمين‌هايش به دست كساني كه مي‌گويند صاحبش هستند و سند دارند، چوب حراج مي‌خورد و ساختمان‌هاي بدقواره آن حوزه آبخيزداري گرگان را تهديد مي‌كند. تماس‌هاي پي‌درپي ما با مسوولان استان گلستان، حرف‌هاي ضد و نقيضي را درپي داشت؛ حرف‌هايي كه گاه آن‌قدر در تضاد بودند كه حيرت تنها نتيجه‌اش بود. عبدالرضا چراغعلي، عضو شوراي شهر گرگان و عضو هيات‌مديره نظام مهندسي استان، آن‌قدر حرف‌هايش شفاف و بي‌پرده بود كه شكي باقي نمي‌گذاشت كه با وجود برگزاري جلسات متعدد، دستورهاي موكد و صدور نامه‌هاي تند از سوي مديران، باز هم متخلفان نگران نشده‌اند و تجاوز به عرصه منابع ملي را دنبال كرده‌اند. او مي‌گويد كساني كه زمين‌هاي اين منطقه را مي‌فروشند، سندهايي در دست دارند كه بواسطه آن سندها اداره منابع طبيعي كاري به كارشان ندارد و وضع به جايي رسيده كه اكثر قريب به اتفاق مديران استان هم خود در اين منطقه زمين خريده‌اند و در آن ويلا ساخته‌اند اما در شرايطي كه چراغعلي معتقد است، ادله طبيعي و جغرافيايي نشان مي‌دهد ادعاي مالكيت اراضي درست نيست و مسوولان تنها تظاهر به مقابله با ساخت و سازهاي غيرمجاز مي‌كنند ، خواجه مديركل منابع طبيعي استان گلستان قاطعانه به «جام‌جم» مي‌گويد، هيچ ساخت و سازي در عرصه منابع طبيعي انجام نمي‌شود و آن 900 هكتار از اراضي حوزه روستاي زيارت كه خريد و فروش مي‌شود همه جزو املاك شخصي است. او البته كمي انصاف به خرج مي‌دهد و مي‌گويد، حتي باوجود چنين سندهاي مالكيتي او شخصا با ساخت و ساز در اين منطقه مخالف است ولي توضيح نمي‌دهد چرا زمين‌هايي كه سند زراعي دارند، حالا بي‌هيچ مانعي تغيير كاربري مي‌دهند و به منطقه مسكوني تبديل مي‌شوند. مديركل منابع طبيعي استان گلستان مي‌گويد اين مالكيت‌ها مربوط به گذشته است اما يادآور مي‌شود كه با برخي متخلفان برخورد قضايي شده و برخي ساخت و سازها قلع و قمع شده است. او بر اين نكته كه دادستاني و شوراي حفاظت از منابع طبيعي و بيت‌المال پيگير موضوع‌اند، تاكيد مي‌كند و براي بهبود وضعيت كنوني چشم به راه روزي مي‌ماند كه دستگاه‌هاي متولي براي حفظ محيط زيست بيشتر هماهنگ شوند.

۱۳۸۸ مهر ۱۸, شنبه

آینده محیط زیست کودکانمان در بیم ها و امیدها

روزجهانی کودک مبارکباد امسال هم چون سالهای قبل روز 16 مهر " روز جهانی کودک " را در حالی در کشورمان گرامی می داریم که به علت معضلات و مشکلات زیست محیطی ؛ اکثر روزهای سال با این مشکلات و معضلات دست به گریبان بودیم و هر چند روز یکبار با یک حادثه زیست محیطی روبرو بودیم از یک طرف حتی در فصل تابستان که وارونگی هوا کم اتفاق می افتد و آلودگی هوا کمتر می باشد امسال به خاطر ورود ریزگرد از کشورهای همسایه ؛ آلودگی هوای خیلی از شهرها به مرز خطرناک رسید که باعث تعطیلی مراکز آموزشی و اقتصادی کشور گردید و چند روز بعد دو باره با ورود آنفلونزای خوکی از مرزهای خارج کشور به ایران ؛ این بیماری آنقدر خطرناک تشخیص داده شد که در روزهای اول شیوع آن در ایران بعضی از مسئولین بهداشتی ؛ آموزشی پشنهاد دادند که اگر این بیماری در کشور به مرز حاد رسید مدارس از اول مهر به مدت چند وقت مراکز آموزشی و علمی تعطیل شود و تعلیم ؛ تعلم و تربیت دانش آموزان از طریق صدا و سیما در منزل انجام شود و کودکان و نوجوانان با ماندن در منزل خود کمتردر معرض آلودگی این بیماری قرار بگیرند چرا کودکان به عنوان آینده سازان مملکت آسیب پذیرترین بخش جامعه هستند ؟ راستی چرا در چند سال گذشته و امسال وقتی آلودگی هوا به وضعیت اضطرارای می رسد اولین اقدام دولت تعطیلی (جهت خارج نشدن کودکان و دانش آموزان از منزل ) مهد کودکها و مدارس می باشد و همچنین از سالمند در خواست می گردد آنان نیز در مواقع اضطراری آلودگی هوا از منزل خارج نشوند و در مراحل بعد اگر آلودگی در وضعیت خطرناک برسد به تعطیلات دانشگاه وادارات دولت و مراکز اقتصادی می پردازند حال چرا کودکان و نوجوانان در موقع آلودگی های زیست محیطی و یا هر آلودگی دیگر در معرض تهدید جدی هستند؟ کودکان به چند علت می توانند آسیب پذیرترین قشر جامعه باشند که این علت ها عبارتند از : 1 – کودکان آینده سازان جامعه : مادر و زنان ؛ پدران و مادران امروز؛ کودکان دیروز بودند و کودکان امروز آینده سازان فردا خواهند بود. تصور اینکه دنیای فردا بدون کودکان چگونه دنیای خواهد بود؟ غیر قابل تصور می باشد و امکان ناپذیر می باشد . پس برای فردا کره خاکی باید فکر جدی کرد و داشتن کودکان سالم و قوی باعث استمرار زندگی بر روی این کره خاکی می باشد 2 – از نظر فیزیو لوژی : کودکان به خاطر ساختار فیزیولوژی بدنشان که در دوران خردسالی و نوجوانای در حال شکل گیری می باشد می توانند در این دوران با کمترین نارسای نسبت بعضی مواد غذای ؛ ویتامینها ؛ پروتئین و یا حتی ورود سموم به بدنشان بسیار آسیب پذیر باشند یا در معرض خطر قرار به گیرند اگر آنان در بلند مدت بعضی از محیط آلوده یا نا سالم قرار بگیرند به مرور بدنشان واکنش نشان داده و حتی این واکنش در شکل ظاهری بدن نمایان شود اگر کودکان در محیط های کم نور ویا پر سر صدا قرار بگیرند به مرور به کم سوی چشم و نابینای و یا ناشنوای وکری مبتلا گردند و در محیط های اسیدی و یا آلودگی های مختلف نیز به انواع و اقسام بیماری های ریوی وسرطان خون مبتلا می شوند و اگر در محیط های کار سنگین مشغول به کار شوند به خمیدگی ستون فقرات و یا کجی استخوانها مبتلا شوند ولی اگر آنان در محیط های سالم خوش آب هوا و بدون سر وصدا و با نور کافی رشد کنند در آینده مردان و زنان قوی و سالم خواهند بود 3- از نظر روانی : کودکان باید از آینده خود امیدوار باشند اگر آن در دوران رشد و بلوغ اگر آنان در دلهره و اضطراب باشند و یا همیشه در این فکر باشند که ممکن است در جای حق آن مورد تعرض قرار می گیرد در رشد و بلوغ این کودکان اختلال وارد می شود و آن کودکان ترسو و بزدل می شوند و همیشه با یاس و نا امیدی زندگی می کنند و در سیستم ایمنی بدن آنان اختلال وارد می شود و چون بزرگ می شوند انسانها مریض و وسواس می باشند حال اگر کودکانمان بعلت انواع آلودگیهای زیست محیط هر روز در تهدید باشند و هر روز به آنان القا شود که همه چیز آلوده می باشد و یا اینکه به آنان القا شود اگرفلان آلودگی وجود داشته باشد و رفع نگردد شما به فردا روز به فلان مریضی مبتلا می شوید آیا این کودکان که جوانان آینده می باشند از نظر روانی نمی توانند دارای عقده های درونی باشند که در سرنوشت آنان تاثیر شدید داشته باشد 4 – از نظر فرهنگی : از قدیم گفته اند که کودکان مانند یک لوح پاک هستند که هرکسی می تواند بر این لوح مطلبی بنویسید و خیلی از این نوشته ها شاید امروز پاک شود ولی در آینده می تواند در ذهن کودک که به یک جوان برومند تبدیل شده است دو باره تداعی شود اگر امروز به کودکان خود بیاموزیم که که مثلا" کمربند ایمنی ببند و یا به او بگویم که زباله خود را در سطل آشغال بی اندازدو یا به ایشان گفته شود که کاشت درخت برای آینده کره زمین لازم است ایشان در بزرگسالی نیز به این افکار اعتقاد خواهد داشت ولی اگر در برابر همین کودک دروغ مصلحتی گفت و یا با ریختن زباله در مکانهای عمومی و یا آلوده کردن محیط زیست او را به این امور بی توجه کرد در بزرگسالی او نیز این فعالیتها را انجام خواهد داد لذا باید در صورت امکان از نوشتن مطلب خلاف و ناگوار بر روی لوحه ذهن کودکان خود خود داری کنیم که او فکر خواهد کرد که این امور صحیح است و در آینده بسیار سخت خواهد بود که واقعیت