۱۳۸۹ مهر ۴, یکشنبه

کوه‌ها بیش از پیش در خطرند

روزنامه همشهری مورخه 3 مهر به مناسبت 4مهر؛ روز جهاني كوهستان پاك

26 سپتامبر مصادف با 4مهر روز جهانی کوهستان پاک است.
هر ساله این روز توسط گروه‌های کوهنوردی و دوستداران محیط‌زیست در سراسر جهان گرامی داشته می‌شود. در ایران نیز در اکثر شهرها، این روز با برپایی مراسم مختلفی از قبیل پاکسازی مسیر کوهنوردی اطراف شهرها، پاکسازی مسیرهای صعب‌العبور بعضی از قلل مرتفع و برپایی همایش و سخنرانی با موضوع محیط‌زیست کوهستان توسط اساتید دانشگاهی و پیشکسوتان محیط‌زیست و کوهنوردی گرامی داشته می‌شود. در عین حال ذکر این نکته ضروری است که به‌دلیل واقع شدن چهارم مهر در ایام هفته و روزهای غیرتعطیل، هر سال برگزاری این مراسم در یکی از روزهای جمعه نزدیک به 4مهر برگزار می‌شود؛ امسال، نهم مهرماه، (جمعه آینده) به برپایی این مراسم اختصاص یافته است.
از سال‌های 1372 و 1373 که نخستین سازمان‌های مردم نهاد زیست‌محیطی در کشور شکل گرفتند، بخشی از این سازمان‌های مردمی فعالیت خود را به امور کوهستان اختصاص داده‌اند که از آن جمله می‌توان به انجمن حفظ محیط کوهستان و گروه دید‌بان کوهستان اشاره کرد. سازمان‌های مردم نهاد دیگری مانند جمعیت زنان مبارز با آلودگی محیط‌زیست و بعدا نیز جبهه سبز ایران و جمعیت دانشجوی آوای سبز که فعالیت اصلی آنان در زمینه محیط‌زیست شهری بود با حضور در مراسم ویژه کوهستان به کمک فعالین زیست‌محیطی کوهستان و گروه‌های کوهنوردی می‌آمدند. یکی از دل مشغولی این سازمان‌های مردم نهاد از بدو تأسیس تا‌کنون وجود زباله‌های فراوان در کوهستان است که هر روز به‌علت عدم‌مراعات نکات زیست‌محیطی در محیط‌های کوهستانی به حجم این زباله‌ها در کوهستان به‌ویژه در ارتفاعات بالا و مسیرهای صعب‌العبور که امکان پاکسازی آن وجود ندارد، افزوده می‌شود.
وجود انبوه زباله در کوهستان چهره بدی از طبیعت را به نمایش می‌گذارد، لذا بنیانگذاران سازمان‌های مردم نهاد زیست‌محیطی ابتدای فعالیت، وظیفه خود می‌دیدند که برای پاکسازی مسیرهای کوهپیمایی اقدام کنند. با همین رویکرد با فراخوان از اعضای خود و دوستداران محیط‌زیست در روزهای نمادین به پاکسازی مسیرهای کوهنوردی می‌پرداختند، با این هدف که فرهنگ پاکسازی را در میان قشر کوهنورد و مردمی که برای تفریح به کوهستان می‌روند نهادینه کنند.
علل عدم‌مشارکت مردم در فعالیت‌های زیست‌محیطی
متأسفانه پس از سال‌ها هنوز فرهنگ زیست‌محیطی یعنی نریختن زباله و حفظ محیط کوهستان در میان مردم ایران نهادینه نشده است و شهروندان همچنان زباله‌های خود مخصوصا ظروف پلاستیکی غیرقابل تجزیه را در طبیعت و ارتفاعات رها می‌کنند. از سوی دیگر، چند سالی است فعالیت‌های نمادین پاکسازی کوهستان با عدم‌استقبال اعضای سازمان‌های مردم نهاد روبه‌رو شده است. این مسئله سبب شد جلسات متعددی با حضور مسئولین و بعضی از فعالین زیست‌محیطی و کارشناسان دولتی با موضوع آسیب‌شناسی و بررسی علل عدم‌مشارکت مردم در فعالیت‌های زیست‌محیطی برگزار شود که به‌دلیل اهمیت برخی از موارد مطرح شده در این نشست‌ها، در ذیل به آنها اشاره می‌شود.
1‌- بعضی اعضای سازمان‌های مردم‌نهاد اعتقاد دارند که اصل موضوع برگزاری روزهای نمادین و مخصوصا جمع‌آوری زباله توسط سازمان‌های مردم‌نهاد یک موضوع کاملا انحرافی است که از اول به اشتباه این نوع برنامه‌ها در شرح وظایف سازمان‌های مردم نهاد زیست‌محیطی گنجانده شده است زیرا این نوع فعالیت‌ها بی‌احترامی به شخصیت اعضای این سازمان‌هاست. براین اساس، این افراد معتقدند که اگر از آغاز، امر پاکسازی اشتباها به وظایف آنان محول شده است و تا امروز این فعالیت از طرف آنان پیگیری شده بهتر است که از این نوع فعالیت‌ها دوری جویند و اگر قرار باشد که پس از سال‌ها اطلاع‌رسانی همچنان شاهد عدم‌رعایت فرهنگ زیست‌محیطی در کوهستان و طبیعت باشیم همان بهتر که این مسئله را رها کنیم چون نتیجه‌ای ندارد. این افراد، مورد مسخره واقع شدن از طرف برخی کوهپیمایان هنگام پاکسازی کوهستان را دلیلی بر این مدعا عنوان می‌کنند.
2- بعضی از کارشناسان و فعالین محیط‌زیست براین باورند که سازمان‌های مردم نهاد زیست‌محیطی باید با چاره‌جویی، روش‌های دیگری را با برنامه‌های نمادین پاکسازی کوهستان جایگزین کنند.
3- بعضی دیگر از اعضای تشکل‌های زیست‌محیطی با توجه به اینکه بعضی از نهادهای دولتی به مشکلات زیست‌محیطی اعتقادی ندارند و برای رفع مشکلات زیست‌محیطی هیچ‌گونه تلاشی نمی‌کنند و در مواردی به‌علت اجرای طرح‌های عمرانی و توسعه، بکرترین محیط‌های طبیعی را تخریبی کنند و کوچک‌ترین هزینه و خسارت زیست‌محیطی هم نمی‌پردازند؛ برای نمونه، وزارت صنایع و شرکت‌های خودرو‌سازی‌ و کارخانه‌های صنعتی و پالایشگاه‌ها که عاملین اصلی آلودگی هوای شهرها هستند تاکنون برای کاهش تولید خودروسازی یا ساخت خودرو مطابق با استاندارد جهانی زیست‌محیطی، تلاش جدی و قابل‌قبولی نکرده‌اند یا سالانه صدها هزار تن مواد نفتی به ظروف پلاستیکی تبدیل می‌شود و شرکت‌هایی که از این ظروف استفاده می‌کنند مانند شرکت‌های نوشابه‌سازی‌ تاکنون هیچ‌گونه تعهدی جهت جمع‌آوری این ظروف انجام نداده‌اند، بنابراین، فرقی بین فعالیت کردن و نکردن سازمان‌های مردم‌نهاد زیست‌محیطی وجود ندارد، پس بهتر است که این سازمان‌ها انرژی خود را برای این نوع فعالیت‌ها هدر ندهند.
4- بعضی دیگر از فعالین محیط‌زیست اعتقاد دارند خارج‌کردن زباله از مناطق طبیعی یک وظیفه همگانی است و از طرفی در روزهایی که حرکت‌های نمادین زیست‌محیطی برگزار می‌شود دسترسی فعالان محیط‌زیست به تریبون‌های اطلاع رسانی راحت‌تر است. همچنین در این روزها به‌علت حضور مسئولین حکومتی برای شرکت در همایش‌ها و برنامه‌های نمادین، دسترسی به این افراد آسان است و از طرفی مسئولان با حضور در این مراسم از افکار و ایده‌های فعالین محیط‌زیست بیشتر آگاه می‌شوند، از این رو، اعضای تشکل‌های زیست‌محیطی می‌توانند در حواشی برگزاری روزهای نمادین، اعتراضات و پیشنهادهای زیست‌محیطی را به گوش مسئولین و مردم برسانند.
5- اما موردی که همه فعالان محیط‌زیست برآن تأکید می‌کنند این است که بودجه فعالیت‌های زیست‌محیطی و منابع طبیعی در دست مسئولین دولتی است و ازآنجایی که مسئولان در پایان هر سال در بیلان کاری خود از این نوع فعالیت‌ها گزارشی به مسئولین رده بالا ارائه می‌دهند لذا مسئولین دولتی با اختصاص بودجه برای برگزاری روزهای نمادین محیط‌زیست، به طریقی در هدایت و شکل‌گیری این روزها نقش اساسی دارند.
6- به غیر از موارد مطرح شده بالا نظریه دیگری در میان سازمان‌های مردم نهاد زیست‌محیطی در حال شکل‌گیری است. براساس این نظریه، پول گرفتن سازمان‌های مردم نهاد زیست‌محیطی از نهاد دولت کاملا اشتباه است زیرا آنان اعتقاد دارند که هر سازمان مردم نهاد زیست‌محیطی بنا به دلایلی تشکیل شده و با توجه به اینکه اغلب این سازمان‌ها از تجربه و تخصص خوبی برخوردارند می‌توانند با گرفتن پروژه‌های اجرایی، درآمدزا باشند و هزینه‌های خود را تأمین کنند، بنابراین، ناگزیر به گدایی از دولت نیستند. اگر سازمان مردم نهادی این توان را ندارد پس بهتر آن است که فعالیت‌های خود را تعطیل کنند تا بیش از این باعث بد نامی دیگر سازمان‌های مردم نهاد نشوند.
تخریب کوه‌ها شتاب گرفته است
در چند سال گذشته به‌دلیل عوض شدن مسئولین دولتی بخش محیط‌زیست، سازمان‌های مردم نهاد زیست‌محیطی با مشکلات جدیدی مواجه شده‌اند؛ به‌خصوص عدم‌شناخت بعضی از دولتمردان از فعالیت این سازمان‌ها، همچنین سوءاستفاده بعضی از افراد که آشنایی مختصری با فعالیت‌های زیست‌محیطی دارند و با تشکیل سازمان‌های مردم نهاد صوری و با استفاده از رانت، اعتبارات قابل توجهی را دریافت کرده‌اند، درحالی‌که هیچ بازده کاری‌ای برایشان تعریف نشده و اثرات آن در هیچ جایی دیده نشده است. نکته در خور توجه اینکه برخی افراد با استفاده از سازمان‌های مردم نهاد زیست‌محیطی نردبانی برای ترقی خود ساخته‌اند و از این رهگذر به مقام دولتی رسید‌ه‌اند سپس باعث تعطیل شدن و ایجاد مشکلات متعدد برای سازمان مردم‌نهاد وابسته به‌خود شده‌اند؟! به‌رغم همه آنچه گفته شد در چند دهه اخیر محیط‌زیست کوهستان مظلوم واقع شده و در حال نابودی است، به‌ویژه منفعت‌طلبی و سود جویی برخی افراد، سبب تخریب روزافزون محیط‌های کوهستانی شده است.