ها را به ایشان نشان داد 5 – از نظر علمی : علم محیط زیست را به کودکان خود در مدارس و به وسیله کتابهای درس یا صحبت های معلمین محترم و یا در قابل کتابهای داستان و یا به روشهای نمایشی به کودکان بیاموزیم و از آنان بخواهند به روش علمی و یا کارهای گروهی نسبت به رفع مشکلات محیط زیست اقدام کنند و یا از آنان بخواهیم به روش علمی با ساخت تجهیزات علمی جهت رفع مشکلات محیط زیست اقدام شود در پایان باید دوباره به این نکته اشاره کرد همه تلاش انسانها مومن ؛ آگاه ومسئول پرورش کودکانی سالم و تنومند است پس برای سلامتی آنان باید تلاش کرد و روز 16 مهر فقط یک سمبل برای کودکان می باشد که در این روز بیشتر از روزهای دیگر به کودکان خود احترام بگذاریم و بیشتر روزهای دیگر فعالین زیست محیطی برای سلامتی آنان جهت رفع آلودگی های زیست محیطی تلاش کنند

۱۳۸۸ مهر ۱۴, سه‌شنبه

روز کودک به همه کودکان مبارک باد

ما این کره خاکی را از پدرامان به ارث نبردیم بلکه از کودکان خود به امانت گرفته ایم کودکان و محیط زیست در روزگار قدیم (منظور 35 الی 40 سال پیش ) که من کودک بودم با توجه به اینکه در شهرستان گلپایگان زندگی می کردم اصلا" از آلودگی هوا ؛ آب و خاک خبری نبود از صبح تا عصر در زمینهای کشاورزی از خاک گل درست می کردیم و با آن خانه می ساختیم و هر وقت احساس تنشگی می کردیم از همان آب جویبار یا نهر آب می نوشیدم و از آلودگی هوا هیچ خبری نبود و اما داستان : چند روز پیش برای پسرم پویا وقتی از آسمان آبی صحبت کردم و به او گفتم که باید در نقاشی برای آسمان از رنگ آبی استفاده کن ایشان در همان اولین لحظه به من هشدار داد که رنگ آسمان تیره می باشد نه آبی و چند روز پیش که به روستا زرنجان که محل سکونت پدر و مادرم و بقیه بستگان در شهرستان گلپایگان رفتیم برای لحظه ای حاضر نشدم به علت آلودگی خاک پسر با خاک بازی کند و همچنین با توجه به اینکه پویا احساس تشنگی می کرد ولی حاضر نشد از آب نهر در صحرا آب بنوشد چون می گفت این آبها آلوده می باشد پیش خودم گفتم در عرض سه الی چهار دهه چه بر سر محیط زیست آمده است که کودکان چهار ساله نیز آگاهی کامل دارند

گشت اورژانس اجتماعی

روز سه شنبه ساعت 17 که از خیابان منصور در خیابان 17 شهریور جنوبی عبور می کردم چشم به یک خودروی افتاد که به روی آن نوشته شده بود اورژانس اجتماعی ؛ با توجه به اینکه من تا به حال چنین گشتی را ندیده بودم و فقط می دانم ماموریت آنان در رابطه با کودکان می باشد ؛ با خود فکر کردم ای کاش یکی ازحوزه های ماموریت کاری این گشت های اورژانس اجتماعی درمورد مشکلات کودکان کار ؛ خیابان و محیط زیست بود واین گشت ها می توانستن به موارد متخلفانی که از کودکان برای جمع آوری زباله به داخل سطلهای زبالهمی فرستند که مشکلاتی زیادی زیست محیطی و بهداشتی برای آنان دارد " را نیز رسیدگی می کردند ( با توجه به اینکه سازمان محیط زیست و وزارت کشاورزی در شهر ها گشت محیط زیست فعال ندارد و هر چند ماه یکبار این گشت در یکی از خیابانهای تهران دوری می زند و مردم نیز از این گشت ها اطلاعی ندارند ) و ای کاش نیروی انتظامی که نسبت به مشکلات اجتماعی " مخصوصا" گشت ارشاد " حساسیت ویژه دارد و امکانات کافی هم دارند حفاظت از محیط زیست نیز یکی از ماموریت های این سازمان بود تا احتمالا" از نظر اجتماعی این مشکلات حل شود

۱۳۸۸ مهر ۷, سه‌شنبه

توریسم ؛ گردشگری و چالشهای زیست محیطی