تولید پلاستیک از سیب زمینی

در این روش سیب زمینی ها به دانه های کوچکی تبدیل می شوند که مبنای ساخت سازه های پلاستیکی است.


کارخانه بیوپلاستیک شفر در فرانسه سالانه دویست و پنجاه میلیون کیسه زباله از سیب زمینی تولید می کند.

در فرانسه نوعی ماده پلاستیکی سازگار با محیط زیست از سیب زمینی تولید می شود.
به گزارش واحد مرکزی خبر به نقل از شبکه تلویزیونی فرانس بیست و چهار، کارخانه بیوپلاستیک شفر در فرانسه سالانه دویست و پنجاه میلیون کیسه زباله از سیب زمینی تولید می کند.
رئیس این کارخانه معتقد است این صنعت تازه پدید آمده و باید برای توسعه آن تلاش کرد.
در این روش سیب زمینی ها به دانه های کوچکی تبدیل می شوند که مبنای ساخت سازه های پلاستیکی است.
هزینه تولید این نوع پلاستیک بالا است و بسیاری از فعالان این بخش آن را مقرون به صرفه نمی دانند.
از سوی دیگر این نوع پلاستیک برای تجزیه باید در کنار زباله های ارگانیک قرار بگیرد که این امر در بسیاری از کشورها میسر نیست.
هم اکنون تولید پلاستیک از سیب زمینی تنها پنج درصد کل تولید پلاستیک در سراسر جهان را تشکیل می دهد.



۱۳۸۹ مهر ۱, پنجشنبه

چهل سال در زير چتر ياد گرفتن

چه ايام عمر زود مي گذرد؟ چهل سال پيش در چنين روزي يعني  روز اول مهر ماه سال 1349 براي اولين بار راهي  مدرسه شدم . در آن ايام ؛ بر عكس امروز  در حاشيه شهرهاي كوچك و روستا ها ، چنان فقر فرهنگي حاكم بود كه درس خواندن فقط حق پسران بود و دختران از درس خواندن  محروم بودند در آن زمان از خانواده بنده كه داراي هفت فرزند بودند  به غير از  دو تا فرزند كوچك خانه  كه  هنوز مدرسه اي نشده بودند بقيه  پنج فرزند بزرگي كه بايد به مدرسه مي رفتيم  و درس مي خوانديم فقط من و برادر بزرگترم مدرسه مي رفتيم  يعني سه تا از خواهرهاي بنده كه از من بزرگتر بودند هرگز  مدرسه نرفتند و  از اين سه تا خواهر فقط يكي از آنها در بزرگ سالي از طريق نهضت سواد آموزي مختصري خواندن و نوشتن ياد گرفت. در آن زمان به علت اينكه شناخت از مدرسه براي  دانش آموزان  سال اولي خيلي كم بود و شايد اصلا" پيش از رفتن مدرسه هيچ شناختي از مدرسه وجود نداشت لذا اولين روزهاي مدرسه براي كلاس اوليه بسيار سخت بود مخصوصا" اگر معلم كلاس اول بد اخلاق و اخمو بود كه ديگر تحمل مدرسه بسيار مشكل مي شد . ولي خوشبختانه   امروزه كودكي كه مي خواهد به كلاس اول برود پيش از ورودش به كلاس اول از طريق مهد هاي كودك و كلاسهاي پيش دبستاني و كلاسهاي مختلف آموزشي و  تبليغات تلويزيوني و غيره تحت آموزش قرار مي گيرد و روز اول دبستان برايش هيچ سختي ندارد. از گذشته نه چندان دور مدرسه نرفتن دختران سخن گفتم ولي چند روز پيش كه براي ثبت نام  خواهرزاده ام  به دانشگاه پيام نور گلپايگان رفتم تعداد دختران دانشجو در اين دانشگاه به قدري زياد بود كه بنده فكر كردم كه دانشگاه پيام نور گلپايگان  فقط مخصوص دختران مي باشد كه پس از  تحقيق فهميدم تعداد دانشجويان دختر در چند سال اخير  بسيار بيشتر از پسران مي باشد  .

۱۳۸۹ شهریور ۲۶, جمعه

گرامی داشت روز یوزپلنگ در باغ وحش پارک ارم


صبح پنجشنبه به دعوت دوستان و طبق اطلاع رسانی که  قبلا" انجام شده بود جهت گرامی داشت مراسم روز یوز پلنگ  آسیایی با پسرم پویا به باغ وحش تهران رفتیم  در بدو ورود از بنده بلیط خواستند که با توجه به اطلاع رسانی جهت بازدید رایگان از باغ وحش ولی از رایگان بودن باغ وحش خبری نبود. همچنین با توجه به شرایط نگهداری حیوانات باغ وحش که  از هفت و هشت سال پیش که بنده به باغ وحش رفتم هیچگونه تغییری در این باغ وحش انجام نشده است و حتی میزان جانوران آن نسبت به آن سالها کاهش یافته است. یکی از جاهای که بنده بسیار مشتاق دیدن آن بودم ببرهای سیبری و محل نگهداری آنان بود که قرار بود به جای ببر ایران به مردم قالب شود که خوشبختانه استاد کهرم با آدرس دقیق که دادند  همگی فهمیدن که این  ببر ایرانی دیگر وجود ندارد از طرفی محل نگهداری ببرها نیز برایم بسیار تعجبی بود چون این ببرها جدای از یک دیگر که یکی در قفس و دیگری در یک فضای که محوطه آن نسبتا" بزرگ  نگهداری می شوند از طرفی دوستانی که قرار بود جشنواره روز یوزپلنگ را برگزار کنند در حال دکور بندی و تزئین غرفه خود بودند و نمایش داستان شکارچی و یوزپلنگ نیز دیدنی بود.
 همچنین ملاقات  دوستانی همچون آقای اسلامی ؛ جناب شفیعی  ؛ جناب انصاری ؛ آقای محمد عظیمی ؛ آقای میرزاده ؛ خانم کشوری و خانم مژگان جمشیدی و بقیه دوستان برایم بسیار عالی بود این دوستان و بقیه همکارانشان  چند سال است با حمایت از یوز ایرانی توانسته از  انقراض نسل  یوز پلنگ ایرانی  برای چند سالی جلو گیری کنند ولی با توجه به کشتار 8 قلاده یوز پلنگ در سال اخیر و همچنین این انقراض نسل بسیار جدی می باشد.  