بنام خداوند یکتا توریسم ؛ گردشگری و چالشهای زیست محیطی نویسنده : حسین عبیری گلپایگانی ضمن تبریک 5 مهر روز جهانی گردشگری به کلیه کسانیکه به طریقی درامور گردشگری در کشورمان تلاش می کنند و آرزوی موفقیت برای آنان از خداوند یکتا گردشگری در گذر تاریخ و ایران وقتی به کتب تاریخی مخصوصا" به کتابهای سفرنامه مراجعه کنیم از زمانهای خیلی قدیم مردم ایران نیز همچون مردم سراسر دنیا علاقهمند به مسافرت رفتن بودند که این سفرها می توانست کاری ؛ زیارت و یا تفریحی باشد و از طرفی روزگاری مردم سر زمین ایران شاهد تردد کاروانهای بودند که از جاده های تاریخی ایران همچون جاده ابریشم عبور می کردند که بازرگانان و گردشگران از کشورهای اروپای به سمت چین و هندوستان سفر می کردند که در مسیر سفر خود از کشور عزیزمان ایران آنان گزارشهای و سفرنامه های نوشته اند حتی وقتی خاطرات شاهان ایران را بررسی می کنیم آنان بیشتر ایام عمر خود را یا در حال مسافرت و یا در حال شکار بودند و از طرفی تعداد زیادی خارجی که آنان نیز اکثر بعد از سفر به ایران ؛ سفرنامه های به نگارش در آوردند که از موقعیت اجتماعی و سیاسی و همچنین شرح مناطق خوش آب هوای ایران در آن زمان پرداخته اند هر وقت صحبت از توریسم و گردشگری مطرح می شود ناخداگاه ذهن بعضی از انسان ها به یا تعدادی آدم پولدار می افتد که قصد دارند برای چند روز به منطقه ای سفر کنند و با تفریحاتی از قبیل شکار حیوانات و یا آتش زدن درختان و ویرانی کردن طبیعت و به جا گذاشتن زباله های خود در طبیعت و ده ها تجاوز دیگر به طبیعت زیبا بدون آنکه کسی مزاحم اوقات شریف آنان گردد پول خود را خرج نمایند و یا به یاد مهاجران سفید پوستی می افتد که وقتی به افریقا یا مناطق سرخپوست نشین امریکا سفر می کردند به طور فجیع باعث قتل وغارت مردمان بومی جهت خوشگذرانی آنان و خرابی طبیعت کار دیگر انجام نمی دانند لذا توریسم و گردشگری مقوله جدید و تازه نیستند که به خواهیم آن راموضوع جدید بدانیم لذا در جهان با توجه به موضوع گردشگری روز 5 مهر ( 27 سپتامبر ) را به نام روز جهانی گردشگری نامگذاری کرده اند و به این مناسبت در ایران نیز به غیر روز جهانی گردشگری هفته نیز به این مناسبت به نام هفته گردشگری نامگذاری شده است ( شش لغایت دوازده مهر) که در این هفته متولیان امور گردشگری با شرح عملکرد سالانه خود پرداخته و یا با شرح فعالیت که قرار است در سال بعد انجام شود اطلاع رسانی می کنند گردشگری و اقتصاد یکی از مسائلی که باعث شده است که موضوع توریسم و گردشگری و در چند سال اخیر مورد توجه جدی دولت مردان قرار بگیرید مسائل در آمدهای اقتصادی و مالی این رشته می باشد با توجه به در آمد های حاصل از گردشگری ( در جهان که به نام صنعت توریسم نامگذاری شده است ) بسیار زیاد می باشد که به عنوان مثال تعداد گردشگرانیکه که در هر سال از کشور ترکیه بازدید می کنند بالای 30 میلیون نفر می باشد که اگر هر گردشگر در ایام مسافرت خود ده هزار دلار هزینه کند چه سرمایه عظیمی را برای کشور ترکیه به همراه خواهد داشت این تعداد گردشگر می تواند باعث تحولات اقتصادی زیادی در کشور میزبان باشد که از جمله می توان به رونق هتل سازی و هتل داری ؛ توسعه صنایع دستی ؛ توسعه آژانسهای سیر و سیاحت و ده ها توسعه دیگر که از قبال گردشگران کسب در آمد می کنند حاصل می شود . گردشگری و چالشهای زیست محیطی با توجه به اینکه کشور عزیزمان ایران به علت پهناوری و وجود قومیت های مختلف و همچنین داشتن انواع و اقسام منابع طبیعی از قبیل کوه ؛ دشت ؛ صحرا ؛ بیابان ؛ کویر ؛ دریا و دریاچه ؛ رودخانه و باتلاق وغیره همچنین وجود تعداد زیادی از آثارهای تاریخی ؛ فرهنگی و طبیعی یکی از بزرگترین کشورهای می باشد که می تواند تعداد زیادی گردشگر و توریست را پذیرا باشد ولی حضور گردشگر مخصوصا" به خاطر مسائل اقتصادی چالشهای زیادی را برای محیط زیست به همراه داشته است که بعضی از این چالشها توسط دولت انجام می شود و بعضی نیز توسط خود گردشگر به وجود می آید که به شرح ذیل می باشد 1 – دولتها : دولتها به علت مشکلات اقتصادی دوست دارند که جهت رفع این مشکلات از هرکجا که امکان دارد در آمدی کسب نمایند که از جمله یکی از راه های کسب در آمد می تواند به وسیله گردشگر و توریسم باشد ولی از طرفی این گردشگر وقتی حاضر به خرج کردن پول خود می باشد که به تواند بیشترین کیف و لذت را در ایام مسافرت داشته باشد لذا دولتها دوست دارند که همه امکاناتی برای آنان فراهم نمایند مثلا" ساخت هتل ؛ پناهگاه ؛ مجتمع های پذیرای ؛ راه اندازی تله کابین در مناطق کوهستانی و یا جاده سازی و تخریب در مناطق بکر طبیعت و همچنین فراهم نمودن شکار در مناطق حفاظت شده و یا حفاظت می تواند باعث تخریب محیط زیست گردد متاسفانه در مناطق گردشگری ایران از ساحل مازندران که سواحل دریا به وسیله اشخاص خاص تصرف شده است و وجود زباله های فراوان در سواحل و تخریب جنگلها جهت ساخت ویلا و هتل ها و همچنین تصرف حاشیه های رودخانه ها و همچنین ساخت ساز در مناطق کوهستانی و غیره باعث شده اند که بزرگترین چالشهای زیست محیطی باشد 2 – گردشگران و توریست ها : گردشگران و توریست ها نیز خود می توانند از عوامل تخریب محیط زیست باشند اگر توریست یا گردشگر آداب و فرهنگ محیط زیست را مراعات نکنند و بخواهند فقط به علت داشتن پول در مناطق بکر و طبیعی از جمله در مناطق کوهستانی و یا در مناطق جنگلی جهت رفاه و راحتی خود به تخریب محیط زیست به پردازند ( مثلا" ریختن زباله های خود در طبیعت و یا روشن نمودن آتش در جنگلها و یا آسیب رساندن به حیاطت وحش غیره ) می توانند خود از عوامل تخریب محیط زیست باشند لذا دولت و مردم باید جهت فرهنگ سازی و استفاده صحیح از محیط زیست توسط گردشگران تلاش کنند یعنی اول باید بانیان صنعت گردشگری ابتدا خود با این فرهنگ و آداب آشنا شوند و به این فرهنگ و آداب اعتقاد جدی و قلبی داشته باشند و همچنین هر کجا که قرار است توسط سازمان گردشگری ؛ برای گردشگران و توریست ها امکاناتی فراهم کنند ابتداآن منطقه را توسط کارشناسان محیط زیست ارزیابی زیست محیطی کنند و در صورتیکه در منطقه توسط گردشگران به محیط زیست صدمه وارد شد جهت جلوگیری از این خسارت تلاش کنند شاید مقداری یورو و دلار به تواند برای چند روزی راحتی برای مردم به ارمغان بیاورد و صدمه که به محیط زیست وارد می شود شاید تاوان آن را سالها ی سال توسط فرزندان این آب خاک نتوان جبران کرد .

۱۳۸۸ مهر ۵, یکشنبه

بنام خداوند جان خرد برداشت بیش از حد آب از سفره های زیر زمینی تهدید جدی برای محیط زیست و کشاورزی با توجه اظهارات مدیر عامل آب منطقه کرمان در مورد برداشت بیش ازحد مجاز آب از منابع زیر زمینی منطقه کرمان ؛که باعث نشست زمین در بعضی مناطق کرمان شده است . آب های زیر زمینی یکی از منابع اصلی تامین کننده آب مردم در مناطق آب هوای خشک و نیمه خشک می باشند ؛ این آبها براي تأمين آب شرب و صنعتي در مناطق شهري در مناطق روستای جهت کشاورزی از اهميت زيادي برخوردارند و در اكثـر موارد بدون اينكه عمليات تصفيه قابل ملاحظه اي بر روي آنها انجام شود به طور مستقيم مـورد اسـتفاده قرار مي گيرند و متاسفانه بخش عظیم از کشور عزیزمان ایران جزء مناطق آب هوای خشک و نیمه خشک می باشد که به علت خشکسالی در چند سال اخیر و همچنین برداشت بیش از حد مجاز آب از سفره های زیر زمین در این نواحی تهدید جدی برای منابع طبیعی و محیط زیست آن مناطق شده است . شاید شما در منطقه زندگی کنید که روزگاری برای آشامیدن آب و یا برای کاشت محصولات کشاورزی از آب چشمه سراها و قنات ها استفاده می کردند ولی امروزه بعلت خشک شدن قنات ها و چشمه سراها ازآثار قنات ها تعداد زیادی چاه پشت سر هم که با نظمی خاص کنار هم چیده شده اند باقی مانده که اگر به لب هر کدام از چاه های بروید