۱۳۸۹ شهریور ۲۵, پنجشنبه

از نگاه دوربین خبرنگاران

چهر ه ديدني يك كودك خردسال چيني كه به همراه ساير كودكان همسن و سالش در داخل يك استخر در شهر پكن غوطه ور است.



تصوير ديدني يك بچه فيل 5 روزه آسيايي در كنار مادرش در باغ وحش شهر ملبورن در استراليا.


جوي، ماده شير آسيايي به همراه 4 توله اش كه دو ماهه هستند در باغ وحش زوريخ در سوئيس.

۱۳۸۹ شهریور ۲۴, چهارشنبه

نامه یک دوست

یکی از دوستان بنده این مطلب و عکسهای زیر را برایم ارسال نموده است که همه مطلب آن در این نوشته موجود است.
درود بر جناب آقای گلپایگانی

خوشحالم که امروز در جلسه مرتبط با محیط زیست شهرداری منطقه یک شرکت می کنید . شاید اشاره به نکاتی که خدمت شما عرض می کنم بی فایده نباشد .
جنگلکاری در ارتفاعات تهران از نظربزنامه ریزی سابقه طولانی دارد . در اواخر دوره رضا شاه ( حالا شما رضا خان بفرمایید ) طرحی پیشنهاد شده بود که از کرج تا سعد آباد ، ارتفاعات جنگلکاری گردند . توجه بفرمایید جنگلکاری نه درخت کاری . طرح تصویب شد ولی هجوم متفقین نه از تاک چیزی برجای نهاد و نه از تاک نشان . جالب است که در سال 1322 یکی از مستشاران آمریکایی هم به دولت ایران پیشنهاد جنگلکاری در ارتفاعات تهران را برای جلوگیری از فرسایش و پایداری منابع آب را داد ولی آن هنگام همه پی نان سیلو بودند که خربزه آب بود . در دهه پنجاه خورشیدی بطور آزمایشب جنگلکاری مختصری در ارتفاعات مشرف به مینی سیتی انجام گردید که بسیار جالب بود و تاکنون آن لکه که البته سوزنی برگ است وجود دارد . (البته در زیر این لکه جنگلکاری عده ای از دوستان بی خان و مان اراضی کوهستانی را مصادره انقلابی کرده و از شدت نداری بجای تک واحد مجتمع های آپارتمانی ساخته اند .... قابل توجه شما ! )
در تهران به شدت باید از سوزنی برگان اجتناب نمود . کاج تهرانی که ما اکنون شاهد هستیم در جنگلکاری هایی چون چیتگر استفاده شده بومی دره الدار گرجستان بوده و از عهد صفوی به عنوان درخت زینتی در باغ ها استفاده می شده و بصورت تک پایه های کهن اکنون در اصفهان و خانه های قدیمی تهران موجود است . در حال حاظر پوشش بومی سوزنی برگ تهران درخت ارس است که بحالت جنگل تنک در ارتفاعات کرج وجود دارد ولی تا اواخر قرن هجدهم مناطق مرتفع تهران پوشیده از ارس بود و در ارتفاعات پایین دست پوشش جنگلی پسته و بادام کوهی و ارژن وجود داشت .به دلیل تولید ذغال این پوشش از بین رفت و جامعه پسته و بادام کوهی منحصر به قرق جاجرود گردید که اکنون آن را نیز به بهانه هایی چون سد و جاده همگان دست در دست هم داده و در حال نابودیش هستند . بعلاوه تا 100 سال پیش در شمیرانات درختانی چون خرمندی ، تا و به احتمال زیاد ازگیل نیز وجود داشت .
اگر به چیتگر و یا جنگل سرخه حصار تشریف ببرید به عمق فاجعه پی خواهید برد . درختان کاجی که به دلایل مختلف درحال حشکیدن هستند ، خاک زیر جنگل به دلیل اسیدی شدن مرده و هرچ رویشی در ان مشاهده نمی شود . در سرخه حصار در سمتی که پهن برگانی چون اقاقیا ( هرچند غیر بومی است ) کاشته شده در بهار انواع گیاهان رشد می کند .روباه ، تشی ، خرگوش ، قوچ و میش و کبک و انواع پرندگان وجود دارند اما در جنگل مرده کاج تنها پرنده کلاغ زاغی است که از پسماند تغذیه می کند .
در ارتفاعات تهران باید در مناطق مرتفع پایه های ارس غرص نمود .آقای مهندس خوشنویش کمک شایانی می تواند در کاشت ارس بنماید ، و در مناطق کم ارتفاع تر و بویژه دره ها توت ، خرمالو ، اقاقیا ، افرا ، سیب های وحشی ، بلوط ( چه بلوط غرب و چه در مناطق پرآب بلوط بلند مازو ) بادام ، پسته کوهی و ارژن جوابگو می باشند . یک کار مثبت دیگر احیای گیاهان مرتعی است چون همه جا برای جنگلکاری مناسب نیست . بذر پاسی می تواند با هلیکوپتر در نقاط دور از دست صورت بگیرد و در بسیاری از مناطق کوهنوردان می توانند گیاهان مرتعی را بذر پاشی کنند .
مساله دیگر در ارتفاعات تهران حیات وخش و احیای جمعیت آن است . تا 39 سال پیش در تمام ارتفاعات تهران پازم و قوچ و میش وجود داشت و تا 40 سال گذشته در دارآباد پلنگ هم بود . اکنون گه گداری تنها از پازن بویژه در داراباد گذارشی بگوش می رسد و پرندگان اکنون بیشترین حیات وحش غالب ارتفاعات تهران را تشکیل می دهند که بسیار غنای جالبی دارند . در صورت احیای مراتع تهران به کمک و یاری کوهنوردان که کم هم نیستند می توان جمعیت پازن و قوچ را احیا نمود . لطفا نفرمایید که اینکار به بررسی های علمی کارشناسان محیط زیست احتیاج دارد . بدون تعارف باید گفت نیمی از کارشنایان پس از سالها کار هنوز تفاوتی بسن پازن و قوچ قائل نیستند و از بد حادثه به اینکار روی آورده اند .در ایتالیا و سویس در اوایل قرن بیستم این کوهنوردان و جامعه محلی شکارچیان بودند که جمعیت پازن را احیا کردند با انتقال تعدادی پازن بر روی دوش خود و علوفه دهی و مراقبت مداوم ( نه چون ایران به امان خدا رها کردن ) جمعیت پازن در این مناطق آلپ احیا گردید .
حالا تصور بفرمایید که فلان خانم مهندس و یا آقای دکتر کم سواد می تواند حتی به پازن دست بزند . خودتان بهتر می دانید که اینکاره نیستند و تنها به دنبال طرحی برای دزدی های معمول در سازمان می گردند .
مورد دیگر ساخت آن پاکوب کذایی در دماوند است که به ظاهر متخلف بیاد برادر گم گشته خود اینکار به گمان خود نیک را نموده و سابق براین پناهگاه سیمرغ را نیز ساخته است .
بدترین کار این است که ایشان در دادگاه به پرداخت جزای نقدی محکوم گردند . شخصی که پول کافی و ایده عالی داشته و مرد عمل است را باید به مسیر درست هدایت نمود . اگر ایشان بجای پرداخت جریمه نفدی مکلف و نه مجبور به کاشت و داشت هزار اصله درخت مانند توت و خرمالو و پسته و بادام کوهی بگردد اینکار در نظر ایشان حکم مجازات را نخواهد داشت . در تمام دنیا مردان ثروتمند حامی محیط زیست کارهای پایدار انجام داده امد مانند آقای ترنر در امریکا که غول رسانه ای است ولی برای حقظ زیستبوم و اخیای جمعیت گرگ و حیات وحش دست های غرب آمریکا بسیار فعالیت های پایدار کرده .
نقطه مقابل فعالیت پایدار ، جنگل کاری های ما در اسفند ماه است که باید ان را روز نهال کشی نامید ! تا کنون اندیشیده اید چه تعداد نهال در این روز زیردست و پا از بین می رود ؟ وچه نهال هایی در کجا کاشته می شود ؟بیشتر سوزنی برگ هستند که آن هم تنها نفعش به دارندگان نهالستان و مدیران محترم تدارکات ادارات می رسد .
یک نکته دیگر احیای پوشش گز و نیزار و بیدستان های زیستبوم های رودخانه ای چون جاجرود و کرج است . پوشش بید و نی علاوه بر جلوگیری از فرسایش خاک کمک شایانی به پالایش آب نیز می نمایند .در مقایسه با جنگلکاری در کوهستان کاشت بید و نی و سپیدار در حاشیه رود ها کم هزینه تر بوده و سرعت اخیای زیستگاه بسیار بالا تر است .همانگونه که در دو عکی پیوست مشاهده می فرمایید اکنون ویلا داران بلای جان درختان بید شده اند و درختان را قطع کرده و در شومینه ویلا نشینان مستضعف می سوزانند این عکس ها در ورودی منطقه ورجین گرفته شده . با قاطعیت می توان گفت در هرکجا که این ویلا ها ساخته شده بیشتر مغازه داران تبدیل به مواد فروش ، فروشنده نوشیدنی های الکلی نامرغوب و دلال محبت ( همان جاکش! ) شده اند
عکس های پیوست یک رودخانه مهم شیلاتی در یکی از شهر های شمال را نشان می دهد که حضرات شهرداری در تابستان بر روی رود کم آب سد پلاستیکی زدند تا قایق سواری براه بیاندازند که نه تنها قایق ها از جایشان تکان خوردند بلکه تجمع پساب ورودی به رودخانه بوی تعفن عجیبی ایجاد کرد و در پی یک بارندگی همانگونه که در عکس های بعدی شاهد می باشید آب با فشار ان سد پلاستیکی کذایی را تخریب نمود و البته در دورانی که آقای کرباسچی شهردار تهران بود ، به تقلید از ایشان شهرداری این شهر بر روی پل در یک شهر سرسبز گلدان گذاشت که مردم می بردند .جالب است هرکسی به هر بهانه بجان درختان نارنج کهنسال شهر افتاده و انها را قطع کرده است و خیابان ها کچل شده اند . وضعیت قرارگیری سطل های زباله بازیافتی و معمولی هم جای خنده و گریه دارد