و سنگی به ته چاه بی اندازی دیگر صدای آب نمی شنوی و که نشانه خشکی چاه می باشد . و ازچشمه سارها هم فقط یادی در ذهن بزرگترها باقیست . یک داستان تاریخی از کم آبی در یکی از همایشی های زیست محیطی که موضوع آن آب بود یکی از اساتید دانشگاه به نام جناب آقای دکتر کردوانی سخنران جلسه بود ایشان می گفتند در ایام قدیم که شهر یزد دچار خشک سالی می شد کشاورزان یزدی از دو روش برای حفظ و نگهداری از درختان انار( که یکی از سرمایه های اصلی کشاورزان یزد بود ) در فصل گرما انجام می دادند اولین روش این بود کسانیکه وضع مادیشان مناسب بود از مغازه های یخ فروشی یخ می خریدند و در پای درختان انار خاک می کردند تا با این کار بتوانند درختهای انار را از خشک شدن نجات دهند و روش دیگر این بود که میوه کال درختان اناررا که نزدیک به رسیدن میوه بودند از درخت جدا می کردند چون اعتقاد داشتن درختان انار مانند مادری می ماند که در هنگام زایمان بنا به عللی نمی تواند کودکش را سالم به دنیا بیاورد و کودک در هنگام تولد جان مادر را تهدید می کنند اگر نوازد به دنیا بیاید باعث مرگ خود و مادر می شود لذا باید نوزاد را فدا کرد تا جان مادر نجات یابد به همین دلیل میوه های نارس برای به ثمر رسیدن احتیاج زیادی به آب دارند و به دلیل کم آبی درخت نمی تواند برای خود و میوه هایش آب تامین کند لذا برای اینکه جان درخت را برای سالهای آینده نجات دهند از خیر میوه های آن می گذرند . قنات بزرگترین کشف بشر قدیمی برای کشاورزی انسانهای اولیه بعد ازاینکه کشاورزی را کشف کردند جهت ادامه زندگی به روش کشاورزی باید مناطق را انتخاب می نمودند که همیشه برای دسترسی به آب مشکلی نداشته باشند برای همین ابتدا کنار رودخانه را برای زندگی انتخاب نمودند و با این انتخاب پایه های اولیه تمدن انسانی در کنار رودخانه آغاز شد که بعدا" کلمه آبادانی بر سر زبانها افتاد ( کلمه آبادی یعنی محلی که چند نفر برای زندگی درکنار آب انتخاب نمایند )ولی به مرور زمانه انسانه فهمیدند که در مناطق کوهستانی مخصوصا" پایین دامنه های کوه نیز امکان کشاورزی وجود دارد زیرا کوهها می توانستند آبهای را در پاییز و زمستان به صورت برف و یا باران در آنجا باریده می شد در زیر خود مانند یک آب انبارهای بزرگ ذخیره کنند و این آبها در فصل بهار و تابستان به صورت چشمه از زیر کوه خارج شوند و از این آبها برای کشاورزی استفاده کنند ولی یک مشکل وجود داشت و آن این بود که در بعضی از سالها که بارندگی در مناطق کوهستانی کم بود این چشمه ها کم آب می شدند و کشاورزان مجبور بودند این سر زمینها را ترک کنند و یا اینکه آنان در فصلهای پاییز و زمستان و بهار را در یک منطقه و فصل تابستان که با کمبود آب و علوفه روبرو می شدند به منطقه دیگرکه مشکل آب نداشتن کوچ کنند ( ییلاق و قشلاق ) در بعضی از مناطق خشک و نیمه خشک فقط در فصلهای پاییز و زمستان بارندگی دارند رودخانه ها و چشمه سارها در فصل بهار پر آب می باشند ولی در فصل تابستان و اوایل فصل پاییز که کشاورزان جهت کشت محصول احتیاج زیادی به آب دارند با کمبود آب روبرو می شوند جهت رفع این مشکل بعدا" دو راه پیدا شد یکی و ذخیره سازی آب رودخانه های در دره ها و میان شیار کوه ها بود که این عمل بعدا" نام سد سازی به خود گرفت که از آب ذخیره شده برای فصل گرما استفاده می شد ( که در این نوشته به آن نخواهیم پرداخت ) یا استفاده از آبهای زیر زمینی به وسیله چشمه و یا روش دیگری که بتوانند آبهای که در اعماق زمین ذخیره شده اند به سطح زمین بیاورند و با آن به کشاورزی به پردازند از هزاران سال پیش استفاده از آبهای سفره های زیر زمینی یکی از روشهای کشاورزی ایرانیان در مناطق نیم خشک و خشک بوده است باستان شناسان کشف کرده اند