خلق را تقلیدشان برباد داد

ای دو صد لعنت بر این تقلید باد

باقی بقایتان

دوستدار






فرصتي براي نفس كشيدن كوه‌هاي تهران

در گردهمايي تشكل‌هاي دوستدار كوهستان در دفتر شهردار ناحيه كوهستان در منطقه يك تهران اعلام شد، روزهاي 25 و 26 شهريور، 1، 2، 8 و 9 مهرماه جاري، هيات كوهنوردي استان تهران كليه كوه‌هاي اطراف تهران را پاكسازي مي‌كند.



ایلنا: ديروز جلسه در دفتر شهردار ناحيه كوهستان در منطقه يك تهران برگزار شد. در اين جلسه كه در آن تشكل‌هاي دولتي و غيردولتي دوستدار كوهستان شامل انجمن حفظ محيط‌ كوهستان، هيات كارگران استان تهران، هيات كوهنوردي استان تهران، كانون عالي گسترش فضاي سبز ايران، جمعيت زنان مبارز با آلودگي محيط‌زيست و جامعه راهنمايان ايرانگردي و جهانگردي حضور داشتند، هماهنگي‌هايي براي پاكسازي كوه‌هاي اطراف تهران انجام شد. داستان از اين قرار است كه روز چهارم مهر روز جهاني كوهستان پاك است و هر سال در تمام نقاط دنيا گروه‌هاي كوهنوردي و تشكل‌هاي زيست‌ محيطي جمعه‌هاي نزديك به اين روز را به پاكسازي كوهستان‌ها از زباله‌ها اختصاص مي‌دهند.