از حدود پنچ هزار سال پیش ایرانیهای قدیم با احداث قنات به بزرگترین کشف بشردر دوران قدیم دست یافتند که این شاهکار درجهان به نام ایرانیان ثبت گردیده است که بعدا" در خیلی از کشورهای دنیا مورد استفاده قرار گرفت که با حفرچاه ها آبهای زیر زمینی سطحی را به سطح زمین می آوردند و با آن زمینهای کشاورزی را آباد می کردند آثار قناتهای قدیم با قدمت پنچ هزار سال با تعداد زیادی چاه هنوز در شهرهای همچون گناباد ؛ نیشابور و دامغان به چشم می خورد و حتی می گویند شهر نیشابور که یکی از شهرهای مهم ایران بوده یکی از شهر های بوده است که بخش زیادی از آب خود راه از راه قنات تامین می کردند در دوره حمله مغولها به ایران ؛ مردم شهر نیشابوری یکی از شهرهای بودند که در برابر حمله مغولها مقاومت کردند ؛ مغولها برای اینکه بتوانند خشم خود را نسبت به مقاومت مردم نیشابوردر جنگ با مغولها نشان دهند تعداد زیادی از این چاه ها قناتهای نیشابور را با خاک پر کردند وباعث نابودی این قناتها شدند. وضعیت آبهای زیر زمین در قرن اخیر در 50 سال اخیر برای منابع آبی ایران که تامین کننده آب آشامیدنی و کشاورزی و صنعتی می باشند چهار اتفاق بزرگ افتاده است: 1- خشکسالی و کاهش بارندگی : در بعضی از مناطق ایران که روزگاری نه چندان دور ( همین ده های چهل و پنجاه و اوایل دهه شصت قرن اخیر ) شاهد بارشهای زیادی از نزولات آسمانی بودیم مثلا" در شهرستانی گلپایگان که زاده گاه اینجانب می باشد میزان بارش و برف به حدی زیاد بود که هر سال در فصل زمستان چنین نوبت برف می بارید و هر نوبت گاهی ارتفاع برف به بیش از نیم متر می رسید و به غیر ازبارش برف در زمستان ؛ باریدن باران در فصل بهار ادامه داشت و در بعضی از سالها در فصل تابستان در هنگام برداشت محصول گندم ؛ باریدن باران قطع نمی شد و کشاورزان برای قطع بارش باران و از بین نرفت محصولات خود در مساجد با پختن آش نذری و دعا و نیاش می پرداختند و حتی در بعضی از سالها به علت بالا بودن میزان بارندگی باعث بالا آمدن آبهای سطحی می شد دراواخر فصل زمستان و اوایل فصل بهار آبهای سطحی در روستا های این شهرستان به قدری بالا می آمدند که حتی از تنورهای نانوای خانه ها آب جاری می شد ( آخرین بار درسال 1358 روستا زرنجان ) و در این روستا ها ؛ اداره کشاورزی شهرستان با عملیات زهی کشی این آبها را به سمت دریاچه نمک قم هدایت می کرد .ولی در چند سال اخیر به ندرت اتفاق می افتد که برفی باریده شود و بارش باران نیزبسیار کاهش یافته است مخصوصا" خشکسالی در این جند سال اخیر بسیار شدید می باشد . 2 – توسعه صنعتی کشور ومدرن شدن کشاورزی که باعث افزایش مصرف آب شده است : با توجه به تحولات صنعتی در جهان ؛ کشور ایران نیز از این توسعه صنعتی عقب نمانده و با احداث کارخانجات مانند کارخانه های ساخت خودرو؛ کارخانه های تولید آهن و فولاد ؛ اکتشاف نفت و معادن و غیره که احتیاج زیادی به آب دارند و از طرفی توسعه صنعتی در کشاورزی نیز تحولات عظیم داشته است برعکس قدیم که کشاورزان از اسب ؛ الاغ و گاو نر و ابزارهای ساده ای همچون خیش گاو آهن برای شخم زدن زمین استفاده می کردند و در هنگام برداشت از ابزار ساده ای مانند داس استفاده می کردند که به علت ساده بودن ابزارکشاورزی میزان زمینهای کشاورزی زیر کشت بسیار کم بود به کشاورز سنتی مشهور می باشد؛ ولی با آمدن تراکتور و کمباین و دیگر ادوات کشاورزی باعث شد که مقدار زیادی زمین کشاورزی زیر کشت بروند افزایش سطح زیر کشت زمینهای کشاورزی با تکنولوژی جدید را که ( که یک کشاورز در یک روز می تواند بیش از 30 هکتار زمین را با تراکتور شخم بزند در حالیکه با گاو آهن فقط می توانست 1500متر مربع را شخم بزند) کشاورزی مدرن می نامند باعث بالا رفتن مصرف آب شده است 3 – افزایش جمعیت و زندگی شهر نشینی در پنچاه سال اخیر به علت بالا رفتن امکانات بهداشتی و کاهش مرگ میرها کودکان و همچنین بالارفتن امکانات رفاهی مردم نمودار رشد نفرات تعداد جمعیت کشور با شیب تندی رو به افزایش بوده و جمعیت کشور از 19 میلیون نفر سال 1335 به تعداد 60 میلیون نفر تا سال 1375 نفر یعنی در عرض چهل سال سه برابر و همچنین رشد جمعیت شهر نشینی از 30 درصد مردم در سال 1335 به 61 درصد جمعیت در سال 1375 که با رشد دو برابر از دیگر موارد می باشد که باعث بالا رفتن مصرف آب شده است 4 - سیاست های دولت و مردم در قبال کم آبی : در پنجاه سال اخیر بنا به شرایط کشور از جمله افزایش جمعیت و بیکاری زمین های بایر زیادی به زیر کشت رفته است که مخصوصا" در اولیل انقلاب که مردم با گرفتن زمین های بیابانی اطراف شهرها و روستا (که به زور و بدون اجازه از اداره منابع طبیعی تصرف شده است ) و همچنین واگذاری بعضی از زمینهای کشاورزی توسط هئیت های هفت نفره به بیکاران و واگذاری زمین به شرکت های زراعی و تعاونی و غیره مواردی که باعث بالا رفتن مصرف آب گردیده است . با توجه به چهار مورد بالا که نشانه دهنده افزایش میزان مصرف آب در کشور ایران می باشد و از طرفی خشکسالی های چند ساله اخیر باعث شده است که یکی از منابع تامین آب همانان استفاده از منابع آبهای زیر زمینی می باشد که با حفره چاه عمیق و نیمه عمیق مخصوصا" در مناطق بیابانی به تعداد زیاد حفر گردیده است همچنین چون دولت بر روی حفر خیلی از این چاه ها کنترلی نداشته است مردم در زمینهای که متصرف شده اند با حفر چاه های نیمه عمیق و عمیق که خیلی از آنها پروانه و جواز حفر چاه ندارد باعث نابودی قنات ها و چشمه سارها شده است و دیگر قنات ها و چشمه ها آبی برای عرضه به کشاورزان و یا مردم روستاها ندارند ولی در عوض ؛ در هر پانصد متر به پانصد متر موتوری آبی در حال فعالیت است و در حال مکیدن آب از سفره های زیر زمین هستند برداشت بیش از حد آب از سفرهای زیر زمینی در این روزها یک تهدید جدی برای محیط زیست کشور عزیزمان ایران می باشد شاید این مشکل این دفعه از کرمان شروع شده باشد ولی این معضل فردا برای همه منابع آبهای زیر زمینی سراسر ایران جدی می باشد. پشنهادات جهت رفع مشکلات منابع آبی زیر زمینی با توجه به اینکه اگر خشکسالی برای چند سال دیگر ادامه داشته باشد و همچنین برداشت بی رویه از منابع زیر زمینی آب ادامه داشته باشد می تواند باعث نابودی یکی از تامین کنندگان آب مردم شود مواردی از قبیل نشست زمین و یا پایین رفتن ارتفاع آبهای زیر زمینی که باعث خشک شدن درختان می شود و یا شور شدن این آبها می شود و دهها مورد دیگر چه باید بکنیم : الف – دولت باید از دادن مجوز جهت برداشت آبهای زیر زمینی جدا" خود داری کند و در مناطقی که احتمال برداشت آب زیاد می باشد با باطل کردن جواز بعضی از این چاه ها تا رفع خشکسالی اقدام کند (یا به علت اینکه فقط بعضی از کشاورزان متضرر شوند آب دهی چاه ها به صورت دوره ای دراین ایام در مناطق در معرض خطر قطع شود ) ب – دولت با دادن تهسیلات به کشاورزان جهت استفاده از روش های نوین کشاورزی از قبیل کشاورزی قطره ای و یا روشهای دیگر که باعث کاهش مصرف آب می شود باعث کاهش مصرف آب گردد ج – دولت با مجبور کردن صنایعی که به آب زیاد احتیاج دارند جهت بازیافت آب از فاضلابهای موجود در آن صنایع اقدام کند وهمچنین با هدایت و تصیفه فاضلاب ها به مناطق کشاورزی از پسماند آب به نحو احسن استفاده شود و یا با استفاده از تکنولوژی بارور کردن ابرها میزان بارش در کشور را افزایش دهند . د – مردم نیز به صورت داوطلب جهت کاهش برداشت آب از منابع زیر زمینی و صرفه جوی در آب جهت جلوگیری از نابودی آب جلوگیری شود .