به گزارش خبرنگار ايلنا، در گردهمايي تشكل‌هاي دوستدار كوهستان كه ديروز در دفتر شهردار ناحيه كوهستان در منطقه يك تهران برگزار شد، نماينده هيات كوهنوردي استان تهران اعلام كرد:‌ در روزهاي پنج‌شنبه وجمعه 25 و 26 شهريور، 1، 2، 8 و 9 مهرماه جاري، هيات كوهنوردي استان تهران كليه كوه‌هاي اطراف تهران را پاكسازي مي‌كند.
همچنين در اين گردهمايي جامعه راهنمايان ايرانگردي و جهانگردي از اجراي يك برنامه ويژه‌اي در روز 9 مهرماه در مسيرهاي 4‌گانه كوهستاني تهران توسط 100 تا 150 نفراز اعضاي خود خبر داد كه دراين برنامه ويژه قرار است اين افراد به انجام كارهاي فرهنگي در مسيرهاي چهارگاه مانند دركه، دربند، كلك‌چال و دارآباد براي كوه‌پيمايان بپردازند.
حسين عبيري گلپايگاني نيز در گفت‌و‌گو با ايلنا دليل انجام اين اقدامات توسط نهادها و تشكل‌هاي دوستدار محيط زيست را به خاطر فرا رسيدن 4 مهر روز جهاني كوهستان پاك است دانست و افزود: روز چهارم مهر روز جهاني كوهستان پاك است و هر سال در تمام نقاط دنيا گروه‌هاي كوهنوردي و تشكل‌هاي زيست‌ محيطي جمعه‌هاي نزديك به اين روز را به پاكسازي كوهستان‌ها از زباله‌ها اختصاص مي‌دهند.
او ادامه داد: اين اقدامات تنها شامل جمع‌آوري و پاكسازي دامن كوه‌ها از زباله و پسماند نيست بلكه انجام فعاليت‌هاي آموزشي و فرهنگي مانند بخش بروشور و آگاهي دادن به افرادي كه براي گشت و گذار به كوهستان مي‌آيند را نيز شامل مي‌شود.
عبيري در مورد وضعيت فعلي آلودگي كوهستان‌ها به زباله گفت: آن‌گونه كه مهندس رامش ديانت شهردار ناحيه كوهستان مي‌گويد يكسري از مسيرهاي كوهنوردي و عادي كوهستان، توسط اين نهاد پاكسازي مي شود و قرار شده مسيرهاي بالاتر را سايرهيات‌هاي داوطلب كوهنوردي و تشكل‌هاي مردم نهاد دوستدار محيط زيست و كوهستان پاكسازي كنند.
به گفته آقاي بابازاده مسئول گروه كوهنوردي «آرش» چون در اين چند ساله روي گروه‌هاي كوهنوردي كار فرهنگي انجام شده است،‌ از ميزان زباله‌هاي كوهستان كاسته شده است.
اما عبيري مي گويد اتفاقي كه در حال حاضر افتاده بوجود آمدن گروه‌هاي كوه رو است.
او توضيح مي دهد: كوه‌رو كسي است كه صبح تصميم مي‌گيرد به كوه برود، كوه‌نورد حرفه‌اي نيست، كوله‌پشتي هم ندارد، يك ساك‌دستي دارد و فقط براي گشت و گذار به كوه مي‌رود كه متاسفانه اين افراد آسيب جدي را به كوه مي‌زنند و كوه را كثيف مي‌كنند.
اين فعال زيست محيطي ادامه مي دهد: وضعيت حال حاضر كوه‌ها از نظر زباله بهتر شده اما هنوز در مسيرهاي كوهستاني تهران زباله زياد است همچنين مسيرهايي مثل كوه‌هاي دماوند كه رفت و آمد مشكل است، هنوز زباله فراوان ديده مي شود ولي خوشبختانه تشكل‌هاي زيست‌محيطي در اين چند ساله فعال بوده و توانسته‌اند مسيرهاي كوهستاني در استان تهران را تا حدي از زباله‌ها عاري كنند.
به گفته عبيري گلپايگاني اكثر نهادهايي كه اكنون به فكر سلامت كوهستاني و زدودن زباله از دامن اين اكوسيستم‌هاي بي‌نظير هستند تشكل ‌هاي غيردولتي هستند و تشكل‌هاي دولتي بسيار كم در اين زمينه فعال هستند.